کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

سلام . امیدوارم حال همه دوستان عزیز خوب باشه

 

ایشالله من سه شنبه مشرف میشم مدینه بعدش هم مکه . یادتون نره که منو حلال کنین ، منم اگه قابل باشم دعاتون می کنم ...
 
دخلم که پر نشد جگرم را فروختم                    تدبیر شد بلا ، سرم را فروختم

تا گفتم السلام علیکَ دلم شکست                 تا کاملش کنم سحرم را فروختم

خورشید را به قیمت دریا خریده ام                   در روی دوست چشم ترم را فروختم

گفتند ناله کن که مگر راه وا شود                     اینگونه شد که من هنرم را فروختم

در کوی عارفان خبر مرگ می خرند                   رد می شدم شبی خبرم را فروختم

ما را ز حبس عشق مترسان که پیش از این       از شوق حبس بال و پرم را فروختم

کیفیت کریم چو در شعله در گرفت                   یا رب که گفت شعله به جان شرر گرفت

در هر رگم ز شوق تو خون می دود هنوز           هر کس شهید شد خبر از نیشتر گرفت

یا حضرت شراب اغثنی به لعل دوست            این ذکر را پیاله می از سحر گرفت

عشاق گوییا که ز هم ارث می برند                 سود علی الحساب دلم را جگر گرفت

آهی که بود پشت سر ناله های من               دیشب که جانماز مرا شعله در گرفت

خاصیت نگاه تو ما را شراب کرد                      دیدی که کار غوره ی ما نیز سر گرفت

از من گرفت جان و مرا جان تازه داد                 تاجر ببین که جنس مرا سر به سر گرفت

گفتم که کم نگیر مرا گرچه مذنبم                   آقا کریم بود و مرا بیشتر گرفت

بر روی زرد ما صدقه داد نقره ای                     او بُرد کرد چون عوض سیم زر گرفت

عمری دلم به بازی طفلانه می گذشت            از کوچه می گذشت مرا بی خبر گرفت

رفتم که داد و قال کنم بوسه ام بداد                جام عسل ببین که دهان شرر گرفت

ما را قلم تراش تو عین عقیق کرد                   اعجاز بین که دست تو آب از حجر گرفت

 
 
۲۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۸۷ ، ۱۳:۵۶
قاسم صفایی نژاد

واژه فراغت را آنقدر شنیده‌ایم که برای پیدا کردن معنی آن نیازی به رجوع به لغت نامه پیدا نمی‌کنیم. شاید فقط برای آگاهی از املای فراغت که با «غ» است یا «ق» سوال داشته باشیم!

یادش بخیر  تابستان کودکی. منتظر تابستان بودیم تا در روزهای گرم تابستان با توپ پلاستیکی با بچه‌های محل هر روز و هر روز بریم فوتبال! نزدیک شب که می‌شد بر می‌گشتیم خونه و شب تلویزیون و استراحت و فردا روز از نو و روزی از نو ....

کم کم بزرگتر که شدیم آتاری 2600 و میکرو و سگا و کم کم بعد از مدتی پلی استیشن هم اضافه شد!

بعضی‌ها کلاس‌های ورزشی ثبت نام می‌کردند و بعضی‌ها کلاس‌های هنری. بعضی‌ها هم که به دنبال درآمد بودند و پس انداز. اما سرگرمی‌ها برای قشرهای مختلف جامعه متفاوت بوده و هست. به 13-14 سالگی که رسیدیم کوه رفتن و اردو هم اضافه شد.

اما این چند سال مثل اینکه اوقات فراغت تابستانی متفاوت شده است. اوقات فراغت دیگر فقط به خانواده و چند پایگاه تابستانی محله محدود نمی‌شود و به یک بحث رسانه‌ای تبدیل شده که در صحبت‌های بی‌شماری به آن اشاره می‌شود. همه این بحث‌ها پیرامون اوقات فراغت از تغییر نگرش و رویکردى خبر مى‌دهد که نسبت به این موضوع به وجود آمده است. مدیریت زمان شاخص اصلى این تغییر نگرش و برنامه ریزى براى اوقات فراغت است. توجه به اوقات فراغت دانش آموزانى که قرار است فصل تعطیلات خود را آغاز کنند از چنین زاویه‌اى اهمیت فراوان پیدا مى‌کند. چنین است که نحوه تدوین برنامه براى سپرى کردن درست این زمان خود به شاخصى براى نشان دادن مدیریت و برنامه ریزى تبدیل مى‌شود.

