کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۸ مطلب در تیر ۱۳۹۲ ثبت شده است

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 118 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

هفته گذشته آخرین دیدار هیئت دولت دهم با رهبر معظم انقلاب برگزار شد. در این دیدار رهبر معظم انقلاب با تقدیر و تشکر از تلاش خستگی‌ناپذیر دولت بیان فرمودند: «یک نکته دیگر هم که در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره کردم، این است که این دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند.»

در اینکه رهبر معظم انقلاب در آخرین دیدار با هیئت دولت از «احساس شرم نکردن» از بیان انگیزه‌ها، اهداف و روش‌های انقلابی به عنوان «کار بزرگ» این دولت یاد می‌کنند، درس‌های بسیاری نهفته است.

طبیعی است که هر انقلابی، مخالفان و دشمنانی دارد که به دلیل از دست دادن منافع خود احساس زیان می‌کنند و در صدد از بین بردن و یا تضعیف آن انقلاب برمی‌آیند. دشمنان انقلاب‌های گوناگون می‌دانند آن چیزی که باعث می‌شود در هماوردی، جبهه انقلاب پیروز شود، همین شعارهای انقلاب است که مردم به آن دل می‌بندند و البته هر چه این شعارها بیشتر عملی شود و ملموس باشد، پشتیبانی مردم برای حفظ و پیشرفت آن انقلاب بیشتر خواهد شد. بنابراین دشمنان سعی می‌کنند این شعارها را کمرنگ و یا از عملی شدن آن‌ها جلوگیری نمایند تا آن انقلاب را از هویت مردمی خود خالی کنند.

همگان به خاطر دارند که شعارهای انقلابی تا قبل از شروع این دولت، رو به فراموشی بود؛ تا جایی‌که رهبر معظم انقلاب در آن سال‌ها از افتخار کردن به شعارهای انقلاب توسط این دولت تحت عنوان بازگرداندن قطار انقلاب به ریل اصلی خود یاد کردند. همچنین ایشان فرمودند که اگر آقای احمدی‌نژاد در انتخابات سال 1384 پیروز نمی‌شدند، بیان این شعارها و زنده کردن آن خودش پیروزی بود. یادآوری این نکته نیز حائز اهمیت است که حتی برخی از سیاسیون که خود را اصولگرا می‌دانند نیز در انتخابات سال 1384 از بیان شعارهای انقلاب احساس شرم می‌کردند و یا شاید آن را موجب ریزش آرای خود می‌دانستند!

به هر ترتیب درست است که دشمنان موفق نشده بودند شعارهای انقلاب را از بین ببرند اما مسیری که به سمت آن می‌رفتیم، مسیر روشن و مطلوبی نبود. اما با روی کار آمدن این دولت، این مسیر عوض شد و نه تنها این شعارها بیان شد، بلکه کارهای بزرگی که انجام گرفت، نشان داد این شعارها عملی شده و برای اکثریت مردم ملموس و مفید بوده است؛ تا جایی‌که رهبر معظم انقلاب به فرموده خودشان در این دیدار به رئیس جمهور پیشنهاد می‌دهند و اصرار می‌کنند که گزارشی از کارهای انجام شده را بیان کنند تا مردم از آن مطلع شوند ولو اینکه مخالفان و مغرضان آن را انکار کنند، همانطور که خدمات جلوی چشم همه مردم را نیز انکار می‌کنند.

نکته پایانی رهبری خطاب به هیئت دولت نیز بسیار مهم است. ایشان از «مدیران شایسته و کارآمد» دولت دهم می‌خواهند که «رشته خدمت» را رها نکنند و مسئولیت‌های دیگر را با توجه به «اهداف و رویکردهای انقلاب» انجام دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۲ ، ۱۶:۵۲
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله بنگاه رسانه‌ای نکات پرس منتشر شده است.

