کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

دیشب برای اولین بار بود که شب قدر به مسجد دانشگاه تهران می‌رفتم. جایی که استاد قرائتی سخنران آن بود و مراسم قرآن به سر را اجرا کرد. متفاوت از تمام شب‌های قدری که تا به حال تجربه کرده بودم. فضای بانشاط با مزاح‌های مختلف اما پرمغز که هر کدامش می‌تواند گوشه‌ای از وجود انسان را بیدار کند. فضایی به دور از روضه‌خوانی و ذکر مصیبت و صوت و لحن دعاگونه‌ی قرآن به سر گذاشتن. شاید برای برخی چنین فضایی در شب قدر قابل تحمل نباشد اما به من که خیلی چسبید.

اگر روزی فایل سخنرانی را پیدا کردم حتما به این پست اضافه می‌کنم.

-------------------------------- 

بعد نوشت: فایل صوتی این سخنرانی را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۴
قاسم صفایی نژاد

فرهنگ اصیل اسلام فرهنگى است پویا نه متحجر، انقلابى -نه فقط یک بار ، نه فقط براى برانداختن یک رژیم- آیا انقلاب شما تمام شده است؟ بزرگ‌ترین مایه تأسف ما این است که دو روز بعد از در دست گرفتن قدرت و حکومت عده زیادى از مردم خیال کردند بحمداللّه انقلاب کردیم، کشته دادیم، خون دادیم، پیروز شدیم و دیگر تمام شد. واى بر آن انقلاب و انقلابى که در بامداد پیروزى بخواهد به محیط آرام و آسایش دهنده انقلاب پیروز شده دل ببندد و با شهادت و مبارزه و پیکار خداحافظى کند. واى بر آن انقلاب و انقلابى. با کمال تأسف باید بگویم، در این شش ماه که از پیروزى انقلاب مى‌گذرد، از این طریق ما ضربه‌هاى شکننده و سهمگین خورده‌ایم. خیلى از مردم را مى‌بینیم که در زندگى روزانه انگار نه انگار که ما انقلاب داریم . زندگی‌مان از نظر مصرف، زندگى مردمى است که انقلابشان را تا آخرین مرحله پیروزى تمام کرده‌اند. رو آوردن به مصرف، رو آوردن به زندگى روزمره، دچار بیمارى خطرناک روزمرگى شدن، بزرگ‌ترین خطر است براى انقلاب.

برادران و خواهران! ما تا سالها انقلاب‌مان با تمام خصلت‌هاى آن، زمان لازم دارد. دشمنان ما مى‌خواهند از این طریق که به ما الهام کنند که بروید آرام گیرید، استراحت کنید، سعادت و لذت و خوشى و شادى یکجا نصیبتان شد، دیگر چه مى‌خواهید؛ مى‌خواهند روحیه انقلابى را در جوان‌هاى ما و زن و مرد ما، در پیر و جوان ما افسرده کنند. مى‌خواهند شور انقلابى ما را بخوابانند. بیدار باشیم، هوشیار باشیم. کدام انقلاب است در دنیا که در صبح پیروزیش کار خودش را تمام شده یافته باشد . خودآگاهى انقلابى، شور انقلابى باید همچنان ادامه یابد. تا کى؟ من گفتم تا سال‌هاى سال؛ بگذارید بگویم تا بى‌نهایت، بگذارید بگویم جامعه اسلامى جامعه‌اى است که تداوم انقلاب در آن پایانِ زمانى ندارد.