در تعاریفى که از سوى کارشناسان عنوان شده اوقات فراغت به زمانى گفته مى‌شود که در آن افراد جدا از نقشى رسمى که براى رسیدگى به امور بر عهده دارند، یک دسته فعالیت‌هاى آزادانه و انتخاب‌گرایانه را انجام مى‌دهند که چگونگى گذران آن متناسب با سن، جنس، طبقه اجتماعى، درآمد، شغل و مکان زندگى افراد متفاوت است. به اعتقاد جامعه شناسان و روانشناسان اوقات فراغت در جنبه‌هاى مختلف فردى، اجتماعى، فرهنگى، اقصادى و سیاسى با اهمیت و داراى کارکردهایى از جمله آزادى انتخاب و نوع فعالیت، اعتماد به نفس، خلاقیت و نوآورى، مشارکت اجتماعى، حفظ سنت‌ها و آداب ورسوم، تجدید قواى نیروى کار و افزایش بهره ورى اقتصادى و تعلق سیاسى است.

*برنامه ریزی

برنامه‏ریزى صحیح در زمینه اوقات و بهره‏گیرى مناسب از آن مى‏تواند اثرات مثبت فراوانى در زندگى انسان بر جاى گذارد. در زیر به برخى از این اثرات اشاره مى‏کنیم:

1- اوقات فراغت و خلاقیت: تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگى‏هاى افراد خلاق نشان مى‏دهد که آنان علاوه بر این‏که از هوش سرشار و صراحت و انعطاف‏پذیرى بالایى برخوردار هستند، از اوقات فراغت‏خود حداکثر بهره را گرفته و با آزاداندیشى و تفکر خلاق خود، مسائل مختلف را بررسى مى‏کنند و در این فرصت‏هاى آزاد به راه حل‏هاى نو دست مى‏یابند؛ زیرا وجود فشار زمان یا فشار وقت در غیر ایام فراغت و در زندگى روزمره، زمینه‏ساز تنش و اضطراب بوده و وجود اضطراب شدید نیز یکى از آفات تفکر خلاق است.

علاوه بر این تحقیقات و مطالعات انجام شده حاکى از آن است که اوقات فراغت همواره بستر مناسبى براى خلاقیت‏ها و نوآورى‏ها بوده است؛ زیرا انسان در اوقات فراغت مى‏تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه کند و در حل مسائلى که در حوزه شناختى او مطرح است از تفکر خلاق خود بهره بگیرد.

2- اوقات فراغت و بهداشت روانى: وجود اوقات فراغت در طول زندگى مى‏تواند نقش مؤثرى در سلامت و بهداشت روانى افراد داشته باشد. اشتغال مستمر و بدون وقفه فکرى یا عملى افراد، خستگى جسمى و ذهنى انسان را به دنبال دارد به گونه‏اى که فرد به تدریج نشاط و شادابى خود را از دست مى‏دهد.

فقدان حداقلى از اوقات فراغت در زندگى روزمره باعث افزایش اضطراب و فشار روانى شده، زمینه اختلال در قواى حسى و ادراکى را فراهم مى‏کند. در طول سال تحصیلى نیز هرگز نباید شاگردان را به مطالعه مستمر و بى‏وقفه مجبور کرد و مانع از استفاده آن‏ها از زنگ‏هاى تفریح و استراحت و بهره‏گیرى از اوقات فراغت‏شد؛ زیرا فشار ذهنى و روانى ناشى از فعالیت‏ها و مشغله‏هاى مستمر نه تنها موجب ایجاد اختلال در بهداشت روانى فرد مى‏شود، بلکه قدرت فراگیرى، ادراک مطالب و نگهدارى ذهنى را به حداقل مى‏رساند.

