دو از ده

شخصی

دو سال از دهه چهارم زندگی‌ام تمام شد؛ دهه‌ای که برای خودم به صورت ویژه تعریف کرده‌ام تا خیلی کارهای مهمی در آن انجام دهم. انگار همین چند هفته پیش بود که برچسب دهه چهارم زندگی را در این وبلاگ ایجاد کردم اما دو سال گذشته است!

امروز تولد ۳۲ سالگی‌ام است. ۳۲ سال پیش در شب ششم محرم به دنیا آمدم و نامم قاسم شد. پس از ۳۲ سال باز به ماه محرم رسیده‌ام اما این بار اوضاع متفاوت است. این بار مجموعه‌ای از اعمال و رفتار و اعتقادات دارم که نمی‌توانم مانند قاسم بن الحسن علیه السلام مطمئن بگویم مرگ در راه خدا برایم از عسل شیرین‌تر است. 

یک سالی که گذشت سال خوبی بود نسبت به سال اولی که از این دهه گذشت. بدی‌های کمتری داشتم و مراقبت بیشتری؛ اما حتما مطلوب نبود. شاید در پایان سال دوم از دهه چهارم بتوانم نمره دو از ده را به خودم بدهم.

جهان و شرایط محیطی پیچیده است و نفس پیچیده‌تر. مسئولیت‌ها روز به روز سنگین‌تر می‌شود و عقب‌ماندگی‌ها بیشتر... قو علی خدمتک جوارحی.

 

قالب جدید وبلاگ

شخصی

چند وقتی بود که قصد داشتم قالب وبلاگم رو عوض کنم اما متاسفانه کدنویسی پیدا نمی‌کردم که این کار رو برام انجام بده. یه پست موقت چند وقت پیش گذاشتم و دوستان، نفرات مختلفی رو معرفی کردند و خلاصه اینکه بلاگ‌تمز کار کدنویسی قالب جدید رو به خوبی و با سرعت خوب انجام داد.

در قالب جدید چند تا بخش مختلف وجود داره. بالاتر از همه، آخرین پست وبلاگ نمایش داده میشه. ذیل اون بخش نقل قول وبلاگ هست که در این قسمت، فرازهایی از کتاب‌هایی که در حال مطالعه اون هستم رو معمولا منتشر می‌کنم.

پایین‌تر از اون هم آخرین کتاب‌هایی که خوندم و در گودریدز منتشر شده به همراه شرح و نمره رو نمایش میدم. لینکدین ستون بعدی این ردیف هست که در اون آخرین پستی که در لینکدین منتشر کردم که بیشتر محتوای تخصصی هست رو قرار دادم. البته این بخش یه ایرادی داره که برای شما به صورت ستاره دار میاد اما داخل پست چیزی نمایش داده نمیشه و شما فقط در صفحه اول وبلاگ میتونید پست رو ببینید و با کلیک روی اون میتونید به لینکدین من برید. شاید این بخش رو تغییر بدم و همون ویجت استاندارد لینکدین رو قرار بدم.

در ستون کنار هم به جز لینک صفحات رسانه‌های اجتماعی من، طبقه بندی موضوعی پست‌ها قرار داره که جمع و جورتر از قبل شده و با کلیک روی علامت مثبت هر قسمت می‌تونید زیرمنوی اون رو ببینید. بخش بایگانی وبلاگ هم که بیش از ۱۳۰ ماه رو شامل میشد، به صورت سال نمایش داده میشه و با کلیک روی هر سال می‌تونید ماه‌های مرتبط با اون سال رو ببینید و بهش مراجعه کنید.

نمایش وبلاگ در موبایل هم به دلیل قابلیت واکنش‌گرا (ریسپانسیو) بهتر شده و راحت‌تر میتونید بخونید.

حتما نظرات شما میتونه در تکمیل این قالب کمک کنه. پس منتظر نظرات شما هستم.

