کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۰ ثبت شده است

دیروز همه دیدیم که تظاهرات صدها هزار نفری مردم بحرین با دعوت «شیخ عیسی قاسم» با عنوان «لبیک یا بحرین» با هدف اینکه حکومت فرقه‌ای نباید در بحرین باشد، چگونه انجام گرفت و رژیم آل خلیفه چگونه قصد سرکوب آنان را داشت.

 

خبرگزاری نسیم گفتگویی با مسئول دفتر رسانه‌ای پلیس بحرین انجام داده و او گفته که «نمی‌دانیم چند نفر به خیابان‌ها آمدند اما هر کسی که خیابان‌ها را اشغال کرده بود اوباش است.»!

 

 

اوباش نیمی از جمعیت یک کشور هستند یا اوباش آن دسته از ارتش عربستان سعودی هستند که خاک کشور بحرین را اشغال کرده‌اند و به سرکوب مردم می‌پردازند؟

 

 

 

 

 

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۰ ، ۰۸:۵۹
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.

 

اوضاع سیاسی کشور به دلیل برخی «اختلاف‌افکنی‌»های دشمن و البته گاها عدم رعایت «تقوای سیاسی» از سوی سیاسیون در برهه‌های زمانی مختلف غبارآلود می‌شود. قسمتی از این غبارآلودگی فضا به خاطر فضای اشاعه تهمت‌ها و شایعات بدون سندی است که در بسیاری موارد قابل اثبات نمی‌باشد. مقام معظم رهبری «فضای سوءظن» در جامعه اسلامی را درست نمی‌دانند و توجه نکردن به شایعات و تهمت‌های بدون سند و البته رد کردن آن به صورت قاطع را از تکالیف اقشار گوناگون ملت در جامعه اسلامی می‌دانند که از آن به عنوان «فضای حسن ظن» تعبیر می‌نمایند. به همین دلیل بر آن شدیم تا نگاه داشته باشیم بر دلایل و لوازم «فضای حسن ظن» از منظر رهبری در کشورمان.

کجا حسن ظن داشته باشیم و کجا سوءظن؟

ü       باید روح سوءظن و بدبینى نسبت به افراد را در نظام اسلامى از بین برد.

ü       سوءظن، متعلق به نظام غیراسلامى است.

ü       وقتى شر و ظلم، غالب و حاکم است؛ وقتى در جامعه، غیرخدا زمام امور را به دست دارد؛ روایت داریم که حسن ظن، ساده‌لوحى است و به هر پدیده‌یى، باید با چشم تردید و سوءظن نگاه کرد.

ü       اما آن‌وقتى که غلبه با حق است، حکومت متعلق به خدا و بندگان اوست و راه، راه صراط مستقیم دین است، در این‌جا باید سوءظنها را کنار گذاشت و حسن‌ظن داشت؛ مگر آن‌که براى انسان چیزى ثابت بشود. این، آن تکلیف اسلامى است. [1]

بدگویی کردن موجب سوءظن می‌شود

ü       پیش پیامبر مى‌آمدند و از یکدیگر بدگویى مى‌کردند و چیزهایى را درباره‌ى یکدیگر مى‌گفتند؛ گاهى راست و گاهى هم خلاف واقع. پیامبر اکرم(ص) به مردم فرمودند: هیچ‌کس درباره‌ى اصحابم به من چیزى نگوید. دایماً نزد من نیایید و از همدیگر بدگویى کنید. من مایلم وقتى که میان مردم ظاهر مى‌شوم و به میان اصحاب خود مى‌روم، «سلیم‌الصّدر» باشم؛ یعنى با سینه‌ى صاف و پاک و بدون هیچ‌گونه سابقه و بدبینى به میان مسلمانها بروم.