 

مبانی نظری قانونی اساسی، صفحه 71 و 72

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۶
قاسم صفایی نژاد

در دیدار 17 خرداد رهبری با دانشجویان برخی کلیدواژه‌ها دستمایه مباحثه و حتی اختلاف شده است؛ از جمله «آتش به اختیار» و «ترقه بازی». کلیدواژه‌هایی که شاید اگر همان افرادی که آن را دستمایه بحث قرار داده‌اند در آن جلسه حضور داشتند و زمینه سخنان پیش آمده در آن جلسه و صحبت‌های دانشجویان را می‌شنیدند، انقدر برایشان مبهم نبود. افرادی که عموما حتی سخنرانی ایشان را کامل ندیده‌اند یا نخوانده‌اند چه برسد که سخنان دانشجویان را شنیده باشند. در این چند روز از افرادی که چنین پست‌هایی در فضای مجازی منتشر می‌کردند، می‌پرسیدم که سخنان کامل یا لااقل چند جمله قبل و بعد از آن را دیده‌اید یا خوانده‌اید؟ و عموما پاسخ این بود که خیر. 

بر خود لازم دانستم به جهت حضور در آن جلسه نکاتی چند را بنویسم:

- آتش به اختیار:

راجع به این کلیدواژه ذکر چند نکته ضروری است:

  • مخاطب آتش به اختیار دانشجویانی هستند که به قول رهبری حرف‌های سنجیده و پخته و دقیقی زده‌اند. آنها آدم‌های نادان و کودنی نیستند تا اهل عمل غیرقانونی و افراطی باشند. آنها تندترین نقدها از عملکرد اکثر دستگاه‌های کشور را به صورت قانون‌مند در حضور شخص اول کشور بیان کردند اما افراطی‌گری نکردند و باور دارند که حرف‌هایشان در کشور اثر دارد و نیازی به عمل غیرقانونی نیست.
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به این شرط می‌دهند که ارتباط با ستاد مرکزی قطع باشد یا ستاد مرکزی مختل و تعطیل باشد نه در همه جا. دامنه آن را هم با توجه به نقدهای دانشجویان مشخص می‌کنند که در حوزه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی است. واقعا آیا اگر ستاد مرکزی پاسخگوی نیازهای کشور نبود، راه حل جز این است که مردم کمکی برای بهتر شدن شرایط کنند؟ اساسا آیا بیداری مردم و به ویژه قشر دانشجو که مؤذن جامعه است، پدیده بدی است؟ 
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به کسانی می‌دهند که افسر جوان جنگ نرم هستند و از اصطلاح فرمانده در میدان جنگ استفاده می‌کنند. طبیعتا فرمانده در میدان جنگ، اگر آتش به اختیار هم باشد، آتش را به روی مردم خودش نمی‌گشاید. در جنگ نرم هم آتش به اختیار در مورد دشمن است. یعنی اگر می‌بینید که مسئولین مقابل تهاجم فکری و فرهنگی دشمن کاری نمی‌کنند، شما در نقد خصمانه دشمن آزادید. 

- ترقه‌بازی:

در جلسه‌ای که گفته شد، قبل از سخنرانی رهبری، یکی از دانشجویان در سخنانی گفت که امنیت کشور ما پایدار است و با این ترقه‌بازی‌ها دل کسی شور نمی‌افتد. استفاده رهبری از این کلیدواژه در فرمایشات خودشان را نباید ریشخند غم مردم تصور نمود.

اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی، ریشخند ضعف تروریست‌ها است که پس از چند سال محاصره ایران در آتش ترور، فقط توانشان همین بود و خللی در امنیت کشور وارد نشده است. اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی صدور پیام آرامش به مردم عادی جامعه بود که ممکن است به دلیل این اتفاق دلشوره ناامنی گرفته باشند و با این پیام بدانند این اتفاق نه بزرگ بود و نه تکرارشدنی. عده‌ای گویا فراموش کرده‌اند که گوینده ترقه‌بازی خودش قبلا ترور شده است و بیش از آنها تلخی ترور را می‌داند.

متأسفانه در فضای روانی ایجاد شده، افراد منصف هم صحبت‌های تقطیع شده یک نفر را از رسانه‌های مخالف او می‌شنوند و قضاوت می‌کنند. کاری که حتما خودشان هم در خلوت خودشان آن را عقلانیت و روشنفکری نمی‌دانند.

