کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

«لقد کان لکم فی رسوالله اسوة حسنة» قطعا و مسلماً زندگی پیامبر الگوی خوبیست برای شما.

روزی عرب ناشناسی وارد مسجد پیامبر شد و از مردم سراغ پیامبر را گرفت. به سمت پیامبر رفت و گفت: من خسته ام، پاهای مرا ماساژ بده!! جمعی از اصحاب پیامبر که کنار پیامبر بودند با تندی با او برخورد کردند ولی پیامبر رحمت و مهربانی با سعه صدر گفت: آرام گیرید؛ او از من خواسته که خستگی از تنش بزدایم، شما عصبانی می شوید؟
پیامبر اسلام شروع به ماساژ پاهای عرب ناشناس کرد؛ در همان حال عرب ناشناس گفت: اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمد رسول الله!
همه تعجب کردند؛ گفتند جریان چیست؟ عرب ناشناس گفت: من شنیده بودم کسی در مدینه، ادعای پیامبری دارد. با خود گفتم به اینجا می آیم و از او این درخواست را می کنم! اگر او خشمگین شد یعنی مثل پادشاهان هست و پیامبر نیست، ولی اگر با من مهربان بود و خشمگین نشد یعنی پیامبر است.
اما به راستی چند نفر از ما(نه با مقام پیامبر بلکه در همین مقام خودمان) از این درخواست خشمگین نمی شویم؟ کاش به جای مرید آدم های دنیایی شدن و طرفداری محض از انسان های خطاکار، مرید پیامبر و در زمان خودمان امام زمان(عج) بشویم.
 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۸۷ ، ۱۰:۲۵
قاسم صفایی نژاد
 
سلام
 
با تشکر از علی که منو به این بازی دعوت کرد . هر چند که دغدغه اصلی من در این وبلاگ کارهای فرهنگی است اما با نظر به اینکه انتخاباتی در پیش داریم که فضای دو فکر فرهنگی متفاوت در آن به چشم می خورد لازم دونستم این دعوت رو پاسخ بگم و از آقای خاتمی 3 سوال بپرسم . هر چند که عقیده دارم طرح این سوالاتِ بسیار از سوی اشخاص مختلف بیشترین کمک به آقای خاتمی برای تنظیم سخنرانی های انتخاباتی خود است ؛ اما مثبت فکر می کنم و می پندارم که آقای خاتمی واقعا تغییر می کند و بین حرف و عملشان تفاوتی حاصل نمی شود تا آرای مردم را جمع کند !
 
سوال اول – آیا شما واقعا به مردم سالاری دینی پایبندید ؟
یادم هست که بسیار می گفتید : «زنده باد مخالف من». این را به فال نیک گرفتیم ؛ اما به محض اینکه تفکری متفاوت(نه حتی مخالف) با تفکر شما، تفکر خود را بیان می کرد از سوی رسانه های بی شمار شما با واژه هایی مثل خشونت طلب، تروریست، چماقدار و ... تعریف می شد . یا وقتی مردم به تفکر شما رای دادند ، رسانه های شما مردم را به صفت های باهوش و فهیم مورد خطاب قرار می داد ولی وقتی به تفکری غیر از شما روی آوردند مردم تبدیل به لشکر قابلمه به دست شدند !! ( که نمونه اخیر آن را در سفر رئیس جمهوری به یزد دیدیم). آیا واقعا مردم ما اینگونه اند که به خاطر نهار به استقبال کسی می روند که طرز تفکر او را نمی پسندند؟ چرا در این سه سال و چند ماه به رای مردم احترام نگذاشتید و پیوسته به نماینده مردم توهین کردید ؟
 