ü       ببینید چه‌قدر این رفتار رسول اکرم(ص) کمک مى‌کند به این‌که مسلمانها احساس کنند که در جامعه و محیط اسلامى، باید بدون سوءظن و با خوشبینى با افراد برخورد کرد. [2]

توبیخ کامل قرآن نسبت به افراد شایعه‌پذیر

ü       آیات سوره‌ى نور درباره‌ى «افک» - یعنى همین سخن دروغى که منافقان و بدخواهان و افراد ناسالم در جامعه پخش و شایع مى‌کردند - به شدت حساسیت نشان مى‌دهد و چند آیه‌ى پى‌درپى، با لحن بسیار تندى خطاب به مسلمانها ذکر مى‌شود که چرا وقتى شما این شایعه را شنیدید، نسبت به گوینده‌ى آن شدت عمل بخرج ندادید و چرا این شایعه را قاطعاً رد نکردید.

ü       در این آیه، دو جا جمله با «لولا» شروع مى‌شود. اهل ادبیات عرب توجه دارند که «لولا»ى تحذیریه وقتى به‌کار مى‌رود که انسان مى‌خواهد با کمال شدت و توبیخ کامل، به مخاطب خود بگوید: چرا این کار را نکردید؟ «لولا اذ سمعتموه ظنّ‌المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افک مبین»: چرا وقتى که شما مسلمانها (مؤمنین و مؤمنات) این شایعه را شنیدید، به یکدیگر حسن‌ظن نشان ندادید و به طور قاطع نگفتید که این دروغ است؟ یک‌جاى دیگر مى‌فرماید: «و لولا اذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا ان نتکلّم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم»: چرا وقتى‌که این شایعه را شنیدید، نگفتید که ما حق نداریم این شایعه را تکرار کنیم؟ این، یک بهتان بزرگ است.

ü       بعد در آخر این آیات هم مى‌فرماید: «یعظکم‌اللَّه ان تعودوا لمثله ابدا ان کنتم مؤمنین». یعنى خدا به شما موعظه و نصیحت مى‌کند که هرگز دیگر گِرد چنین شایعه‌هایى نگردید و دیگر چنین حادثه‌یى میان جامعه‌ى اسلامى به وجود نیاید؛ اگر مؤمن هستید. یعنى شرط ایمان این است. [3]

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۰ ، ۱۰:۴۰
قاسم صفایی نژاد

ای آشنای عبد گنهکار یا مجیر                       مشکل‌گشای هر چه گرفتار یا مجیر
از من تمام عمر گنه دیدی و گنه                    شرمنده‌ام از این همه تکرار یا مجیر
از بس که تو ندیده گرفتی گناه من                 بر معصیت نموده‌ام اصرار یا مجیر
دیگر بیا مرا ز حریمت جدا مکن                      ای بهترین پناه من زار یا مجیر
بالاترین عذاب برایم جدایی است                   کی می‌رسد زمانه دیدار یا مجیر
قربان دست‌های تو یا ایها الطبیب                  دستی بکش بر این دل بیمار یا مجیر
گر دیر حاجتم بدهی قهر می‌کنم                   ناز مرا کشیده‌ای هر بار یا مجیر
می‌ترسم از قیامت و از دوری حسین             برگ امان به من بده از نار یا مجیر
دست خودم که نیست، لبم تشنه می‌شود     باشم به یاد تشنگی یار یا مجیر
تا کربلای حضرت ارباب پر کشم                      با یک سلام لحظه افطار یا مجیر
خواهم که بی‌حجاب تماشا کنم تو را               در تحت قبه حرم یار یا مجیر
آیا شود فدای علی‌اکبرم کنی؟                     پایین پای حضرت دلدار یا مجیر
امشب جواب سوز و نوای مرا بده                  دیگر برات کرب‌و‌بلای مرا بده



* این شعر در شب 13 رمضان 90 توسط حاج منصور خوانده شده است. فایل صوتی این شعر را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۲۰
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

* اینفوگرافیک این منشور را می‌توانید از اینجا ببینید.

