۶ مطلب در دی ۱۳۹۷ ثبت شده است

پیشرفت در روزهای سخت

شخصی

روزهای سخت و شلوغ از نظر زمانی، همیشه خیلی از چیزها را در زندگی روشن می‌کند. اینکه روی خودت چقدر می‌توانی حساب باز کنی، اینکه چه روش‌هایی برای برنامه‌ریزی زمانی برای تو بهتر است؛ اینکه چگونه بر خودت نظارت کنی؛ اینکه چه کسانی در روزهای سخت کنار تو هستند و چه کسانی در روزهای سخت هم انتظار دارند که همان لبخند همیشگی و صبر همیشگی را داشته باشی. 

این روزها همیشه می‌گذرد؛ اما بعد از آن انسان که به عقب برمی‌گردد و مقایسه می‌کند، می‌بیند که چقدر پیشرفت کرده؛ چه چیزهای جدیدی یاد گرفته و چه چیزهای جدیدی فهمیده؛ و چه اشتباهات ساده‌ای منجر به چه عواقبی شده است! انگار انسان یک یا دو سطح بالاتر می‌رود و آماده می‌شود برای پیشرفت بیشتر. البته همه این‌ها در صورتی است که این روزها با موفقیت بگذرد. اگر این روزها با موفقیت نگذرد و به شکست بینجامد، آنوقت ممکن است اوضاع کمی متفاوت به نظر بیاید.

------------------------------------------------

پ.ن ۱: این روزها فهمیده‌ام انسان همیشه به یک وصیتنامه برای بعد از مرگش نیازمند است. مگر می‌دانیم چقدر دیگر زنده‌ایم؟‌ باید بنویسیم برای آیندگان هر چقدر که دانش و فهم از نوع انسان در زندگی آموخته‌ایم را؛ به قول رشته مدیریتی‌ها، باید این دانش ضمنی راجع به مسائل را تبدیل به دانش صریح کنیم تا بشر دوباره هزینه این تجربه‌ها را ندهد. 

پ.ن ۲: شاید وبلاگ نویسی یک جور همین وصیت نامه باشد. ثبت کردن آموخته‌هایمان در زندگی؛ پیشنهادهایمان برای دیگران؛ و نظراتمان راجع به مسائل مختلف.

 

نیازمند تغییر همزمان فرم و محتوا هستیم

سیاسی

سال ۱۳۵۸ که پس از فوت مرحوم طالقانی، آیت الله خامنه‌ای امام جممعه تهران شد، ۴۰ ساله بودند. در آن روزها هیچ کسی از انتخاب ایشان به عنوان امام جمعه شگفت زده نشد و کسی نگفت که یک جوان ۴۰ ساله امام جمعه تهران شده است. 

کمی کمتر از ۴۰ سال از آن روزها می‌گذرد. سال گذشته حجت الاسلام حاج علی اکبری به عنوان رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه انتخاب شدند (+) و چند روز پیش به عنوان امام جمعه موقت تهران اعلام شدند. اولین نماز جمعه توسط ایشان امروز خوانده شد و بسیاری خوشحال شدند که یک جوان به عنوان امام جمعه موقت انتخاب شده است و کم کم جوانان به نماز جمعه برمی‌گردند. او ۵۴ ساله است و شاید برای جوان دانستن ایشان کمی دیر شده باشد اما به هر حال میان سایر ائمه موقت جمعه تهران، جوان‌تر است!

همین جوان‌تر بودن کافی بود تا در اولین نماز جمعه ایشان، دو ردیف از نرده‌ها حذف شود (+) تا مردم بتوانند اندکی مسئولین خود را از نزدیک ببینند. حاج‌علی‌اکبری وعده داده است که این اصلاحات تکمیل خواهد شد. 

خوانده‌ایم که شهید بهشتی در ابتدای انقلاب چگونه از وجود تشریفات زائد بر امنیت، به عنوان یک انحراف جدی یاد می‌کرد (+)؛ قدم عملی در راه تحقق این سخنان را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم که همزمان با تغییرات در فرم، تغییرات در محتوا نیز آغاز شود. نماز جمعه باید تبدیل به پایگاهی شود که از حق و عدل پاسبانی کند و به دور از مصلحت‌سنجی‌های خسته کننده و بدون کارکرد، ضعف و قوت مسئولین و فعالیت‌های آنان را تبیین نماید. آن وقت می‌توان امیدوارم بود که پرچم مطالبه پیشرفت توسط ائمه جمعه بلند شود و در میان مدت، فاصله میان مردم و مسئولین کاهش یابد. 