3- اوقات فراغت و اصلاح رفتار: کثرت و استمرار فعالیت‏هاى ذهنى و درسى و یا عملى در زندگى روزمره بدون بهره‏گیرى از فرصت‏هاى آزاد ممکن است‏به تدریج موجب پدیدار شدن بعضى از عادات یا رفتارهاى نامطلوب در انسان شود. این مساله در بین دانش‏آموزان مدارس به ویژه در مقطع راهنمایى و متوسطه به دلیل تراکم و فشردگى برنامه‏هاى درسى بیش‏تر قابل ملاحظه است. باید توجه داشت که انحرافات اخلاقى و رفتارى به صورت ناگهانى ظاهر نمى‏شود، بلکه به تدریج پدیدار مى‏گردد.

بنابراین، از اوقات فراغت مى‏توان به عنوان مناسب‏ترین زمینه براى اصلاح بسیارى از اختلالات رفتارى پرخاشگرى، افسردگى، کم‏رویى و... بهره گرفت.

4- اوقات فراغت و بهره‏گیرى از توان و استعداد: ایام تابستان بیشترین وقت‏براى بهره‏گیرى از توان و استعدادهاى موجود و بالقوه است. با به کارگیرى نیرو و توان و استعدادهاى مختلف در اوقات فراغت، از هدر رفتن و هرز دادن نیروهاى نسل جوان و نوجوان جلوگیرى به عمل خواهد آمد و در نتیجه، مى‏توان آن‏ها را با انواع فعالیت‏هاى شناختى و ذهنى و یا کارهاى فنى و تجربى آشنا نمود تا در جهت کمک به خانواده و جامعه خود و خودکفایى آن‏ها مؤثر و مفید واقع شوند؛ به ویژه پرداختن به آن نوع فعالیت‏هایى که مطابق میل و رغبت و علاقه قلبى آنان باشد.

* چشم انداز

اهمیت دادن به زمانى که در اختیار داریم تنها مختص به اوقات فراغت و نحوه مصرف زمان در این اوقات نیست. با این حال، هنگامى که بحث برنامه ریزى براى چنین موضوعى پیش کشیده مى شود، نحوه استفاده از زمان و مدیریت درست آن به منظور بهره ورى بیشتر در اولویت قرار مى گیرد.

کارشناسان معتقدند که اتخاذ برنامه هاى تفریحى و سرگرم کننده متناسب با توانایى افراد، توجه به گسترش روابط اجتماعى در برنامه هاى اوقات فراغت به منظور ایجاد تعلق خاطر افراد به نظام اجتماعى، مشارکت دادن جوانان در فعالیتهاى سازندگى کشور به منظور تقویت حس هویت در آنان، ایجاد واحدهاى کوچک ارزان قیمت محله اى، ارائه آموزشهاى متنوع مرتبط با نقش هاى غیر شغلى افراد و افزایش دادن مشارکت خانواده ها از جمله راهکارهاى غنى سازى اوقات فراغت است.

به گفته کارشناسان توجه درست به نحوه سپرى کردن اوقات فراغت از آن رو اهمیت دارد که این اوقات علاوه براینکه زمان بسیار مناسبى براى اجراى برنامه‌ها وطرح‌ها در راستاى پرورش نسل آینده است، مى‌تواند مانع از گسترش آسیب‌هاى اجتماعى و فرهنگى شود.

 

 

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۸۷ ، ۱۸:۳۵
قاسم صفایی نژاد
نمی دونم اسمش رو معرفی کتاب بزارم یا مقاله . یه پی دی اف خیلی قشنگ در مورد جهانی شدن و انفجار اطلاعات از مرتضی آوینی . حتما بخونیدش ، چون ۴ صفحه بیشتر نیست دیگه خلاصه ازش نمی نویسم .
 
۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۸۷ ، ۲۳:۵۸
قاسم صفایی نژاد
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۸ تیر ۸۷ ، ۱۵:۳۲
قاسم صفایی نژاد
فارغ التحصیلی! عجب اسمی! از روز اول بهمون میگن ز گهواره تا گور دانش بجوی اونوقت ...
البته شاید اگه اسم کامل فارغ التحصیلی دوره کارشناسی رو بگیم دیگه این ایراد بهش وارد نباشه . بگذریم ...
جا داره اول از همه، از همه دوستانی که به هر نوعی زحمت کشیدن تا جشن سه شنبه‌مون خوب برگزار بشه تشکر کنم.
وقتی روز اول اومدیم دانشگاه بزرگترا بهمون گفتن به یه چشم به هم زدن تموم میشه! ولی باورمون نشد تا دیروز. من تا دیروز هم باور نکرده بودم تموم شده ولی دیروز بعد از جشن باور کردم که دیگه کلاس‌های دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان تموم شد و دیگه هیچ کدوم از اون لحظات رو نمی‌تونیم بببینم. همه خاطرات تلخ و شیرین تموم شد و همه در کنار هم بودن ها... یا شاید نه، در کنار هم بودن‌ها برامون ادامه خواهد داشت، ولی کمتر میشه...
دوستی‌ها، مهربونی‌ها، مهمون‌نوازی‌ها، معرفت خرج کردن‌ها، بزرگ شدن‌ها، وقت تلف کردن‌ها توو دانشکده یا خوابگاه ، اشتباهاتمون در قبال همدیگه، بی معرفتی‌ها و ... تموم شد. باز یه دوره جدید از زندگی شروع میشه که هر کس یه راهی میره.
اما یه دفعه به ذهنم رسید در مورد راه این رو بگم که:
من برای جمع 11 تیر 1387 و بقیه ورودی‌های مدیریت 83 دانشگاه اصفهان یه آرزو دارم؛ امیدوارم که هر راهی میرن و هر چی که میخوان بهش برسن، هر کس به هر چی که دوست داره و فکر می کنه در حد شان خودشه. ولی یه چیز رو امیدوارم دوستان خوبم فراموش نکنند که هر راهی میرن مواظب باشن به جایی نرسن که آخر اون راه خدا بهشون بگه مغازه من دیگه برا شما بسته است، تعطیله، غذا حاضر نیست یا هر جمله منفی از سمت خدا...
کاری نکنیم که خدا با اون مهربونی غیر قابل توصیفش به ما نه بگه. مواظب باشیم، مواظب باشیم، مواظب باشیم...
آرزوی سلامتی و شادی و کامیابی برای همه دوستان خوبم.
 

 

۴۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۸۷ ، ۰۱:۴۴
قاسم صفایی نژاد
آن زمان ها که دست مادر ها                   محترم بود و بوسه باران بود

به دعای شکسته ی مادر                        حال و اقبالمان دو چندان بود

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۸۷ ، ۱۱:۰۷
قاسم صفایی نژاد

از صفحات اول این کتاب چند تا جمله براتون انتخاب کردم ولی بعد از این انقدر مطالب جالب میشه که بهتون پیشنهاد می‌کنم کتاب رو بخونید:

- نخست از طریق تقابل میان دو ادراک مردم سالاری آغاز می‌کنیم. یک ادراک مردم سالاری ادعا دارد که جامعه مردم سالار، جامعه‌ای است که در آن مردم از طرق مشخصی در مدیریت امور خود شرکت می‌کنند و اینکه وسایل ارتباطی آزاد و در دسترس‌اند ... یک تعریف دیگر از مردم سالاری این است که می‌باید مردم از مدیریت مسائل‌شان محروم کرده و به شیوه‌ای خشک و غیرقابل انعطاف امکانات اطلاع‌رسانی را تحت انقیاد قرار داد.
- این بینشی است که به صدها سال قبل باز می‌گردد ... مبنی بر اینکه پیشتازانی از روشنفکران انقلابی به حاکمیت برسند، انقلاب توده‌ها را، که آنها را به قدرت رسانده‌اند، به کار گیرند، آنگاه توده‌های ناآگاه را به سوی آینده‌ای رهنمون شوند که نادان‌تر و جاهل‌تر از آنند که در رویاهایشان برای خود در نظر گیرند.
- اصل اخلاقی الزام‌آور این است که توده‌ها صرفا ناآگاه‌تر از آنند که قادر به درک مسائل باشند. اگر برای اداره‌ی امور خود تلاشی ارائه دهند، فقط ایجاد دردسر خواهند کرد، در نتیجه غیراخلاقی و نامناسب خواهد بود.
- در نتیجه برای رام کردن «گله گمشده» به ابزاری نیاز داریم، و این همان انقلاب نوین در هنر مردم سالاری است: تولید رضایت، رسانه، مدارس و فرهنگ عمومی می‌باید تقسیم‌بندی شوند.
- ... در بطن آنچه امروز دولت تمامیت‌خواه یا نظامی می‌نامیم این عمل ساده است. فقط یک چماق بالای سرشان نگاه می‌دارید و اگر از خط خارج شدند محکم بر سرشان می‌کوبید. ولی با گذشت زمان که جامعه آزادتر و دموکراتیک‌تر شد این قابلیت را از دست می‌دهید، از این رو می‌باید به فناوری‌های «هیاهوی سیاسی» روی کنید.

