کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۶ مطلب در تیر ۱۳۸۷ ثبت شده است

خداوندا از تو به سبب دانشت درخواست خیر دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست، در حقّم به خیر حکم کن، و شناخت آنچه را که برایمان اختیار کردى به ما الهام فرما، و آن را براى ما سبب خشنودى به قضایت، و تسلیم به حُکمت قرار ده، پس دلهره شک را از ما دور کن، - و ما را به یقین مخلصین تأیید فرما، و ما را دچار فروماندگى از معرفت آنچه برایمان اختیار کرده‏اى مکن، که قدر حضرتت را سبک انگاریم، و مورد رضاى تو را ناپسند داریم، و به چیزى که از حسن عاقبت دورتر، و به خلاف عافیت نزدیک‏تر است میل پیدا کنیم. آنچه را از قضاى خود که ما از آن اکراه داریم محبوب قلبمان کن ، و آنچه را از حکم تو سخت مى‏پنداریم بر ما آسان ساز، و گردن نهادن به آنچه از مشیّت و اراده‏ات بر ما وارد آورده‏اى به ما الهام فرما، تا تأخیر آنچه را تعجیل فرمودى، و تعجیل آنچه را به تأخیر انداختى دوست نداریم، و هر آنچه محبوب توست ناپسند ندانیم، و آنچه را تو نمى‏پسندى انتخاب نکنیم. و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیده‏تر، و مآلش بهتر است پایان بخش ، که تو عطاى نفیس مرحمت می‏کنى، و نعمتهاى بزرگ مى‏بخشى، و هر چه مى‏خواهى آن کنى، و بر هر چیز قدرت دارى.
 
دعای ۳۳ صحیفه سجادیه

 


 
 
۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۸۷ ، ۱۷:۱۷
قاسم صفایی نژاد
مریم آن کاخ عبادت را ریاض                     دید چون در خویش آثار مخاض

وحی آمد گر چه هستی محترم               لیک بیرون رو بدین حال از حرم

مسجد است اینجا ولادتگاه نیست           این مکان غیر از عبادتگاه نیست

گر چه فرزندت بُوَد عیسی ولی               فرق ها دارد مسیحا با علی

مُرده را گر زنده عیسی می کند               دردها را گر مداوا می کند

این همه از لطف و جود حیدر است           بود طفلت از وجود حیدر است

مریم ار چه مام پاکی خوانده شد             این چنین از خانه حق رانده شد

لیک بهر مادرت از آسمان                         این ندا آمد که نزد ما بمان

آمدی در کوی ما محزون مرو                    همچو مریم از حرم بیرون مرو

فاطمه بنت اسد ، اُم اسد                       غم مبادا بر دلت یک دَم رسد

کشتی ام را نوح آوردی بیا                      خانه ام را روح آوردی بیا

فاطمه ای دُر هستی را صدف                 هست طفلت آفرینش را هدف

فاطمه از این ندا مسرور شد                   درد شیرین و دلش پُر شور شد

همسفر با دل شد و پرواز کرد                  سوی کعبه چشم خود را باز کرد

کعبه دست و پای خود گم کرده بود           بر رُخش اما تبسم کرده بود

زانکه مهمانی بلند آوازه داشت                از قدومش شور و حالی تازه داشت

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان          رفت و آمد می نمودندی از آن

گفت با خود هوش باش این حیدر است    کی سزاوار ورود از این در است

باز کن ای بیت پاک داوری                       بهر باب الله باب دیگری

این بگفت و نعره بر افلاک زد                    بهر مولا سینه ی خود چاک زد

کی به رضوان ساقی کوثر بیا                    وی در رحمت تو از این در بیا

ای فدای مقدمت حِجر و حَجَر                   گشته از هجر تو زمزم دیده تر

ای بلند آوازه از نامت حرم                        حرمتت کرده حرم را محترم

خانه ی معبود بر روی زمین                     در طوافت بود و می گفتا چنین

یا علی جان مقتدای من تویی                 دلبر من دلربای من تویی

 

 
۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۸۷ ، ۰۰:۲۰
قاسم صفایی نژاد
نمی دونم اسمش رو معرفی کتاب بزارم یا مقاله . یه پی دی اف خیلی قشنگ در مورد جهانی شدن و انفجار اطلاعات از مرتضی آوینی . حتما بخونیدش ، چون ۴ صفحه بیشتر نیست دیگه خلاصه ازش نمی نویسم .
 
۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۸۷ ، ۲۳:۵۸
قاسم صفایی نژاد
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۸ تیر ۸۷ ، ۱۵:۳۲
قاسم صفایی نژاد
فارغ التحصیلی! عجب اسمی! از روز اول بهمون میگن ز گهواره تا گور دانش بجوی اونوقت ...
البته شاید اگه اسم کامل فارغ التحصیلی دوره کارشناسی رو بگیم دیگه این ایراد بهش وارد نباشه . بگذریم ...
جا داره اول از همه، از همه دوستانی که به هر نوعی زحمت کشیدن تا جشن سه شنبه‌مون خوب برگزار بشه تشکر کنم.
وقتی روز اول اومدیم دانشگاه بزرگترا بهمون گفتن به یه چشم به هم زدن تموم میشه! ولی باورمون نشد تا دیروز. من تا دیروز هم باور نکرده بودم تموم شده ولی دیروز بعد از جشن باور کردم که دیگه کلاس‌های دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان تموم شد و دیگه هیچ کدوم از اون لحظات رو نمی‌تونیم بببینم. همه خاطرات تلخ و شیرین تموم شد و همه در کنار هم بودن ها... یا شاید نه، در کنار هم بودن‌ها برامون ادامه خواهد داشت، ولی کمتر میشه...
دوستی‌ها، مهربونی‌ها، مهمون‌نوازی‌ها، معرفت خرج کردن‌ها، بزرگ شدن‌ها، وقت تلف کردن‌ها توو دانشکده یا خوابگاه ، اشتباهاتمون در قبال همدیگه، بی معرفتی‌ها و ... تموم شد. باز یه دوره جدید از زندگی شروع میشه که هر کس یه راهی میره.
اما یه دفعه به ذهنم رسید در مورد راه این رو بگم که:
من برای جمع 11 تیر 1387 و بقیه ورودی‌های مدیریت 83 دانشگاه اصفهان یه آرزو دارم؛ امیدوارم که هر راهی میرن و هر چی که میخوان بهش برسن، هر کس به هر چی که دوست داره و فکر می کنه در حد شان خودشه. ولی یه چیز رو امیدوارم دوستان خوبم فراموش نکنند که هر راهی میرن مواظب باشن به جایی نرسن که آخر اون راه خدا بهشون بگه مغازه من دیگه برا شما بسته است، تعطیله، غذا حاضر نیست یا هر جمله منفی از سمت خدا...
کاری نکنیم که خدا با اون مهربونی غیر قابل توصیفش به ما نه بگه. مواظب باشیم، مواظب باشیم، مواظب باشیم...
آرزوی سلامتی و شادی و کامیابی برای همه دوستان خوبم.
 

 

۴۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۸۷ ، ۰۱:۴۴
قاسم صفایی نژاد
آن زمان ها که دست مادر ها                   محترم بود و بوسه باران بود

به دعای شکسته ی مادر                        حال و اقبالمان دو چندان بود

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۸۷ ، ۱۱:۰۷
قاسم صفایی نژاد