پای کار ...

فرهنگی :: شعرفرهنگی :: مناسبت
به همین زودی شب قدر هم رسید. نیمه شعبان که مکه بودم نتونستم از امام زمان (عج) بنویسم، با خودم گفتم امروز یه شعر از زبان حضرت بنویسم و به دوستان خوبم بگم که شب قدر شیعه باید متفاوت با شب قدر وهابی‌ها باشه که نیمه شعبان غربت آن حضرت در کنار خانه خدا کاملا مشهود بود. امشب نزاریم امام زمان (عج) در دل ما هم غریب باشه!
 
بَه چه خوش گفته رسول کردگار             افضل الاعمال باشد انتظار
انتظاری که نبی فرموده چیست             منتظر در منظر آن یار کیست؟
منتظِر باید به راه منتظَر                        بگذرد از هستی و از جان و سر
گر بیاید آن امام با وفا                           در همین تهرانِ ما پرسد ز ما
کو نشان شیعگی شهرتان؟                 تا نمایم من دعایی بهرتان
خویش را در مهلکه انداختید                  که امام خویش را نشناختید
گوییا درس جدیدی خوانده‌اید                غافل از رسم شهیدان مانده‌اید
زود آدم‌های دنیایی شدید                    با گناه خود پذیرایی شدید
رفت از یاد شما آن روزها                      گریه‌ها و ناله‌ها و سوزها
دوری از راه سعادت می‌کنید                 غفلت از شوق شهادت می‌کنید
یک نفر بی‌جرم و بی‌تقصیر نیست         این کدورت‌ها که بی‌تاثیر نیست
عفت و شرم و حیا، ایمان چه شد؟        غیرت ناموسی مردان چه شد؟
نانِ شبهه لقمه‌ی مردم شده                چادر زن‌های شیعه گم شده
کو حجاب فاطمی بانوان؟                     کو مرام خالص نسل جوان؟
نیست از هجرم دلی غرق ملال             بس که کردید هر حرامی را حلال
نیست یک خانه نجیب و بی‌گناه            تا شبی آنجا بگیرم من پناه
من امامم سرپناه من کجاست؟            هیئتی‌ها جایگاه من کجاست؟
وای در هیئت اگر غفلت کنید                 از زنا بدتر اگر غیبت کنید
عمرتان صرف سخن چینی گذشت         در لباس دین به بی‌دینی گذشت
من چراغ و ریسه می‌خواهم چه کار؟      شیعه می‌خواهم که باشد پای کار
شیعه‌ی خالص به دنبال من است          دائما فکر من و آل من است
منتظر باشید تا آیم ز راه                       بی‌پناهان را دهم آخر پناه
من دعا گوی شما هستم ولی              از شما خواهم گدایی از علی
راه جدم مرتضی راه من است               هر که در این راه باشد ایمن است
 
* این شعر توسط حاج منصور ارضی خوانده شده است.

 

نگار آشنا....

