کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۹ فروردين ۹۶، ۱۷:۰۱ - دچــ ــــار
    :)))

۱۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

حبیبا! لختى از خواب گران برخیز، و راه و رسم عاشقان درگاه را برگیر، و دست و رویى از این عالم ظلمت و کدورت و شیطانیّت شستشو کن، و پا به کوى دوستان نه، بلکه به سوى کوى دوست حرکتى کن.

عزیزا! این چند روز مهلت الهى عن قریب به سر آید، و ما را-خواهى نخواهى-خواهند از این دنیا برد، پس اگر با اختیار بر وى روح و ریحان است و کرامات خدا، و اگر با زور و سختى ببرند، نزع است و صعق است و فشار است و ظلمت و کدورت.

مثل ما در این دنیا، مثل درختى است که ریشه به زمین بند نموده، هر چه نورس باشد، زودتر و سهلتر ریشۀ آن بیرون آید. و فی المثل اگر درخت احساس درد و سختى مى‌کرد، هر چه ریشه آن کمتر و سست‌تر بود، درد و سختى کمتر بود. نو نهالى را که تازه پنجه به زمین بند کرده، با زور کمى تمام ریشه‌اش بى‌زحمت و فشار بیرون آید، ولى چون سالها بر آن گذشت، و ریشه‌هاى آن در اعماق زمین فرو رفت، و ریشه‌هاى اصلى و فرعى آن در باطن ارض پنجه افکند و محکم شد، در بیرون آوردن آن محتاج به تیشه و تبر شوند تا ریشه‌هاى او را قطع کنند و درهم شکنند. اکنون اگر درخت، احساس درد مى‌کرد در این کندن، بین این دو چقدر فرق بود! ریشه حبّ دنیا و نفس-که به منزلۀ ریشه اصلى است-و فروع آنها از حرص و طمع و حبّ زن و فرزند و مال و جاه و امثال آن تا در نفس، نورس و نو نهال است، اگر انسان را بخواهند از آنها جدا کنند و ببرند، زحمتى ندارد، نه فشار عمّال موت و ملائکه اللّه را لازم دارد و نه فشار بر روح و روان انسانى واقع شود.

و اگر خداى نخواسته ریشه‌هاى آن در عالم طبیعت و دنیا محکم شد و پهن گردید و بسط پیدا کرد، بسط آن چون بسط ریشۀ درخت نیست، بلکه در تمام عالم طبیعت ریشه مى‌دواند.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 272

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۵۷
قاسم صفایی نژاد

کتابخوان‌های الکترونیک در ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار نیستند. شاید ساعات مطالعه پایین مردم، عدم وجود نسخه الکترونیک خوب از کتاب‌های روز و وارد نشدن ناشران به دنیای نشر الکترونیک از جمله دلایل این اتفاق باشد؛ اما نبود تبلیغات مناسب برای این گجت و البته اشتباه گرفتن کتابخوان با تبلت در نزد مردم نیز نباید فراموش شود.

فرهنگ امروز مردم ایران بیشتر علاقه‌مند به دیدن تلویزیون، فیلم و نهایتا برای کسانی که به اینترنت راحت‌تر دسترسی دارند، جست‌وجو در صفحات وب و حضور در شبکه‌های اجتماعی و یا مسنجرهای موبایلی است. به خصوص برای کسانی که بدون هدف در میان این همه رسانه زندگی می‌کنند، ارائه اطلاعات پراکنده، کوتاه و اغلب بدون مغز محتوایی ممکن است در آینده ضررهای ناخوشایندی داشته باشد.

خرداد امسال بود که بالاخره بعد از ماه‌ها شک و دودلی تصمیم گرفتم یک کتابخوان خریداری کنم. طی 8 ماه گذشته آنقدر از مواهب این کتابخوان حظ و بهره برده‌ام که به نظرم رسید سایر افرادی که علاقه‌ای به کتاب‌خوانی دارند اما شرایط آن را –اعم از وقت، دسترسی به کتب و ...- ندارند، را تشویق به این کار کنم.

