پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

پیشرفت ایران اسلامی

 
چند هفته پیش بود که اندیشمندان علوم مختلف کشورمان در جلسه‌ای خدمت مقام معظم رهبری رسیدند. پس از آن بود که «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» بیشتر از گذشته دغدغه ذهن‌های علاقه‌مندان به پیشرفت ایران اسلامی گردید. هر شخص و هر رسانه‌ای از ظن خود یار این الگویی شد که قرار است دانشمندان با تأمل فراوان و با زمینه فرهنگی کشورمان به آن دست یابند.
سعی نگارنده در این یادداشت این بوده است که از یک زاویه خاص، یکی از تعاریف مرتبط با این بحث از نگاه رهبر معظم انقلاب و انحراف تفکرات مختلف از این تعریف را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.
«اساس نگاه اسلامى به پیشرفت، بر پایه‌ى این نگاه به انسان است: اسلام انسان را یک موجود دوساحتى میداند؛ داراى دنیا و آخرت؛ این پایه‌ى همه‌ى مطالبى است که در باب پیشرفت باید در نظر گرفته بشود؛ شاخص عمده این است؛ فارقِ عمده این است. اگر یک تمدنى، یک فرهنگى و یک آئینى، انسان را تک ساحتى دانست و خوشبختى انسان را فقط در زندگى مادىِ دنیائى به حساب آورد، طبعاً پیشرفت در منطق او، با پیشرفت در منطق اسلام - که انسان را دو ساحتى میداند - بکلى متفاوت خواهد بود. کشور ما و جامعه‌ى اسلامى آن وقتى پیشرفته است که نه فقط دنیاى مردم را آباد کند، بلکه آخرت مردم را هم آباد کند. پیغمبران این را میخواهند: دنیا و آخرت. نه دنیاى انسان باید مغفول عنه واقع بشود به توهم دنبالگیرى از آخرت، نه آخرت باید مغفول عنه واقع بشود بخاطر دنبال‌گیرى از دنیا. این بسیار نکته‌ى مهمى است. اساس، این است. آن پیشرفتى که در جامعه‌ى اسلامى مورد نظر است، اینچنین پیشرفتى است.
چند جور انحراف ممکن است در اینجا بوجود بیاید:
یکى این است که کسانى دنیا را اصل بدانند و از آخرت فراموش کنند؛ یعنى همه‌ى تلاش جامعه و برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران و حکومت، براى این باشد که زندگى مردم را از لحاظ دنیائى آباد کنند: مردم پول داشته باشند، ثروت داشته باشند، راحت باشند، مشکل مسکن نداشته باشند، مشکل ازدواج نداشته باشند، مشکل بیکارى نداشته باشند؛ فقط همین! اما از لحاظ معنوى در چه وضعى باشند، مطلقاً مورد توجه قرار نگیرد. این یک انحراف است.
یک انحراف دیگر این است که از دنیا غفلت کنند؛ از دنیا غفلت کردن یعنى از مواهب حیات و مواهب زندگى غفلت کردن و به آن بى‌اعتنائى کردن؛ این هم یک انحراف دیگر است. مثل بسیارى از گرفتارى‌هائى که در مجموعه‌ى دینداران در گذشته اتفاق افتاده: اقبال به مسائل اخروى و دینى، و بى‌توجهى به مواهب عالم حیات و استعدادهائى که خداى متعال در این عالم قرار داده است؛ این هم یکى از انحرافهاست. «هو الذّى انشأکم من الارض و استعمرکم فیها»؛ خدا شما را مأمور کرده است به آبادى زمین. آبادى یعنى چه؟ یعنى استعدادهاى بى‌پایانى که در عالم ماده وجود دارد را یکى یکى کشف کردن، آنها را در معرض استفاده‌ى انسان قرار دادن و انسان را به این وسیله به جلو بردن. این مسئله‌ى علم و تولید علم و این مسائلى که ما میگوئیم، ناظر به این است.
یک انحراف دیگر هم این است که انسان در زندگى شخصى خود، مواهب حیات و نیازهاى مادى را دست کم بگیرد و مورد بى‌اعتنائى قرار بدهد؛ این هم در اسلام گفته نشده، خواسته نشده؛ بلکه عکسش خواسته شده: «لیس منّا من ترک اخرته لدنیاه و لا من ترک دنیاه لاخرته». اگر آخرت را به خاطر دنیا ترک کردید در این امتحان مردودید؛ اگر دنیا را هم به خاطر آخرت ترک کردید در این امتحان مردوید. این خیلى مهم است. امیرالمؤمنین به کسى برخورد کرد که زن و زندگى و خانه و همه چیز را کنار گذاشته بود و به عبادت پرداخته بود؛ فرمود: «یا عدّى نفسه»، اى دشمن کوچک خویشتن! با خودت دارى دشمنى میکنى؛ خدا این را از تو نخواسته. «قل من حرّم زینة اللَّه الّتى أخرج لعباده و الطّیّبات من الرّزق». این هم این مطلب است. بنابراین تعادل دنیا و آخرت و نگاه به دنیا و آخرت - هم در برنامه‌ریزى، هم در عمل شخصى و هم در اداره‌ى کشور - لازم است. این هم یک شاخص عمده‌ى پیشرفت است.» [1]
 
پاورقی:
 
[1]- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار استادان و دانشجویان کردستان 27/02/1388
 
این یادداشت را می‌توانید در استوا و ندای انقلاب هم بخوانید. 

ثبت نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

نظرات (۱)

کمند ۲۳ دی ۸۹، ۲۲:۲۸
و چه دشوار است این تعادل سازی..من به شخصه اصلا بلد نیستم..گاهی دنیا طلب و گاهی تارک دنیا..البته این هنر رو خیلی ها ندارند