موقت

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

پویش مؤثرترین وبلاگ‌ها

شخصی

همیشه سعی کردم در چالش‌های وبلاگی تا حد مقدور شرکت کنم. نمونه‌هاش هم می‌تونید در این برچسب ببینید.

وبلاگ نون والقلم چند روز پیش یک چالش جدید راه اندازی کرده به نام «پویش مؤثرترین وبلاگ‌ها» که در این پویش، این دغدغه رو میخواد ایجاد کنه که به جز برترین بلاگرها از منظر سرویس دهنده بلاگ که بیشتر به آمارهای کمی توجه داره، بهترین وبلاگ از نظر کیفی و اثرگذاری هم از منظر کاربران شناسایی کنه. 

یاد ۸ سال پیش افتادم. سال ۸۹ جشنواره چهره وبلاگی سال کشور را در جشنواره «چهره بلاگ» طی سازوکار رأی‌دهی مردمی با چک کردن شرایط اولیه ورود و ثبت نام به همراه دوستان خوبم حسن میثمی و محمدحسین کاشی راه اندازی کرده بودیم. جشنواره‌ای که ۳ سال برگزار شد و بلاگرهای معروف اون زمان مانند امیدحسینی و زهرا اچ بی و حسین قدیانی برگزیده میشدن یا به طور مثال افرادی مانند احسان رستگار که معروف نبودن، معرفی می‌شدند.

اگه من بخوام در این چالش شرکت کنم، باید به نزدیک ۱۴ سال قبل برگردم و وبلاگ آواز خاموش که در نوروز ۸۴ راه اندازی کرده بودم. وبلاگ‌هایی که اون زمان فعال بودند و خیلی‌هاشون وبلاگ نویسی رو ادامه ندادند و وارد شبکه‌های اجتماعی مختلف شدند یا حتی کلا تولید محتوا در فضای مجازی به این شکل رو رها کردند. بنابراین اگه برخی از این نفرات رو نمی‌شناسید پیشاپیش پوزش می‌طلبم. ضمنا ترتیب خاصی برای این نفرات وجود نداره و صرفا به ترتیب حروف الفبا هستند.

آهستان

امید حسینی یکی از وبلاگ‌‌نویس‌های موثر دهه هشتاد بود که هنوز هم پست گذاشتن را رها نکرده اما وبلاگش سه سالی هست که خاک می‌خورد و به روز نمی‌شود و بیشتر در تلگرام می‌شود او را جست. ویژگی بارز امید حسینی بیان صریح تحلیل‌های خود به ویژه در حوزه سیاسی و اجتماعی است.

اتاقی برای دو نفر

اتاقی برای دو نفر است اما به وسعت دریا. ساده و صمیمی و دغدغه‌مند. هر چند که در برهه‌ای بین شفافیت و خودسانسوری متحیر شد اما به پختگی لازم رسید و دوباره خواندنی شد.

اعتراف‌های من

حسن میثمی از دوستان قدیم من که بلاگرهای قدیمی ایشون رو با وبلاگ‌های سیب خوشبو و اعتراف‌های من می‌شناسند یا حتی سایت وبلاگ نیوز. از قدیم هم کمتر پست میذاشت و بیشتر سعی می‌کرد فضای وبلاگ نویسی رو تقویت کنه اما چند سالی هست دیگه از وبلاگش خبری نیست.

بانوچه

فکر کنم اکثر خوانندگان وبلاگ من ایشون رو بشناسند و از قلم نافذ ایشون بهره برده باشند. یک دختر بوشهری با دغدغه‌های زندگی دخترانه که همیشه سعی کردند تجربیاتی رو به مخاطبان منتقل کنند که غیرمستقیم یاددهنده باشه. هر چند که کمتر می‌نویسند در چند ماه گذشته اما هنوز می‌نویسند.

تراکم اندیشه‌ها

قلم جذاب و گیرا و البته کم‌صبر که نمی‌دانیم چه شد کوچ کرد از فضای بلاگستان. به نظرم اگر ادامه می‌دادند یکی از مؤثرین بلاگرهای فضای بلاگستان در سال‌های آینده می‌شدند اما کار نیمه ماند. 

حریری به رنگ آبان

نوشته‌های بی‌تکلف و قلم روان از ویژگی‌های این وبلاگ است. هر چند هنوز در برخی زمینه‌ها زمینه چیدن میوه‌های مطالعات فراهم نشده اما نوشته‌جات حاکی از مطالعه فراوان و آرامش درونی ایشونه.