درست است که ناشران هنوز ریسک ورود به نشر الکترونیک را نپذیرفته‌اند و قوانین مناسبی برای «مالکیت معنوی» آثار و نظارت بر آن نداریم، اما با این حال نسخه پی‌دی‌اف بسیاری از کتب فارسی در دسترس است و هر چند که کتابخوان‌های الکترونیک معمولا تمامی امکانات را بر روی پی‌دی‌اف در اختیار نمی‌گذارند اما به هر حال می‌توان به راحتی کتاب خواند.

به صورت خلاصه چند مورد از مزیت‌های کیندل پیپروایت 2013 را که خریداری کرده‌ام، تشریح می‌کنم. این مزایا، امکاناتی است که عموما تبلت‌ها آن را ندارند. 

kindle paperwhite 2013

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۴:۴۲
قاسم صفایی نژاد

علاج قطعى اکثر مفاسد به علاج حبّ دنیا و حبّ نفس است، زیرا که با علاج آن، نفس داراى سکونت و طمأنینه شود، و قلب آرامش پیدا کند، و داراى قوّه و ملکۀ اطمینان شود، و به امور دنیا سهل انگارى کند، و به هیچ مأکل و مشرب اهمیت ندهد، و اگر کسى با او در امرى از امور دنیا مزاحمت کند، او با خونسردى تلقّى کند و به سهل انگارى برگزار نماید، و چون محبوب او طعمۀ اهل دنیا نیست، دنبال آن به جوش و خروش بر نخیزد. و قطع ریشه محبت دنیا گر چه امر مشکلى است-خصوصا در اوّل امر و ابتدا سلوک-، ولى هر امر مشکلى با اقدام و تصمیم عزم آسان شود. قوه اراده و عزم به هر امر صعب مشکلى حکومت دارد، و هر راه طولانى سنگلاخى را نزدیک و سهل کند.

انسان سالک نباید متوقع باشد که در ابتدا امر، قلع این ماده فساد و رفع این مرض مهلک را یک دفعه مى‌تواند بکند، ولى با تدریج و صرف وقت و فکر و ریاضات و مجاهدات و بریدن شاخه‌هاى آن و قطع بعض ریشه‌ها، مى‌تواند کم‌کم موفّق به مقصود شود، ولى باید اوّل، این امر را بداند که خار طریق انسان در هر مقصد و مقصود دینى، حبّ دنیا و نفس است. اگر از اهل معارف و جذبه و جذوه است، حبّ دنیا و نفس بزرگترین حجاب‌هاى رخسار محبوب است:

«مادر بت‌ها، بت نفس شما است.»

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 254

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۴۹
قاسم صفایی نژاد

کمتر چیزى مثل آتش سوزان غضب، انسان را به سرعت برق به عالم بدبختى و هلاکت سوق دهد! چه بسا که با یک آن غضب، انسان از دین خدا خارج شود، و به خداى تعالى و انبیاء عظام او جسارتها کند! و چه بسا که با غضب یک ساعت، به قتل نفوس محترمه دچار شود، چنانچه از حضرت صادق -علیه السلام-در کافى شریف نقل نموده که: «پدرم مى‌فرمود: کدام چیز از غضب شدیدتر است؟ ! همانا انسان غضب مى‌کند پس مى‌کشد نفسى را که خداوند حرام فرموده و تهمت به زن نیکوکار مى‌زند.» ... باطن غضب صورت آتش غضب الهى است. آرى، این نائره سوزان از باطن قلب بروز کند، چنانچه نَارُ اللّهِ الْمُوْقَدَة. الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الأفْئِدَةِ  شاید صورت همین نار باشد که از باطن دل بروز کند و مشرف بر فؤاد شود.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 248 و 249

