کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

به تو دل بستم و غیر تو کسى نیست مرا      جُز تو اى جان جهان، دادرسى نیست مرا

عاشق روى توام، اى گل بى مثل و مثال        به خدا، غیر تو هرگز هوسى نیست مرا

با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولى          چه توان کرد که بانگ جرسى نیست مرا

پرده از روى بینداز، به جان تو قسم                غیر دیدار رخت ملتمسى نیست مرا

گر نباشى برم اى پردگى هرجایى                 ارزش قدس چو بال مگسى نیست مرا

مده از جنت و از حور و قصورم خبرى              جز رخ دوست نظر سوى کسى نیست مرا

 

دیوان امام

نویسنده: امام خمینی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۳
قاسم صفایی نژاد

وقتی که «ویلایی‌ها» در سینماها اکران می‌شد، تمایل داشتم که به سینما برم و این فیلم رو ببینم اما به دلایل مختلف نشد. بعدش دیگه یادم نبود که برم و از شبکه نمایش خانگی تهیه‌اش کنم و ببینمش. چند روز پیش که فرصتی دست داد برای دیدن فیلم، بدون اینکه یاد «ویلایی‌ها» باشم رفتم به مغازه تا ببینم فیلم جدید خوب چی هست. چشمم خورد به ویلایی‌ها و خریدمش.

هم داستان فیلم نو و جذابه و هم فیلم خوش ساختی هست. پیشنهاد می‌کنم ببینین فیلم رو.

داستان فیلم در مورد چند تا خانم هست که پشت جبهه ولی نزدیک به جبهه در یک خانه‌ای کنار هم زندگی می‌کنند و همسران رزمنده‌شون در خط مقدم مشغول جنگ هستن. دیدن مشکلات زندگی این افراد در این روزها میتونه من و نسل بعد از من رو با یه سری از واقعیات جنگ آشنا کنه. تفکرات و جهان‌بینی‌های مختلف در میان این افراد به خوبی نشون داده شده. از خانمی که عاشقانه در این راه قدم می‌زند تا کسی که به زور مادربزرگ فرزندانش و برای بردن فرزندانش به آنجام آمده و قصد رفتن به خارج دارد؛ تا خانم‌های دیگری که شرایط به آنها تحمیل کرده در آنجا باشند.

بازیگرانی مثل ثریا قاسمی، طناز طباطبایی، پریناز ایزدتبار و صابر ابر در این فیلم بازی کردند. 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۹
قاسم صفایی نژاد

درست وقتی که اتفاقات متعدد و مهمی در زندگی‌ات در حال وقوع است،

وقتی که با وجود پدیده‌های مبهم، باز هم سعی می‌کنی تصمیمات شفاف بگیری،

وقتی که حس می‌کنی نسبت به یک اتفاق معمولی، حس خوبی نداری،

وقی که یقین می‌کنی یک جای «توحید»ت می‌لنگد،

ناگهان مواجه می‌شوی با ره عشق..

 



مدت زمان: 2 دقیقه 43 ثانیه

یادت می‌آید که قبلا هم خوانده بودی که انسان تربیت شده اسلام، عاشق عاقل است. و همین اکسیر عشق است که گرما و شوری در انسان ایجاد می‌کند که آرام نگیرد.

-----------------------------

پ.ن: جمعه گذشته توفیق زیارت مزار شهید بهشتی را داشتم. او، شیوه تفکر او، شیوه اداره تشکیلاتی او و شیوه زندگی او هنوز غریب و مظلوم است.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۸:۱۹
قاسم صفایی نژاد

امروز تبلیغات افتتاح بوستان ۷ هکتاری شهید حججی را دیدم. بوستانی که قرار بود به زودی افتتاح شود و نام آن تبسم باشد اما نام این بوستان که در نزدیکی پل جوادیه هست شهید حججی می‌شود.

برایم سؤال پیش آمد که اگر الان شهید حججی در این دنیا بود و از او می‌پرسیدند که دوست داری چه کاری انجام دهی، چند میلیاردم درصد احتمال داشت بگوید که «دوست دارم نام یک پارک را نام من قرار دهند!». 