 

 

در روزهایی به سر می‌بریم که هر چند بقایای فتنه 88 وجود دارد اما مردم با حماسه 9 دی نشان دادند که از آن عبور کردند. از طرف دیگر علما و بزرگان خبر از فتنه‌ای پیچیده‌تر و بزرگ‌تر می‌دهند که به گفته برخی از این بزرگواران فتنه دینی است. یکی از مواردی که موجب تقویت فضای ابهام آلود جامعه می‌شود، موضع‌گیری شخصیت‌های دینی و سیاسی است که بعضا ممکن است عمل یا سخن آنان بر اساس «تقوای سیاسی» نباشد.
تقوای سیاسی یکی از کلیدواژگان رهبر معظم انقلاب است که آن را برای باقی ماندن مسئولین و مردم در صراط مستقیم ضروری می‌دانند. به این دلیل تصمیم گرفتیم کمی بیشتر در باب معنی و نکات پیرامون تقوای سیاسی تحقیق کنیم.
تقوای سیاسی چیست؟
-    پایه‌ى همه‌ى خیرات در جامعه، تقواست.
-    تقواى فردى؛ یعنى هر کس بین خود و خدا سعى کند از جاده‌ى صلاح و حق تخطى نکند و پا را کج نگذارد.
-    تقواى سیاسى؛ یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند.
-    سیاست به معناى پشت هم اندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست.
-    سیاست یعنى اداره‌ى درست جامعه؛ این جزو دین است.
-    تقوا و پرهیزکارى، یعنى گستره‌ى وسیع عملهاى خوب، اقدامهاى خوب، فعلهاى خوب و ترک‌هاى خوب. [1]
تقوا در سیاست هم اثر می‌کند
-    دشمن و نهادهاى دشمن، بر اثر تجربه فهمیده‌اند که انسان، آسیب‌پذیر است. مى‌گویند: «هر انسانى، قابل فاسد شدن است. هر کس باشد، مى‌توان فاسدش کرد.» البته راست مى‌گویند؛ با یک استثنا: «الّا المتّقین».
-    متّقین را نمى‌توان فاسد کرد. آنها این را؛ یعنى معناى تقوا را دیگر نمى‌فهمند. بله؛ انسانها را مى‌توان فاسد کرد و مى‌توان زیباییهاى دنیا را از طرق نامشروع در جلوِ چشم آنها به رژه در آورد و دلهایشان را بُرد؛ طورى که همه‌ى ارزشها را دور بریزند و در مقابل جلوه‌هاى مادّى قربانى کنند. اما اگر تقوا نباشد: «الّا المتّقین».
-    تقوا در قیامت هم اثر مى‌کند، در دنیا هم اثر مى‌کند، در سیاست هم اثر مى‌کند، در حفظ نظام هم اثر مى‌کند، در جنگ هم اثر مى‌کند. و این را خودِ شما، درک و لمس کردید و دیدید. [2]

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۰۲
قاسم صفایی نژاد

گاهی اوقات پیش می‌آید که روزمرگی و دنیازدگی و هر اسم دیگری که بخواهیم برایش بگذاریم برای انسان پیش می‌آید. انسان انقدر در دغدغه‌های زندگی روزمره و حل کردن مشکلاتش غرق می‌شود، که می‌خواهد دقایقی را هم نزد آشنا راز و نیاز کند.
دیر زمانی است که حرم سیدالکریم را جای مناسبی برای مناجات و دوری از روزمرگی‌ها یافته‌ام. چند سالی بیشتر و منظم‌تر و چند سالی کمتر و بی‌برنامه‌تر و گاه در شرایط اضطرار می‌طلبد مرا پسر امام حسن مجتبی علیه السلام. کرامات این یار امام هادی علیه السلام آنقدر زیاد است که هرگونه دل‌مشغولی را حل شده می‌یابی.
شب گذشته از آن شب‌ها بود که طلبید ما را و چه خوش طلبید که بدون اطلاع به جشن تولدش دعوت شدیم.
السلام علیک یا سیدالکریم
-----------
پ.ن: گزارش جشن میلاد حضرت عبدالعظیم الحسنی را از اینجا بخوانید.