 

چالش: چرا وبلاگ؟

شخصی

چالش جدید رو رادیوبلاگی‌ها طراحی کرده. باید در کمتر از صد کلمه بگیم چرا وبلاگ؟

به نظرم وبلاگ در رسانه‌های اجتماعی، حکم کتاب را دارد در رسانه‌های جمعی. شاید روزنامه، رادیو و تلویزیون توانستند میزان زمانی که مردم به مطالعه کتاب می‌پردازند را کاهش دهند اما حتما عمق اثر کتاب را نتوانستند از بین ببرند.

وبلاگ‌ها به دلیل قابل جستجو بودن، قابل بایگانی کردن، دارا بودن لینک ثابت فراگیر، قابلیت جستجو و ... در دسترس‌تر و ماندگارتر هستند. بگذاریم از اینکه سایر رسانه‌های اجتماعی دوره چند ساله‌ای دارند که موقت است. روزی فیس بوک، روزی تلگرام و روزی دیگر... وبلاگ‌ها بیشتر از سایر رسانه‌های اجتماعی نمایانگر شخصیت صاحب وبلاگ هستند و بلاگرها برای تولید محتوای وبلاگ خود فکر و وقت بیشتری می‌گذارند. نشانه آن هم اینکه بلاگرها در سایر رسانه‌های اجتماعی مطالب بیشتری تولید می‌کنند اما محتواهای عمیق‌تر و ماندگارتر خود را در وبلاگشان منتشر می‌کنند.

چالش‌های حرکت به سمت کتاب دیجیتال کدامند؟

نشر

هفته گذشته در یک نشست تخصصی با موضوع آینده کتاب شرکت کردم. در این لینک می‌توانید سخن اینجانب و دوست گرانقدرم جناب آقای هادی البرزی را بخوانید. هر چند که به نظرم حرف‌ها و پرسش و پاسخ‌هایی که حدود ۲ ساعت طول کشید خیلی بیشتر و بهتر از این محتوایی است که در لینک عرضه شده است. شاید فایل صوتی مباحث ارائه شده می‌توانست یاری‌گر باشد. 

در هر صورت خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم.

 

چالش وبلاگی: ۴۵۰ درجه فارنهایت

فرهنگی :: کتاب

چالش جدید بلاگستان رو نئو تد راه انداخته. خلاصه چالش کتاب‌هایی هست که اعم از زمینه موضوعی و قالب، روی ما اثر گذاشته.

حتما کتاب‌های مختلفی که می‌خونیم اثرگذار هستند روی ما، حالا کمتر و بیشتر و مثبت و منفی داره اما اینطور نیست که کتاب هیچ اثری نذاره. اما اون کتاب‌هایی که بیشتر اثر گذاشته رو اینجا باید معرفی کنیم:

کتابی که نوجوانی و اوایل جوانی باهاش دم‌خور بودم، نهج البلاغه بود. هر روز چند صفحه از کتاب رو می‌خوندم و نکات مهمش رو یادداشت برمیداشتم که بعدا برای رجوع کردن بهش راحت‌تر باشم. بعضا برداشت خودم هم از اون جملات می‌نوشتم. این کتاب باعث شد که توحید و عدالت مفاهیم پررنگی در زندگی‌ام بشن.

کتابی که شاید بیش از همه کتاب‌های دیگه روم اثر گذاشت و اگه بیشتر بهش توجه کنم حتی مسیر زندگی‌ام رو اصلاح کنه کتاب «آداب نماز» امام خمینی بود و هست. میگم هست چون اثرات این کتاب به نظرم تموم نشدنیه. البته کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل و کتاب چهل حدیث که جفتش از امام خمینی هست هم کتاب‌های بسیار خوب و اثرگذاری هستند به ویژه در حوزه اخلاق اما آداب نماز یه جور دیگه‌ای ریشه رو اصلاح می‌کنه.