مانند سایر امور فرهنگی، مدیران فرهنگی ما راحت‌ترین کار ممکن را انجام می‌دهند. زنده نگهداشتن نام شهدا را فقط در نام‌گذاری خیابان و پارک و بزرگراه به نام آنان می‌دانند و اصلا مهم نیست که آن شهید در زمان حیات چه دغدغه‌آی داشت که لااقل اگر هیچ‌کاری جز نامگذاری هم بلد نیستند در یک فعالیت ناظر به دغدغه‌اش نامگذاری کنند. 

هفته پیش یکی از دوستان می‌گفت که یکی از شهدای بزرگ مدافع حرم به نام مرتضی عطایی (ابوعلی) دغدغه خانواده شهدای مدافع حرم افغانستانی را داشت و رسیدگی به وضع معیشت آنان و حل مشکلات‌شان. گویا شهید بزرگوار گروهی داشت برای شناسایی و کمک به آنان. پس از شهادتش، دوستان و علاقه‌مندان به آن شهید، آن گروه را زنده نگه داشته‌اند و اسم گروه را گذاشته‌اند «به یاد ابوعلی» و همان دغدغه او را ادامه می‌دهند. زنده نگهداشتن یاد شهدا یعنی این! 

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۱۳:۵۵
قاسم صفایی نژاد

شخصیت و قیام زید بن علی اثر ابوفاضل رضوی اردکانی توسط مرکز انتشارات علمی و فرهنگی در ۶۱۶ صفحه و در سال ۱۳۶۱ منتشر شده است. موضوع کتاب در مورد زید (پسر امام سجاد علیه السلام) است که در دوره امام صادق علیه السلام و با اجازه تلویحی از ایشان دست به قیام علیه بنی امیه و ظلم‌های آنان زد. قیامی که باز هم با اینکه ۱۵ هزار نفر فقط از کوفه به آن پیوسته بودند باز هم با خیانت و سهل انگاری کوفیان به شکست منجر شد اما زمینه ساز قیام مردم خراسان شد و این قیام‌های پی در پی موجب براندازی رژیم بنی امیه شد.

فصول این کتاب عبارتند از:

فصل اول: ویژگی‌های شخصی
فصل دوم: تولد
فصل سوم: پیشگوئی‌های پیشوایان درباره زید
فصل چهارم: فضائل زید (ع)
فصل پنجم: زمینه انقلاب
فصل ششم: فلسفه قیام
فصل هفتم: مقدمات قیام
فصل هشتم: قیام و شهادت زید
فصل نهم: پس از شهادت
فصل دهم: تأثیر امام صادق در شهادت زید
فصل یازدهم: شعرایی در عزای زید شعر سروده‌اند
فصل دوازدهم: علل شکست قیام
فصل سیزدهم: نتایج قیام زید (ع ) مدعی امامت نبود
فصل چهاردهم: بررسی و رد روایات قدح و نکوهش
فصل پانزدهم: زید از دیدگاه علمای اسلام
فصل شانزدهم: فرزندان زید
فصل هفدهم: زید و زیدیه
فصل هجدهم: فهرستی از کتب زیدیه

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا خریداری نمایید. نسخه الکترونیک این کتاب را نیز می‌توانید از اینجا به صورت رایگان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز راجع به این کتاب را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.

----------------

پ.ن: این کتاب را در سال ۱۳۷۷ مطالعه کرده بودم. در آن زمان هنوز وبلاگی وجود نداشت تا به تاریخ مطالعه کتاب این پست را طبق این وعده منتشر کنم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۶ ، ۱۶:۵۶
قاسم صفایی نژاد

بسیاری چیزها هست که می‌خواستم بنویسم اما وقتش نشده. همیشه به خودم می‌گویم وقت نکردم بنویسم اما چه کنم که اگه صادقانه بنگرم، باید بگویم تنبلی کردم و ننوشتم! مگر نوشتن یه پست وبلاگی چقدر زمان می‌برد و با همه سرشلوغی‌های کاری و غیرکاری، مگر نمی‌توان چند دقیقه از حضور در تلگرام کم کرد و به جای آن تولید محتوای وبلاگی کرد تا آن مطلب در حافظه وب بماند؟

راجع به موضوعات مهمی ننوشتم.