 

نام غلامعلی حداد عادل را در دوران راهنمایی از میان کتاب‌های درسی شنیدم. «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» و شعرهای بامسمای او در آن دوران، چهره یک ادیب را از شخصیت ایشان در ذهن من ساخته بود. دوران دبیرستان من مقارن بود با سال‌های مجلس ششم؛ آن روزها به اقتضای سن و مسائل دیگر خیلی پیگیر جزییات اخبار، آن هم از نوع سیاسی نبودم. اما هنگامه انتخابات مجلس هفتم، صحنه‌های هو شدن حداد عادل در مجلس ششم به دلیل پا فشاری بر آرمان‌های انقلاب اسلامی مردم ایران را دیدم. پس از آن حداد عادل به عنوان ریاست مجلس هفتم انتخاب شد و تا به امروز همیشه به عنوان یکی از تأثیرگذاران سیاسی نقش‌آفرینی می‌کند. شخصی که با حفظ چهره فرهنگی خود، سیاست را نیز عین دیانت خود دیده است و با ولایتمداری و تقوا در حد توان خود در صحنه سیاست نیز حضور دارد.

امروز نکوداشت حداد عادل به عنوان «مرد تقوا و تدبیر» برگزار شد. جدای از شخصیت خاکی و متقی حداد عادل که با تواضع هیچ کدام از سه واژه «مرد»، «تقوا» و «تدبیر» را متناسب با خودش نمی‌دانست، نکته‌ای دیگر در این همایش توجه مرا جلب کرد و آن نوع برگزار شدن این مراسم بود. مراسمی که قطعا همانطور که شخص حداد عادل به آن اشاره کرد، دخالتی در آن نداشته و راضی به آن نبوده است و نه به خاطر خودش که به خاطر تجلیل از راه و بینش امام (ره) به آن قدم گذاشته است.

این مراسم برخلاف چهره‌ای که از حداد عادل می‌شناسیم، بوی مردمی نداشت. انتخاب یکی از روزهای ماه مبارک رمضان، به ذهن متبادر می‌کرد که عدم پذیرایی یکی از نمادهای مردمی برگزار شدن این همایش باشد؛ اما دعوت از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای از روزهای قبل، اختصاص دادن تریبون به آن‌ها، تبلیغات گسترده و از همه مهمتر حال و هوای مراسم این را به وضوح تداعی می‌کرد که این مراسم خیلی هم مردمی نیست. درست است که بانی اصلی این کار رسانه‌های اصولگرا و دانشجویان معرفی شده بودند اما کسی به نمایندگی از دانشجویان حق صحبت از تریبون را نداشت! احترام به بزرگترها و ریش‌سفیدها قطعا واجب است ولی به نظر می‌رسد خوب بود به نمایندگی از دانشجویانی که لااقل در تبلیغات مراسم از آن‌ها اسم برده شده بود، کسی سخن می‌راند. صحبت کردن بسیاری از بزرگانی که در این مراسم حضور داشتند، نشان داد که برخی از بزرگان از حداد عادل درس از خودگذشتگی را نیاموخته‌اند و علاقه‌مند هستند که در هر همایشی که حضور دارند، صحبت نمایند!

مقایسه کنید نوع برگزاری این مراسم را با برگزاری همایش تجلیل از خادم جمهور که در سوم تیر ماه برگزار شد. برخلاف چهره‌های حاضر در مراسم امروز، آن روز از همه اقشار و همه سن حضور داشتند؛ بر خلاف امروز، با وجود اینکه بزرگان بسیاری در آن روز حاضر بودند اما وقت صحبت به دو جوان و یک مسئول داده شد! برخلاف امروز که تبلیغات گسترده در سایت‌ها و بیلبوردهای خیابانی آن را پوشش می‌داد، آن روز خبری از این‌ها نبود. گویا همایش تجلیل از خادم جمهور، باید در شأن خادم باشد و غیردولتی!