 

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۱
قاسم صفایی نژاد

داشتم بایگانی 10 سال گذشته را می‌خواندم؛ بایگانی مربوط به کلیدواژه تو. انگار این 32 مطلب گذشته‌ای که راجع به تو نوشته‌ام، هر سال دورتر شده‌ام و دورتر. هر سال از هجر تو کمتر سوخته‌ام و بیشتر ساخته‌ام. چرا به این سو می‌روم؟ هر سال حتی اگر دانسته‌هایم بیشتر شده باشد اما عملم کمتر شده. به بیابانی رسیده‌ام که شاید 10 سال پیش فکرش را هم نمی‌کردم؛ فکرش را هم نمی‌کردم چنین اعمالی از من سر بزند. منی که ده سال پیش می‌گفتم انقدر خوب زندگی می‌کنم که به همه بفهمانم شیعه امام حسن بودن چقدر خوب است:

من به تنهایی از این جام نخواهم نوشید                        همه اهل جهان را حسنی خواهم کرد
تکراری شده است شیرین‌زبانی‌هایی که هر سال از مناجات‌های خداوندگار مناجات و زینت عابدان یاد گرفته‌ام. دوباره نمی‌خواهم بگویم که به کریمی تو نگاه می‌کنم نه به اعمال خودم!

باید بگویم:

تو راه دادی مرا به خانه، مرا خریدی به هر بهانه              ولی دوباره شکسته توبه، گنه نمودم چه ناشیانه

ارباب کریمم!

اگر سال پیش نوشته بودم گاهی به تو نزدیک شده‌ام و گاهی از تو دور اما این یک سال اخیر کمتر روزی بود که به تو نزدیک شده باشم. 

نمی‌دانم چه شد که یاد این خاطره در بقیع افتادم. یادت هست روز دومی که پا به بقیعت گذاشتم؟‌ مفتی وهابی کنار قبر تو به تو توهین می‌کرد. می‌گفت: «چرا از حسن بن علی حاجت دارید؟ اگر شما با مدیر شرکت رفیق باشید، سراغ پارتی می‌روید یا مستقیم پیش مدیر شرکت می‌روید؟ خدا رفیق شماست و از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است، از خدا بخواهید. حسن بن علی پودر شده است. حسن بن علی در طول زندگانی‌اش یک کلمه به فارسی سخن نگفته و فارسی بلد نیست که حاجت شما را بفهمد!»

تحجر و جمود فکری به او اجازه نمی‌داد که بفهمد انسان کامل یعنی چه. می‌خواستم جواب بدهم اما روحانی کاروان‌مان توصیه اکید کرده بود که روی کاروان دانشجویی حساس هستند و وارد گفتگو نشوید. پیرمردی از میان زائرین شیعه رو کرد به آن مفتی وهابی و یک سوال کرد: «مگر نمی‌گویی واسطه‌ای نیاز نیست؟ پس خدا چرا خودش ما را هدایت نکرد و پیامبر فرستاد؟»

طنین صلوات که ناخودآگاه از میان جمعیت بلند شد، فهمیدم که هیچوقت شیعیان خود را تنها نمی‌گذاری. تو خود چراغ هدایتی که از شیعیانت خواستی چراغ هدایت باشند. *

اگر شیعه هستم باید عمل کنم به دستورات و شیوه زندگی‌ات. اگر این 10 سال گذشته از تو دورتر شدم اما این دهه آینده که به چهل سالگی می‌رسم باید روز به روز به تو نزدیک‌تر شوم. این اولین سالروز ولادت تو در دهه چهارم زندگی من است. می‌خواهم به تو نزدیک‌تر شوم اما قبل از آن که چراغ هدایتت مرا به سوی سعادت رهنمون کند، نیازمند برآورده شدن یک حاجت هستم. می‌شود امشب واسطه برآورده شدن یک حاجت من شوی؟ می‌شود «الهی العفو» مرا آمین بگویی؟

----------------------------------

* امام حسن مجتبی علیه السلام: کونوا اوعیه العلم و مصابیح الهدی (ظرف دانش باشید و چراغ هدایت)

