وضعیت کتاب در ایران از میانگین جهانی بهتر است

نشر

* گفتگو با جام جم آنلاین به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی

 

آقای صفایی‌نژاد فضای فعالیت شما به حوزه نشر مربوط است، آیا جدای از شغلتان فرد کتاب‌خوانی هم هستید؟ 

 

به نظرم ابتدا باید اهل کتابخوانی را تعریف کنیم. اینکه من اهل کتابخوانی باشم یا نباشم، بسته به این است که ویژگی‌های این دسته چیست؟ اگر منظور از این دسته، افرادی هست که به طور مستمر هر روز بیش از یک ساعت کتاب مطالعه می‌کنند، بله اهل مطالعه و کتابخوانی هستم. اما اگر منظور از این دسته، کسانی هستند که به صورت حرفه‌ای کتاب می‌خوانند، موضوع‌یابی می‌کنند، در جلسات نقد کتب شرکت می‌کنند و به معنی عرفی «کتاب باز» هستند، هنوز در میانه مسیر هستم.

 

به نظر شما یک کتاب خوب چه ویژگی‌ها و مؤلفه‌هایی باید داشته باشد؟

 

مهمترین ویژگی یک کتاب خوب این است که به نیازهای جامعه یا لااقل بخشی از جامعه پاسخ گوید. کتابی که در محفل‌های دربسته با تفکرات خاص فاصله گرفته از جامعه نوشته شود، فقط بدرد همان محافل خاص می‌خورد. من همیشه وقتی می‌خواهم این جمله را عرض کنم، ناخودآگاه یاد فرمایش امام (ره) میفتم که به جامعه‌شناسان وقت می‌فرمودند «بین مردم بیایید و ببینید مردم چه می‌گویند. از داخل اتاق‌های خودتان مردم را تحلیل نکنید.»

به جز موضوع کتاب که باید نیاز جامعه را پاسخ گوید، خلاقیت در نگارش کتاب هم اصل الزامی برای خوب بودن است. اینکه نویسنده یک موضوع مورد نیاز جامعه را در چه ژانری بنویسید، چه سبک و سیاقی برای کتاب خود انتخاب کند و چگونه منظور خود را به مخاطب برساند مهم است. نیازهای جامعه فقط کتب مهارتی و دانشی نیست؛ نویسنده می‌تواند از طریق داستان، خلأهای فرهنگی جامعه را پر کند.

بعد از این، کتاب خوب باید از نظر کتاب‌سازی و تولید فنی کتاب جذاب باشد. عنوان خوبی برای کتاب انتخاب شود، طراحی جلد، صفحه آرایی و ویرایش خوب و روان از ملزومات یک کتاب خوب است.

این موارد به خود کتاب برمی‌گردد اما برای اینکه کتاب خوب اثرگذار هم باشد، باید کل زنجیره ارزش کتاب خوب باشد.

 

عمودهای راه

شخصی

السلام علیک یا کریم اهل بیت

عمودهای پیاده روی اربعین برادرت را که مردم می‌پیمودند، به این فکر می‌کردم که عمودهای رسیدن به تو چگونه است؟ چند عمود باید طی کنم تا به تو برسم؟ چند عمود باید با دلم بروم و چند عمود را باید با عقلم بروم. عمودها چگونه قرار گرفته‌اند؟ آیا در پیاده روی برای رسیدن به تو هم فاصله عمودها یکسان است؟ عمودها شبیه هم هستند؟

فکر می‌کنم اولین عمود برای رسیدن به تو باید «صبر» باشد. صبر کردی در مصیبت، صبر کردی در زخم زبان‌ها، صبر کردی در دشنام‌های روی منبر به پدرت و جنگ‌های روانی، صبر کردی در...

هنوز فاصله دارم تا عمود صبر؛ یا منصفانه‌تر به درون خودم بنگرم دارم دور می‌شوم از عمود صبر.

عمود دوم شاید «کرامت» باشد. کرم و بخشندگی تو که بارها همه اموالت و بارها نیمی از اموالت را در راه خدا دادی. بخشندگی تو که به دشمنت هم می‌رسید. کرم و جود تو که شامل حیوانات هم می‌شد.