زهرا اچ بی

همیشه یکی از فعالان فضای مجازی بوده. صراحت و صمیمیت و صداقت در نوشته‌ها و نظرات او باعث ماندگاری‌اش شده است. هر چند فعالیت ایشون هم چند وقتی هست در وبلاگشون ادامه نداره و به شبکه‌های اجتماعی کوچ کرده‌اند.

وادی

سیده فاطمه مطهری که همیشه با سلیقه و مرتب و دسته بندی شده پست می‌گذارند. همیشه در طول این سالیان از نظرات عمیق ایشون در مسائل فرهنگی بهره برده‌ام.

 

سعی کردم ترکیبی از بلاگرهای قدیمی باشد و وبلاگ‌های فعال. حتما افراد زیاد دیگری بخصوص بین کسانی که دیگر نمی‌نویسند وجود دارند که به نظر من عالی بودند ولی سعی کردم کمتر از میان آنان معرفی کنم.

از همین هشت نفر دعوت می‌کنم در این چالش شرکت کنند؛ بلکه افرادی که کمتر نوشته‌اند در این سال‌ها هم دوباره بنویسند!

دفاع رساله دکتری

شخصی

الحمدالله دفاع شد.

امروز تونستم به لطف الهی، عنایت معصومین علیهم السلام، زحمات خانواده‌ام و کمک دوستان از رساله دکتری با درجه عالی و نمره ۱۹ دفاع کنم.

حدود ۱۹ ماه قبل که پروپوزال تصویب شده بود، می‌دونستم کار سختی پیش رو دارم. به همین خاطر بود یک سال هم برای انتخاب موضوع و نگارش پروپوزال وقت گذاشتم. خداروشکر که موضوعی که دغدغه‌اش رو داشتم انجام دادم:

طراحی و تبیین مدل خط مشی گذاری توسعه صنایع خلاق (مورد مطالعه: صنعت کتاب الکترونیک)

از تیم هدایت رساله، جناب آقای دکتر فرهنگی به عنوان استاد راهنما، جناب آقایان دکتر شریفی و دکتر قربانی زاده به عنوان اساتید مشاور کمال تشکر را دارم. هر سه بزرگوار همیشه با روی گشاده پاسخگوی سوالات من بودند و برخلاف شنیده‌ها که اساتید وقت نمی‌گذارند، اتفاقا حسابی وقت گذاشتند و به آنها زحمت دادم.

از تیم داوران، جناب آقایان دکتر امیری، دکتر نرگسیان، دکتر صلواتیان و دکتر نیری هم سپاسگزارم که با حوصله و دقت به من کمک کردند تا محتوای ارائه شده کامل شود.

فایل ارائه این رساله را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

در بازار کتاب الکترونیک دنیا کدام کشورها حرف اول را می‌زنند؟

نشر

در بازار کتاب الکترونیک دنیا کدام کشورها حرف اول را می‌زنند؟

 

از نظر درآمد:

آمریکا ۵.۴۰۸ میلیارد دلار

ژاپن ۱.۴۱۱ میلیارد دلار

چین ۱.۱۶۰ میلیارد دلار،

انگلستان ۸۱۱ میلیون دلار،

کره جنوبی ۵۰۹ میلیون دلار.

 

از نظر نفوذ در میان مردم:

آمریکا ۲۴.۵ درصد،

چین ۲۳.۵ درصد،

انگلستان ۱۸.۶ درصد،

کانادا ۱۸.۲ درصد و

ایرلند ۱۷.۵ درصد.

 

آمار مربوط به پایان سال ۲۰۱۷ است.

 

مردم و کتاب

نشر

از دیرباز یکی از ویژگی‌ها و خصلت‌های ایرانیان، علاقه آنان به فرهنگ و هنر بوده است. علاقه‌ای که نه روزی در معماری و روزی در شعر جستجو شود، بلکه علاقه‌ای که روزگاران متمادی در زندگی ایرانیان جاری است. ایران پس از اسلام نیز از این حیث سرآمد سایر ملل اسلامی است.

یکی از مهم‌ترین ساحات فرهنگ -چه فرهنگ عمومی و چه صنایع فرهنگی و خلاق- عرصه کتاب و کتابخوانی است. نیکلاس کار می‌نویسد: «کتاب تنها عامل دگرگونی آگاهی بشر در سال‌های پس از اختراع چاپ نبوده است. بسیاری از فناوری‌ها و روندهای اجتماعی و جمعیت‌شناختی دیگر هم نقش مهمی ایفا کرده‌اند اما کتاب در مرکز تمام این تغییرات بوده است*».