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۲ ، ۱۷:۴۳
قاسم صفایی نژاد

خراب آمده‌ام تا کنی تو آبادم                    هزار شکر نگفتم، ز چشمت افتادم

خراب باده‌ی عفوم ببخش رسوا را              مُقرّ و معترفم از هزار بیدادم

مدد نمی‌شوم آقا به غیر دستانت             بگیر دست مرا با تمام ایرادم

به نور وجه تو سوگند سخت محتاجم          که هر چه آبرویم داده‌ای ز کف دادم

من از عقاب تو سوی خودت گریزانم            گناه می‌کنم و باز می‌کنی یادم

همیشه بنده‌ی در بند خود صدایم کن         خدا نکرده نکن از اطاعت آزادم

اگر چه سوی تو آلوده دامن آمده‌ام             ولی به اسم تو سوگند پاک بنیادم

میان این همه مهمان بعید می‌دانم            که مفتضحم بکنی در میان افرادم

نشاندی‌ام به کنار خداییان اما                  هزار مزه ندارد سکوت و فریادم

به زیر بار خود افتاده بودم اما زود              رسید دست عطای کسی به فریادم

سحر گشود به رویم تمام درها را              دمی که ناله‌ی رب‌الحسین سر دادم

 چه سود می‌بری از کیفر محب حسین      من آن بدم که دلم را به کربلا دادم

 

* این شعر در شب دوم ماه رمضان 92 توسط حاج منصور خوانده شده است.

منبع: سایت دوستداران حاج منصور ارضی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۲ ، ۰۴:۳۵
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 16 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، همواره جایگاه رهبری مورد مناقشه عده قلیلی از قدرت طلبان، غرب‌گرایان، مغرضان و اگر خوش‌بینانه بنگریم افراد نامطلع  با انقلابیون اسلام‌گرا بود. آن‌ها به بهانه جمهوریت و با پیش فرض اینکه این نوع حکومت به دیکتاتوری می‌انجامد، مخالفت خود را با جایگاه ولایت فقیه و رهبری اعلام می‌کردند. حضرت امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی با ارائه استدلال‌هایی که منجر به گزاره «این ولایت فقیه است که جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد.» توانست نظر مردم را برای قانونی کردن این حقیقت در قانون اساسی کشور جلب کند.

مخالفان جمهوری اسلامی طی 34 سال گذشته نیز همواره به بهانه‌های گوناگون به این موضوع می‌پرداختند تا باعث حذف این جایگاه و یا تضعیف آن شوند. اما به راستی چرا این جایگاه تا این حد مهم است؟

انقلاب مصر یکی از انقلاب‌هایی است که اخیرا مشاهده کردیم و تقریبا همه ما از اخبار مربوط به آن مطلع هستیم. عدم حضور یک رهبر که مورد قبول همه طرف‌ها باشد، منجر به انحراف انقلاب از آرمان‌هایی بود که مردم به خاطر آن قیام کرده بودند و باعث شد که پس از گذشت یک سال از آغاز ریاست جمهوری محمد مرسی و در اعتراض به عملکرد او، دوباره خون‌هایی از مردم ریخته شود و درگیری بر سر قدرت میان گروه‌ها و جناح‌های مختلف بالا بگیرد. در این میان مشاهده می‌کنیم که خون‌های دیگری از مردم ریخته می‌شود، در راه پیشرفت مصر فرصت‌سوزی می‌شود و اتفاقاتی ناخوشایند دیگری که به همراه دارد. در حالی که در صورت وجود یک رهبر عادل، مؤمن، قدرتمند و مردمی، هم انقلاب ذره‌ای منحرف نمی‌شد و هم نیازی به خون دادن مجدد مردم نبود.

