پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

فراق یار

از تو اى می‌زده، در میکده نامى نشنیدم         نــزد عشّاق شدم، قامت سرو تو ندیدم

از وطـن رخت ببستم که تو را باز بیابم             هر چه حیرت‌‏زده گشتم، به نوایى نرسیدم

گفتم از خود برهم تا رخ ماه تو ببینم               چه کنم من کـه از این قید منیّت نرهیدم؟

کوچ کردند حریفان و رسیدند به مقصد            بى نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم

لطفى اى دوست که پروانه شوم در بر رویت    رحمى اى یار که از دور رســانند نویدم

اى که روح منى، از رنج فراقت چه نبردم؟        اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟

دیوان امام

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

ثبت نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

نظرات (۴)

دُچــــ ــــار ۱۸ مرداد ۹۶، ۱۸:۵۷
  اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟
saeede sa ۱۹ مرداد ۹۶، ۱۱:۳۴
عجب شعری
قاسم صفایی نژاد: ۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۷
عالیه شعرهای امام
פـریـر بانو ۲۰ مرداد ۹۶، ۱۴:۴۲

کوچ کردند حریفان و رسیدند به مقصد

بى نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم...


چقدر خوبه این شعر... چقدر خوبه این بیت...

قاسم صفایی نژاد: ۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۸
:)
مهدی صالح پور ۲۱ مرداد ۹۶، ۱۲:۱۲
به امام نمیومد از این شعرا بگه :))
قاسم صفایی نژاد: ۲۵ مرداد ۹۶، ۱۹:۳۹
چطور؟ امام خیلی شعرهای زیباتر و عاشقانه‌تر از این هم دارن