فرهنگی :: مناسبت
ای آسمان‌تر از همه، بالاتر از همه                        ای بی‌کران‌تر از همه، «دریا»تر از همه
‌‌سبحان ربی همه‌ی سجده‌های من                     پروردگار سبز «مبرَا»تر از همه
‌دیدیم از تمام جهان مرده‌تر شدیم                        پس آمدیم پیش «مسیحا»تر از همه
تو زودتر به دامن زهرا نشسته‌ای                         پس این تویی تو، بچه‌ی «زهرا»تر از همه
ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده‌ایم                          ای جمله‌ی همیشه «بفرما»تر از همه
سلام؛ چه کلمه‌ی زیبایی... یاد 35 روز پیش میفتم که در کنار مزارت در حال وداع با مدینه بودیم. چه دعای وداع زیبایی که در تمام جملاتش سلام هست! شاید نویدبخش این است که به زودی برمی‌گردم و شاید...
نمی‌خواستم امسال چیزی بنویسم یا لااقل به عنوان پست وبلاگ مطلبی بزارم. اما:
ای که ز عشقت زنده منم، گفتی از عشقت دم نزنم، من نتوانم نتوانم نتوانم...
فکر می‌کنم به اینکه این یک سال گذشته با دل من چه کارها کردی. هیچ کسی نمی‌دونه اما خودت می‌دونی که:
اول تو را سرشت و انسان درست کرد                  دوم تو را نوشت و قرآن درست کرد
بعدا گِل اضافه‌ی‌تان را افاضه کرد                         تا از من ِسه نقطه مسلمان درست کرد
همیشه به این فکر می‌کنم که چی شد امسال اومدم پیشت! شاید از اربعین شروع شد و شاید هم از عید نوروز امسال! نمی‌دونم چی شد که این شعر همیشه یادم میومد که:
وقت آن است به ما عشق تو را هدیه کنند            ساغر از باده‌ی توحید به ما هدیه کنند
سحری دولت دیدار رخت دست دهد                   بلکه ای دوست به ما شهد لقا هدیه کنند
تحفه‌ی عشق تو شاید به فقیران بخشند             گوهری گاه سلاطین به گدا هدیه کنند
ای طبیبی که به درمان بلا شهره تویی                دردمندان تو را بلکه شفا هدیه کنند
مثل اینکه این شعر زمزمه رفتنم بود و چه گذشت بر من در مدینه...  اما دلبر مهربانم! من هنوز خوب نشدم، یک گوهر دیگری بر من عطا کن تا لیاقت عشق تو رو داشته باشم. اگه آدم خوبی بشم قول میدم به همه بگم تو طبیبم بودی و چه طبیب خوبی هستی...
من زنده‌ی نسیم مسیحا دم توام                        آدم اگر شدم به خدا آدم ِ توام
یه کاری کن همیشه با چشمان پرستاره تو آرامش بگیرم و همیشه عاشقت بمونم. بهت میگم یه کاری کن چون اگه به خودم باشه من آبادی نمی‌بینم!
من قهر کرده‌ام از همه تا دوستت شوم                من منت نگاه تو صد بار می‌کشم
طوری درست کن که بدهکار تو شوم                   وان دم ببین که ناز طلبکار می‌کشم
‌ای با وفا نگاه تو آرامش من است                       زین رو بود که دست ز انظار می‌کشم
بچه‌ها! امشب یه شب خاصه. امشب رو ساده از دست ندید که «گر گدا کاهل بُوَد تقصیر صاحبخانه چیست؟» سعی کنیم لااقل همین امشب رو بر ذکر خدا دوام داشته باشیم. اگر دست شما را گرفت و در آسمان زیبایش پرواز کردید منم دعا کنید.
من و ماهی که سرتاسر خدایی است                من و ماهی که پایان جدایی است
من و مهمانی قرآن و عترت                              که ثقلین نبی در حق نمایی است
نمی‌دانم چه کس کرده دعایم                          که هر چه دارم از فیض دعایی است
کنم تا این که جبران گذشته                             وجودم طالب فیض و عطایی است
توکل بر خدا کردم که گفتند                              بیا امشب که عید مجتبایی است
خدا باب کَرَم را باز کرده                                   گنه بخشی ز نو آغاز کرده
خدا تفسیر کوثر کرده امشب                            عجب لطفی مقدر کرده امشب
به زهرا نام مادر را عطا کرد                              گلی تقدیم حیدر کرده امشب
لقب بر یک زن پست و عقیمه                           معیّن لفظ ابتر کرده امشب
برای شرح اسم یا کریمش                               به دنیا لطف دیگر کرده امشب
حسن را سفره دار خانه‌ی خود                         خدا تا روز محشر کرده امشب
‌حسن آمد، خدا معروف گردید                          به احسان و کرم موصوف گردید

 
 
 
 
 
 

 
 

اینطوری که نمیشه زندگی کرد !