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۱
قاسم صفایی نژاد

عصر امروز در دیدار دانشجویی با رهبر معظم انقلاب حضور داشتم. دیداری که تندترین نقدهای ممکن البته با نگاهی دلسوزانه نسبت به ارکان حکومت ایراد شد. نقدهایی که البته گاهی با راهکارهای عاقلانه و پیشنهادهای عملیاتی هم همراه بود. رهبر معظم انقلاب با روی گشاده و تبسمی پدرانه و گاهی با بغضی اندک تمام صحبت‌های دانشجویان را شنیدند. دانشجویانی که به قول ایشان حتما نماد همه تفکرات موجود در دانشگاه نبودند اما در نقد کم نگذاشتند. نقد آنها نه تنها سهمی را به دولت اختصاص داد، بلکه شورای نگهبان، سپاه،‌ قوه قضاییه، صدا و سیما، مجلس، نهادهای زیرمجموعه و منتصب رهبری و حتی دفتر رهبری را نیز شامل شد.

بازگویی این دردها در حضور مسئولین، خود می‌تواند تسکین دهنده باشد، زیرا همانطور که ایشان فرمودند حتما اثربخش خواهد بود و اینطور نیست که حرفی گفته شود و تمام شود. هر چند که برخی از این نقدها درست نباشد و در عین نادرست بودن، آن مسئول برای پاسخگویی عذری بجا داشته باشد.

ای کاش مسئولین سه قوه دیگر و سایر مدیران ارشد حاکمیتی و دولتی نیز نقدهای مردم را چنین صریح و صمیمانه بشنوند بی‌آنکه به آنها انگ‌های گوناگون بزنند تا هم فاصله قدرت بین مسئولین و مردم کمتر شود و هم اعتماد مردم به نظام بیشتر شود.

------------------------------------

پ.ن: آرمان‌خواهی و مطالبه‌گری، نقد با شجاعت تمام و البته نقد علاج‌جویانه، مبارزه با نظام سلطه، مبارزه برای رسیدن به آرمان و عدم یأس در فاصله زمانی رسیدن تا آرمان نکاتی بود که ایشان به دانشجویان توصیه کردند.

 

حُسن تو همیشه در فزون باد           رویت همه سال لاله‌گون باد

هر سرو که در چمن برآید                 در خدمت قامتت نگون باد *

* حافظ

 

 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۳
قاسم صفایی نژاد

چند روزی که گذشت و به دلیل نگارش پروپوزال رساله دکتری فرصت به روز رسانی وبلاگ فراهم نشد اتفاقات مهمی افتاد.

- حضور ترامپ در عربستان سعودی و جلسه با چندین کشور اسلامی و متهم کردن ایران در موارد مختلف. اتفاقی که جهل حاکمان سعودی را بیش از گذشته نمایان کرد. دولت سعودی که در دشمنی با آنها اکثریت کشور ما متفق القول هستند، هر چند که دلایل‌مان با هم متفاوت باشد که به این مهم نیز باید توجه کنیم.

- شاید یکی از نتایج این حضور تعرض به شیخ عیسی قاسم در بحرین بود. اتفاقی که  قیام مردم بحرین را وارد فاز جدیدی از مبارزه کرد. اتفاقاتی که هر چند در رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های اجتماعی کشور ما کمتر بازتاب داشته باشد اما امیدوارم به زودی به نتیجه قطعی خود برسد که سنت خدا از بین رفتن باطل است.

- فروش گاز به ترکیه به قیمت تقریبا مفت که در رسانه‌ها مواضع موافق و مخالف زیادی داشت. هر کدام از طرفین دلایلی مطرح می‌کنند که هیچ ربطی به دلایل طرف دیگر ندارد! و آخر مشخص نشد واقعا این جریمه به دلیل گران فروختن گاز در سال‌ها قبل بوده یا به دلیل کرسنت؟!

- تغییرات در بالاترین سطح در دانشگاه آزاد که باید صبوری کرد و نتیجه اقدامات را دید. اقداماتی که اگر به بهتر شدن اوضاع کمک نکند، شاید به بدتر شدن آن یاری برساند!

