کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۳ مطلب در آذر ۱۳۸۷ ثبت شده است

 
شرکت های بسیاری بوده اند که در طول تاریخ تا مرحله سقوط و فروپاشی پیش رفته اند. برخی از آنها با کوشش تیم های مدیریتی نوین به طرز معجزه آسایی از نابودی نجات یافته اند . آی بی ام یکی از همین شرکت هاست .
 
در سال ١٩٩٠ شرکت آی بی ا م با ٣ میلیارد دلار سود خالص بالاترین سود خود را به دست آورد ولی همین شرکت در سال ١٩٩٣ با از دست دادن ١٦ میلیارد دلار در معرض نابودی قرار گرفت . مدیری لایق به نام لوئیس گرستنر در رأس این شرکت قرار گرفت و آن را از سقوط نجات داد و متحول کر د . در این کتاب او داستان این تحول را از زبان خود، و با بیانی ساده و روان تشریح می کند.
 
او می نویسد :« در طول زندگی حرفه ای خود با عقاید تعصب آمیز زیادی از قبیل کوچک زیباست و بزرگ بد است روبرو بوده ام. در عرف عمومی جامعه چنین جا افتاده است که شرکت های بزرگ کُند، بوروکراتیک، غیرپاسخگو و غیرمؤثر هستند و شرکت های کوچک سریع پاسخگو و مؤثر می باشند. این مطالب کاملاً بی معنی هستند من تا به حال شرکت کوچکی را ندیده ام که تمایل نداشته باشد به یک شرکت بزرگ تبدیل شود و یا شرکت کوچکی را ندیده ام که در تحقیق و بازاریابی به بودجه رقبای بزرگتر از خودش حسادت نکند. بزرگی و حجم بالا اهمیت زیادی دارد، اندازه بزرگ می تواند یک اهرم کمکی تلقی شود . گستردگی و عمق زیاد اجازه سرمایه گذاری بیشتر، ریسک بزرگ تر و صبر زیادتر برای رسیدن به نتایج نهایی را می دهد.
 
سؤال این نیست که آیا یک فیل می تواند بر یک مورچه غالب شود یا خیر، بلکه سؤال این است که آیا یک فیل خاص، می تواند برقصد یا خیر، اگر فیل بتواند برقصد، مورچه ها باید اطاق رقص را ترک کنند.
 
 

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۸۷ ، ۲۳:۰۸
قاسم صفایی نژاد
 
یادش بخیر 27 مرداد همین امسال که مصادف با نیمه شعبان بود کنار کوه جبل الرحمه بودیم. همونجایی که رحمة الله واسعه، امام حسین (ع) کنار اون دعای عرفه خوند و بعدش رفت به سمت کرب و بلا ...
 
تا تو به من نظر کنی، زیر و زبر شود دلم               همچو نگاه رحمتت رنگ سحر شود دلم
این همه ی دعای من، این تو و این ندای من         خدای من خدای من، خدای من خدای من
دل چو به سینه می تپد، سرشک دیده می‌چکد    لرزش دل علامت ِ این که خبر شود دلم
شاهد مدعای من سوز دل و نوای من                   خدای من خدای من، خدای من خدای من
بی خبران عشق را یک نظر تو کافی است             بی خبرم ولی گهی اهل نظر شود دلم
یک شبه آشنای من، تا به ابد برای من                خدای من خدای من، خدای من خدای من
دائم اگر نگاه تو تازه کند حواله ام                          این دل سخت بشکند دُر و گوهر شود دلم
ای کشش محبتت، بسته به دست و پای من         خدای من خدای من، خدای من خدای من
این همه حُسن و همدلی، بین خدا و بنده‌اش        پس به چه عذر قابلی، دور ز دل شود دلم
می شنوی صدای من، از دل  با ولای من               خدای من خدای من، خدای من خدای من
 


 

 

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۸۷ ، ۰۰:۱۴
قاسم صفایی نژاد
 
به نام خدا اگه حرفای ما خوب یا بده                     نامه‌ی یه دختر جانباز هفتاد درصده
غم‌های دنیا توو قلبای کوچیکش جا نمیشه            مردی که این نامه رو بفهمه پیدا نمیشه
وزرا، آی وکلا، آی رئیس‌های بی‌وفا                       آی اونایی که پل زدین به روی خون شهدا
آی اونایی که شاه شدید میخاین همه گدا بشن      جانبازا وسیله‌ی تبلیغات شما بشن
میتونید جاتون رو با بابا یه شب عوض کنید؟             خنکی ویلاهاتون رو با تب عوض کنید؟
میتونید یه عمر به جای پا با ویلچر راه برید؟              اونطوری دیگه نمیشه دنبال گناه برید
میدونید قطع نخاعی ِ ز گردن یعنی چه ؟                 میدونید حرکت ترکش‌ها توی تن یعنی چه؟
شمال و کیش و دبی خوبه که سنگر نداره              چی میگی اونجا دیگه که زخم بستر نداره
اونی که دغدغه‌ی دارو و بنیاد نداره                        بایدم بگه جانبازی داد و فریاد نداره
بهار عمر بابام خدا چه زود حروم میشه                   وسط برج که میشه حقوقشم تموم میشه
با دل خسته و با خجالت خیلی زیاد                       از رفقای دیگه‌اش یه کم پول دستی میخواد
آی اونایی که شبهای برجاتون مثل روزه                 نمیخواد واسه بابام، سنگ ِدلاتون بسوزه
آی اونایی که توو افطاری‌های شاهانه‌تون               همه جور آدم با هم جمع میکنید خرد و کلون
روزه‌هاتون قبوله، ایشالله  کربلا برید                      ولی از راهی نرید که ریخته خونها به زمین
برا شماها بدونید نمازم نمی‌مونه                         یکی دو سال دیگه یه جانبازم نمی‌مونه
سکه و تراول‌های رنگارنگ مال شما                      دردا مال ما، غنیمت‌های جنگ مال شما
موتور سه چرخه توو گرما و سرما مال ما                 ماشین‌های خوب مال شما و دردا مال ما
خوب دارید حال می‌کنید بابام داره درد می‌کشه       سوزش جراحاتش بدتر از صد تا آتیشه
وقتی که بابام دیگه حالش خیلی خراب میشه    عکس یارای شهیدش تو چشاش یه قاب میشه
 
 
 
 
۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۸۷ ، ۲۱:۳۸
قاسم صفایی نژاد