در انقلاب اسلامی ایران نیز انقلاب را بدون رهبر فرض کنیم و حوادث تاریخی را مرور کنیم، متوجه نقش بی‌بدیل رهبری در حفظ انقلاب، جامعه و کشور خواهیم شد. فرض کنیم در حوادث مرتبط با بنی‌صدر، کودتاهای مختلف، ترورهای نیروهای اصلی انقلاب، 8 سال جنگ تحمیلی، تورم‌های شدید ناشی از عمل به برنامه‌های اقتصادی سرمایه‌داری در دولت دوم سازندگی، حوادث 18 تیر 78، اتفاقات مجلس ششم، فتنه 88 و حوادث مشابه از نعمت تکیه‌گاه مستحکمی مانند رهبر انقلاب بی‌بهره بودیم؛ آیا دوری انقلاب از انحراف با این شرایط قابل تصور بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۷:۴۶
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 104 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

با روی کار آمدن یک مدیر ارشد در هر سازمانی، یکی از شعارهای مدیر جدید «شایسته سالاری» است و دوری از قبیله‌گرایی و باندبازی. این شعار جذاب در میان مسئولین عالی‌رتبه کشوری نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. مسئولین عالی‌رتبه کشوری که می‌توانند زیردستان و همکاران خود را نصب نمایند، شعار شایسته سالاری را به عنوان یکی از راهبردهای اصلی خود در انتخاب نفرات اعلام می‌نمایند. این اتفاق در مورد رئیس دولت که بار اصلی اداره کشور بر دوش او است، برای مردم بسیار مهم‌تر است.

همانطور که اطلاع دارید آقای روحانی، دولت خود را دولت فراجناحی و معیار انتخاب افراد کابینه را «شایسته سالاری» و «اعتدال» می‌دانند. اینکه مدیر شایسته در نظام جمهوری اسلامی کیست و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، یکی از سؤالات اساسی است که باید به آن بپردازیم. یکی از زوایایی که شایسته است از آن دید به موضوع بنگریم، نظرات رهبر معظم انقلاب در این باره است.

ایشان شایسته سالاری را یکی از گرایش‌های اصولی نظام می‌دانند و می‌فرمایند: «در نظام جمهورى اسلامى، تکریم شأن انسان، ارزش دادن به انسان، رشد دادن انسان، انسان را در کار شایسته خودش به کار گرفتن و نیروهاى او را در خدمت اهداف متعالى جوشاندن، یکى دیگر از گرایش‌هاى اصولى است.» (69/5/7) و در جایی دیگر یادآوری می‌کنند: «بزرگترین فسادها این است که در اجرا و اعمال قانون در جامعه تبعیض باشد و به شایستگی‌ها و صلاحیت‌ها و قابلیت‌هاى افراد توجه نشود.» (81/4/26)

همچنین ایشان معرفی الگو به عنوان ملاک و معیار شایستگی را یکی از اقدامات پیامبر اعظم (ص) می‌دانند که با مطرح کردن و نصب امیرالمؤمنین (ع) برای حکومت، معیارها و ارزش‌های حاکمیت را معلوم کردند که عبارت است از: «یک انسان مؤمن، داراى حد اعلاى تقوا و پرهیزکارى، فداکار در راه دین، بى‌رغبت نسبت به مطامع دنیوى، تجربه شده و امتحان داده در همه‌ میدان‌هاى اسلامى: میدان‌هاى خطر، میدان‌هاى علم و دانش، میدان قضاوت و امثال این‌ها.» (30/3/71)

رهبر انقلاب در جایی دیگر یکی از صفات مسئول شایسته را «انقلابی»، «شجاع» و «مؤمن» بودن او می‌دانند که لااقل در سطح توده عظیم مردم باید در این صفات درخشان باشد و می‌فرمایند: «آن کسى که اسلام را نمى‌پسندد و مقرّرات اسلامى را قبول نمى‌کند و براى خاطر دل بیگانگان و خوشامد دیگران، به انقلاب و ارزشهاى انقلابى اهانت مى‌کند و یا به خاطر ترس از دیگران، به جاى این‌که به ملت گرایش نشان دهد، به دشمن گرایش نشان مى‌دهد و آن کسى که تقواى لازم را ندارد و اهل معنویّات نیست و اهل دنیاست و فقط براى نام و نشان و استفاده‌ شخصى، این مسؤولیت را مى‌خواهد، او لایق و شایسته‌ این کار نیست.» (1/12/74)