کتاب بایدها و نبایدها اثر شهید بهشتی هم کتاب بعدی هست که موقع تموم شدنش همش حسرت می‌خوردم و می‌گفتم ای کاش ادامه داشت. به جز اینکه ازش معروف و منکر و شیوه‌های شناخت اونا رو یاد می‌گیری، میشه از این کتاب شیوه طرح کردن مباحث در هر موضوعی هم یاد گرفت. شهید بهشتی به خوبی روشی شبیه مباحثه رو در مطالبش پیش می‌بره و باعث شد که من بتونم در مطرح کردن محتواها تغییر روش بدم.

کتاب بعدی کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی است که باعث شد نظر من راجع به رمان عوض بشه و با اینکه قبلا داستان و رمان خونده بودم اما از این کتاب به بعد، رمان جایگاه بهتری در ذهن من پیدا کرد و با علاقه دنبال رمان رفتم.

 

دعوت می‌کنم از: بانوچه، اتاقی برای دو نفر، معنابخشی‌های من

 

نامیرا

فرهنگی :: کتاب

نامیرا اثر صادق کرمیار توسط نشر نیستان در ۳۳۶ صفحه و در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. این کتاب تا به امروز به چاپ ۲۶ رسیده است و بیش از ۱۲۰ هزار نسخه از آن فروخته شده.

پس از مطالعه این کتاب در گودریدز نوشتم:

یه کتاب داستانی جذاب. داستان یک پسری که تازه پدر خود را از دست داده است و وقتی شریک پدر از سفر تجاری برمی‌گردد با وجود فضای ناامن اطراف کوفه و راهزنان نزدیک است که اموال خود را از دست بدهد. در این راه می‌شنود که پدرش نمرده است و کشته شده است؛ عاشق می‌شود و دچار تردید می‌شود. تردید در اینکه حق با کیست؟ حسین یا یزید؟

داستان بزرگان کوفه که به صورت افراطی خواهان جنگ با یزید هستند و آخر در سپاه ابن زیاد می‌جنگند و کسانی که مخالف جنگ بودند اما آخر دل به کاروان حسین می‌بندند.

بسیار جذاب و خواندنی.

 

دیروز عرفه بود و روز شهادت مسلم بن عقیل. بسیاری از حوادث این کتاب در همان روزهایی می‌گذرد که مسلم به کوفه رسیده است. چگونگی جمع شدن مردم به دور مسلم و چگونگی پراکندگی آنان؛ چگونگی فریب خوردن بزرگان کوفه و نیرنگ‌های ابن زیاد و چگونگی فریب نخوردن برخی دیگر.

در این ۲۰ روزی که تا محرم مانده است، خواندن این کتاب را پیشنهاد می‌کنم.

کتاب به شکل داستانی و به نثری روان و قلمی توانا نگارش شده است. 

بخشی از این کتاب:

ربیع گفت: «چگونه می‌شود که معاویه و علی هر دو به سنت خدا عمل کنند، اما همواره در جنگ و دشمنی با یکدیگر باشند؟!»

مادر گفت: «بهترین میزان شناخت حق و باطل، عدالت است. کسانی که عدالت علی را برنتافتند، به ستم معاویه تن دادند.»

 

در خانه مختار، جماعت به گرمی گرد مسلم را گرفته بودند. مسلم نیز گرم و گیر برای مردم سخن می‌گفت: «به خدا سوگند! اینان جز حماقت و زبونی از مردم چیزی نمی‌خواهند. من در عجبم از سکوت مردانی که به دانش و نیکی و شرف مشهورند، از نامورانی که مردم به آنها امید بسته‌اند، اما آنان در برابر ستم سکوت می‌کنند. آنها بهشت خداوند را آرزو می‌کنند، در حالی که نه مالی در راه خدا داده‌اند و نه جان خویش را به خطر انداخته‌اند. و تنها به آبروی خویش نزد امیر و خلیفه می‌اندیشند. در عجبم از دلیران و سردارانی که اگر گمان کنند حقی از خودشان ضایع شده، زمین را و زمان را به آتش می‌کشند، اما در مقابل حقی که از این مردم ناتوان و رنجور پایمال می‌شود، چشم خود را می‌بندند و سازش و سکوت خود را تدبیر و تعقل می‌نامند. به خدا سوگند! مصیبت اینان از همه مردم بیشتر است.»