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۴۰
قاسم صفایی نژاد

و باید دانست که توکل، منافات با کسب ندارد، بلکه ترک کسب و تصرّف به علّت توکل، از نقصان است و جهل، زیرا که توکّل ترک اعتماد به اسباب است و رجوع اسباب است به مسبّب الاسباب، پس با وقوع در اسباب منافات ندارد. و اینکه بعضى گفته‌اند: یکى از درجات توکّل-که آن توکّل خاصّه است-این است که متوکّل در بیابانها بى‌زاد و راحله سیر کند و اعتماد به خدا کند براى تصحیح مقام توکّل، چنانچه از إبراهیم الخواصّ نقل کنند که حسین بن منصور او را ملاقات کرد که در بادیه سیر مى‌کند، پس احوال او را پرسید، گفت: در صحراهاى بى آب و علف سیر مى‌کنم که خود را امتحان کنم که آیا توکل به خدا دارم یا نه؟ حسین گفت: تو که عمر خود را در عمران باطن خود صرف مى‌کنى، پس چه وقت به فناء در توحید مى‌رسى؟! این دو مرد، جاهل به مقام توحید و توکّل بودند، زیرا که صحرا گردى و قلندرى را به مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعى و از کار انداختن قوائى را که حق تعالى عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند. و این از جهل به مقام توحید و توکل است، زیرا که حقیقت توحید، در یافتن آن است که تمام تصرّفات خلقى، حقّى است و رؤیت جمال جمیل حق در مرآت کثرت است. بلى، احتجاب به کثرت مخالف توحید است، و آن صحرا و غیر صحرا ندارد.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 214

نویسنده: امام خمینی (ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۳۳
قاسم صفایی نژاد

اهل یقظه و مردم بیدار، رخت از جهان و آنچه در اوست در کشیده و گلیم خود از آب بیرون بردند، و به زندگانى انسانى، نه بلکه حیاة الهى نایل شدند، و از غل و زنجیر طبیعت رستگار گردیدند قَدْ أفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ. این رستگارى مطلق، رستگارى از زندان طبیعت نیز از مراتب آن است، و لهذا یکى از اوصاف آنها را فرماید: وَ الَّذِینَ هُمْ عَن اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ و حیاة دنیا لغو است و لهو وَ مَا الْحَیوةُ الدُّنْیا إلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ. و ما بیچاره‌ها چون کرم ابریشم از تار و پود آمال و آرزو و حرص و طمع و محبت دنیا و زخارف آن دائما بر خود مى‌تنیم، و خود را در این محفظه به هلاکت می‌رسانیم.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 205

نویسنده: امام خمینی (ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۰۱
قاسم صفایی نژاد

خداى من، این گردن من است که گناهان آن را در بند کرده، پس بر محمد و آلش درود فرست، و آن را به عفوت از عذاب بِرَهان، و این پشت من است که بار خطاها آن را سنگین نموده، پس بر محمد و آلش درود فرست، و به بخششت آن را سبک فرما. اى خداى من، اگر به درگاهت آنقدر زارى کنم که پلک چشمانم برهم اوفتد، و چندان به گریه و ناله صدا بلند کنم که صدایم قطع گردد، و چندان به پیشگاهت برپاى ایستم که پایم ورم کند، و آنقدر برایت رکوع نمایم که استخوان‌هاى پشتم از هم بپاشد، و چندان سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید، و در همه عمرم خاک زمین خورم، و تا زنده‌‏ام آب آلوده به خاکستر بنوشم، و در اثناى این احوال چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند، آنگاه از روى شرمسارى چشم به آفاق آسمان باز نکنم، با این همه مستحق محو یکى از گناهانم نخواهم بود، و اگر به وقتى که سزاوار آمرزشت شوم مرا بیامرزى، و در آن زمان که مستحق عفوت شوم از من بگذرى، همانا این آمرزش و بخشش به خاطر استحقاق من نیست، و من این شایستگى را ندارم، زیرا جزاى من در نخستین گناه، آتش جهنم بود، پس اگر مرا به عذاب مبتلا کنى بر من ستم نکرده‏‌اى. اى خداى من، اکنون که مرا به پرده‏پوشیت در پوشیده و رسوایم نکرده‏اى، و به بزرگواریت با من مدارا نموده‏اى و به کیفرم عجله نکرده‏‌اى، و از سرِ فضلت بردبارى ورزیده‏اى و نعمتت را از من زایل نساخته‌‏اى، و احسانت را بر من تیره ننموده‌‏اى،  پس بر طول زاری‌ام، و سختى زمین گیری‌ام، و بدى حالم رحمت آر. بارخدایا، بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از گناهان حفظ کن، و به طاعتم وادار، و حُسن بازگشت قلبى را روزی‌ام فرما، و از لوث گناه به توفیق توبه پاکم کن، و به موهبت عصمت تأییدم نما، و امر حیات و زندگیم را با عافیت به صلاح آر، و شیرینى عفوت را به من بچشان، و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمتت قرار ده، و از خشم خود خطّ امانم ده، و هم اکنون نه در آینده به مژده آن خوشحالم کن، مژده‏‌اى که آن را بشناسم، و با نشانه‌‏اى که آن را آشکار ببینم آگاهم فرما، که این کار از توان تو بیرون نیست، و از قدرتت بر تو دشوار نباشد، و با توجه به حلمت بر تو سخت نیست، و در قبال بخشش‌هاى فراوانت که آیات تو گواه آنهاست بر تو سنگین نیاید، که همانا تو هر چه خواهى کنى، و به هر چه اراده‌‏ات تعلق گیرد فرمان دهى، که تو بر هر کار و همه چیز توانایى.