- اختلافات بر سر سند 2030 و نحوه توافق یا امضای آن خبر دیگری بود که این روزها بر زبان همه بود. یک طرف ایرادات را می‌گوید و طرف دیگر معتقد است که در چارچوب فرهنگ خودمان آن را اجرا می‌کنیم. کسی نمی‌گوید که ساز و کار قانونی و تصویب آن در کشور چگونه بود و اگه ایرادی داشته آیا برای حل این ایراد هم کسی فکر می‌کند تا دیگر چیزی بدون خبر تصویب نشود؟

- اظهارات رییس قوه قضاییه در مورد حصر و پاسخ سخنگوی دولت خبر دیگری بود که باید دید در آینده کدام طرف چه کاری انجام می‌دهد. آیا دولت از این مسئله فقط به دنبال بهره برداری سیاسی است یا موقع اقدام و عمل فرا رسیده؟ واکنش قوه قضاییه چه خواهد بود؟ باید منتظر ماند.

- حضور احمدی نژاد در مزار شهدا و اعتراض خانواده شهدای حرم اتفاق دیگری بود که مورد توجه رسانه‌های اصولگرا قرار گرفت و حتی خبرگزاری‌هایی که سالها احمدی نژاد را بایکوت کرده بودند و به جز خبر توصیه رهبری به عدم شرکت در انتخابات، حتی خبر ثبت نام او برای ریاست جمهوری را هم از سر اجبار منتشر کرده بودند به یکباره بایکوت رو کنار گذاشتند و فیلم‌هایی از این اعتراض منتشر کردند. اتفاقی که لااقل اگر برای رسانه جهت‌دار بد نباشد، برای خبرگزاری که باید بی‌طرف باشد اصلا خوب نیست. سردبیر چنین خبرگزاری‌هایی باید یک بار از خود بپرسند که آیا در این سالها احمدی نژاد فقط همین یک بار میان مردم رفت؟ آیا دفعه‌های قبل هم مورد اعتراض مردم قرار می‌گرفت یا فقط این یک بار او را دیده‌اند و بارها ابراز محبت مردم را ندیده‌اند؟

----------------------------------------------------

پ.ن: یک آفت در جامعه ما رو به رشد است: وزن‌کشی رسانه‌ای. گاهی اوقات به جای اینکه حق را از باطل تمیز دهیم،‌ بر حق پافشاری کنیم و با استدلال و تبیین به حل مسائل بپردازیم، همه چیز را در عملیات روانی و فشار رسانه‌ای و وزن کشی آن می‌دانیم. گویا اگر به شیوه‌های مرسوم خبرپراکنی کنیم به مقصود می‌رسیم! به نظر می‌رسد به جای اینکه وزنمان را در رسانه‌ها بالا ببریم باید خودمان را به حق نزدیک کنیم که این راه سعادت است.

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۵۶
قاسم صفایی نژاد

نتایج نهایی انتخابات اعلام شد و حسن روحانی رئیس جمهور ایران ماند. 

تبریک به هواداران و رأی دهندگان به روحانی.

روحانی پس از تأیید شورای نگهبان و تنفیذ رهبری رئیس جمهور همه مردم است و همه باید با هم کمک کنیم تا سطح خدمات دولت و پاسخگویی او بالاتر برود و عزت ملی ایران در سطح جهان بیشتر شود. این کمک در چارچوب همفکری، ارائه راهکار، مطالبه‌گری و نقد است نه تخریب و کارشکنی و امثالهم. بدانیم که اگر این دولت موفق نباشد همه متضرر خواهیم شد و اگر موفق باشد همه منتفع.

-------------------------------

 پ.ن: در میان کسانی که «نه به روحانی» را سرلوحه رقابت انتخاباتی خود قرار داده بودند طیف‌های گوناگونی حضور داشتند. کسانی که هوادار سید ابراهیم رییسی بودند، کسانی که در گفتمان اصولگرایی بودند و کسانی که روحانی را گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری نمی‌دانستند و در دوقطبی موجود به رییسی رأی دادند.