اگر در صبر روزگاری وضعیت خوبی داشتم، اما در مورد کرامت و بخشندگی، اصلا حتی بذر آن را در درون خود نکاشته‌ام.

عمود سوم باید «شجاعت» باشد. شجاعت جهاد در راه خدا. روزی به دستور امام زمانت به دفاع از خانه خلیفه سوم می‌روی، روزی شخص اول نبرد جمل می‌شوی و روز دیگر صلح با معاویه را می‌پذیری. در هر سه هم جانت را به خطر انداختی و هم آبرویت را. هم فداکاری کردی و هم زخم زبان شنیدی. برخی روایت‌ها نوشته‌اند حتی صحابی بزرگ پیامبر، جابر بن عبدالله انصاری، که آغازگر پیاده روی اربعین برادرت بوده، در رسیدن به عمود شجاعت تو به بیراهه رفت. ای کاش دروغ باشد این روایت که او هم پس از صلح تحمیلی به تو، تو را مذل المومنین خواند یا در کار صلح تو شک کرد!

عمود شجاعتت جذاب است اما برای من که آلوده‌ام ترسناک نیز هست.

عمود چهارم شاید «آینده نگری» باشد. کیست که نداند چگونه پی تک تک عمودهای راه حسین علیه السلام به دست تو آماده شده؟ کیست که نداند در آن روزهای سخت، حتی تا هزاران سال بعد و تا ما را می‌دیدی که حفظ‌مان کنی. که به تاریخ نشان بدهی شیعه، همزمان هم عاقل است و هم عاشق. 

عجله من تناسبی با آینده‌نگری ندارد اما از درون من با خبری که همیشه دنبال این بودم که ماموریت‌م در این زندگی را بیابم و ابزارهای آن برای تحقق در آینده را فراهم کنم.

امام مهربانم

کمکم کن گام بردارم. کمکم کن لااقل به سمت این عمودها نزدیک شوم. کمک کن..

 

تمدید مسابقه خودنویس

فرهنگی :: کتاب

ایده مسابقه داستان نویسی خودنویس هر چند از همان پاییز سال گذشته که مسئولیت راه اندازی مجدد نشر جام جم را پذیرفتم در ذهنم بود، اما برخی مسائل سازمانی و تغییر و تحولاتی که در موسسه جام جم در حال رخ دادن است آن را تا مرداد امسال به تاخیر انداخت. 

از مرداد که فراخوان مسابقه را اعلان کردیم، سعی کردیم تبلیغات مناسبی داشته باشیم. روزنامه جام جم، جام جم آنلاین، خبرگزاری‌های مهر و فارس و ایبنا، فضای مجازی و با فاصله زمانی دو سه هفته، رادیو و بخصوص رادیو فرهنگ -که در برنامه تخصصی پاتوق داستان به مسابقه پرداخت- پای کار آمدند. 

سعی کردیم با برداشتن گام‌های پشت سر هم در اتفاقات مسابقه، همیشه در میان اخبار فرهنگی باشیم. یک روز دبیر علمی تعیین می‌شد و هفته بعد داوران و سپس مصاحبه‌ای برای توضیح بیشتر و بعد از آن انتشار موشن گرافیک، برگزاری نشست خبری و ... حتی از تبلیغ در کانال‌های پربازدید تلگرامی که جنبه سرگرمی دارند هم غفلت نکردیم.

در سایر شبکه‌های اجتماعی هم حضور داشتیم اما تبلیغ خاصی نکردیم. در تبلیغات محیطی هم سعی کردیم لااقل در سطح شهر تهران، در فرهنگسراها، برخی کتابخانه‌های عمومی، کافه کتاب‌ها و دانشکده‌های مختلف پوستر تبلیغاتی‌مان را بچسبانیم. تلویزیون هم متاسفانه همکاری لازم را برای تبلیغ نکرد و حتی خانم لبافی که قرار بود برای پخش نشست خبری در آیتم کلاکت اخبار ۲۰:۳۰ تشریف بیاورند، نیامدند؛ تا هفته گذشته که دوست خوبم جناب آقای رضاییان، تهیه کننده محترم برنامه کتاب‌باز در پخش تیزر همکاری کردند.

