به همین مورِ تو بودن، تا قیامت راضی‌ام

سائل آشفته‌ام با تو پریشان نیستم                     بی‌سروسامانم، دنبال سامان نیستم
در حرم پروانه خاکستر شود راضی‌تر است             در میان شعله‌ات فکر گلستان نیستم
آیه‌ی کهف تو، سگ را هم طهارت می‌دهد            دست بر دامان شدم، آلوده‌دامان نیستم
به همین مورِ تو بودن، تا قیامت راضی‌ام               هیچ محتاج مقامات سلیمان نیستم
سجده آوردن اگر شرط مسلمان بودن است           گر به پای تو نیفتم من مسلمان نیستم
من سرم را نذر کردم هر چه بادا باد باد                 گر ببازم در دو عالم من پشیمان نیستم
میهمان خوشحال اما میزبان خوشحال‌تر               بر سر هر سفره‌ای اینگونه مهمان نیستم
گیسویی دارم به درد گردگیری می‌خورد                ورنه من دنبال گیسوی پریشان نیستم
نذر کردم که فقط امروز را گریه کنم                       در ازای صبح فردایی که گریان نیستم



* این شعر ۲۸ صفر ۹۰ (امروز) توسط حاج منصور خوانده شده است.

 

دیدگاه ها (۰)

هیچ دیدگاهی هنوز ثبت نشده است
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.