صحراگردی، توکل نیست

و باید دانست که توکل، منافات با کسب ندارد، بلکه ترک کسب و تصرّف به علّت توکل، از نقصان است و جهل، زیرا که توکّل ترک اعتماد به اسباب است و رجوع اسباب است به مسبّب الاسباب، پس با وقوع در اسباب منافات ندارد. و اینکه بعضى گفته‌اند: یکى از درجات توکّل-که آن توکّل خاصّه است-این است که متوکّل در بیابانها بى‌زاد و راحله سیر کند و اعتماد به خدا کند براى تصحیح مقام توکّل، چنانچه از إبراهیم الخواصّ نقل کنند که حسین بن منصور او را ملاقات کرد که در بادیه سیر مى‌کند، پس احوال او را پرسید، گفت: در صحراهاى بى آب و علف سیر مى‌کنم که خود را امتحان کنم که آیا توکل به خدا دارم یا نه؟ حسین گفت: تو که عمر خود را در عمران باطن خود صرف مى‌کنى، پس چه وقت به فناء در توحید مى‌رسى؟! این دو مرد، جاهل به مقام توحید و توکّل بودند، زیرا که صحرا گردى و قلندرى را به مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعى و از کار انداختن قوائى را که حق تعالى عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند. و این از جهل به مقام توحید و توکل است، زیرا که حقیقت توحید، در یافتن آن است که تمام تصرّفات خلقى، حقّى است و رؤیت جمال جمیل حق در مرآت کثرت است. بلى، احتجاب به کثرت مخالف توحید است، و آن صحرا و غیر صحرا ندارد.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 214

نویسنده: امام خمینی (ره)

دیدگاه ها (۱)

این عرفا هم دنیای انحرافات و اشتباهات بودند
داغان بلند شده رفته صحرا:/
۶ تیر ۹۸، ۱۷:۵۲
پاسخ:
هنوز هم میرن گویا برخی.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.