فرهنگی :: یادداشت
قرار شد توو هتل لباس احرام رو بپوشیم و بعدش بریم مسجد شجره و لبیک بگیم و مُحرم بشیم. حدیث داریم از معصوم (ع) که بهتره وقتی داری لباس احرام می‌پوشی، نیت کنی که داری لباس معصیت رو از تنت خارج می‌کنی و لباس عافیت و بندگی خدا می‌پوشی.
لباس احرام رو پوشیدیم و رفتیم به سمت مسجد شجره. لحظات شیرینی بود که لبیک گفتیم و 24 چیز بر ما حرام شد تا اینکه اعمال عمره مفرده تموم بشه. با شور و شوق خاصی راه افتادیم به سمت مکه با اینکه دلمون برای مدینه هر لحظه تنگ‌تر می‌شد.
به سمت مکه در حال حرکت بودیم. من و احمد قرار گذاشتیم که مثل بقیه نخوابیم و حالا که این چند ساعت که مُحرم هستیم مَحرم خدا هم شدیم، بیدار بمونیم و مثل بقیه روزهای سفر سعی کنیم با مباحثه علمی خودمون رو به خدای خودمون نزدیک‌تر کنیم! داشتیم با هم صحبت می‌کردیم که من گفتم احمد مُحرم شدیم، غیبت نکن؛ من اومدم حرف بزنم احمد گفت مُحرم شدیم، مسخره نکن...تهمت نزن...دروغ نگو... اصلا مثل اینکه همه حرف‌های ما دروغ و تهمت و مسخره کردن و غیبته!! احمد یه حرفی به شوخی زد که هیچ وقت یادم نمیره و خیلی برام جالب بود: «ای بابا! اینطوری که نمیشه زندگی کرد، بگیریم بخوابیم که گناه نکنیم!» یاد اون جمله امام (ره) افتادم که: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» با خودم گفتم ای کاش همیشه می‌دونستیم که خدا داره می‌بینه تا بفهمیم چقدر گناه می‌کنیم.
رسیدیم به مسجدالحرام و اون لحظه‌های باشکوه و دوست داشتنی. همه چیز باید اونطوری باشه که خدا می‌خواد! دیگه در این یکی دو ساعت مثل بقیه زندگی مثل اینکه مسامحه در دین وجود نداره! کوچکترین خطایی رو باید همونجا جبران کنی وگرنه نمی‌تونی عمل بعدی رو انجام بدی!
یادمه وقتی رفتیم هتل و داشتیم لباس احرام رو عوض می‌کردیم احمد باز هم به شوخی یه چیزی گفت که اون لحظه‌هایی که هر چی خدا می‌گفت رو دوست داشتیم انجام بدیم همیشه یادمون بمونه: «چقدر سخت بود! نیت کردی که لباس عافیت رو در میاری و لباس گناه رو دوباره می‌پوشی؟»
 
 
 
 
 

بریم نون بگیریم!

فرهنگی :: شعرفرهنگی :: مناسبت
بچه خوشحال میشه وقتی باباش میگه: بابا جون برو نون بگیر. پول هم بهش میده ولی میگه تو برو بگیر. بچه شاد میشه که باباش دیگه او رو بزرگ حساب میکنه. یه وقت ممکنه بچه توو راه زمین هم بخوره، ولی با خودش میگه من رفتم نون گرفتم!
وفترضت علی عبادک فیه الصیام یعنی همین !!
 
مژده ای منتظران ماه خدا آمده است                  ماه شب‌های مناجات و دعا آمده است
ماه دلدادگی بنده به معبود رسید                      بر سر سفره‌ی شاهانه، گدا آمده است
رفت بی‌عفتی و هرزگی و بدبختی                    ای گنه پیشه بیا ماه حیا آمده است
ای به دام گنه افتاده، رهیدن سر کن                 ماه پرواز به سوی شهدا آمده است
ماه دل کندن از مجلس باطل آمد                       ماه هم‌محفلی با علما آمده است
دل بیمار بیا مژده! طبیب آمده است                   دردمندانه بیا اذن شفا آمده است
خاکسارانه بیا گر که زیادت طلبی                      دیده بگشا که هنگام لقا آمده است
حضرت دوست در این ماه تماشا دارد                 یار در جلوه سر کوی وفا آمده است
آن سفر کرده که سالی‌ست از او بی‌خبریم          بهر شادی دل اهل بکاء آمده است
آمده ماه خدا و قسم تنها نیست                       همرهش منتقم آل عبا آمده است
 

