قایم موشک

دیشب مشغول بازی قایم موشک با دخترم بودم. یک ربع که از بازی گذشت، روند بازی عوض شد.

گفت: بابا من میرم اونجا قایم میشم، تو بیا منو پیدا کن. چشم گذاشتم و شمردم. وقتی رفتم دنبالش دیدم واقعا رفته همونجا قایم شده اما وقتی پیداش کردم انگار اصلا انتظار نداشت پیداش کنم. شور و هیجان گرفتش و شروع کرد جیغ زدن و خندیدن و فرار کردن.

داشتم فکر می‌کردم که:

چقدر ما آدم‌بزرگ‌ها هم همینطور هستیم. میدانیم فلان عمل‌مان منجر به فلان پاداش یا تنبیه خواهد شد اما انجام می‌دهیم و از دیدن نتیجه‌اش شگفت‌زده هم می‌شویم. 

یا طور دیگری فکر کنیم:

یک وقت‌هایی آدم‌هایی بزرگتر از ما هستند (از نظر روحی یا از نظر تجربه و دانش) که نتیجه فلان عمل ما همانقدر برایشان شفاف است، اما ما باز هم جلوی چشم آنان، این کار را می‌کنیم و وقتی پیش بینی آنان که جلوتر از زمان خود بودند محقق می‌شود، شگفت‌زده می‌شویم.

یا حتی بزرگتر فکر کنیم:

می‌دانیم قدرتی مانند خدای تبارک و تعالی هست که از همه درونیات ما و همه نیات ما خبر دارد، از رگ گردن به ما نزدیکتر است و عالم الغیب و الشهاده است اما فکر می‌کنیم از چشمان او قایم شده‌ایم. که:

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُکَ وَ عَلاَ مَکَانُکَ وَ خَفِیَ مَکْرُکَ وَ ظَهَرَ أَمْرُکَ وَ غَلَبَ قَهْرُکَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُکَ وَ لاَ یُمْکِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُکُومَتِکَ (خدایا! فرمانروایی‌ات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان، و فرمانت آشکار، و قهرت چیره، و قدرتت نافذ، و گریز از حکومتت ممکن نیست) *

--------------------------------

* دعای کمیل

 

 

دیدگاه ها (۷)

همینطوره
جالب بود
۹ مهر ۹۷، ۱۷:۲۵
پاسخ:
:)
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/lZyeWoYcOmu8OngHdBC4ScP5Lhk%3D/ سراسر گنگ
سلام من هم معمولا وقتی یه کاری انجام میدم فکرم این شکلی به جاهای باحالی میرسه .

یک برداشت دیگه ای هم که کردم این بود که کودک ها چقدر ساده میتونن نهایت لذت رو ببرن و ماها هرچقدر بزرگ میشیم این قابلیتو از دست میدیم
۹ مهر ۹۷، ۱۸:۱۰
پاسخ:
سلام ممنون
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/uoRZj8YCGNwBtHDiSDsm9pyn_5c%3D/ ملکه بانو
چه برداشت ارزشمند و زیبایی!
متشکر بابت اشتراک گذاریش
۹ مهر ۹۷، ۱۸:۳۹
پاسخ:
سلامت باشید
:))) خدا حفظش کنه

یه کانال تلگرامی هست که یه همچین مطالبی توشه. دوست داشتید بخونید
@ChildrenOfIdea
۹ مهر ۹۷، ۱۹:۰۰
پاسخ:
سپاس
توی کتاب جز از کل خیلی بامزه نوشته بود که انگار به اشتباه فکر میکنیم تا خدا رو به نام نخونیم نه افکار درونی ما رو میدونه، نه متوجهمونه.
۱۰ مهر ۹۷، ۲۰:۳۱
پاسخ:
غافلیم متأسفانه 
البته میشه اینطور هم تفسیر کرد که پدرا به چشم دخترا یه قهرمان هستن، دخترا نمیتونن و نمیخوان قهرمان زندگیشون رو درمانده ببینن... نمیخوان باور کنن که قهرمان زندگیشون جایی شکست بخوره یا نتونه کاری رو انجام بده، دخترتون جای مخفی شدنشو گفته که بازم قهرمان باشید... و اون ذوق و شگفتی هم از دوباره قهرمان دیدن شما بوده شاید
۱۰ مهر ۹۷، ۲۰:۲۹
پاسخ:
شاید...

خدا حفظش کنه. به نظرم یه برداشت دیگه ای هم داشت، اونم اینه که بچه ها واقعا صادقن. میتونست بره جای دیگه ای قایم شه و شما از داشتن دختری که دروغ میگه غمگین بشید.:-)
۱۹ مهر ۹۷، ۱۱:۴۶
پاسخ:
سپاس
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.