تیزر دوم را که با همکاری سرکار خانم مژده لواسانی ساختیم در کتاب‌باز پخش کردیم و ایشان زحمت کشیدند و در صفحه اینستاگرامی خودشان هم منتشر کردند. اتفاق جالبی افتاد: تعداد زیادی از مخاطبان تازه به گوششان رسید و درخواست کردند که مسابقه تمدید شود. به نظرم آمد که افرادی هستند که روزنامه، خبرگزاری، رادیو و حتی تلگرام هم نمی‌بینند اما حواسشان به اینستاگرام هست. تعداد این افراد آنقدر زیاد بود که بلافاصله به دبیر علمی پیشنهاد دادم که تا حد امکان به تمدید مهلت دریافت آثار فکر کنند؛ به هر حال این ضعف ما بود که برای تبلیغ در اینستاگرام که مخاطبان خاص خود را دارد برنامه ریزی نکرده بودیم و باید تا حد مقدور جبران می‌کردیم.

آقای فلاح هاشمی هم با تمدید موافقت کردند و خبر نهایی اینکه مسابقه داستان نویسی خودنویس تا ۱۶ آذر تمدید شد. مهلت دریافت آثار تمدید شد اما کماکان ۲۰ استعداد برتر داستان بلند در شب یلدا معرفی خواهند شد و سایر مراحل مسابقه طبق روال قبلی ان شالله انجام خواهد شد.

 

تغییر نعمت

شخصی

تغییر نعمت شاید به خودی خود اصطلاح دارای بار ارزشی منفی نباشد. به هر حال نعمتی از دست رفته است و نعمتی دیگر جایگزین آن شده است. اما گاهی اوقات نعمات بزرگی از ما گرفته می‌شود و نعمات کوچکی داده می‌شود. گاهی اوقات نعمات آرام بخشی گرفته می‌شود و نعمات پردردسری داده می‌شود که به هر حال انجامش می‌دهی اما باید چند برابر تلاش کنی تا به آرامش گاها کوتاه‌تر برسی.

این همان‌جایی است که در کمیل می‌خوانیم: اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم؛ خدایا ببخش گناهانی را که باعث تغییر نعمت من می‌شوند.

این چه گناهانی است که باعث تغییر نعمت می‌شوند؟ چه کنیم که نعمات بهتر و بزرگتر را از دست ندهیم و به نعمات کوچکتر دل‌خوش نکنیم؟

جایی می‌خواندم به نقل از خداوندگار مناجات، امام سجاد علیه السلام، که گناهانی که باعث تغییر نعمت می‌شوند عبارتند از:

- ظلم و ستم کردن به مردم

- از دست دادن عادات به کار خیر و نیکو.

- ترک عمل معروف و خیر.

- کفران نعمت

- ترک شکر

دقیق می‌شوم به خودم طی ۱۰ سال گذشته. هر ۵ مورد را هم به کرات هم به شدت مرتکب شده‌ام. 

اللهم الغفر لی الذنوب التی تغیر النعم... یا رب... یا رب... یا رب...

 

توقف... بسم الله

شخصی

برخی کارها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا در پروژه‌ای، مدیر می‌گفت چه اصراری هست که انقدر منظم کار کنید ولی کیفیت نداشته باشید؟ توقف کنید، بازنگری کنید، ایرادات را بیابید و دوباره با نظم ولی با کیفیت ادامه دهید. درست است که توقف آن یعنی ضربه خوردن به برند، ضربه خوردن به اعتماد مخاطب و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که کیفیت را فدا نکردیم.

برخی عادت‌ها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا بالاخره یکی از آن شنبه‌هایی باید بیاید که تصمیم می‌گیریم دیگر فلان عادت‌مان را ترک کنیم. هر چند عادت یک روزه ترک نمی‌شود، زمان می‌برد، سختی تحمیل می‌کند، تا آخرین قطره خون‌ش می‌جنگد که در وجود ما بماند، اما به هر حال باید از روزی اراده کرد. باید تا جایی که می‌توان منابع مادی یا وقت یا هر چیز مرتبط با آن را سد کرد و با آن مبارزه کرد. درست است که ترک عادت موجب مرض است و تلاطم و سختی دارد... اما نگاه بلند مدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آینده را فدا نکردیم.