برای ما که روزهای اول انقلاب را ندیده‌ایم و فقط عطری از گلزار رفتارهای امام و حلقه اول یارانش را استشمام کرده‌ایم،‌ تحقق این سخنان بسیار جذاب است. 

چالش مطالعه کتاب ۲۰۱۹!

شخصی

در ادامه پست سال گذشته در این مورد، لازم است که میزان تحقق هدف کتابخوانی‌ام در یک سال گذشته را دوباره مرقومه دارم! قصه از آنجا شروع می‌شود که در شبکه اجتماعی گودریدز، امکانی به نام «چالش مطالعه» وجود دارد که در ابتدای هر سال میلادی، برای خودت مشخص می‌کنی که در سال پیش رو قرار است چند کتاب بخوانی و بعد در طول سال تلاش می‌کنی که به آن میزان برسی. این چالش برای دوستان تو در این شبکه اجتماعی هم اتفاق می‌افتد و از روند تحقق ادعاهای دیگران هم با خبر می‌شوید.

در سال گذشته میلادی از همه سال‌های گذشته که در گودریدز عضو بودم، کتاب بیشتری خواندم اما باز هم نتوانستم به عددی که در چالش در نظر گرفته بودم برسم و نتیجه شد ۶۶ کتاب از ۸۰ کتاب.

لیست چالش‌های کتاب من در گودریدز عبارت است از:

سال ۲۰۱۴: ۲۷ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۵: ۲۵ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۶: ۴۷ کتاب از ۶۰ کتاب

سال ۲۰۱۷: ۳۶ کتاب از ۸۰ کتاب

سال ۲۰۱۸: ۶۶ کتاب از ۸۰ کتاب.

اوضاع بهتر از همه سال‌های گذشته بود. ضمن اینکه چند کتاب دیگر هم خواندم که هنوز به چاپ نرسیده است و نتوانستم آنها را در گودریدز وارد کنم. 

به نظرتان برای سال ۲۰۱۹ چه تعداد کتابی را هدفگذاری کنم؟

-----------------------------------------------------

پ.ن: امیدوارم سال آینده شبکه اجتماعی ایرانی کتابخوانی داشته باشیم که چالش مطالعه خود را در آن تعریف کنیم.

خودنویسی‌ها

نشر

امروز اسامی نفرات برتر مسابقه داستان نویسی خودنویس را اعلام کردیم. (+) چند روز قبل جلسه ۵ ساعته با حضور داوران مسابقه داشتیم تا واقعا ۲۰ نفری که بیشترین شایستگی را برای ورود به مرحله بعد دارند را شناسایی کنیم. بعضا رقابت‌ها خیلی نزدیک بود و برای حذف برخی از آثار همه ناراحت بودیم. آثاری که هم موضوع و ایده خوبی داشتند و هم قلم مستعدی اما مجبور بودیم به هر حال از بین همه آثار، ۲۰ اثر را انتخاب کنیم. از همه داوران محترم که با وجود کمبود زمان، تمام انرژی و دقت خود را مصروف انتخاب بهترین‌ها کردند از همینجا اعلام سپاسگزاری می‌کنم.

انتخاب این ۲۰ اثر و تقویت آن‌ها در مرحله کارگاه داستان نویسی را مژده‌ای می‌دانیم به همه کسانی که آرزوی نویسنده شدن دارند و نیاز به انگیزه‌ای برای حمایت؛ حال چه حمایت آموزشی باشد و چه حمایت انتشار اثر و چه حمایت تبلیغاتی. 

به جز این ۲۰ نفر، بیش از ۲۰۰ نفر دیگر نیز -با توجه به امتیاز داوران محترم مسابقه- تا حد ممکن حمایت خواهند شد. حمایتی که شاید بدون جایزه ویژه مسابقه باشد ولی در حد توان و تمایل شرکت کنندگان بزرگوار، بتوانیم قدم به قدم آنها را به انتشار اثر که حتما ارزشمند است، نزدیک کنیم. 

به جز این ۲۰۰ نفر، تمام شرکت کنندگان در مسابقه خودنویس را جزیی از خانواده نشر جام جم می‌دانیم و حتما ارتباط‌مان با آنها را حفظ خواهیم کرد. برای آنها هم از هر نقطه‌ای از ایران عزیز باشند، برنامه‌هایی طراحی کرده‌ایم.