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا به قیمت ۳۰ هزار تومان خریداری نمایید. نسخه الکترونیک این کتاب را نیز می‌توانید از فیدیبو به قیمت ۲۱۹۰۰ تومان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز راجع به این کتاب را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.
 

خودنویس

نشر

تقریبا یک ماه و نیم پیش، یه چالش وبلاگی به اسم «نویسندگی کتاب» ایجاد کردم. دوستان زحمت کشیدند و در این چالش شرکت کردند؛ شامل ۲۲ نفر وبلاگ نویس که در این پست لیست شده‌اند و افراد دیگری که در قالب «نظر» در همه این ۲۲ پست و البته در سایر حساب‌های کاربری من مثلا در اینستاگرام یا لینکدین نظر داده‌اند.

حالا وقت این شده که یک خبر جدید بهتون بدم. خداروشکر امروز فراخوان مسابقه داستان‌نویسی «خودنویس» توسط نشر جام جم اعلان شد. همه کسانی که دستی به قلم دارند و تا حالا هیچ کتاب داستانی‌ای منتشر نکردند می‌تونن یک داستان بلند (بین ۱۵ هزار تا ۳۰ هزار واژه) در موضوع سبک زندگی و با ۵ محور محتوایی اعلام شده بنویسند. 

حدود ۳ ماه برای این کار فرصت دارید، یعنی تا روز کتاب و کتابخوانی (۲۴ آبان). ان شالله ما تا شب یلدا زیر نظر بهترین داوران کشور آثار رو داوری می‌کنیم و ۲۰ اثر برتر وارد کارگاه نویسندگی با حضور بهترین اساتید داستان نویسی ایران میشن. به بهترین اثر از نظر داوران و از نظر آرای مردمی هم جوایز خوبی تعلق می‌گیره. 

اصل خبر رو می‌تونید از اینجا بخونید.

منتظر خبرهای تکمیلی هم باشید که به مرور اعلام خواهد شد. اینکه چه کسانی داور هستند، چه کسانی استاد کارگاه نویسندگی هستند و ...

 

 

داغ فرزند

فرهنگی :: یادداشت

سریال پدر با همه فراز و نشیب‌ها و ایرادات محتوایی در جهت‌گیری‌ها و در اتفاقات، توانسته است مخاطبان زیادی را پای تلویزیون بنشاند. دیشب هنگام شروع سریال تذکر داده شد که این قسمت حاوی صحنه‌های غمگین است تا کسانی که تمایل ندارند نبینند. 

پدر در قبرستان به خدا شکوه می‌کرد که چرا مرا با داغ فرزند امتحان کردی؟ با پول و مال و جان امتحان میکردی. پدر در دل شب به خدا گلایه می‌کرد که چه کنم و چه کنم و ...؟

حتما کسانی که فرزند دارند می‌توانند کمی با پدری که داغ فرزند دیده است همدردی کنند اما تصور و خیال کجا و داغ کجا؟

به این فکر می‌کردم که چقدر دل و روح بزرگی دارند پدران و مادران شهدای ما که خودشان با دست خودشان فرزندشان را به آغوش شهادت می‌فرستند. قدرشان را بدانیم و آنها را تاج سر خود کنیم. به آنها که زخم زبان می‌زنند باید گفت که با زخم زبان زدن فقط خودت را کوچک می‌کنی، آنها داغ فرزند را با توکل به خدا صبوری می‌کنند، زخم زبان که کاری نمی‌کند.

 

منم یه مادرم، پسرمو دوسش دارم

ولی جوانمو به دست بی‌بی می‌سپرم

بی‌بی قبول کنه بشه مدافع حرم

ضرورت تصحیح رژیم مصرف رسانه‌ای

علمی :: یادداشت

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره ۴۲ ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه منتشر شده است.