باور دارم مردم ایران هنوز علاقه به کتاب را نسل به نسل پرورش می‌دهند و برخلاف آنچه محافل روشنفکری و بعضا محافل حزب اللهی با تبختر «دوری مردم از کتاب» می‌دانند، خیالی بیش نیست. صنعت نشر و کتاب، مؤلفه‌های گوناگون و بازیگران مختلفی دارد که یکی از آنان مردم هستند؛ کم و کاستی‌ها در سایر بخش‌ها را به نام دیوار کوتاه‌تر زدن، شرط انصاف نیست. اگر دوری مردم از کتاب وجود هم داشته باشد، مقصران بزرگتری وجود دارند که باعث این وضعیت شده‌اند.

نمونه کوچکی از علاقه مردم به کتاب را در مسابقه داستان نویسی خودنویس دیدیم. نشر جام جم بدون سابقه‌ای در حوزه داستان نویسی، پس از چند سال تعطیلی، فراخوانی محدود برای داستان بلند، آن هم مخصوص قلم‌اولی‌ها داد. در مدت اندک چند ماهه، ۴۵۹ داستان بلند به نشر جام جم رسید در حالی که برخی از فعالان نشر، دریافت ۵۰ داستان بلند از مردم در همان مدت را شاهکار می‌دانستند.

حال دوباره بهانه‌ای پیدا شده برای آنکه علاقه مردم به کتاب و کتابخوانی ظاهر شود. استاد و برادر عزیزم، دکتر امین متولیان، به همراه سایر دوستان و برادران در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور موفق شدند بزرگترین کتابخانه کشور را در مشهد برای مردم تأسیس کنند. استقبال مردم از افتتاح این کتابخانه در روز اول هر چند مایه امید است اما همه کار نیست؛ مطمئنم با ساخت و تجهیز و روزآمدی کتابخانه‌ها و البته تصحیح نظام مدیریت محتوا در عرصه نشر، روزهای روشنی در انتظار است.

-----------------------------

* کتاب کم‌عمق‌ها؛ اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟

 

پیشنهاد توسعه جوایز کتاب سال

نشر

برندگان جایزه کتاب سال امروز برگزیده شدند. اقدام خوبی که حتما نیاز به تکمیل دارد.

به عنوان پیشنهاد می‌توان به جوایزی فکر کرد که در آن بهترین ویراستاری، بهترین طراحی جلد، بهترین صفحه‌آرایی، بهترین ناشر، بهترین پلتفرم کتاب الکترونیک، بهترین ناشر صوتی، بهترین کتابفروشی، بهترین کتابخانه، بهترین چاپخانه، بهترین سیستم توزیع نیز برگزیده شوند.

 

تعداد پیام‌های ارسالی

شخصی

کسی راه حلی داره که با فردی که روزانه مثلا ۲۰ پیام در سروش از کانال‌های مختلف برام فوروارد می‌کنه، ۴۰ تا در تلگرام و ۱۰ تا در واتس اپ باید چیکار کنم؟ حالا در سروش و تلگرام رو مثلا خاموش می‌کنم اعلانات رو. این دو پیام رسان پر از کانال هست و همیشه تعداد پیام‌های خوانده نشده بالای هزار تاست. ولی واتس اپ که دیگه پیام خوانده نشده نداره. صدای اعلاناتش رو قطع کردم، اما تعدادش رو می‌نویسه و منم نمیدونم الان برم واتس اپ رو چک کنم یا نه. بنده خدا چه پشتکاری هم داره که در واتس اپ هم این همه پیام میفرسته. تازه اینا به غیر از کانالی هست که در تلگرام داره و به اجبار ما رو عضو کرده. 

طرف هم فامیل هست  و هم خیلی بزرگتر. نمیشه بلاک کرد. پیشنهاد دیگه‌ای بدید.

 

انتظار

فرهنگی :: مناجات

امروز هم گذشت. آمادگی ظهورت را که ندارم. نمی‌دانم اصلا بیایی و صدا بزنی، آمدنی هستم یا نه. اینها به کنار، اما انقدر اسیر دنیا هستم که حتی یادم نبود «جمعه» منتظر شنیدن خبر آمدنت باشم.

بیا که بودنت مانند دمیدن روح در زندگی‌مان می‌ماند... بودنت؟ مگر نیستی؟ تو امام زنده و حاضر مایی. چقدر حجاب ظلمانی دارم که نمی‌بینمت ای خورشید عالم افروز. انگار دور شده‌ام ولی تو که بزرگتر از آنی که به نظر نیایی، لابد کور شده‌ام. بینایی‌ام را به نور قرآن روشنی بخش ای قرآن ناطق.