 

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

علمی :: مدیریتعلمی :: کتاب
 
در این داستان چهار شخصیت خیالی ترسیم شده‌اند:
موش‌ها: اسنیف و اسکوری. آدم کوچولوها: هم و ها.
این چهار شخصیت برای نشان دادن قسمت‌های ساده و پیچیده درون ما بدون توجه به سن، جنس، نژاد یا ملیت در نظر گرفته شده‌اند.
به دوستانی که این کتاب رو نخوندند پیشنهاد می‌کنم حتما مطالعه کنند، چون هم جالبه هم اینکه وقت کمی رو می‌گیره.
چه کسی پنیر مرا جابجا کرد داستانی است درباره تغییراتی که در یک هزار تو (maze) رخ می‌دهد. جایی که چهار شخصیت جالب در جستجوی پنیر هستند. پنیر استعاره‌ای است برای آنچه ما در زندگی می‌خواهیم در زندگی داشته باشیم. اعم از یک شغل، یک رابطه، پول، خانه‌ای بزرگ، سلامتی، آگاهی، آرامش روحی و یا حتی ورزشی مانند دو …
هر یک از ما در مورد پنیر خود نظر خاصی داریم و در پی آن هستیم، زیرا معتقدیم اگر آن را به دست آوریم راضی می‌شویم.
اغلب به آن دل بسته‌ایم و اگر آن را از دست بدهیم یا کسی آن را از ما بگیرد ضربه‌ی تکان دهنده‌ای به ما وارد می‌آید.
در این داستان هزار تو، نشانه جایی است که ما برای رسیدن به اهداف خود در آن وقت می‌گذرانیم …
 
 
خلاصه کتاب را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

دیدن یار میسر شده جانا ، تو بیا...

فرهنگی :: شعر
سلام . امیدوارم حال همه دوستان عزیز خوب باشه

 

ایشالله من سه شنبه مشرف میشم مدینه بعدش هم مکه . یادتون نره که منو حلال کنین ، منم اگه قابل باشم دعاتون می کنم ...
 
دخلم که پر نشد جگرم را فروختم                    تدبیر شد بلا ، سرم را فروختم

تا گفتم السلام علیکَ دلم شکست                 تا کاملش کنم سحرم را فروختم

خورشید را به قیمت دریا خریده ام                   در روی دوست چشم ترم را فروختم

گفتند ناله کن که مگر راه وا شود                     اینگونه شد که من هنرم را فروختم

در کوی عارفان خبر مرگ می خرند                   رد می شدم شبی خبرم را فروختم

ما را ز حبس عشق مترسان که پیش از این       از شوق حبس بال و پرم را فروختم

کیفیت کریم چو در شعله در گرفت                   یا رب که گفت شعله به جان شرر گرفت

در هر رگم ز شوق تو خون می دود هنوز           هر کس شهید شد خبر از نیشتر گرفت

یا حضرت شراب اغثنی به لعل دوست            این ذکر را پیاله می از سحر گرفت

عشاق گوییا که ز هم ارث می برند                 سود علی الحساب دلم را جگر گرفت

آهی که بود پشت سر ناله های من               دیشب که جانماز مرا شعله در گرفت

خاصیت نگاه تو ما را شراب کرد                      دیدی که کار غوره ی ما نیز سر گرفت

از من گرفت جان و مرا جان تازه داد                 تاجر ببین که جنس مرا سر به سر گرفت

گفتم که کم نگیر مرا گرچه مذنبم                   آقا کریم بود و مرا بیشتر گرفت

بر روی زرد ما صدقه داد نقره ای                     او بُرد کرد چون عوض سیم زر گرفت

عمری دلم به بازی طفلانه می گذشت            از کوچه می گذشت مرا بی خبر گرفت

رفتم که داد و قال کنم بوسه ام بداد                جام عسل ببین که دهان شرر گرفت

ما را قلم تراش تو عین عقیق کرد                   اعجاز بین که دست تو آب از حجر گرفت

 
 

اوقات فراغت

فرهنگی :: یادداشت

واژه فراغت را آنقدر شنیده‌ایم که برای پیدا کردن معنی آن نیازی به رجوع به لغت نامه پیدا نمی‌کنیم. شاید فقط برای آگاهی از املای فراغت که با «غ» است یا «ق» سوال داشته باشیم!

