کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۵ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

به گزارش روابط عمومی ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه، شماره یازدهم مدیریت رسانه با مقالاتی در خصوص مدیریت راهبردی و رسانه منتشر شد.

از جمله مقالات شماره یازدهم «مدیریت رسانه» می‌توان به «استراتژی مورد نیاز رسانه ملی»، «تاثیر فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی بر مدیریت راهبردی رسانه»، «مدیریت استراتژیک اقتصاد تلویزیونی» و «مدیریت استراتژیک با نگاهی به نقاط قوت، ضعف و تهدید و فرصت‌ سازمان‌های رسانه‌ای» اشاره کرد.
«افسانه طاهری»، «قاسم صفایی‌نژاد»، «حجت‌الله عباسی» و «نازیلا شفیعیان»، دانشجویان دکتری مدیریت رسانه، به همراه «مریم حق‌شناس»، دکترای مدیریت رسانه دانشگاه تهران و «حمید معیری»، کارشناس فناوری رسانه مقالات این شماره از نشریه را به رشته تحریر درآورده‌اند.
سرمقاله شماره یازدهم‌ «مدیریت رسانه» با عنوان «رسانه و عصر تجدد» توسط دکتر علی محمد گودرزی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و مدیرکل روابط عمومی وزارت صنعت معدن و تجارت نوشته شده است.
«مدیریت رسانه» در بازه زمانی ماهنامه و به مدیرمسئولی و صاحب‌امتیازی مهدی قمصریان و سردبیری قاسم صفایی‌نژاد منتشر می‌شود؛ علاقه‌مندان می‌توانند جهت اشتراک نیمه‌بهای نشریات در سایت eshterak.ir عضو شده و یا برای خرید تک‌شماره نشریه با رایانامه info@mediamanagement-mag.ir و یا شماره پیامک ۵۰۰۰۱۲۳۹ تماس حاصل نمایند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۲
قاسم صفایی نژاد

«سفر به ولایت عزرائیل» نام کتابی از جلال آل احمد است که با مقدمه بسیط و نظارت شمس آل احمد منتشر شده است. در این کتاب پس از مقدمه شمس آل احمد در توضیح چگونگی جمع آوری کتاب و سایر سفرنامه‌های جلال، دو بخش با نام‌های «متن سفرنامه» و «ضمایم» وجود دارد. در واقع این کتاب سفرنامه جلال آل احمد به سرزمین‌های اشغالی در سال 1341 است.

در این کتاب جلال آل احمد ابتدا به تبیین چرایی انتخاب واژه ولایت برای اسرائیل می‌پردازد و اینکه چرا به آن دولت یا مملکت نمی‌گوید. از کیبوتص‌ها و نوع خاص اداره سرزمین توسط یهودی‌ها [صهیونیست] می‌گوید و شباهت‌ها و تفاوت‌هایی که با بلوک‌های شرق و غرب وجود دارد؛ پس از آن به اتفاقاتی که از نزدیک دیده است و مراوداتی که با چند شخصیت اسرائیلی داشته است، می‌پردازد. چگونگی سعی صهیونیست‌ها به ملت‌سازی از جمله مجبور کردن هر مهاجر تازه وارد به آموختن یک زبان مشخص برای یکدست کردن اخلاق و آداب مهاجران و غربال کردن آنان در همین کلاس‌ها، مقصودی است که آل احمد آن را به روشنی تبیین می‌کند.

این کتاب در سال 1341 نوشته شده است و باید از پنجره آن سال به نگاه ژرف جلال پی برد. سعی می‌کنم شما را با آوردن بخشی از کتاب به خواندن این کتاب بیشتر ترغیب کنم، آنجا که زمان در آستانه جنگ اعراب و اسرائیل است و جلال می‌نویسد:

- دو هفته تمام «آماده کردن افکار عمومی» طول کشید. آن وقت که اول به میدان جست؟ دست چپی‌ها! حضرت «وجدان جهانی» - آن‌هایی که در مغز پوسیده خود فکر می‌کنند که «رسالت» دفاع از حق را در تمام دنیا دارند. آن‌هایی که حسن و حسین و تقی و نقی را در اقصا بلاد عالم به نام «انسانیت» محکوم می‌کنند! همه آن‌ها یک مرتبه به میدان ریختند. از سارتر گرفته (و این یکی کمتر از دیگران) تا کرگدنی یا خوکی «اوژن یونسکو» نام - که وقاحت را به آن‌جا رساند که ادعا کرد «آوارگان بی‌وطن فلسطین که بیست سال است در اردوگاه‌های جنگ به سر می‌برند و جیره غذایی نصف یک آدمی معمولی را از راه سازمان ملل دریافت می‌کنند، همگی می‌خواهند کاری را بکنند که هیتلر نکرد.» یعنی می‌خواهند این یهودی‌های رنگ وارنگ اروپایی و آمریکایی را که نماینده تمدن غربند در وسط مملکت عربی قتل عام کنند! مالیخولیایی دیگری به نام «لانزمن» که جزو دار و دسته «تان مدرن» سارتر است آن‌چنان از این وحشی‌گری خیالی اعراب از کوره در رفت که هر آنچه از چنته علیلش درمی‌آمد نثار این مردم کرد. فدراسیون چپ و حضرت مندس فرانس که جای خود دارند. اما وقیح‌تر و بی‌آبروتر از همه جناب «دانیل مایر» بود که رئیس مجمع دفاع از حقوق بشر است! و به نام رسالت تاریخی‌ای که به عهده دارد، چنین تخم فرمود که: «من از سوسیالیست بودن (!!) خود متنفرم. از انسان بودن خود هم متنفرم ولی به یهودی بودنم افتخار می‌کنم.»