برخی اوقات باید یک جایی متوقف شد؛ باید انتخاب کرد. ما هر چقدر هم توانا باشیم مهم نیست، این انتخاب‌های ماست که حقیقت باطنی ما را نشان می‌دهد (+) باید انتخاب کنیم که می‌خواهیم مطلا باشیم یا طلا؟ می‌خواهیم فقط موفق باشیم یا لیاقت آن را هم داشته باشیم؟ (+) اگر باور داریم که «انتم الاعلون ان کنتم مومنین»*، پس باید انتخاب‌مان را دور از دنیا انتخاب کنیم که «حب الدنیا رأس کل خطیئه»**. درست است که حب دنیا وجودمان را فرا گرفته، غفلت رفیق ناباب همیشگی‌مان شده و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آخرت‌مان را فدا نکردیم!

--------------------------------

* شما برترید اگر مومن باشید. / آیه ۱۳۹ سوره آل عمران

** عشق به دنیا، ریشه هر خطا است. / امام صادق علیه السلام

 

قایم موشک

شخصی

دیشب مشغول بازی قایم موشک با دخترم بودم. یک ربع که از بازی گذشت، روند بازی عوض شد.

گفت: بابا من میرم اونجا قایم میشم، تو بیا منو پیدا کن. چشم گذاشتم و شمردم. وقتی رفتم دنبالش دیدم واقعا رفته همونجا قایم شده اما وقتی پیداش کردم انگار اصلا انتظار نداشت پیداش کنم. شور و هیجان گرفتش و شروع کرد جیغ زدن و خندیدن و فرار کردن.

داشتم فکر می‌کردم که:

چقدر ما آدم‌بزرگ‌ها هم همینطور هستیم. میدانیم فلان عمل‌مان منجر به فلان پاداش یا تنبیه خواهد شد اما انجام می‌دهیم و از دیدن نتیجه‌اش شگفت‌زده هم می‌شویم. 

یا طور دیگری فکر کنیم:

یک وقت‌هایی آدم‌هایی بزرگتر از ما هستند (از نظر روحی یا از نظر تجربه و دانش) که نتیجه فلان عمل ما همانقدر برایشان شفاف است، اما ما باز هم جلوی چشم آنان، این کار را می‌کنیم و وقتی پیش بینی آنان که جلوتر از زمان خود بودند محقق می‌شود، شگفت‌زده می‌شویم.

یا حتی بزرگتر فکر کنیم:

می‌دانیم قدرتی مانند خدای تبارک و تعالی هست که از همه درونیات ما و همه نیات ما خبر دارد، از رگ گردن به ما نزدیکتر است و عالم الغیب و الشهاده است اما فکر می‌کنیم از چشمان او قایم شده‌ایم. که:

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُکَ وَ عَلاَ مَکَانُکَ وَ خَفِیَ مَکْرُکَ وَ ظَهَرَ أَمْرُکَ وَ غَلَبَ قَهْرُکَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُکَ وَ لاَ یُمْکِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُکُومَتِکَ (خدایا! فرمانروایی‌ات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان، و فرمانت آشکار، و قهرت چیره، و قدرتت نافذ، و گریز از حکومتت ممکن نیست) *

--------------------------------

* دعای کمیل

 

 

پایانِ شروع ِ سال تحصیلی

شخصی

مهر سال ۹۷ هم رسید. امسال سال بیست و ششمی بود که شروع سال تحصیلی را دانش آموز یا دانشجو بودم و البته آخرین سال. اگر خدا بخواهد در روزهای اواخر همین پاییز باید از رساله دکتری‌ام دفاع کنم. رساله‌ای که خیلی طولانی شد و ۳ سال است که دغدغه آن با من همراه است. خدا را شکر که دغدغه‌ام، شغلم، رشته‌ام و رساله‌ام همه در یک موضوع است.