 

رسانه‌ها از دیرباز مورد استفاده انسان‌ها بوده‌اند. چه رسانه‌های سنتی از دود و آتش و نقاشی روی دیوار غارها و سخنرانی و ... چه رسانه‌های جمعی مانند کتاب، روزنامه، مجله، رادیو و تلویزیون و در عصر حاضر رسانه‌های نوین دیجیتال. این رسانه‌ها چرا به وجود آمده‌اند؟ آیا جز برای حفظ میراث فرهنگی، افزایش دانش، آگاهی از اتفاقات پیرامون و جهان، سرگرمی و همچنین هم‌افزایی انسان‌ها در راهکارهایی برای پیشرفت؟ چه چیزهایی می‌تواند تضمین کند که رسانه‌ها چنین کارکردهایی دارند و مقابل کارکردهای منفی رسانه‌ها مقاومت کند؟ کارکردهایی مانند فریب دیگران، دستکاری اذهان، تنزل فرهنگی و ... .

حتما پدیده‌ها و قوانین و فرآیندهای گوناگونی هستند که می‌توانند به تقویت کارکردهای مثبت رسانه کمک کنند و کارکردهای منفی آن را بکاهند اما بار اصلی آن به عهده مصرف کنندگان رسانه‌ها است. هر چقدر هم سیاستگذاران و حاکمان تلاش کنند یا تولید کنندگان و سردبیران رسانه‌ها توجه به این امر داشته باشند، در نهایت این مصرف کنندگان و مخاطبان رسانه‌ها هستند که می‌توانند و باید بار اصلی را به دوش بکشند.

یکی از راهکارهای ساده و در عین حال پیچیده، تصحیح رژیم مصرف رسانه‌ای توسط مردم است. برای اینکه مردم توانایی تصحیح رژیم مصرف رسانه‌ای خود را داشته باشند حتما به آموزش‌های زیادی نیاز دارند اما یادگیری آنها مانند گلوله برف، به مرور زمان تغییراتی را در جامعه ایجاد خواهد کرد، که هزینه به فایده آن بسیار سودآور خواهد شد.

به عنوان مثال بیایید یک تجربه ملی در چند سال گذشته کشور را با هم مرور کنیم. از چند سال پیش با ورود پیام‌رسان‌های موبایلی مانند وایبر و تلگرام، کاربران جدیدی به اینترنت اضافه شدند. این افراد که عموما نوجوانان و همچنین افراد بالای ۴۰ سال و با سطح تحصیلات پایین‌تر را شامل می‌شود، وارد فضای مجازی شدند از نوع پیام‌رسان موبایلی. آنان نه وب‌سایت را تجربه کرده بودند، نه رایانامه (پست الکترونیک)، نه وبلاگ، نه حتی شبکه‌های اجتماعی؛ در موارد زیادی آنها حتی سیستم عاملی مانند ویندوز را هم تجربه نکرده بودند و به کلی از فضای رایانه دور بودند. حالا این افراد با ورود به پیام رسان‌های موبایلی و ایجاد کاربری ساده از طریق شماره موبایل و یک کد چند رقمی، وارد دنیای جدیدی شده‌اند. دنیایی که در آن هم ارتباطات گسترده با افراد دور و نزدیک ایجاد می‌کند و هم اطلاعات فراوان را مانند بمب بر سر آنها می‌ریزد؛ اطلاعاتی که عموما کوتاه و سطحی هستند و از عمق محتوایی کافی برخوردار نیستند.