پس از اعلام نتایج، چند نفری ابراز ناراحتی و ناامیدی کردند و برخی تصور کردند که استعداد کافی برای برنده شدن نداشتند؛ سعی کردم به نظر چند نفر از این بزرگواران به نمایندگی از همه خودنویسی‌ها پاسخ دهم تا مابقی نظرات هم روابط عمومی نشر پاسخگو باشد. انتخاب نشدن در یک مسابقه با ظرفیت محدود تعداد برندگان حتما آخر دنیا نیست و جای ناامیدی و ناراحتی وجود ندارد. باید همه با هم تلاش کنیم و روز به روز بهتر شویم. ما در نشر جام جم، برنامه‌های مفصل برای مشارکت مردم در بیشتر حوزه‌های نشر طراحی کرده‌ایم.

----------------------------------------------

پ.ن: پویش کتابخوان مجازی انقلاب اسلامی برای معرفی ویدئویی کتاب با موضوع انقلاب اسلامی توسط مردم توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و با مشارکت نشر جام جم ایجاد شده است. پیشنهاد می‌کنم در این پویش هم شرکت کنید، شاید یکی از برندگان آن شما باشید.

درخواست یاری

شخصی

رساله من در دوره دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران به روزهای آخر نزدیک شده. موضوع رساله همونطور که قبلا گفتم «طراحی و تبیین مدل خط مشی گذاری توسعه صنایع خلاق؛ مورد مطالعه صنعت کتاب الکترونیک» است. 

مدل با روش تحقیق نظریه زمینه‌ای (گراندد تئوری) و مصاحبه عمیق با نخبگان طراحی شده و حالا برای تبیین مدل نیاز به افرادی دارم که در این حوزه تجربه کاری یا مطالعاتی دارند. 

لطفا اگر خودتون در رابطه با نشر الکترونیک سابقه کاری یا مطالعاتی دارید برای من کامنت بذارید و اگر افرادی را در این موضوع می‌شناسید به من معرفی کنید.

سپاس

 

میلیونر معرفت یا میلیونر ثروت؟!

فرهنگی :: کتاب

فقر در موسم جوانی، اگر به توفیق و پیروزی منجر شود، این فایده را دارد که آدمی را به کار و کوشش عادت می‌دهد و او را به مرحله بالایی می‌رساند. فقر زندگی مادی را عریان می‌کند و همه زشتی‌هایش را به انسان نشان می‌دهد و او را وامی‌دارد که بکوشد و خود را از تنگنا برهاند و به سوی زندگی ایده‌آل صعود کند. معمولا جوان مرفه ثروتمند که همه چیز برایش فراهم است، اوقاتش را با تفریحات گوناگون می‌گذراند؛ به اسب دوانی و شکار می‌رود، انواع سگ‌ها را دارد، با دود توتون و قمار خود را سرگرم می‌کند. جنبه‌های حیوانی روح چنین موجودی در خدمت ابعاد لطیف و عالی آن قرار می‌گیرد؛ اما چون فقیر با هزار زحمت نانش را در می‌آورد و نانی را که از دسترنج خود به دست آورده می‌خورد و در افکار و رویاهای خود فرو می‌رود، به سیر و سیاحت تماشاخانه الهی مشغول می‌شود،‌ آسمان را تماشا می‌کند و ستارگان را و گل‌ها را و کودکان را و اجتماعی را که خود جزیی از آن است و در آن رنج می‌برد؛ دستگاه خلقت را سیر و سیاحت می‌کند که خود در آن نور می‌افشاند و آن قدر به جامعه بشری خیره می‌شود که باطن و عمق آن را می‌بیند و آن قدر به دستگاه خلقت چشم می‌دوزد که خدا را می‌بیند و آن قدر در فکر و رؤیا فرو می‌رود که خود را بزرگ و با شکوه احساس می‌کند و همچنان در عالم رویاییش می‌رود تا جایی که فضای سینه‌اش را پر از مهر و دوستی می‌یابد و در این میان خود را که رنج می‌برد فراموش می‌کند و به همه مردم می‌اندیشد و به آنها مهر می‌ورزد و احساس مطبوعی در او رشد می‌کند.

این همه چیزی نیست جز خودفراموشی، و دلسوزی برای دیگران. او با تفکر درباره طبیعت که زیبایی‌هایش را به پاکدلان نثار می‌کند و از ارواح آلوده دور نگاهشان می‌دارد، به مقامی می‌رسد که خود را میلیونر معرفت می‌بیند و برای میلیونرهای ثروت دلسوزی می‌کند. هر چه بیشتر روشنایی‌ها در جان او نفوذ می‌یابد، کینه‌ها از دل او بیرون می‌رود. با این اوصاف، او را باید موجود بدبختی به حساب آورد؟ نه! فقر و نداری یک جوان، بینوایی نیست. 

 

بینوایان، صفحه ۱۲۶۵ و ۱۲۶۶

نویسنده: ویکتور هوگو