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۰ ، ۰۹:۲۰
قاسم صفایی نژاد

جشنواره وبلاگ‌های برتر سال، امسال هم مانند سال 89 در اسفند ماه توسط نظرسنجی از کاربران فارسی‌زبان فضای مجازی در سراسر دنیا برگزار می‌گردد. سعی شده است در این جشنواره یک فرآیند امن، منطقی و قانونی برای معرفی برترین چهره وبلاگی و همچنین برترین شبکه اجتماعی و سرویس وبلاگ داخلی در نظر گرفته شود.
هر سال در «چهره بلاگ» سعی داریم که علاوه بر معرفی چهره‌های برتر ملی، در بخش‌های مختلف موضوعی از قبیل متن، عکس، فیلم، صوت و شبکه اجتماعی نیز از وبلاگ‌نویسان تقدیر کنیم. همچنین بخشی در نظر گرفته‌ایم تا برترین‌های هر استان هم به کاربران فضای مجازی معرفی شوند. تمامی روند انتخاب این نفرات برتر توسط کاربران فضای مجازی انجام می‌گیرد و تیم «چهره بلاگ» فقط در جهت آماده کردن بستری بهتر برای آن می‌کوشد.
برای اطلاعات بیشتر راجع به چهره وبلاگی سال 90 به اینجا مراجعه نمایید.


 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۰ ، ۱۱:۴۲
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.
* اینفوگرافیک این منشور را می‌توانید از اینجا ببینید.

 


همزمان با سی و سومین گرامیداشت انقلاب اسلامی ایران، تصمیم گرفتیم آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی از منظر رهبری را بررسی کنیم و به بیان آسیب‌های احتمالی انقلاب و مسئولین آن از زبان معظم له بپردازیم. همچنین سعی کرده‌ایم تمامی راه‌های آسیب‌ناپذیری انقلاب را از دیدگاه ایشان بازبینی نماییم. به امید آنکه شناخت آسیب‌های احتمالی و راه‌های جلوگیری از آن، مصونیت‌بخش انقلاب اسلامی ایران شود.
* پیش‌فرض‌های آسیب شناسی:
- نباید این طور تلقى کرد که آنچه به‌عنوان آسیب‌شناسى انقلاب مطرح مى‌شود، حتماً به آنچه که امروز تحقق و وقوع یافته است، نگاه مى‌کند. نه، شما باید آسیبهاى ممکن را بررسى بکنید.
- آسیب‌شناسى هر موجود، باید با توجه به بنیه‌ى آن موجود انجام بگیرد. بنیه‌ى بعضیها ضعیف است، کمترین ویروسى هم ممکن است آنها را از بین ببرد.
- آسیب‌پذیرى این انقلاب، از همه‌ى انقلاب‌هاى بزرگ دنیا بمراتب کمتر بوده است.
- یک نکته‌ى دیگر این است که در آسیب‌شناسى انقلاب، باید نقش عوامل درونى و بیرونى، هر دو ملاحظه بشود. [1]
* معنای آسیب شناسی انقلاب چیست؟
- آنچه مهم است براى مجموعه‌هاى گوناگون این است که مراقبت کنند، آسیب‌شناسى کنند، نگذارند نقشه‌هاى دشمن در آسیب زدن و آفت وارد کردن توفیق پیدا کند.
- در همه‌ى حرکتهاى موفق، دو کار لازم است: یک کار، پیش‌بینى‌هاى راه براى پیشرفت؛ کار دوم، ملاحظه‌ى نقصها و آفت‌زدائى‌ها و شناخت آسیبها، براى اینکه ضعفها برطرف شود. [2]
- معناى آسیبها هم که مى‌گوییم، مطلقاً خیانت نیست؛ که بگوییم همه جا خیانت است. نه، منظورمان تنبلى، بى‌دقتى، بى‌اهتمامى، دلسوزى و تلاش لازم را نکردن، کار علمى انجام ندادن و متناسب با نیاز، پیش نرفتن است؛ همه‌ى اینها سوء عملکرد است. [3]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۰۴
قاسم صفایی نژاد