سوال دوم – شما در پایان 8 سال ریاست جمهوریتان گفتید که عده ای نگذاشتند کار کنید !!! آیا به این اعتقاد ندارید که بزرگترین قدرت ، قدرت خداست و پس از آن قدرت ملت ؟ به راستی چه کسانی نگذاشتند شما کار کنید؟
حتی اگر به این دو قدرت اعتقاد ندارید، چه تضمینی وجود دارد که این بار آن عده بگذارند شما کار کنید؟ آیا آمده اید که دوباره برای مردم فرصت سوزی کنید؟ که دیدیم چگونه فرصت خوبی را که در 2 خرداد 76 برایتان پیش آمد با مدیریت غلط خود به تهدید تبدیل کردید؛ و فرصت به جای اینکه صرف مردم شود تبدیل به فرصت کسانی شد که با جمهوری اسلامی مردم ایران عناد داشتند.
 
سوال سوم – صحبت های جدیدی از شما می شنویم: پاسداری از آرمان های انقلاب، فرهنگ شهادت، دفاع از ولایت فقیه و ... . آیا باور کنیم که با آمدن دولت نهم و احیای گفتمان امام (ره) و رهبری شما طرفدار این مباحث شدید؟ یا باز هم مثل اکثریت موارد دوستان نزدیکتان برایتان تصمیم گرفته اند که با این صحبت ها، آرای مردم را به دست آورید؟ اگر جوابتان گزینه اول است باید دولت نهم را به خاطر کار فرهنگی قوی اش تحسین کرد، و اگر پاسختان گزینه دوم است توصیه ای دوستانه برایتان دارم که هنر تصمیم گیری خود را افزایش دهید تا دیگران به جای شما تصمیم نگیرند.
 
هیچ کس رو به این راه کج ( به قول علی ) دعوت نمی کنم !!ضمنا نظر خواهی این پست رو فعال گذاشتم که هر کس در حد شخصیت خودش نظرش رو بنویسه .
۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۸۷ ، ۲۱:۲۸
قاسم صفایی نژاد