همان‌طور که ملاحظه کردید «شایسته سالاری» در هندسه فکری رهبر معظم انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد که البته با مفهوم غربی آن کمی متفاوت است و علاوه بر آن‌که شخص مسئول در نظام جمهوری اسلامی باید دانش و تجربه لازم در اداره جامعه را داشته باشد، باید ویژگی‌های ذکر شده در این یادداشت را نیز دارا باشد. شایسته سالاری در اندیشه رهبر معظم انقلاب تا جایی است که نظام جمهوری اسلامی را مساوی حکومت مردم و شایستگان قلمداد می‌کنند و می‌فرمایند: «جمهورى اسلامى، یعنى نظامى که در آن، دربار حکومت طاغوت نیست؛ دخالت بیگانه نیست؛ دخالت خان و خان‌زدگى نیست؛ حکومت مردم و شایستگان است.» (17/2/84)

امید است که رئیس جمهور منتخب با معیارهای فوق دست به انتخاب شایستگان این ملت بزنند تا بتوانند خدمتگزار بهتری برای ملت شریف ایران باشند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۲ ، ۲۰:۵۷
قاسم صفایی نژاد

روز میلاد امام زمان (عج) به مراسم قدردانی از مردی رفتم که یاد امام زمان (عج) را نه تنها در میان دوستداران حضرت، بلکه در تمامی جهان برجسته کرد. محمود احمدی‌نژاد را 3 بار از نزدیک دیده‌ام. یک بار در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 84 در دانشگاه اصفهان، یک بار در جمع صمیمی دانشجویان در بازگشت از ژنو (اجلاس دوربان 2) در سال 88 و بار دیگر در همایش قدردانی از خادم جمهور در سال 92. احمدی‌نژاد سال 92 را همان احمدی‌نژاد سال 84 یافتم با همان باورهای عمیق به اصول اسلامی؛ با همان اعتقاد راسخ به قدرت مردم و همان صمیمیت و سادگی.

حرف سیاسیون، رسانه‌ها و برخی از مردم، کوچک‌ترین تغییری در حرف‌ها و باورهای او به‌وجود نیاورده بود و با همان روحیه سال 84 و با تجربه و عملکردی گرانبهاتر، مأموریت را انجام وظیفه برای زمینه‌سازی ظهور موعود می‌دانست.

احمدی‌نژاد در این مراسم در پاسخ به کسانی که نگران تحولات سیاسی کشور بودند با روحیه‌ای مثال زدنی گفت: «خیلی‌ها در کشور غصه‌دار شدند چقدر تماس گرفتند و اظهار نگرانی کردند. من از همه آنها تشکر می‌کنم، ولی می‌خواهم بگویم هر موقع خواستید غصه بخورید و دلتان شکست برای یک حقیقت دیگر غصه بخورید. مگر باور ندارید که امام هست؟ مگر باور ندارید که امام حاضر است و حق حکومت جهانی برای امام است؟ 1170 سال است که امام را خانه نشین کردند و حق امام را گرفتند. چند سال است که می‌گوییم مرید امام هستیم؟ آیا پیرو و عاشق امام، ماموریتی جز برگرداندن امام به راس حکومت دارد؟ برای امام زمان غصه بخورید. مبادا امام فراموش شود و بالاترین غصه این است که این ماموریت به فراموشی سپرده شود که البته به فضل الهی اینگونه نخواهد شد.»