بین این گروه‌ها دنبال مقصر نباشیم. هر کسی فلش را به سمت خودش ببرد و به جای فرافکنی خود را اصلاح کند.

مردم را هم مقصر ندانیم. مردم ما عزیز و فهیم و عاقلند. معنی ندارد که اگر مردم با تفکر ما موافق باشند پس خوبند و اگر با تفکر ما موافق نباشند، فریب خورده یا بد. این تفکر استکباری است.

مردم ما به کسی رأی می‌دهند که خودش باشد نه نقش دیگری را بازی کند؛ به کسی رأی می‌دهند که کارآمد باشد و از متخصصین استفاده کند؛ مردم ما به کسی رأی می‌دهند که واقعا میان مردم باشد نه اینکه فقط شعارش را بدهد. در غیراینصورت ترجیح می‌دهند به کسی رأی بدهند که اگر میان مردم نیست، شعارش را هم نمی‌دهد؛ ایضا برای صفاتی مانند ساده زیستی، ضداستکبار و ...

خودمان و مردم را درست بشناسیم. بیایید به جای شعار، زندگی را انسانی‌تر کنیم. مراقب باشیم که آدرس خدا را از عدل جدا نکنیم که در آن صورت یک مذهبی خام و بی‌مخ بیشتر نیستیم.

 

پ.ن 2: روی واژه‌های آبی کلیک کنید و از نقل قول‌ها لذت ببرید.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۷
قاسم صفایی نژاد

حال و هوای انتخاباتی در جمع کثیری از مردم ایجاد شده است. همه شش کاندیدای تایید صلاحیت شده محترم هستند. همه آن‌ها از نظر شورای محترم نگهبان، امین، باتقوا، مدیر، مدبر و ملتزم عملی به ولایت فقیه تشخیص داده شده‌اند. دو نفر از این 6 نفر تا الان انصراف خود را اعلام کرده‌اند و به هر کدام از 4 نفر دیگه رأی بدهیم مأجوریم.

اما به هر حال مردم سلیقه‌های گوناگونی دارند. همیشه هم اینطور نیست که گزینه آرمانی و صد در صد مطلوب افراد در انتخابات حضور داشته باشد. اما به هر حال نزدیک‌ترین گزینه بین گزینه آرمانی و گزینه‌های موجود راه حل اثرگذاری تک تک مردم بر سرنوشت کشور است.

به نظر می‌رسد اوضاع کشور با تمام زحماتی که کشیده شد، مورد رضایت مردم نیست و مردم گله‌مندند. اگر بخواهیم رویکرد و عملکرد را مدنظر قرار دهیم، احتمالا دولت در رویکرد خود از نظر بخش قابل توجهی از مردم نمره بالایی نمی‌گیرد. 

رویکرد اشرافی مدیران، دوری از مردم، محرمانه بودن بسیاری از اطلاعات، نگاه بالا به پایین، کم کاری و خستگی، عدم توجه واقعی به نقش جوانان در مدیریت و اعمال تصمیمات کشوری ولو در قابل شعارهای زیبا را مردم نمی‌پسندند. هر چند ممکن است برخی از رویکردهای این دولت مانند تنش‌زدایی در سیاست خارجی مورد اقبال بخش قابل توجهی از مردم باشد.

به نظر من، ادامه دولتی که بسیاری از مدیران آن همیشه در مسند قدرت بوده‌اند و در 38 سال گذشته، 30 سال وزیر و معاون وزیر و وکیل بوده‌اند و حالا همه تقصیرات را به گردن یک دوره 8 ساله می‌اندازند کار درستی نیست. انتخاب امثال نعمت زاده که حتی اگر دوره وزارتش را حساب کنیم، باید بازنشسته شوند به ریاست وزارتخانه بزرگی مانند صنعت، توهین به نسل دوم و سوم انقلاب است. 