دلم شکسته دلم را نمی‌خری آقا                             مرا به صحن بقیعت نمی‌بری آقا
اگرچه غرق گناهم ولی خبر دارم                              تو آبروی کسی را نمی‌بری آقا
همیشه از کَرَمت بوی مهر می‌آید                             شبیه باغ پر از گل، معطری آقا
تمام دفتر شعرم فدای چشمانت                               که از تمام غزل‌هام بهتری آقا
در اوج بی‌کسی‌ام در خیال من هستی                      این تویی که یارترین یار و یاوری آقا
یادته پارسال همین موقع؟ آرزوم بود که بیام پیشت. همیشه دوس داشتم بقیعت رو ببینم. چقدر دستم کوتاه بود و دلم تنگ. هنوز نمی‌دونم رو چه حسابی دستمو گرفتی و من رو بردی پیش خودت. هر چی بوده لطف تو بوده مثل همیشه وگرنه من که خودمو می‌شناسم:
گر سینه‌چاک دوست بدانم دلم خطاست                     عشق عزیز یار کجا و حدود من
چه روزهایی بود توو مدینه. چه غربتی، چه کرامتی، چه شکوهی... آره، چه شکوهی. بعضی‌ها میگن حالا مگه چی میشه حرم نداشته باشه؟ حق با اوناست شاید. ولی اونی که یه بار بره بقیع دیگه این حرف رو نمی‌زنه. نمی‌دونم چه حسابیه، طلبه‌های وهابی که کنار قبر چهار امام(ع) توو بقیع با مردم بحث می‌کنند فقط به امام حسن توهین می‌کنند؛ خیلی عجیبه. اون 6 روزی که اومدم کنار مزارت به حرفای وهابی‌ها هم به دقت گوش می‌کردم که متوجه بشم آیا در مورد سه امام دیگه هم حرفی می‌زنند؟ دیدم نه! اصلا انگار این قوم نسبت به حسن بن علی کینه دارند. آخه چرا؟ کسی که انقدر کریم بوده... خب چرا نداره که!! آدم‌هایی که نشانی از ولایت ندارند، لیاقت ندارند نسبت به امام حسن حب داشته باشند. اگه به حرفای اون طلبه‌های وهابی گوش میدی با خودت میگی ای کاش فقط حرم نداشت...
ولی بقیع که نیازی به حرم نداره:
عشاق نشستند سر راه کسی                              تا دست به حُسن انتخابی بزنند
باید که به جای چلچراغ و گنبد                                 بالای بقیع آفتابی بزنند
چه روزی بود روز آخر . اکثر بچه‌ها دلشون نمی‌خواست از مدینه بروند. با اینکه شوق زیارت کعبه بود ولی دوس داشتیم مدینه بمونیم. با تمام توهین‌هایی که وهابی‌ها به ما و اعتقادات ما می‌کردند. دعا نخون، زیارت نامه نخون، ببند کتاب حاجی آقا، اینجا نشین، نایست، حرکت و... اصلا انگار فقط نفس کشیدن اونجا مجازه. شیعیان مدینه چی می‌کشن! از یه طرف چقدر خوب بود این جمله‌ها رو می‌گفتند. وقتی این جمله‌ها رو می‌گفتند آدم دینش کامل‌تر می‌شد؛ میدونی چرا؟ چون پرنده دین با یه بال نمی‌تونه پرواز کنه، هم تولی می‌خواد، هم تبری. این وهابی‌ها که توهین می‌کردند آدم یادش می‌افتاد همونقدر که باید به معدن سخاوت و صبر و انسانیت حب داشته باشه، باید نسبت به دشمنان اهل بیت بغض داشته باشه.
با یاد  تو که غصه‌شماری کنم حسن                      جاری ز چشم، اشک بهاری کنم حسن
تا که ر ِسَم به روضه‌ی سبز مصیبتت                      سوگند بر تو، لحظه‌شماری کنم حسن
باید  اجازه از طرف مادرت رسد                               تا از جگر به یاد تو زاری کنم حسن
پنجاه شب برای حسین تو سوختم                         تا اشک ناب بهر تو جاری کنم حسن
حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند                          کی می‌شود برای تو کاری کنم حسن
گنبد  که نه، ضریح نه، تنها برای تو                          باید که فکر سنگ مزاری کنم حسن
تنهاترین  امامی و بی‌کس‌ترین کریم                        گریه بر آن که یاری نداری کنم حسن




 
 
 
 
 
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۸۷ ، ۰۰:۰۰
قاسم صفایی نژاد
 
ایام الله دهه فجر در حال اتمام است. دهه‌ای که لااقل در چند قرن اخیر مهم‌ترین دهه‌ی تاریخ کشور عزیزمان ایران است و می‌توان آن را در دوره معاصر در کنار فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی از مهمترین اتفاقات جهان دانست. انقلابی که خیلی از تحلیل‌گران نتوانستند آن را تحلیل کنند و آن کسانی هم که تحلیل کردند شاخه‌ای از تحلیل خمینی عزیز را بیان کردند. تحلیلی که به یقین بهترین و کاملترین تحلیل هست: با کمک خدا، متن مردم جوشید. متن مردم بدون تبلیغات جوشید.
 
‌اما متاسفانه بعضی از سودجویان این انقلاب مردمی را می‌خواهند سرمایه شخصی خود بدانند و آن را حاصل زحمات و تفکرات خود بدانند. نظریه‌ای در علوم اجتماعی وجود دارد به نام «کاهش گرایی». ارل ببی در کتاب «روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی» در توضیح «کاهش گرایی» می‌نویسد که: اگر یک اتفاق بزرگ را فقط به یکی از جنبه‌های آن ربط دهیم دچار کاهش‌گرایی شده‌ایم. مثلا اگر انقلاب آمریکا را حاصل زحمات جرج واشنگتن بنامیم!
 