یادش بخیر  تابستان کودکی. منتظر تابستان بودیم تا در روزهای گرم تابستان با توپ پلاستیکی با بچه‌های محل هر روز و هر روز بریم فوتبال! نزدیک شب که می‌شد بر می‌گشتیم خونه و شب تلویزیون و استراحت و فردا روز از نو و روزی از نو ....

کم کم بزرگتر که شدیم آتاری 2600 و میکرو و سگا و کم کم بعد از مدتی پلی استیشن هم اضافه شد!

بعضی‌ها کلاس‌های ورزشی ثبت نام می‌کردند و بعضی‌ها کلاس‌های هنری. بعضی‌ها هم که به دنبال درآمد بودند و پس انداز. اما سرگرمی‌ها برای قشرهای مختلف جامعه متفاوت بوده و هست. به 13-14 سالگی که رسیدیم کوه رفتن و اردو هم اضافه شد.

اما این چند سال مثل اینکه اوقات فراغت تابستانی متفاوت شده است. اوقات فراغت دیگر فقط به خانواده و چند پایگاه تابستانی محله محدود نمی‌شود و به یک بحث رسانه‌ای تبدیل شده که در صحبت‌های بی‌شماری به آن اشاره می‌شود. همه این بحث‌ها پیرامون اوقات فراغت از تغییر نگرش و رویکردى خبر مى‌دهد که نسبت به این موضوع به وجود آمده است. مدیریت زمان شاخص اصلى این تغییر نگرش و برنامه ریزى براى اوقات فراغت است. توجه به اوقات فراغت دانش آموزانى که قرار است فصل تعطیلات خود را آغاز کنند از چنین زاویه‌اى اهمیت فراوان پیدا مى‌کند. چنین است که نحوه تدوین برنامه براى سپرى کردن درست این زمان خود به شاخصى براى نشان دادن مدیریت و برنامه ریزى تبدیل مى‌شود.

در تعاریفى که از سوى کارشناسان عنوان شده اوقات فراغت به زمانى گفته مى‌شود که در آن افراد جدا از نقشى رسمى که براى رسیدگى به امور بر عهده دارند، یک دسته فعالیت‌هاى آزادانه و انتخاب‌گرایانه را انجام مى‌دهند که چگونگى گذران آن متناسب با سن، جنس، طبقه اجتماعى، درآمد، شغل و مکان زندگى افراد متفاوت است. به اعتقاد جامعه شناسان و روانشناسان اوقات فراغت در جنبه‌هاى مختلف فردى، اجتماعى، فرهنگى، اقصادى و سیاسى با اهمیت و داراى کارکردهایى از جمله آزادى انتخاب و نوع فعالیت، اعتماد به نفس، خلاقیت و نوآورى، مشارکت اجتماعى، حفظ سنت‌ها و آداب ورسوم، تجدید قواى نیروى کار و افزایش بهره ورى اقتصادى و تعلق سیاسى است.

*برنامه ریزی

برنامه‏ریزى صحیح در زمینه اوقات و بهره‏گیرى مناسب از آن مى‏تواند اثرات مثبت فراوانى در زندگى انسان بر جاى گذارد. در زیر به برخى از این اثرات اشاره مى‏کنیم:

1- اوقات فراغت و خلاقیت: تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگى‏هاى افراد خلاق نشان مى‏دهد که آنان علاوه بر این‏که از هوش سرشار و صراحت و انعطاف‏پذیرى بالایى برخوردار هستند، از اوقات فراغت‏خود حداکثر بهره را گرفته و با آزاداندیشى و تفکر خلاق خود، مسائل مختلف را بررسى مى‏کنند و در این فرصت‏هاى آزاد به راه حل‏هاى نو دست مى‏یابند؛ زیرا وجود فشار زمان یا فشار وقت در غیر ایام فراغت و در زندگى روزمره، زمینه‏ساز تنش و اضطراب بوده و وجود اضطراب شدید نیز یکى از آفات تفکر خلاق است.

