چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم

بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر                   دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر
ز راه آمدم و کوله بارم امّید است                      چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر
چو طفل گمشده‌ای بین شهر حیرانم                 بیا و دست مرا از میان راه بگیر
گناه‌های بزرگ مرا به حرمت اشک                    به کوچکی یک انگار اشتباه بگیر
برای خاطر من نه، به خاطر زهرا                       سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر
چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم                    بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر
به غنچه‌ای که از شاخه شکست برگرد              تقاص خون همان طفل بی‌گناه بگیر


 

* این شعر در فاطمیه دوم سال 91 توسط حاج منصور خوانده شده است.

دیدگاه ها (۳)

به غنچه‌ای که از شاخه شکست برگرد
تقاص خون همان طفل بی‌گناه بگیر

بسیار زیبا بود
التماس دعا
//blog.ir/media/images/guest.png?1 خورشید عالم تاب
شهادت حضرت زهرا را به شما تسلیت عرض می کنم.
تا علی شد بی کس و بی همنفس
گفت یا زینب به فریادم برس
شعر زیبایی بود.
به روزم
سلام
بسیار زیبا بودخیلی خوب...
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.