‌در این سی سال کسانی وجود داشتند و دارند که خود را همه کاره انقلاب می‌دانند. متاسفانه رسانه ملی امسال به این قضیه دامن زد. با تمام احترامی که نسبت به آقای ضرغامی قائل هستم و معتقدم باعث شروع تحولات خوبی در صدا و سیما شده است اما به برنامه‌های دهه فجر امسال انتقادات زیادی وارد است.
 
در برنامه‌های امسال بیشتر از اینکه نقش مردم نشان داده شود، متاسفانه به اشخاص رو آوردند. اشخاصی که شاید نشان دادن چهره قدیمی آنها در کنار امام، فرصتی شود تا آنها خود را  یار امام معرفی کنند و بخواهند کارهای غلط خود را درست جلوه دهند؛ حال آنکه چهره‌ی جدید آنها در بعضی اشخاص ممکن است متفاوت با چهره‌ی سال‌های اول انقلاب باشد. شاید فکر کنند که مردم ما فراموش می‌کنند که چه کسانی در استفاده از بیت المال تخلف داشتند، چه کسانی آرمان‌های امام و انقلاب اسلامی مردم ایران را دست‌مایه قدرت‌طلبی خود کردند و چه کسانی ... . منکر خدمات سال‌های گذشته اشخاصی که بعدا چهره عوض کردند نمی‌شوم و همچنین افرادی که به آرمان‌های مردم وفادار ماندند و هنوز در حال خدمتگزاری هستند، اما حسرت می‌خورم  که چرا در رسانه ملی نقش ملت در انقلاب کمرنگ‌تر از برخی از اشخاص است.
 
آیا متعلق دانستن انقلاب به برخی از این اشخاص باعث نشده که برخی از جوانان اهمیتی برای دهه فجر قائل نباشند؟
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
پی نوشت ( 87/11/20) :
 
 امروز توو فرهنگسرا که بودم اتفاقی جمله هایی از امام(ره) رو در رادیو شنیدم : «بعد از اینکه این دهه را به همه مسلمانان تبریک بگم و مظلومان ؛ نباید این به ذهنمان خطور کند که این انقلاب را اشخاص انجام دادند . من همانقدر در انقلاب نقش داشتم که به عنوان عضوی از این جامعه هستم ...»
 

واقعا این جملات امام بیان کننده خیلی چیزاست.


 
 
 
 
 
 
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۸۷ ، ۱۳:۳۴
قاسم صفایی نژاد
* این یادداشت به عنوان سرمقاله روزنامه دانشجویی «یار دبستانی» دانشگاه اصفهان منتشر شده است.
 
یکی از عادات ما ایرانیان که میشه گفت تبدیل به یه فرهنگ شده اینه که در اکثر موارد مفاهیم، افراد، قوانین و خیلی چیزای دیگه رو به صورت کاملا سفید یا کاملا سیاه می‌بینیم. در صورتی که اکثریت قریب به اتفاق این موارد خاکستری هستند؛ تنها خداوند کمال مطلق است و او نمایندگان معصوم خود را در روی زمین از خطا و اشتباه به دور داشته است.
یک مثال با کمی چاشنی سیاسی میزنم تا بهتر متوجه منظورم بشید:
·         سکانس اول
هر وقت تلویزیون را روشن می‌کنم در حال پخش تصاویر احمدی‌نژاد و تعریف و تمجید از او و سفرهای استانی و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های مختلف اوست. طوری از او در رسانه‌ها حمایت می‌شود که انگار او منجی ایرانیان و حتی بشریت است. مگر او کیست؟ اصلا پرستیژ او به ریاست جمهوری نمی‌خورد. مگر او باعث این همه گرانی و تورم نشد؟ مگر او نگفته بود نفت را سر سفره‌های مردم می‌آورد؟ پس چه شد؟ وقتی به احمدی‌نژاد فکر می‌کنم فقط به یاد قطعنامه‌هایی می‌افتم که ایران را تحریم می‌کند. یا صحبت‌های او که انگار همه را به سخره گرفته است! هاله نور، اسرائیل باید محو شود، گرانی تنها چیزهایی هست که از احمدی نژاد به یاد دارم.
 