علاوه بر این تحقیقات و مطالعات انجام شده حاکى از آن است که اوقات فراغت همواره بستر مناسبى براى خلاقیت‏ها و نوآورى‏ها بوده است؛ زیرا انسان در اوقات فراغت مى‏تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه کند و در حل مسائلى که در حوزه شناختى او مطرح است از تفکر خلاق خود بهره بگیرد.

2- اوقات فراغت و بهداشت روانى: وجود اوقات فراغت در طول زندگى مى‏تواند نقش مؤثرى در سلامت و بهداشت روانى افراد داشته باشد. اشتغال مستمر و بدون وقفه فکرى یا عملى افراد، خستگى جسمى و ذهنى انسان را به دنبال دارد به گونه‏اى که فرد به تدریج نشاط و شادابى خود را از دست مى‏دهد.

فقدان حداقلى از اوقات فراغت در زندگى روزمره باعث افزایش اضطراب و فشار روانى شده، زمینه اختلال در قواى حسى و ادراکى را فراهم مى‏کند. در طول سال تحصیلى نیز هرگز نباید شاگردان را به مطالعه مستمر و بى‏وقفه مجبور کرد و مانع از استفاده آن‏ها از زنگ‏هاى تفریح و استراحت و بهره‏گیرى از اوقات فراغت‏شد؛ زیرا فشار ذهنى و روانى ناشى از فعالیت‏ها و مشغله‏هاى مستمر نه تنها موجب ایجاد اختلال در بهداشت روانى فرد مى‏شود، بلکه قدرت فراگیرى، ادراک مطالب و نگهدارى ذهنى را به حداقل مى‏رساند.

3- اوقات فراغت و اصلاح رفتار: کثرت و استمرار فعالیت‏هاى ذهنى و درسى و یا عملى در زندگى روزمره بدون بهره‏گیرى از فرصت‏هاى آزاد ممکن است‏به تدریج موجب پدیدار شدن بعضى از عادات یا رفتارهاى نامطلوب در انسان شود. این مساله در بین دانش‏آموزان مدارس به ویژه در مقطع راهنمایى و متوسطه به دلیل تراکم و فشردگى برنامه‏هاى درسى بیش‏تر قابل ملاحظه است. باید توجه داشت که انحرافات اخلاقى و رفتارى به صورت ناگهانى ظاهر نمى‏شود، بلکه به تدریج پدیدار مى‏گردد.

بنابراین، از اوقات فراغت مى‏توان به عنوان مناسب‏ترین زمینه براى اصلاح بسیارى از اختلالات رفتارى پرخاشگرى، افسردگى، کم‏رویى و... بهره گرفت.

4- اوقات فراغت و بهره‏گیرى از توان و استعداد: ایام تابستان بیشترین وقت‏براى بهره‏گیرى از توان و استعدادهاى موجود و بالقوه است. با به کارگیرى نیرو و توان و استعدادهاى مختلف در اوقات فراغت، از هدر رفتن و هرز دادن نیروهاى نسل جوان و نوجوان جلوگیرى به عمل خواهد آمد و در نتیجه، مى‏توان آن‏ها را با انواع فعالیت‏هاى شناختى و ذهنى و یا کارهاى فنى و تجربى آشنا نمود تا در جهت کمک به خانواده و جامعه خود و خودکفایى آن‏ها مؤثر و مفید واقع شوند؛ به ویژه پرداختن به آن نوع فعالیت‏هایى که مطابق میل و رغبت و علاقه قلبى آنان باشد.