از کودکی بهار را بیش از سایر فصول دوست داشتم و سپس پاییز را؛ نه گرمای تابستان را دوست دارم و نه سرمای زمستان را. بهار و پاییز برای من دوست داشتنی‌تر هستند، هم به دلیل باران و هم به دلیل دوری از افراط و تفریط هوا! بهار که زندگی‌بخش است اما پاییز هم نماد مردن و از بین رفتن نیست. پاییز را با برگ‌ریزان آن نمی‌شناسم، پاییز را با شروع علم‌آموزی آن می‌شناسم؛ هر چند که برگ‌ریزان هم غایت علم‌آموزی است!

مهر ۹۸ اگر زنده باشم، هر چند که دیگر شماره دانشجویی ندارم اما بر عهد «ز گهواره تا گور دانش بجوی» می‌مانم. مهر ۹۸ ارتباطم با دانشگاه قطع نشده است چون تا سال بعد چهارمین سالی است که تدریس در دانشگاه را شروع کرده‌ام و به آرزوی کودکی خود که معلمی بود، رسیده‌ام.

 

جزییات بیشتر از مسابقه داستان نویسی «خودنویس»

نشر

مصاحبه با روزنامه جام جم در مورد مسابقه داستان نویسی خودنویس

 

وضعیت کتاب را در این شرایط اقتصادی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اوضاع اقتصادی کشور باعث شده است که قدرت خرید مردم پایین بیاید و برخی از کالاها از سبد مصرفی خانوارها حذف شود یا کمتر شود. همه می‌دانیم که در چنین روزهایی، کتاب از جمله کالاهایی است که اگر کتب درسی و آموزشی و کمک آموزشی را محاسبه نکنیم، سهم آن در سبد عموم مردم کاهش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر می‌دانیم با توجه به رژیم ناقص مصرف رسانه‌ای در کشور که بیشتر از رسانه‌های سطحی و محتوای کم‌عمق و کوتاه استفاده می‌شود، خطر دیگری نیز کشور را تهدید می‌کند: خطر سطحی شدن تفکر مردم که باعث می‌شود مردم با یک جریان‌سازی خبری، رفتارهای غیرعادی نشان دهند. در دنیا برای غلبه بر این خطر، به تصحیح رژیم مصرف رسانه‌ای با استفاده از رسانه‌های عمیقی مانند کتاب و سینما می‌پردازند. متاسفانه استفاده از این دو رسانه در کشور ما با وضعیت مطلوب فاصله دارد و ما ناگزیریم علیرغم مشکلات اقتصادی که بر آن واقف هستیم، چاره‌ای برای آن بیندیشیم.

 

بر اساس چه نیازی مسابقه «خودنویس» را طراحی کردید؟

نشر جام جم در دوره جدید خود، با استفاده از مشورت بسیاری از نخبگان این حوزه، گام‌هایی را طراحی کرده است که همه در کنار هم بتوانیم بر این مشکلات غلبه کنیم. یکی از گام‌ها تغییر عادت مطالعه مردم بخصوص نوجوانان و جوانان به سمت کتاب الکترونیک است. به عنوان یک شاهد مثال ساده، کتاب الکترونیک به دلیل اینکه تحت تأثیر قیمت کاغذ و نحوه واردات آن نیست، می‌تواند قیمت قبلی خود را حفظ کند و تا حدودی مانع از کاهش سرانه مطالعه کتاب شود.

یکی دیگر از این گام‌ها مشارکت جدی مردم در تولید کتاب و معرفی کتاب به یکدیگر است. ما معتقدیم با استفاده از ظرفیت‌های رسانه ملی و فضای مجازی، می‌توان استعدادهای کشور در حوزه نویسندگی را یافت و به آنان کمک کرد که مسیر پیشرفت را سریع‌تر بپیمایند. ما باور داریم که یکی از دلایل سرانه پایین مطالعه کتاب در کشور، عدم توجه برخی از ناشران به نیازهای محتوایی مردم است. در تعامل با مردم، می‌توان نیازهای مردم را بهتر شناخت و به مردم کمک کرد تا بتوانند در تولید و معرفی کتاب به یکدیگر سهیم باشند.