 

۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۸۷ ، ۱۲:۵۶
قاسم صفایی نژاد
 
سوم خرداد که میشه یاد خرمشهر میفتم ، یاد ایران و ایرانی . یاد جهان آرا که بدون چشمداشت از جونش گذشت تا آرمانش زنده بمونه ، یاد تکلیفم که به خون شهدا و تلاش رزمندگان مدیونم و باید منم هر کاری از دستم برمیاد برای دینم و وطنم انجام بدم .
 
 
 
 
 
۲۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۸۷ ، ۱۷:۳۰
قاسم صفایی نژاد

هر چند که این کتاب برای رهبران نوشته شده ولی به نظر من به درد همه می‌خوره. بالاخره هر کس در زندگی خودش و برای رهبری زندگی خودش به یه سری نکات نیاز داره که باید اونا رو یاد بگیره.
این کتاب شامل 21 فصل میشه که دکتر کیاوند خیلی زیبا و روان اون رو ترجمه کرده و از بابت نگارش کتاب مشکل خاصی وجود نداره.
هر فصل کتاب شامل داستانی راجع به اون فصل، دانستنی‌ها و راه‌های عملی برای رسیدن به این صفت و هم‌چنین مثالی در مورد این صفت می‌شود.
جان ماکسول، نویسنده‌ی کتاب، بر این عقیده است که این کتاب باید راهبردانه و روشمندانه خوانده شود؛ یعنی بر هر فصل مدت خاصی درنگ کنید و آن را در زندگی خود پیاده کنید و سپس به سراغ فصل بعدی بروید یا به عبارت بهتر با این کتاب زندگی کنید.
صفت‌هایی که در مورد آن‌ها در این کتاب توضیح داده شده:
شخصیت، جاذبه، تعهد، ارتباط، لیاقت، شجاعت، قدرت تشخیص، تمرکز، بزرگواری، ابتکار، گوش دادن، شور و شوق، نگرش مثبت، مشکل‌گشایی، روابط، مسئولیت، امنیت خاطر، تسلط بر نفس، خدمتگزاری، بیاموزید، آینده‌بینی و قوه تشخیص.
چند نکته جالب از این کتاب رو براتون می‌نویسم که بیشتر راغب به خوندن این کتاب جالب و زیبا بشید:
*هیچ‌گاه به خاطر صلح و آرامش، تجربه یا باورهای خود را زیر پا نگذارید.
* کسانی که به قله‌های کامیابی پا می‌گذارند، اما شالوده شخصیتی لازم برای حفظ آن را ندارند، زیر فشار روحی به سوی فاجعه گام برمی‌دارند. و در یک یا چند چاله از چهار چاله می‌افتند: چاله کبر و خودپسندی، چاله دردناک احساس تنهایی، چاله ویرانگر ماجراجویی یا چاله هرزگی جنسی. شخصیت ضعیف در هر یک از این چاله‌ها که بیفتد بهایی سنگین می‌پردازد.
* جامعه‌ای که مهارت در لوله‌کشی را تحقیر می‌کند، زیرا کاری پیش پا افتاده است و هر سخن مهمل فلسفی را بی‌می‌تابد، چون فلسفه مقام بالایی دارد، نه لوله‌کش خوبی خواهد داشت و نه فیلسوفی به درد بخور. نه در لوله‌هایش آب بند می‌شود و نه در نظریه‌هایش.
* وقتی در چاله افتادید از کندن آن دست بردارید.
* کسی گفته است که پول برنده‌ای ندارد. اگر همه‌اش دنبال در آوردن پول باشید پول‌پرستید. اگر دنبال آن بروید اما به دست نیاورید بازنده‌اید. اگر پولی فراوان به دست آورید و نگه دارید، بیچاره‌اید. اگر در بیاورید و خرج کنید ولخرجید. اگر اصلا به فکر پول نباشید، بی‌خیالید. اگر پول هنگفتی در اورید و بعد از مرگ به جای بگذارید، احمقید. تنها راه برنده شدن با پول این است که در بند آن نباشید و یا با بزرگواری و گشاده‌دستی با پول خود کارهای باارزش انجام دهید.
* طعم بسیاری از شکست‌های زندگی را کسانی چشیده‌اند که در دو قدمی کامیابی از تلاش خود دست کشیده‌اند. (ادیسون)