* چشم انداز

اهمیت دادن به زمانى که در اختیار داریم تنها مختص به اوقات فراغت و نحوه مصرف زمان در این اوقات نیست. با این حال، هنگامى که بحث برنامه ریزى براى چنین موضوعى پیش کشیده مى شود، نحوه استفاده از زمان و مدیریت درست آن به منظور بهره ورى بیشتر در اولویت قرار مى گیرد.

کارشناسان معتقدند که اتخاذ برنامه هاى تفریحى و سرگرم کننده متناسب با توانایى افراد، توجه به گسترش روابط اجتماعى در برنامه هاى اوقات فراغت به منظور ایجاد تعلق خاطر افراد به نظام اجتماعى، مشارکت دادن جوانان در فعالیتهاى سازندگى کشور به منظور تقویت حس هویت در آنان، ایجاد واحدهاى کوچک ارزان قیمت محله اى، ارائه آموزشهاى متنوع مرتبط با نقش هاى غیر شغلى افراد و افزایش دادن مشارکت خانواده ها از جمله راهکارهاى غنى سازى اوقات فراغت است.

به گفته کارشناسان توجه درست به نحوه سپرى کردن اوقات فراغت از آن رو اهمیت دارد که این اوقات علاوه براینکه زمان بسیار مناسبى براى اجراى برنامه‌ها وطرح‌ها در راستاى پرورش نسل آینده است، مى‌تواند مانع از گسترش آسیب‌هاى اجتماعى و فرهنگى شود.

 

 

فارغ التحصیلی

علمی :: یادداشت
فارغ التحصیلی! عجب اسمی! از روز اول بهمون میگن ز گهواره تا گور دانش بجوی اونوقت ...
البته شاید اگه اسم کامل فارغ التحصیلی دوره کارشناسی رو بگیم دیگه این ایراد بهش وارد نباشه . بگذریم ...
جا داره اول از همه، از همه دوستانی که به هر نوعی زحمت کشیدن تا جشن سه شنبه‌مون خوب برگزار بشه تشکر کنم.
وقتی روز اول اومدیم دانشگاه بزرگترا بهمون گفتن به یه چشم به هم زدن تموم میشه! ولی باورمون نشد تا دیروز. من تا دیروز هم باور نکرده بودم تموم شده ولی دیروز بعد از جشن باور کردم که دیگه کلاس‌های دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان تموم شد و دیگه هیچ کدوم از اون لحظات رو نمی‌تونیم بببینم. همه خاطرات تلخ و شیرین تموم شد و همه در کنار هم بودن ها... یا شاید نه، در کنار هم بودن‌ها برامون ادامه خواهد داشت، ولی کمتر میشه...
دوستی‌ها، مهربونی‌ها، مهمون‌نوازی‌ها، معرفت خرج کردن‌ها، بزرگ شدن‌ها، وقت تلف کردن‌ها توو دانشکده یا خوابگاه ، اشتباهاتمون در قبال همدیگه، بی معرفتی‌ها و ... تموم شد. باز یه دوره جدید از زندگی شروع میشه که هر کس یه راهی میره.
اما یه دفعه به ذهنم رسید در مورد راه این رو بگم که:
من برای جمع 11 تیر 1387 و بقیه ورودی‌های مدیریت 83 دانشگاه اصفهان یه آرزو دارم؛ امیدوارم که هر راهی میرن و هر چی که میخوان بهش برسن، هر کس به هر چی که دوست داره و فکر می کنه در حد شان خودشه. ولی یه چیز رو امیدوارم دوستان خوبم فراموش نکنند که هر راهی میرن مواظب باشن به جایی نرسن که آخر اون راه خدا بهشون بگه مغازه من دیگه برا شما بسته است، تعطیله، غذا حاضر نیست یا هر جمله منفی از سمت خدا...
کاری نکنیم که خدا با اون مهربونی غیر قابل توصیفش به ما نه بگه. مواظب باشیم، مواظب باشیم، مواظب باشیم...
آرزوی سلامتی و شادی و کامیابی برای همه دوستان خوبم.