الیزابت نئول نیومن در کتاب «افکار عمومی؛ پوست اجتماعی ما» نظریه‌ای را تحت عنوان «مارپیچ سکوت» بیان می‌کند. این نظریه بیان می‌کند در صورتی که افراد فکر کنند عقاید و افکار آنان در سطح جامعه در اقلیت قرار دارد، کمتر تمایل دارند تا آن را ابراز نمایند؛ به این دلیل که نگرانند مبادا به خاطر عقایدشان از جامعه طرد شود و یا تحت فشار افکار عمومی قرار گیرند. این طرز تلقی افکار عمومی با جهت‌دهی رسانه‌های جمعی تقویت می‌شود و آنقدر این مارپیچ ادامه پیدا می‌کند که تبدیل به واقعیتی در جامعه می‌شود!
حال به نظر می‌رسد توهم اینکه حزب‌اللهی‌ها در جامعه در اقلیت هستند در برخی از افراد جامعه و بخصوص طرفداران نظام وجود دارد. به طور مثال اکثریت دانشجویان حزب‌اللهی (به غیر از دانشگاه‌های خاصی مانند امام صادق علیه السلام) در طی سال‌های گذشته تمایلی نداشتند که کتاب اساتیدی مانند علامه مصباح یزدی را در دانشکده بدست بگیرند و ترجیح می‌دادند اینگونه کتاب‌ها را در منزل و یا جمع دوستان حزب‌اللهی دیگر خود مطالعه کنند؛ در حالیکه گروه مقابل، کتاب نویسندگان معروف خود را با افتخار تبلیغ می‌کردند! این مارپیچ سکوت کم کم فضا را به سمتی می‌برد که گویی فضای غالب دست آنهاست و شاید کم کم در حال تبدیل به واقعیت بود.
با روی کار آمدن دولت نهم در سال 84 کمی این فضا شکسته شد و حزب‌اللهی‌ها «تمایل» ابراز عقاید خود را پیدا کردند. گویی تازه متوجه شده بودند که شعارهای انقلاب و گفتمان امام و رهبری طرفداران زیادی دارد که حتی می‌توان با این شعارها رئیس جمهور شد! نکته‌ای که حتی خیلی از سیاسیون طرفدار نظام هم شاید قبل از انتخابات 84 باور نمی‌کردند که البته این باور در تبلیغات انتخاباتی‌شان نمود داشت. البته یکی از برکات فتنه 88 هم ضرورت ابراز اینگونه عقاید و دفاع از نظام بود که تجلی آن را همه در 9 دی 88 دیدیم.
حال به دلیل رفتار غلط برخی رسانه‌ها و برخی سیاسیون مارپیچ سکوت دیگری در میان حزب‌اللهی‌ها ایجاد شده است و آن مارپیچ سکوت دفاع از دولت بما هو دولت جمهوری اسلامی است. بدنه حزب‌اللهی کشور از ترس اینکه نکند انگ و برچسب طرفداری از «جریان انحرافی» بخورد، از خدمات ارزنده دولت هم حرفی نمی‌زند و از تخریب‌های پیاپی دولت توسط مخالفین نظام ککش نمی‌گزد! انگار نه انگار این دولت، دولت جمهوری اسلامی ایران است و دولتی است که اکثریت خدمتگزاران آن طرفدار گفتمان امام و رهبری هستند؛ حال گیریم که سودجویان و قدرت‌طلبانی هم در آن نفوذ کرده باشند و دنبال منفعت‌های شخصی خود باشند. سوال این است که آیا سکوت کردن در برابر تخریب‌های دولت از ترس انگ‌خوردن جایز است؟ آیا هجمه‌های همه‌جانبه و ناجوانمردانه علیه دولت به این شیوه، باب تخریب دولت‌های بعدی جمهوری اسلامی را هم باز نمی‌کند؟ اصلا آیا جایز است که به بهانه جریان انحرافی این همه تخریب علیه دولت در رسانه‌ها و خبرگزاری‌های معتبر ما صورت بگیرد بدون اینکه حرفی از نقاط مثبت دولت شود؟ (+) آیا جریان انحرافی ادعایی آنقدر قدرت دارد که شاکله دولت را عوض کرده است؟ مگر رهبر معظم انقلاب تاکید بر نقد منصفانه نمی‌کنند و تفاوت نقد و تخریب را بارها و بارها بیان نکرده‌اند؟ (+)
اگر عمر و فرصتی باقی بود، در حال تهیه یادداشتی هستم که تفکرات انحرافی را معرفی کنم؛ نحوه برخورد رسانه‌های مدعی ولایتمداری با جریان انحرافی را بررسی کنم (+) و شیوه درست برخورد با تفکرات انحرافی را تبیین نمایم.


 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۰ ، ۰۹:۴۴
قاسم صفایی نژاد