·         سکانس دوم
باند قدرت و ثروت وقتی می‌بیند کسی آمده و در حال خدمتگزاری به مردم است در حال مقابله با او هستند. تا حالا به روزنامه‌ها نگاه کردی؟ هر روز تیتر منفی علیه دولت و توهین به احمدی‌نژاد در رأس کارهای آن‌هاست به جز تعداد محدودی روزنامه. او کسی است که باعث شد گفتمان امام زنده شود و همه به سمت آرمان‌های انقلاب برگردند. او در حال مبارزه با مفسدان اقتصادی و باند قدرت و ثروت است و تمام علت گرانی‌های یک سال گذشته به خاطر کارشکنی‌های مخالفانش و البته قیمت جهانیست . نطق‌های بی‌نظیر و حساب شده او در دانشگاه کلمبیا به اوج رسید و حتی مخالفان او لب به تمجید او گشودند. سفرهای استانی او باعث تمرکززدایی از تهران شده و کاری که چند سال عده‌ای فقط حرف آن را می‌زدند عملا اجرا می‌کند؛ و همچنین خیلی کارهای دیگر که دولت‌های گذشته شجاعت انجام آن را نداشتند، مثل تحول اقتصادی و ... . او در قضیه انرژی هسته‌ای عزت ایرانیان را حفظ کرد.
 
·         سکانس سوم
اما فکر کنیم که می‌توانیم سکانس سومی به صورت زیر تهیه کنیم و او را سیاه مطلق یا سفید مطلق نبینیم.
احمدی‌نژاد یک فرد مکتبی است که با احیای گفتمان امام و رهبری باعث پررنگ شدن ارزش‌های در حال فراموشی مردم ایران شده است. او با نیت خالص به فکر کمک به مردم است اما قطعا هیچکس کامل نیست و به کمک بقیه نیاز دارد. کمک کسانی که تجربه و تخصص و تقوای لازم را دارند. جایی که شخص احمدی‌نژاد قبول می‌کند گرانی مسکن تقصیر اوست، باید بپذیریم و به او تبریک بگوییم به خاطر شجاعتش در اعتراف به اشتباه خود. او را کمک کنیم که اشتباه خود را جبران کند و به او اخطار بدهیم که اشتباهات مشابه مرتکب نشود. اصلا اگر قبول نکنیم که احمدی‌نژاد در جریان گرانی مسکن مقصر بود (یکی از دلایل، نه همه دلایل گرانی) و چشم و گوش بسته از او حمایت کنیم، با حمایت خود به او و مردم ایران خیانت کرده‌ایم. زیرا هر کس باید متوجه اشتباهات خود شود و در جهت اصلاح آن بکوشد. بدانیم که عزت ایرانیان را در جریان انرژی هسته‌ای مردم حفظ کردند و احمدی‌نژاد مجری اراده مردم عزیز ایران بود و همچنین بدانیم قطعنامه‌ای اگر علیه ایران تصویب شد، هزینه‌ای است که مردم ایران بابت حفظ عزت خود پرداختند نه بابت خود رأیی رئیس جمهورشان.
وقتی او رئیس جمهور است، باید به رأی مردم احترام بگذاریم و به او کمک کنیم که ایران را بهتر اداره کند، نه اینکه فقط دم از دموکراسی و مردم بزنیم و رأی مردم را محترم نشماریم. یا مثل بعضی از دوستان که وقتی مردم به آنها رأی دادند، مردم باهوش بودند و وقتی به احمدی‌نژاد رأی دادند مردم را با صفت‌های مردم عوام و قابلمه به دست یاد می‌کنند.
به یاد داشته باشیم او هم مثل تمام انسان‌هاست: نه سفید، نه سیاه!
 