 


* متن خلاصه این کتاب را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۸۷ ، ۱۵:۲۵
قاسم صفایی نژاد
به گردپای من امروز لشگری نرسد                         به اوج بال و پرم هیچ شهپری نرسد
سوار مرکب عشقم رکاب یعنی چه                        به این سوار ِ پیاده تکاوری نرسد
 
دوباره سالروز عروج معشوقم به سمت معشوقش شد. خیلی حرف‌ها دارم که نمی‌زنم چون گفتنی نیست، فقط یه حرف:
 
 ارباب جان،
 
این چند وقت هر حرفی می‌شنیدم و هر مطلبی در وبلاگ‌های دیگه می‌خوندم همه از معشوقشون شکایت داشتند. همه از جفا و بی‌وفایی دلبرشون غمگین بودند. انقدر از این حرفا شنیدم که نزدیک بود روی منم تأثیر بزاره. یادته اربعین وقتی پرچم گنبد حضرت عباس (ع) رو آورده بودند هیئت و بچه‌ها اونطوری باهاش عشقبازی می‌کردند چقدر دلم گرفت؟ اون شب گفتم:
 
چشمت هزار مرتبه عیسی مریم است                     زین نسخه در مکاتبه‌ی غیر ما کم است
اشک مرا به رونق خود دست کم نگیر                       بیت العتیق هر چه که دارد ز زمزم است
دل تنگ و دست تنگ و دهان تو نیز تنگ                     اینجا بساط کشتن عاشق فراهم است
انصاف ده چقدر مرا سر دوانده‌ای                              یک بوسه چیست کین همه زحمت فراهم است
 
اما خیلی زود دوباره دستمو گرفتی، نه اینکه کرامت‌ها و بزرگواری‌های قبلی‌ات رو یادآوری کرده باشی، نه، باز هم لطف کردی و چیزهای جدیدی بهم عطا کردی. بعضی موقع‌ها انقدر مهربونی می‌کنی که فکر می‌کنم تو عاشق منی! به نظرم در عشق هم همین درسته، عشق باید به عاشق عزت بده، نه اینکه اونو خوار و رسوا کنه.
 
دَم تو گر نبُوَد آدمی نمی‌مانَد                               نه آدمی که ملک هم دَمی نمی‌ماند
نیازمند، دو عالم به یک اشاره‌ی توست                 اگر تو ناز کنی عالمی نمی‌ماند
هزار بار شهادت دهد قبیله‌ی دل                          اگر تو جود کنی حاتمی نمی‌ماند
 
بعضی موقع‌ها فکر می‌کنم با این اشتباهات من و با اینکه خیلی وقت‌ها به یادت نبودم رووم نمیشه دوباره بیام طرفت، ولی هر چی گشتم دیدم فقط می‌تونم در ِ خونه‌ی خودت رو بزنم.
 
مرغ دل آرا به چمن می‌زند                                 دست توسل به حسن می‌زند
غنچه به لبخند تو وا می‌شود                              خاک به لطف تو طلا می‌شود
 
شاید من هم به لطف تو طلا شدم و برا همیشه تونستم پیشت بمونم.
 
اهل عالم بدانید گدای حسنم                              نوکری خسته دل و بی سروپای حسنم
منّت غیر نباشد به خدا گردن من                          شکرُ لِلّه که محتاج عطای حسنم
 
 
 
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۸۶ ، ۱۴:۴۱
قاسم صفایی نژاد