مسابقه «خودنویس» که اولین مسابقه طراحی شده نشر جام جم است، طوری طراحی شده است که ضمن جذابیت بخش‌های مختلف در اجرای مسابقه، آزمایشی باشد برای مسابقات بزرگتر و فراگیرتر در آینده‌ای نزدیک. ما معتقدیم این مسابقه کمک می‌کند تا مردم بخصوص نوجوانان و جوانان ما این اعتماد به نفس را پیدا کنند که می‌توانند ایده‌های خود را تبدیل به کتاب‌های پرفروش کنند.

دو از ده

شخصی

دو سال از دهه چهارم زندگی‌ام تمام شد؛ دهه‌ای که برای خودم به صورت ویژه تعریف کرده‌ام تا خیلی کارهای مهمی در آن انجام دهم. انگار همین چند هفته پیش بود که برچسب دهه چهارم زندگی را در این وبلاگ ایجاد کردم اما دو سال گذشته است!

امروز تولد ۳۲ سالگی‌ام است. ۳۲ سال پیش در شب ششم محرم به دنیا آمدم و نامم قاسم شد. پس از ۳۲ سال باز به ماه محرم رسیده‌ام اما این بار اوضاع متفاوت است. این بار مجموعه‌ای از اعمال و رفتار و اعتقادات دارم که نمی‌توانم مانند قاسم بن الحسن علیه السلام مطمئن بگویم مرگ در راه خدا برایم از عسل شیرین‌تر است. 

یک سالی که گذشت سال خوبی بود نسبت به سال اولی که از این دهه گذشت. بدی‌های کمتری داشتم و مراقبت بیشتری؛ اما حتما مطلوب نبود. شاید در پایان سال دوم از دهه چهارم بتوانم نمره دو از ده را به خودم بدهم.

جهان و شرایط محیطی پیچیده است و نفس پیچیده‌تر. مسئولیت‌ها روز به روز سنگین‌تر می‌شود و عقب‌ماندگی‌ها بیشتر... قو علی خدمتک جوارحی.

 

قالب جدید وبلاگ

شخصی

چند وقتی بود که قصد داشتم قالب وبلاگم رو عوض کنم اما متاسفانه کدنویسی پیدا نمی‌کردم که این کار رو برام انجام بده. یه پست موقت چند وقت پیش گذاشتم و دوستان، نفرات مختلفی رو معرفی کردند و خلاصه اینکه بلاگ‌تمز کار کدنویسی قالب جدید رو به خوبی و با سرعت خوب انجام داد.

در قالب جدید چند تا بخش مختلف وجود داره. بالاتر از همه، آخرین پست وبلاگ نمایش داده میشه. ذیل اون بخش نقل قول وبلاگ هست که در این قسمت، فرازهایی از کتاب‌هایی که در حال مطالعه اون هستم رو معمولا منتشر می‌کنم.

پایین‌تر از اون هم آخرین کتاب‌هایی که خوندم و در گودریدز منتشر شده به همراه شرح و نمره رو نمایش میدم. لینکدین ستون بعدی این ردیف هست که در اون آخرین پستی که در لینکدین منتشر کردم که بیشتر محتوای تخصصی هست رو قرار دادم. البته این بخش یه ایرادی داره که برای شما به صورت ستاره دار میاد اما داخل پست چیزی نمایش داده نمیشه و شما فقط در صفحه اول وبلاگ میتونید پست رو ببینید و با کلیک روی اون میتونید به لینکدین من برید. شاید این بخش رو تغییر بدم و همون ویجت استاندارد لینکدین رو قرار بدم.

در ستون کنار هم به جز لینک صفحات رسانه‌های اجتماعی من، طبقه بندی موضوعی پست‌ها قرار داره که جمع و جورتر از قبل شده و با کلیک روی علامت مثبت هر قسمت می‌تونید زیرمنوی اون رو ببینید. بخش بایگانی وبلاگ هم که بیش از ۱۳۰ ماه رو شامل میشد، به صورت سال نمایش داده میشه و با کلیک روی هر سال می‌تونید ماه‌های مرتبط با اون سال رو ببینید و بهش مراجعه کنید.

نمایش وبلاگ در موبایل هم به دلیل قابلیت واکنش‌گرا (ریسپانسیو) بهتر شده و راحت‌تر میتونید بخونید.

حتما نظرات شما میتونه در تکمیل این قالب کمک کنه. پس منتظر نظرات شما هستم.