 

صحیفه سجادیه

بخشی از مناجات شانزدهم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۵۵
قاسم صفایی نژاد

در کافى شریف، سند به حضرت سجّاد-علیه السلام-مى‌رساند که فرمود:

«دیدم که تمام خیر مجتمع است در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است.»

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 196

نویسنده: امام خمینی (ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۵۵
قاسم صفایی نژاد

عزیزا! خداى تعالى قضاى خود را اجرا خواهد فرمود، چه ما سخطناک باشیم به آن یا خوش بین و خشنود، تقدیرات الهیه بسته به خشنودى و سخط ما نیست. آنچه براى ما مى‌ماند از سخطناکى و غضب، نقص مقام و سلب درجات و سقوط از نظر اولیاء و ملکوتییّن و سلب ایمان از قلوب است، چنانچه در روایات است از حضرت صادق که: چگونه مؤمن، مؤمن مى‌باشد در صورتى که سخطناک است از قسمتش، و تحقیر مى‌کند منزلت خویش را با آن که خداوند حاکم بر او است.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 178

نویسنده: امام خمینی (ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۴۹
قاسم صفایی نژاد

و در حدیث وارد است که حضرت موسى -على نبیّنا و آله و علیه السلام- عرض کرد به خداى تعالى که: به من ارائه بده محبوبترین مخلوق خود را و عابدترین بندگان خود را. خداوند امرش فرمود که به سوى قریه‌اى رود که در ساحل دریا است، که در آن مکان که اسم برده شد، او را مى‌یابد.

چون به آن مکان رسید، بر خورد به یک مرد زمین‌گیر داراى جذام و برصى که تسبیح مى‌کرد خداى تعالى را. حضرت موسىبه جبرئیل گفت: کجا است آن مردى که از خداوند سؤال کردم به من ارائه دهد؟ جبرئیل گفت: یا کلیم اللّه! آن مرد همین است. فرمود: اى جبرئیل، من دوست داشتم که او را ببینم در صورتى که بسیار روزه و نماز به جا آورد. جبرئیل گفت: این شخص محبوبتر است پیش خدا و عابدتر است از بسیار روزه‌گیر و نماز کن. اکنون امر نمودم که چشمان او کور شود، گوش کن چه مى‌گوید! پس جبرائیل اشاره فرمود به چشم‌هاى او، پس فرو ریخت چشمان او به رخسارش.

چون چنین شد، گفت: خداوندا! مرا برخوردار فرمودى از چشمان تا هر وقت خواستى، و مسلوب فرمودى از من آنها را هر وقت خواستى، و باقى گذاشتى براى من در خودت طول أمل، یا بارّ یا وصول! موسى-علیه السلام-به او فرمود: اى بندۀ خدا، من مردى هستم که دعایم اجابت مى‌شود. اگر دوست داشته باشى دعا کنم خداوند اعضاى تو را به تو رد فرماید، و علت‌هاى تو را شفا مرحمت کند. گفت: هیچ یک از اینان را که گفتى نمى‌خواهم. آنچه خداوند بخواهد براى من، پیش من محبوبتر است از آنچهخودم براى خودم مى‌خواهم.

پس موسى-علیه السلام-فرمود که: شنیدم مى‌گفتى به حق تعالى «یا بارّ یا وصول» . این «برّ» و «وصله» چیست؟ گفت: در این شهر کسى نیست که او را بشناسد یا عبادت کند غیر از من. موسى تعجب فرمود و گفت: این شخص عابدترین اهل دنیا است.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 177 و 178

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۴۴
قاسم صفایی نژاد