از سیاست بگذریم و از فرهنگ هم که صحبت کنیم، نگاه دولت به فرهنگ در شأن ایران اسلامی نیست. اوج نگاه دولت به فرهنگ در احکام لایحه برنامه ششم توسعه که توسط دولت به مجلس پیشنهاد شد شامل چند رویکرد کلی بود: تعمیر ابنیه تاریخی، حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی، امنیت برگزاری فعالیت‌های فرهنگی مانند کنسرت و ... همین! فرهنگ در این دولت در همین حد دیده می‌شود.

اوضاع علم و فناوری هم در کشور در این 4 سال رشد گذشته را نداشته است. هر چند معاونت علمی ریاست جمهوری توانست در حوزه کسب و کار فناوری‌های نوین تغییرات خوبی را ایجاد نماید اما سرعت رشد علمی کشور کاهش یافت و صنایع های‌تک افول کردند و دیگر خبری از پیشرفت فناوری هسته‌ای، فناوری فضایی و ... نبود.

همه این شرایط ما را به یک سخن می‌رسانند: باید کاری کرد.

باید کاری کرد تا سرنوشت کشور در چارچوب قانون اساسی به سمتی برود که گلایه‌های مردم کمتر شود.

البته هر تصمیمی مردم در روز جمعه بگیرند محترم است. بعد از اعلام نتایج، باید همه کمک کنیم تا ایران اسلامی به سمت تعالی، پیشروی کند.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۹
قاسم صفایی نژاد

یادداشت من در مورد «کمپین و جنبش‌های اجتماعی» که در صفحه 46 شماره 84 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۸
قاسم صفایی نژاد

بعد از اینکه پنجشنبه هفته گذشته به تماشای فیلم «گشت 2» به سینما رفته بودم و به اندازه کافی خندیده بودم، دیروز برای دیدن یک فیلم با محتوای غنی «ماجرای نیمروز» را انتخاب کردم. 

رفتن به سینما سپیده در حالی که سانس ماجرای نیمروز هم نبود و مجبور به انتظار بودیم، منجر به تحقق نیم روز فرهنگی شد!

همانطور که می‌دانید سینما سپیده ارزانترین سینمای تهران است که در روزهای عادی 7 هزار تومان و سه شنبه‌ها 4 هزار تومان هزینه بلیط می‌گیرد. در واقع 2 بلیط جمعا 8 هزار تومان شد و البته خرید 2 چیپس و 2 آبمیوه 16 هزار تومان! 

به این فکر می‌کردم که چقدر محصولات فرهنگی ما ارزان هستند. دو برابر پولی که به تهیه کننده با تیم ساخت فیلم از قبیل کارگردان و بازیگران و سایرین و حتی سینمادار می‌دهیم، باید بدهیم به کسی که چیپس و آبمیوه می‌فروشد! در واقع صنعت چیپس و پفک فروشی درآمد بیشتری از صنعت سینما دارد! ما هم ملت متمدن و فرهنگی هستیم که باید انواع تشویق‌ها و تخفیف‌ها باشد تا برویم فیلمی را ببینیم که حاضریم برای تنقلاتش دو برابر خرج کنیم!

شاید همین نسبت بین 42 میلیارد تومانی که صرف خرید در نمایشگاه کتاب طی این چند روز شد نیز برقرار باشد. به هر حال آنجا به جز تنقلات و بستنی، غذا هم خورده می‌شود.

نمی‌دانم اینکه ما چنین مردمی هستیم هم تقصیر دولت قبل است یا نه!

--------------------------------

پ.ن: ماجرای نیمروز فیلم خوبی است اما متوجه نشدم چرا این همه جایزه برده است. به نظرم هر چند بازسازی واقعیت خوبی داشت اما خیلی هم خاص نبود. یک توصیه دیگر اینکه به اتفاق فرزند کوچکتان به تماشای این فیلم نروید. ریتم یکنواخت فیلم و فضای سردی که دارد حوصله بچه را سر می‌برد و مجبورید بخشی از زمان فیلم را با او سر و کله بزنید.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۳۹
قاسم صفایی نژاد