پژوهشگر

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۳۴ ب.ظ

آیا رهبر می‌تواند خارج از ایران باشد یا ایرانی نباشد؟

وقتى که این مسئولیت‌ها در جامعه اسلامى ایران بر عهده امام گذاشته شد و امام، چه به صورت فرد چه به صورت شورا، باید از نزدیک این وظایف را انجام بدهد، خود به خود از این پس باید مرجعیت عام مردم و رهبرى و امامت امت در جایى باشد که بتواند این نقش را به صورت کامل انجام دهد. اگر در خارج ایران مى‌تواند این نقش را به طور کامل انجام بدهد براى ما مرز معنى ندارد و اگر عملاً نمى‌تواند، که همین طور هم هست، باید مقرّ امامت به جایى بیاید که جامعه اسلامى تحقق یافته است. بى‌تعارف حرف بزنم: اگر این جمهورى اسلامى تحقق پید ا کرد، اولین جامعه اسلامى مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود. اولین جامعه اسلامىِ مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود، و در این صورت اصولاً وظیفه هرکس که مى تواند در این نظام مسئولیتى به عهده بگیرد این است که از هر گوشه دنیا که هست به داخل این نظام بیاید. فقیه عادل، نه فقط فقیه ترین در دین، که براى او، فقیه ترین آگاه، باتقوا، متعهد، مدیر، شجاع و توانا را شرط گذاشته‌ایم. حالا اگر فقیه، هم عالم به زمان است، هم شجاعت دارد و به یک وجب زمین نچسبیده است، و هم با تقوا و عادل است و این مسئولیت‌ها را در جامعه ایران مى‌یابد، دیگر یعنى چه که نخواهد بیاید؟ چه کار مى‌شود کرد؟! این فرهنگ شاهنشاهى حالا حالاها ما را رها نمى‌کند. ما هم در ذهنمان این است که یک فرد خودمختار و یک‌دنده‌اى که فقط به تشخیص و میل خود عمل مى‌کند احیانا مى‌تواند رهبر ما باشد. این نمى‌شود. فردى که مى‌خواهد رهبر باشد باید بیاید جایى که وظایف رهبریش را انجام مى‌دهد. اگر تخلف کرد با او چه کار مى‌کنند؟ مى‌گویند کسى دیگر به جاى او بیاید.

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 50 و 51

نویسنده: شهید بهشتی



نوشته شده توسط قاسم صفایی نژاد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

وقتى که این مسئولیت‌ها در جامعه اسلامى ایران بر عهده امام گذاشته شد و امام، چه به صورت فرد چه به صورت شورا، باید از نزدیک این وظایف را انجام بدهد، خود به خود از این پس باید مرجعیت عام مردم و رهبرى و امامت امت در جایى باشد که بتواند این نقش را به صورت کامل انجام دهد. اگر در خارج ایران مى‌تواند این نقش را به طور کامل انجام بدهد براى ما مرز معنى ندارد و اگر عملاً نمى‌تواند، که همین طور هم هست، باید مقرّ امامت به جایى بیاید که جامعه اسلامى تحقق یافته است. بى‌تعارف حرف بزنم: اگر این جمهورى اسلامى تحقق پید ا کرد، اولین جامعه اسلامى مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود. اولین جامعه اسلامىِ مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود، و در این صورت اصولاً وظیفه هرکس که مى تواند در این نظام مسئولیتى به عهده بگیرد این است که از هر گوشه دنیا که هست به داخل این نظام بیاید. فقیه عادل، نه فقط فقیه ترین در دین، که براى او، فقیه ترین آگاه، باتقوا، متعهد، مدیر، شجاع و توانا را شرط گذاشته‌ایم. حالا اگر فقیه، هم عالم به زمان است، هم شجاعت دارد و به یک وجب زمین نچسبیده است، و هم با تقوا و عادل است و این مسئولیت‌ها را در جامعه ایران مى‌یابد، دیگر یعنى چه که نخواهد بیاید؟ چه کار مى‌شود کرد؟! این فرهنگ شاهنشاهى حالا حالاها ما را رها نمى‌کند. ما هم در ذهنمان این است که یک فرد خودمختار و یک‌دنده‌اى که فقط به تشخیص و میل خود عمل مى‌کند احیانا مى‌تواند رهبر ما باشد. این نمى‌شود. فردى که مى‌خواهد رهبر باشد باید بیاید جایى که وظایف رهبریش را انجام مى‌دهد. اگر تخلف کرد با او چه کار مى‌کنند؟ مى‌گویند کسى دیگر به جاى او بیاید.

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 50 و 51

نویسنده: شهید بهشتی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">