فراق یار

از تو اى می‌زده، در میکده نامى نشنیدم         نــزد عشّاق شدم، قامت سرو تو ندیدم

از وطـن رخت ببستم که تو را باز بیابم             هر چه حیرت‌‏زده گشتم، به نوایى نرسیدم

گفتم از خود برهم تا رخ ماه تو ببینم               چه کنم من کـه از این قید منیّت نرهیدم؟

کوچ کردند حریفان و رسیدند به مقصد            بى نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم

لطفى اى دوست که پروانه شوم در بر رویت    رحمى اى یار که از دور رســانند نویدم

اى که روح منى، از رنج فراقت چه نبردم؟        اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟

دیوان امام

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

دیدگاه ها (۴)

//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/D-IB5KE0Nlcj4feMdYMYm0ffLLU%3D/ دُچــــ ــــار
  اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟
عجب شعری
۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۷
پاسخ:
عالیه شعرهای امام
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/DzF4EunmACF05tv_dphDjz9Z-Ds%3D/ פـریـر بانو

کوچ کردند حریفان و رسیدند به مقصد

بى نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم...


چقدر خوبه این شعر... چقدر خوبه این بیت...

۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۸
پاسخ:
:)
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/8EFcv1winXMBCfLvIxl9THkEOt0%3D/ مهدی صالح پور
به امام نمیومد از این شعرا بگه :))
۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۹
پاسخ:
چطور؟ امام خیلی شعرهای زیباتر و عاشقانه‌تر از این هم دارن
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.