 
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۸۷ ، ۱۶:۴۰
قاسم صفایی نژاد
 
1ـ تکمیل و اجراى طرح مهندسى فرهنگى کشور و تهیه پیوست فرهنگى براى طرح‏هاى مهم.
2ـ‌ زنده و نمایان نگه داشتن اندیشه دینى و سیاسى حضرت امام خمینى(ره) و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسى در تمام سیاست گذارى‏ها و برنامه ریزى‏ها.
3ـ‌ تقویت قانونگرایى، انضباط اجتماعى، وجدان کارى، خودباورى، روحیه کار جمعى، ابتکار، درستکارى، قناعت، پرهیز از اسراف و اهتمام به ارتقاء کیفیت در تولید.
4ـ مقابله با جریانات انحرافى در حوزه دین و زدودن خرافات و موهومات.
5ـ استفاده بهینه از فناورى‏هاى اطلاعاتى و ارتباطى براى تحقق اهداف فرهنگى نظام.
6ـ ایجاد درک مشترک از چشم انداز بیست ساله و تقویت باور و عزم ملى براى تحقق آن.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۸۷ ، ۲۲:۵۱
قاسم صفایی نژاد
ایهود باراک وزیر دفاع!!! رژیم صهیونیستی : ما در حال مبارزه با تروریسم هستیم .
عکس هایی که مشاهده می کنید نشان دهنده مظلومیت کشوری!!! به نام اسرائیل است که ساکنان قدیمی سرزمین قدس بودند و حالا کسانی می خواهند به زور پول و اسلحه و جنگ روانی آنها را از خانه و کاشانه شان بیرون کنند و خود دولتی مستقل در آن بنا کنند . دولت غیرفانونی فلسطین !!!!!! (حماس) بدون رای مردم و به زور بر کشور فلسطین حکمرانی می کند و اصلا نشانی از دموکراسی و آزادی بشر ندارد ؛ آنها کم کم تبدیل به یک تروریسم دولتی شده اند و اینگونه زن و کودکان سرزمین اسرائیل !!! را از بین می برند .
هیچ جور دیگه ای نمی تونم خودمو توجیه کنم و این صحنه هایی رو که می بینم به راحتی ازش بگذرم مگر با جملات بالا ! وگرنه آیا میشه که کودکان چند ماهه تروریسم باشند ؟
واقعا کار به جایی رسیده که دیگه صحبت از اتحاد عرب و اتحاد مسلمانان گذشته . جدای از اینکه اگر همچین اتفاقی برای کشور دیگه ای میفتاد سران فلسطین آنها را کمک می کردند یا مثل بقیه اعراب بی تفاوت بودند ، این سرزمین جایی شده که انسانیت داره زیر سوال میره . کسانی آشکارا تصمیم حمله به مناطق مسکونی و مدارس را می گیرند و آشکارا طرح ترور را از قبل اعلام می کنند و سپس از آزادی و حقوق بشر صحبت می کنند ! آنها از مبارزه با تروریسم صحبت می کنند و از دفاع از خود می گویند !
آیا هنوز هم کسانی پیدا می شوند که بگویند مردم خودمان مهم تر هستند ؟ آیا اگر مردم ما مهم تر باشند انسانیت مهم نیست ؟ آیا می شود در دنیایی زندگی کرد که عده ای وحشیانه عمل می کنند و روشنفکرانه شعار می دهند ؟ آیا به عنوان انسان در قبال این همه اعمال ضدانسانی مسئول نیستیم ؟
یاد سفرم به مدینه میفتم که وهابی ها همیشه در حال نماز و خواندن قرآن بودند . چقدر واضح و روشن می بینیم که مسلمانی فقط به عبادت نیست و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری هم جزئی از  دین است . چقدر آشکار تاریخ در حال تکرار است که ابن ملجم ها و ابن سعد ها و شمرها حافظ و مفسر قرآن هستند ولی ذره ای به آن عمل نمی کنند .