 

فردوسی چقدر در فرهنگ ما حضور دارد؟

فرهنگی :: یادداشت

اول بهمن سالروز تولد فردوسی شاعر نامی ایران زمین است. از فردوسی چه می‌دانیم جز اینکه سراینده شاهنامه است، سی سال رنج برد تا زبان پارسی را زنده نگه دارد، شخصیت‌های شاهنامه رستم و سهراب و اسفندیار هستند، مقبره فردوسی در توس است و ضرب المثل شاهنامه آخرش خوش است؟

بارها لقب فردوسی را پس از نام او شنیده‌ایم: حکیم. حکمت دانستن و به کار بردن و منتشر کردن جایگاه والایی دارد که از آن غافلیم. شعر حماسی و قوی و دقیق فردوسی که جای بحث ندارد اما تنها قوت فنی شعر نیست که یک اثر را قرن‌ها زنده نگه می‌دارد. اثر باید همزمان که نکات فنی را در بالاترین سطح ارائه می‌دهد، محتوای ماندگاری را هم عرضه کند و فردوسی چنین حکیمی بود.

شاهنامه بخوانیم... بخوانیم تا بدانیم که قرن‌ها در فرهنگ اسلامی - ایرانی ما در قهوه‌خانه‌ها و نقالی‌ها مردم چه می‌شنیدند و میراث فرهنگ‌مان چیست؟ 

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که از ایرانی بودن فقط کوروش و پاسارگاد را به عنوان دو نماد و دو واژه به خاطر سپرده‌اند و در حد ۱۰ دقیقه نمی‌توانند تاریخ ایران را بازگو کنند.

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که چون فردوسی شعر را به زبان پارسی گفته، او را غیراسلامی در نظر بگیریم و به جای یکرنگی انسانی اسلام، دعوای عرب و عجم راه بیندازیم که حکمت فردوسی، حکمت اسلامی است.

خالق شاهنامه فردوسی نیست، فردوسی فقط سراینده آن است. خالق شاهنامه فرهنگ ماست که پیشینیان ما آن را سینه به سینه حفظ کرده‌اند. و چقدر خوب می‌گفت آن که آرش را همان فردوسی می‌دانست که به وسیله شاهنامه مرز فرهنگی ایران بزرگ را مشخص کرد. 

فردوسی شایسته آن است که نماد فرهنگ اسلامی - ایرانی شود اما جای سؤال است که چرا در دهه‌های اخیر فردوسی کمتر در فرهنگ ما حضور دارد؟

پیشرفت در روزهای سخت

شخصی

روزهای سخت و شلوغ از نظر زمانی، همیشه خیلی از چیزها را در زندگی روشن می‌کند. اینکه روی خودت چقدر می‌توانی حساب باز کنی، اینکه چه روش‌هایی برای برنامه‌ریزی زمانی برای تو بهتر است؛ اینکه چگونه بر خودت نظارت کنی؛ اینکه چه کسانی در روزهای سخت کنار تو هستند و چه کسانی در روزهای سخت هم انتظار دارند که همان لبخند همیشگی و صبر همیشگی را داشته باشی. 

این روزها همیشه می‌گذرد؛ اما بعد از آن انسان که به عقب برمی‌گردد و مقایسه می‌کند، می‌بیند که چقدر پیشرفت کرده؛ چه چیزهای جدیدی یاد گرفته و چه چیزهای جدیدی فهمیده؛ و چه اشتباهات ساده‌ای منجر به چه عواقبی شده است! انگار انسان یک یا دو سطح بالاتر می‌رود و آماده می‌شود برای پیشرفت بیشتر. البته همه این‌ها در صورتی است که این روزها با موفقیت بگذرد. اگر این روزها با موفقیت نگذرد و به شکست بینجامد، آنوقت ممکن است اوضاع کمی متفاوت به نظر بیاید.

------------------------------------------------

پ.ن ۱: این روزها فهمیده‌ام انسان همیشه به یک وصیتنامه برای بعد از مرگش نیازمند است. مگر می‌دانیم چقدر دیگر زنده‌ایم؟‌ باید بنویسیم برای آیندگان هر چقدر که دانش و فهم از نوع انسان در زندگی آموخته‌ایم را؛ به قول رشته مدیریتی‌ها، باید این دانش ضمنی راجع به مسائل را تبدیل به دانش صریح کنیم تا بشر دوباره هزینه این تجربه‌ها را ندهد. 

پ.ن ۲: شاید وبلاگ نویسی یک جور همین وصیت نامه باشد. ثبت کردن آموخته‌هایمان در زندگی؛ پیشنهادهایمان برای دیگران؛ و نظراتمان راجع به مسائل مختلف.