سخن من با کسانی است که او را قدرت‌طلب می‌خوانند و ریاکار می‌دانند. مگر می‌شود که یک شخص قدرت‌طلب در حالی که رئیس دولت است، سال‌ها تهمت و توهین و افترا را به جان بخرد و در پاسخ بگوید: «اهانت‌ها به کسی برمی‌خورد که فکر کند کسی است،‌ من که کسی نیستم!» مگر می‌شود محض ریا دست پیرمرد و کشاورز و معلم و رفتگر و ... را بوسید؟ اگر می‌شود لطفا مدعیان ریاکاری احمدی‌نژاد هم در انظار عمومی دست کشاورز و پیرمرد و رفتگر را ببوسند، البته اگر به شأن و جایگاه والایشان آسیبی نمی‌رسد! اصلا مگر غیر از این است که بخش اعظمی از دشمنی‌ها با احمدی‌نژاد و عدم تحمل او به دلیل منش متفاوت او از بقیه سیاستمداران است؟ مگر نه اینکه یکی از مسئولین به کنایه گفت: «مردم نوکر نمی‌خواهند، مدیر می‌خواهند!» زیرا نمی‌تواند حتی با ریاکاری افتخار خود را نوکری مردم بداند و با آن‌ها دم‌خور شود؟ و این در حالی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره)، مردم را ولی نعمت می‌دانست و مسئولین را خدمتگزار.

به نظر من، احمدی‌نژاد یک تراز جدید از انجام مسئولیت را در این 8 سال به نمایش گذاشت و بسیاری از عادات را تغییر داد که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، زیرا مردم آن را مطالبه می‌نمایند. از نکات ساده‌ای مانند عدم اجازه انتشار عکس خود در کنار عکس امام و رهبری در ادارات و ... گرفته تا توجه دادن مدام به مأموریت اصلی انقلاب اسلامی که همانا زمینه‌سازی برای ظهور موعود است.

اینکه رسانه‌ها و به‌خصوص رسانه‌های اصولگرا که گوی سبقت در بی‌انصافی را از رسانه‌های بیگانه هم ربوده‌اند، چه چیزهایی در مورد این مراسم منتشر کردند، مهم نیست. مهم این است که ما آنجا بودیم و می‌دانیم حقیقت چیست و حتی بدون داشتن رسانه‌های فراگیر، صدایمان را به جامعه می‌رسانیم؛ همانطور که احمدی‌نژاد بدون داشتن رسانه فراگیر، صدای انقلاب اسلامی را به جهانیان رساند.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۸:۵۰
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 101 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

تقوا در اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا جایی که در سوره مبارکه حجرات،‌ آیه شریفه سیزدهم آمده است: «بدون شک بهترین و گرامی­ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.»

می‌توان این‌گونه بیان داشت که پایه همه خیرات در جامعه، تقوا است. اما تقوا بروز و ظهورهای متفاوتی در جامعه دارد که در این مجال فرصت بیان آن بیش از تعریف تقوای فردی و تقوای سیاسی نیست. تقواى فردى یعنى هر کس بین خود و خدا سعى کند از جاده‌ صلاح و حق تخطى نکند و پا را کج نگذارد. تقواى سیاسى یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند. سیاست به معناى پشت هم اندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست. سیاستی که عین دیانت ما است یعنی اداره درست جامعه.
دشمنان اسلام بر اثر تجربه فهمیده‌اند که انسان آسیب‌پذیر است و هر انسانی قابل فاسد شدن است. البته راست می‌گویند، منتهی با یک استثنا: «متقین»!

سخن این‌جا است که کسی در جامعه می‌تواند عدالت را بر پا کند که جزء متقین باشد. در واقع در هر انسانى، عدالت شخصى و نفسانى او، پشتوانه عدالت جمعى و منطقه تأثیر عدالت در زندگى اجتماعى است. نمى‌شود کسى در درون خود و در عمل شخصى خود تقوا نداشته باشد، دچار هواى نفس و اسیر شیطان باشد، اما ادعا کند که مى‌تواند در جامعه عدالت را اجرا کند.