و در آخر اینکه تنها راه نجات بشریت از وضع موجود گسترش تفکر مهدویت است تا انسان ها دیگر منفعلانه عمل نکنند و در قبال ذبح انسانیت ، درست و متفکرانه و به موقع عمل کنند . به امید روزی که همه انسان ها به دور از تکبر و حرص و سایر صفات زشت و به خصوص بی تفاوتی نسبت به سرنوشت انسانیت گام بردارند .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۸۷ ، ۲۲:۱۸
قاسم صفایی نژاد
چند وقت پیش کتابی خوندم با عنوان «صلح امام حسن(ع) پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ». کتابی که شیخ راضی آل یاسین نوشته و با قلم توانای رهبر انقلاب ترجمه شده. کتابی بسیار زیبا در مورد صلح امام حسن(ع) که مقام رهبری در مقدمه آن نوشته‌اند که: «اینک که با فراهم آمدن ترجمه‌ى این کتاب پر ارزش و نامى, جامعترین و مستدل‌ترین کتاب درباره‌ى (صلح امام حسن) در اختیار فارسى زبانان قرار می‌گیرد, اینجانب یکى از آرزوهاى دیرین خود را بر آورده مى‌یابم و جبهه‌ى سپاس و شکر بر آستان لطف و توفیق پروردگار مى‌سایم. پیش از اینکه به ترجمه‌ى این کتاب بپردازم, مدتها در فکر تهیه‌ى نوشته‌ئى در تحلیل موضوع صلح امام حسن بودم و حتى پاره‌ئى یادداشت‌هاى لازم نیز گرد آورده بودم, ولى سپس امتیازات فراوان این کتاب مرا از فکر نخستین بازداشت و به ترجمه‌ى این اثر ارزشمند وادار کرد مگر که جامعه‌ى فارسى‌زبان نیز چون من از مطالعه‌ى آن بهره گیرد و هم براى اولین بار درباره‌ى این موضوع بسى با اهمیت, کتابى از همه و جامع, در معرض افکار جویندگان و محققان قرار گیرد.»
خیلی دوست داشتم که این کتاب رو معرفی کنم و البته خلاصه‌ای از اون تهیه کنم تا علاقه‌مندان بتونند ازش استفاده کنند اما فعلا به دلیل مشغله، فرصت تایپ خلاصه کتاب رو نداشتم. تا اینکه چند روز پیش سایت کتاب نیوز خلاصه‌ای هر چند کوتاه رو در مورد این کتاب نوشت که به شرایط مختلفی که منجر به صلح امام حسن شد پرداخته است. با توجه به نزدیکی ماه محرم و تأثیر صلح امام حسن (ع) بر قیام امام حسین (ع) مناسب دیدم که این خلاصه رو به PDF تبدیل کنم که می‌توانید آن را دانلود کنید.
بخشی از کتاب: امام حسن(ع)  روحیاتِ حریف و تمایلات و انگیزه‌های اجتماع و عوامل زمان را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد و آنگاه از روی بصیرت و روشن‌بینی، نقشه‌اش را طرح می‌کند و نتیجه‌ی آن را پیش‌بینی کرده و با خط مشی مدبرانه‌اش  آینده‌ی ملتی را تضمین می‌کند و با نتایجِ حتمی آن قبر دشمن را می‌کَند؛ گردبادهای حوادث را ماهرانه رد می‌کند و در چهره‌ی پیامبرِ صلح با «موفقیتِ تضمین شده»، در حالی که به خاطرِ اصلاح‌طلبی‌اش سربلند و افراخته‌گردن است، از میانِ کولاکِ حوادث بیرون می‌آید و آنگاه می‌میرد در حالی که راضی نیست به خاطرِ او قطره‌ی خونی ریخته شود.
 