مثلا راجع به پایان قلمروی سرزمینی داعش در این روزها. بله! به همین وضوح: پایان قلمروی سرزمینی. مدافعین حرم زحمت بسیار کشیدند و خون دادند و رشادت به خرج دادند تا قلمروی سرزمینی داعش را از بین ببرند اما از این به بعد دیگر وظیفه ما اصحاب فرهنگ و رسانه است که جهاد سخت‌تر را جدی‌تر بگیریم و تفکر داعشی را از بین ببریم. تفکر داعشی فقط متعلق به اعضای چند ده هزار نفره داعش نیست. تفکر داعشی می‌تواند حتی در خود ما هم کم و بیش وجود داشته باشد. جهاد اکبر یعنی همین!

راجع به هوای بد این روزهای سیاست داخلی ایران که یکی دیگری را گاز می‌گیرد و در نهایت همه مردم را!

راجع به پایان ماه صفر و آمدن ربیع دوست داشتنی با همه دلتنگی‌هایش که:

ربیع با تو ربیع است ای صنم ورنه               بهار بر سرم آوار می‌شود بی تو

در مورد این روزهایم. در مورد کتاب‌ها و مطالبی که در حال مطالعه‌شان هستم و ...

به خودم قول داده بودم هر کتابی که خواندم را در وبلاگم معرفی کنم. اما تگ معرفی کتاب وبلاگم عدد ۴۷ را نشان می‌دهد و تگ کتاب‌های خوانده شده گودریدزم عدد ۱۷۴ را! یعنی حداقل ۱۲۷ کتاب را معرفی نکرده‌ام. گیریم ۲۷ تا از آن کتاب‌ها نیاز به معرفی نداشته‌اند یا نمی‌شد معرفی کرد اما بقیه کتاب‌ها چه؟ باید همه را به مرور اضافه کنم. اما برای اینکه حال و هوای بایگانی وبلاگم نامرتب نباشد، احتمالا تاریخ پست‌های معرفی کتاب را به تاریخ اتمام مطالعه آن کتاب می‌زنم که به لطف گودریدز همه‌شان ذخیره شده است. چون پست قدیمی می‌شود برای دنبال کنندگان ستاره نمی‌آید و ممکن است در آرشیو هم پیدا کردنش سخت باشد. بنابراین سعی می‌کنم یکی دو روز به عنوان پست ثابت اول وبلاگ نگهشان دارم.

قول داده بودم که بندهای زیبا و آموزنده هر کتابی را که می‌خوانم در تگ نقل قول وبلاگم بیاورم. از آن هم تا حد قابل توجهی غفلت کرده‌ام. ان شالله آن هم به مرور اضافه خواهد شد.

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۶:۲۶
قاسم صفایی نژاد

بچه تهرون اثر علیرضا اشتری توسط نشر فرااندیش در ۷۲ صفحه و در سال ۱۳۸۵ منتشر شد. این کتاب بعد از چاپ‌های مجدد توسط این انتشارات توسط انتشارات میراث اهل قلم و انتشارات کتاب سبز نیز منتشر شده است و شمارگان آن به بیش از ۱۵۰ هزار نسخه می‌رسد. موضوع کتاب خاطرات شفاهی رزمنده‌ای به نام کامران فهیم است که در نوجوانی جهت آشنایی با محیطی غیر از خانواده به جبهه می‌رود و در آنجا با انسان‌هایی با روحیاتی مختلف آشنا می‌شود.

شکل داستانی کتاب، استفاده از جملات کوتاه و زبان نوشتار تقریبا محاوره‌ای از نقاط قوت این کتاب محسوب می‌شود. 

جهت آشنایی بیشتر قسمتی از خاطره بچه تهرون را نقل می‌کنم:

از کارگزینی، معرفی‌نامه گرفته بود و آمده بود گردان. تا آمد توی محوطه، با لهجه غلیظ لاتی گفت ساملیکم. همه نگاهش کردند. من فکر کردم حتما مراجعه کننده است و مثلا گذری آمده یکی از بچه‌ها را ببیند و برود. اما پرسید «اینجا رئیس مئیس کیه؟» گفتم «بفرمایید. چه کار دارید؟» یک نیم نگاهی انداخت به من، اما باورش نشد. غیظ کرد و گفت «مگه نگفتم رئیس مئیس اینجا کیه؟ لابد خودشو کار داریم دیگه.» یکی از بچه‌ها مرا نشانش داد و گفت ایشونه. پوزخند زد و گفت «این جوجه رئیسه؟ برو بابا.» بلند شدم و گفتم «پسر خوب، ادب داشته باش. این چه طور حرف زدنه؟» گفت «ببین خوش ندارم با من اینجوری صحبت کنی. اگه راس راسی رئیس تویی، من معرفی شدم به گروهان شما. بسیجی هم هستم. تا حالام جبهه نبودم. آموزش رفتم و اومدم اینجا. اما همه‌تون رو حریفم.

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا با قیمت ۲ هزار تومان بخرید. نسخه الکترونیک این کتاب به فروش نمی‌رسد. همچنین می‌توانید نظرات کاربران گودریدز را از اینجا بخوانید.

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۰
قاسم صفایی نژاد

شاید هیچ سالی به این اندازه از تو دور نبودم. و شاید هیچ سالی به این اندازه عزم خوب شدن و مردانه قیام کردن برای اصلاح نداشتم.

امسال می‌خواهم به جای شبه مناجات با تو و زدن حرف‌ها و دغدغه‌های خودم، فقط به تو بنگرم و تو را بخوانم. بخوانمت تا بل باز شود درهای رحمت حق بر این دل.

 

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۶ ، ۲۳:۵۷
قاسم صفایی نژاد

زلزله آمد. ایران عزادار شد و بسیاری از هموطنان ما، برادران و خواهران و دوستان ما دچار مشکل جدی شدند. چند صد نفر جان خود را از دست دادند و عده‌ای دیگر مجروح شدند و عده‌ای عزیزان خود را از دست دادند.

زمان، زمان اتحاد ملت است برای دست‌گیری از حادثه‌دیدگان. زمان، زمان التیام‌بخشی به زخم‌هایی است که طی یک حادثه طبیعی به وجود آمده‌اند. اما عده‌ای راه ناصوابی در پیش می‌گیریم. عده‌ای در سیاست جناح رقیب خود را تخریب می‌کنند و این یکی دیگری را مقصر می‌داند و آن دیگری طرف مقابل را. مردم هم وارد این جو رسانه‌ای می‌شوند و فراموش می‌کنند دوران رقابت نیست و دوران همدلی است.

عده دیگری پیدا می‌شوند که به جای کمک، فقط نقص‌ها و کمبودهای تیم‌های کمک رسانی را می‌بینند و مدام نق می‌زنند. عده دیگری پیدا می‌شوند و فقط نقاط مثبت را می‌بینند و مطالبه‌ای برای رفع کاستی‌ها نمی‌کنند.

بعضی دیگر رسانه‌ها را متهم می‌کنند که این جو را ایجاد کرده‌اند و وظیفه خود را درست نشناخته‌اند و فقط سوگواره‌نویسی بلد هستند و شور کردن قضیه.

برخی دیگر حتی آمده‌اند همه را متهم کرده‌اند به افراط و تفریط. متهم کرده‌اند که ما ایرانی‌ها کلا همدلی بلد نیستیم و اتحاد نداریم و دنبال یقه‌گیری سیاسی هستیم و ...

حتما هم زیبایی دیده می‌شود هم زشتی؛ هم برخی حرف‌ها و رفتارها مایه امید است و برخی موجب تأسف.

یادداشت یکی از روزنامه نگاران درمورد فراموشی مأموریت رسانه‌ها را که خواندم یاد یک خاطره افتادم. تابستان ۹۱ بود که در استان آذربایجان شرقی و به طور مشخص شهر ورزقان و اهر زلزله‌ آمد. چند هفته بعد و نزدیک پاییز بود که در جلسه شورای مدیران مجتمع رسانه‌ای اطلس، مدیرعامل آن به ما مدیران جوان رسانه‌ای گفت که میزان اطلاع‌رسانی و مطالبه کمک و رساندن صدای مردم به مسئولین و همچنین حجم خدمات به افکار عمومی خوب نیست و یکی از دلایل اصلی آن را عدم درک مشکلات زلزله از نزدیک دانست. به همین دلیل همه به اتفاق هم به بازدید از مناطق زلزله زده رفتیم و با میزان خرابی زلزله و درد مردم از نزدیک آشنا شدیم.