در جمهوری اسلامی نمی‌توان مانند دموکراسی‌های غربی برخی صلاحیت‌های خاص سیاسی و حزبی را فقط مورد توجه قرار داد. در نظام جمهورى اسلامى غیر از دانایى و کفایت سیاسى، کفایت اخلاقى و اعتقادى هم لازم است و البته هر مسئولی در هر رده‌ای که باشد، باید متناسب با شأن آن رده تقوا را رعایت نماید. رهبر معظم انقلاب در این باره در 29 شهریور 1369 می‌فرمایند: «در نظام جمهورى اسلامى، هیچ‌کس نباید از جاده تقواى مناسب با شأن خودش، خارج بشود. تقوایى که براى مسئولیت فعلى من لازم است - که من واقعا باید به خاطر ضعف‌ها و روسیاهی‌هاى فراوان خودم، به خدا پناه ببرم - با تقواى فلان برادرى که فرمانده‌ى یک گردان سپاه است، فرق مى‌کند. او در همان حد تقواى خودش باید رعایت بکند. اگر رعایت نکرد، زیردستش مى‌تواند مطمئن باشد که فرماندهى او، ادامه پیدا نخواهد کرد. و به همین ترتیب، تا به بالا و به خود این جایى که من نشسته‌ام، برسد.»

شوربختانه در سال‌های اخیر و به‌خصوص در دو سال اخیر موج بی‌تقوایی‌های سیاسی دامن‌گیر بسیاری از مسئولین با رده‌های گوناگون در قوای مختلف و البته رسانه‌های وابسته به آنان شده است. تهمت‌پراکنی، نسبت دادن عناوین مجرمانه به مسئولین بدون سند، توهین و دروغ‌پراکنی موجب تخریب اذهان مردم در طی این سال‌ها بوده است. قطعا مردم هم طبق فرموده ولی امرشان مطمئن هستند که مسئولیت این اشخاص طولانی نخواهد شد، مگر آن‌که توبه نمایند و برای خدمت به مردم خستگی نشناسند و افتخار خود را نوکری مردم بدانند. والعاقبه للمتقین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۵:۳۱
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 99 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

مسأله ولادت حضرت مهدی (عج) از جهت یادآوری مسأله انتظار و دوران موعود که در دین و مذهب ما ترسیم شده است، حائز اهمیت است. باید در این روزها وقت بیشتری برای مطالعه، دقت و بحث‌های مفید در این باره صرف کنیم. باید با بالا بردن آگاهی خود، بتوانیم زمینه ظهور را آماده کنیم؛ زیرا مؤمنان و افراد مصلح باید زمینه را آماده نمایند تا آن بزرگوار بتوانند بیایند و در آن زمینه آماده، اقدام فرمایند. نمی‌توان انتظار داشت که حکومت جهانی منجی بشریت (عج) از صفر شروع شود؛ جامعه باید با آمادگی و قابلیت پذیرای موعود باشد وگرنه سرنوشت آن مانند انبیا و اولیای طول تاریخ می‌شود.

اینکه چگونه می‌توانیم جامعه را آماده ظهور نماییم و سهم خود را در این باره ادا نماییم، مراحل مختلفی دارد. ابتدا باید باور نماییم که آینده قطعی ما، سربلندی تمدن با شکوه اسلامی در سراسر گیتی است. در واقع انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. پس از آن می‌شود که افراد، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده می‌کنند.

باید بدانیم که قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. قبل از ظهور مهدى موعود، در میدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود (عج) روزبه‌روز نزدیک‌تر مى‌شود. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست. انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد. انتظار فرج، انتظار دست قدرتمند الهى است که باید بیاید و با کمک همین انسان‌ها سیطره‌ ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند. باید براى این کار آماده بود. معنای انتظار حرکت است و نه سکون! انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست.

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید زندگی امروز را در همان جهتى که حکومت امام زمان (عج) تشکیل خواهد شد، بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم. بدانیم که بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند.

بدانیم که حکومت آینده‌ حضرت مهدى (عج)، یک حکومت مردمى به تمام معناست. امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمى‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى‌دهد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۲ ، ۱۰:۰۹
قاسم صفایی نژاد