دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست

در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست               زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست
باید به بال رفت و درآورد گیوه را                         در بارگاه طور به پا احتیاج نیست
بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا               تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست
تو بی‌وسیله هم بلدی معجزه کنی                    دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست
خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند                اینجا به التماس گدا احتیاج نیست
تو با سکوت کردن خود، جنگ می‌کنی               تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست
وقتی به خاک مادر تو سنگ قبر نیست               دیگر تو را به صحن و سرا احتیاج نیست
محشر برای رو شدن اعتبار توست                     کی گفته است روز جزا احتیاج نیست؟
وقتی برات کرب و بلا را تو می‌دهی                    تا که حرم رویم، دعا احتیاج نیست



* این شعر در شب ۱۵ رمضان ۹۰ توسط حاج منصور خوانده شده است.

دیدگاه ها (۰)

هیچ دیدگاهی هنوز ثبت نشده است
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.