ما فهمیدیم که خرابی پدیده زلزله آنقدر هست که نشود یک روزه یا دو روزه آن را به نقطه حداقلی رساند. فهمیدیم هر چند حجم خدمات زیاد باشد اما ممکن است از برخی مناطق غفلت شود. فهمیدیم ممکن است در برخی مناطق سرعت امداد خوب باشد اما در برخی مناطق خیر. فهمیدیم در برخی مناطق و روستاها مردم به یاری نهادهای امدادی می‌شتابند تا کارها زودتر سامان یابد اما در روستایی ممکن است سر موارد بچه‌گانه کارها را متوقف کند که بسیار مایه تعجب است! فهمیدیم حتی در هنگام زلزله باید ملاحظات جامعه انسانی را در نظر گرفت که ممکن است عده‌ای مقابل برخی کارهای ضروری مقاومت نشان دهند و اما عده‌ای دیگر از راحتی خود می‌گذرند تا آسایش دیگران را فراهم کنند و ...

بسیاری از آن جوانان، الان و ۵ سال پس از آن حادثه، مدیران رسانه‌های موثری هستند که این بار در زلزله کرمانشاه حتما عملکرد بهتری هم در اطلاع رسانی مشکلات و درد مردم داشتند و هم در بیان میزان خدمات انجام شده.

سخنم این است که گاهی اوقات می‌توان بدون حرف زدن، بدون نق زدن، بدون شعار دادن، عملی کرد که میوه و ثمر آن چند سال بعد چیده شود؛ هر چند که بقیه فکر کنند سکوت کرده‌ای و مأموریت رسانه‌ای خویش را فراموش کرده‌ای اما تو بر ساخت آینده توجه می‌کنی نه دعوای روزمره.

 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۶ ، ۰۰:۵۲
قاسم صفایی نژاد

این روزها بسیار از بندگان خدا، خود را به کربلا می‌رسانند. پیاده روی از نجف تا کربلا حرکتی عظیم است که حتما تاثیرات مثبت آن بر بسیاری از افراد جامعه انکارشدنی نیست. این مسیر باید مسیر سیر الی الله باشد نه سیر الی الحسین که ما دو نوع امام دوستی داریم (+) که یکی حجاب و مانع است و یکی کمک و راهنما.

بیایید آنهایی که به هر علتی توفیق حضور در این پیاده روی عظیم را نداشتیم، مسیر سیر الی الله را شروع کنیم:

 

خدایا!

می‌دانم اهل ریا هستم و اهل ریا مشرک‌ (+)

می‌دانم خودنمایی کرد‌ه‌ام و سرچشمه وجودم را گل‌آلود (+)

و می‌دانم هر کس باید خود طبیب خویش باشد (+)

می‌دانم که شیطان ابتدا از غرور من، من را به گناه کشانده و

می‌دانم که پس از آن می‌خواهد با ناامیدی از درگاه تو مرا به ادامه گناه وادارد (+)

اما می‌دانم در قیامت حتی همین شیطان هم به رحمت تو طمع می‌کند (+)

پس چرا من در دنیا به جود تو طمع نکنم؟

می‌دانم که تو اگر بنده‌ای را دوست داشته باشی، راضی شوی از او به کم (+)

پس باید برای شروع این مسیر اشتغال به عیب خود پیدا کنم (+)

عیب‌هایی که علاج همه آنها ترک کردن حب دنیاست (+)

و باید حالا که درخت فساد هنوز نورس است و تنومند نشده است آن را از ریشه برکنم (+)

باید محبوب یا محبوب‌های مجازی را کنار نهم (+)

تا دو عالم را لایق دشمن بدانم (+)

پس به درگاه تو دعا می‌کنم که باب مراوده با توست (+)

که کمکم کنی تا بتوانم مردانه در راه تو قیام کنم (+)

تا باعث شرمساری رسول تو نشوم (+)

و عاشقی عاقل باشم (+)

که دوستی با حسین را فقط گریستن نداند (+)

اما کشتی حسین را سریع‌ترین کشتی‌ها برای رسیدن به خدا بداند.

 

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۱
قاسم صفایی نژاد