دانلود خلاصه کتاب با حجم 120 کیلوبایت 
----------------------------------------------------
بعد نوشت: الحمدالله فرصتی حاصل شد تا متن کامل کتاب را در اختیار دوستان قرار دهم:
متن کامل کتاب 
 
 

 

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۸۷ ، ۱۴:۳۵
قاسم صفایی نژاد
 
شرکت های بسیاری بوده اند که در طول تاریخ تا مرحله سقوط و فروپاشی پیش رفته اند. برخی از آنها با کوشش تیم های مدیریتی نوین به طرز معجزه آسایی از نابودی نجات یافته اند . آی بی ام یکی از همین شرکت هاست .
 
در سال ١٩٩٠ شرکت آی بی ا م با ٣ میلیارد دلار سود خالص بالاترین سود خود را به دست آورد ولی همین شرکت در سال ١٩٩٣ با از دست دادن ١٦ میلیارد دلار در معرض نابودی قرار گرفت . مدیری لایق به نام لوئیس گرستنر در رأس این شرکت قرار گرفت و آن را از سقوط نجات داد و متحول کر د . در این کتاب او داستان این تحول را از زبان خود، و با بیانی ساده و روان تشریح می کند.
 
او می نویسد :« در طول زندگی حرفه ای خود با عقاید تعصب آمیز زیادی از قبیل کوچک زیباست و بزرگ بد است روبرو بوده ام. در عرف عمومی جامعه چنین جا افتاده است که شرکت های بزرگ کُند، بوروکراتیک، غیرپاسخگو و غیرمؤثر هستند و شرکت های کوچک سریع پاسخگو و مؤثر می باشند. این مطالب کاملاً بی معنی هستند من تا به حال شرکت کوچکی را ندیده ام که تمایل نداشته باشد به یک شرکت بزرگ تبدیل شود و یا شرکت کوچکی را ندیده ام که در تحقیق و بازاریابی به بودجه رقبای بزرگتر از خودش حسادت نکند. بزرگی و حجم بالا اهمیت زیادی دارد، اندازه بزرگ می تواند یک اهرم کمکی تلقی شود . گستردگی و عمق زیاد اجازه سرمایه گذاری بیشتر، ریسک بزرگ تر و صبر زیادتر برای رسیدن به نتایج نهایی را می دهد.
 
سؤال این نیست که آیا یک فیل می تواند بر یک مورچه غالب شود یا خیر، بلکه سؤال این است که آیا یک فیل خاص، می تواند برقصد یا خیر، اگر فیل بتواند برقصد، مورچه ها باید اطاق رقص را ترک کنند.
 
 

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۸۷ ، ۲۳:۰۸
قاسم صفایی نژاد
 
یادش بخیر 27 مرداد همین امسال که مصادف با نیمه شعبان بود کنار کوه جبل الرحمه بودیم. همونجایی که رحمة الله واسعه، امام حسین (ع) کنار اون دعای عرفه خوند و بعدش رفت به سمت کرب و بلا ...
 
تا تو به من نظر کنی، زیر و زبر شود دلم               همچو نگاه رحمتت رنگ سحر شود دلم
این همه ی دعای من، این تو و این ندای من         خدای من خدای من، خدای من خدای من
دل چو به سینه می تپد، سرشک دیده می‌چکد    لرزش دل علامت ِ این که خبر شود دلم
شاهد مدعای من سوز دل و نوای من                   خدای من خدای من، خدای من خدای من
بی خبران عشق را یک نظر تو کافی است             بی خبرم ولی گهی اهل نظر شود دلم
یک شبه آشنای من، تا به ابد برای من                خدای من خدای من، خدای من خدای من
دائم اگر نگاه تو تازه کند حواله ام                          این دل سخت بشکند دُر و گوهر شود دلم
ای کشش محبتت، بسته به دست و پای من         خدای من خدای من، خدای من خدای من
این همه حُسن و همدلی، بین خدا و بنده‌اش        پس به چه عذر قابلی، دور ز دل شود دلم
می شنوی صدای من، از دل  با ولای من               خدای من خدای من، خدای من خدای من
 


 

 

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۸۷ ، ۰۰:۱۴
قاسم صفایی نژاد