مصرف اصلی مردم از رسانه‌ها کم کم به این پیام‌رسان‌ها منتقل می‌شود؛ مردم محتواهای گوناگون اعم از خبر، لطیفه، آموزش عرصه‌های مختلف زندگی را در اینجا می‌بینند و با افزایش سرعت اینترنت همراه، از فیلم‌های عموما کوتاه هم بازدید می‌کنند. اما زمان ۲۴ ساعته در شبانه روز افزایش پیدا نمی‌کند. در نتیجه مردم دیگر کمتر کتاب می‌خوانند، کمتر سینما می‌روند، کمتر با دوستان و فامیل خود رفت و آمد می‌کنند و همه چیز در پیام رسان موبایلی خلاصه می‌شود. به پیام رسان‌های موبایلی اضافه کنید شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام را که اوضاع از نظر فرهنگی شاید در آنجا بدتر هم باشد.

تمام این محتواها کوتاه و اغلب سطحی هستند. دانشمندان و پژوهشگران زیادی در دنیا معتقدند که وقتی جامعه می‌تواند از کارکرد مثبت رسانه‌ها بهره ببرد که رژیم مصرف رسانه‌ای مردم استفاده از رسانه‌های عمیق و سطحی به اندازه باشد. رسانه‌های عمیق، رسانه‌هایی هستند که به عمق ذهن مخاطب نفوذ می‌کنند و مخاطب را به تفکر وامی‌دارند و در بلندمدت به تغییرات بلند مدت فرهنگی در جوامع منجر می‌شوند. این رسانه‌ها طبق نظر اکثریت پژوهشگران «کتاب» و «سینما» هستند. سوال این است که وضعیت کتاب و سینما در جامعه ایران چگونه است؟ آیا مصرف کتاب و سینما در کشور ما به اندازه‌ای است که می‌تواند در رقابت با رسانه‌های سطحی به ویژه پیام‌رسان‌های موبایلی، رژیم مصرف رسانه‌ای را به تعادل بکشاند؟ حتما پاسخ شما هم مانند بسیاری از اساتید و فعالان عرصه رسانه منفی است.

سرانه مطالعه کتاب مردم از ۵ دقیقه تا ۱۸ دقیقه در گزارش‌های مختلف متفاوت است. این اعداد شامل کتب درسی و کمک درسی هم می‌شود. این را مقایسه کنید با کشور همسایه‌مان «ترکیه» که سرانه مطالعه آنان ۵۵ دقیقه است. اوضاع سینما هم که نیاز به گفتن ندارد. نه فیلم‌های با کیفیت از نظر محتوایی به تعداد زیاد ساخته می‌شود و نه بیننده آنچنانی می‌توانیم برای سینمای‌مان جذب کنیم.

خروجی چنین رژیم مصرف رسانه‌ای برای جامعه چیست؟ ما در حال گذار به سمت جامعه‌ای سطحی هستیم که با یک خبر –ولو دروغ- از سویی به سوی دیگر می‌رود و با خبری دیگر، راهی دیگر می‌پیماید چون ریشه و عمق در حال از بین رفتن است.

باید تا قبل از آنکه از این هم دیرتر شود، چاره‌ای اندیشید. حتی اگر سیاستگذاران ادامه چنین روندی را مطلوب می‌انگارند، بر دانشمندان و نخبگان واجب است که مردم را از این خطر بزرگ آگاه کنند تا حرکتی معکوس در نحوه مصرف رسانه‌ها را آغاز کنیم.

دو میلیون بازدید

شخصی

برای رسیدن به یک میلیون بازدید در این وبلاگ، نزدیک به ۱۰ سال زمان نیاز بود. اینجا را بخوانید. اما برای رسیدن از یک میلیون به دو میلیون کمتر از ۲ سال. سرعت رشد محصولات فرهنگی معمولا همین روند را طی می‌کند. در ابتدا خیلی سخت دیده می‌شود اما کم کم که روی ریل افتاد و مستمر تولید شد، مورد توجه واقع می‌شود.

بگذریم که روش‌های امروزی برای بازاریابی محتوا می‌تواند به صورت واقعی یا فیک، این آمارها را بالا ببرند.

بیش از اینکه برایم مهم باشد که به ۲ میلیون بازدید رسیده‌ام، این مهم است که «بلاگستان» زنده است.