 

- به مناسبت این‌که نازیسم - این گل سرسبد تمدن بورژوازی غرب شش میلیون یهودی فلک زده را در آن کوره‌های آدم‌پزی پخت- امروز دو سه میلیون عرب‌های فلسطین و غزه و غرب اردن باید در حمایت سرمایه‌داران وال استریت و بانک روچیلد کشته و آواره بشوند. و چون حضرت روشنفکران اروپایی در جنایت‌های هیتلر شریک بوده‌اند و در همان ساعت دم برنیاورده بودند حالا به همان یهودی‌ها در خاورمیانه سرپل داده‌اند تا ملل مصر و سوریه و الجزایر و عراق شلاق بخورند و دیگر خیال مبارزه با استعمار غرب را در سر نپرورند و دیگر کانال سوئز را به روی ملل تمدن نبندند! تف بر این تمدن گند بورژوا!

 

- شکست نظامی اعراب که مسجل شد و خیال بشردوستان و متمدنان از این لحاظ که آسوده شد، آن وقت در تمام فرانسه، رادیو و روزنامه و تلویزیون همه رفتند به سراغ نفت. چرا که نکند قضیه جدی شود و فرنگ بی‌نفت بماند؟ و این است آنچه از افادات دستگاه‌های انتشاراتی فرانسه درباره مسأله نفت دستگیر من شد: ملت فرانسه آسوده بخوابید که نفت برای آمریکا و انگلیس قطع می‌شود نه برای شما. و بعد این که خاورمیانه ارزان‌ترین نفت دنیا است و نفت ایران (که از آن خیلی حرف می‌زنند) ارزان‌ترین نفت خاورمیانه و این نفت رو به همه ما باز است. و برای جایگزین کردن آن مقامات محلی کمپانی‌ها حتی جایزه معین کرده‌اند که هر دستگاهی بیشتر بجنبد و بعد علاوه بر ما آمریکایی‌ها هم هستند که در ویتنام بی نفت ایران و خلیج فارس نمی‌توانند یک لحظه دوام بیاورند، دیگر این که نفت حوزه خلیج فارس هفت مرتبه ارزان‌تر است از نفت الجزایر و ده مرتبه ارزانتر است از نفت پاناما و بیست مرتبه ارزانتر است از نفت آمریکا و اگر قرار باشد آمریکایی‌ها خودشان نفت به ویتنام برسانند، بودجه جنگی‌شان 5 برابر می‌شود، ناچار اقتصادشان ورشکسته. پس خدا را شکر کنید که هنوز ایران نفت دارد و قول داده است که استخراج نفتش را بالا ببرد که جبران کمبود نفت‌های عربی را کرده باشد؛ عین همان کاری که در ملی شدن صنعت نفت ما، کویتی‌ها کردند. بله، این است بزرگترین علامت همبستگی برادران مسلمان که هم در آن سال‌ها و هم اکنون فقط به نفع متمدن‌های اروپایی و یهودی و آمریکایی تمام می‌شود!

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۹:۵۶
قاسم صفایی نژاد

سلام امام من

نوشتن برای تو همان‌قدر سخت است که ننوشتن! نوشتن از این جهت سخت است که چه بنویسم که ذره‌ای لایق وجود مبارک تو باشد و ننوشتن از این جهت که به عشق تو زنده‌ام.

میلادت که می‌شود انگار خودم را فراموش می‌کنم؛ انگار یادم می‌رود چقدر کمبود و کاستی دارم؛ انگار یادم می‌رود چقدر قصور و تقصیر دارم. گویی با یک «بالحسن الهی العفو» همه چیز نو شده  -نه، از آن دسته از دیندارانی نیستم که هر رفتاری بکنم و بگویم خدا می‌بخشد! اما غفلت و لغزش‌هایم که قابل انکار نیست- می‌گویم نو شده چون کریمی و هر چه می‌خواهم نه نمی‌گویی و آنوقت من فکر می‌کنم حتما بخشیده شده‌ام که نه نمی‌شنوم:

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده‌ایم                          ای جمله‌ی همیشه «بفرما»تر از همه

خودم را فراموش می‌کنم چون در جایی که نور هست، تاریکی به چشم نمی‌آید. تو نور هدایتی برای تمام دوستان و دشمنانت؛ تو از هدایت دشمنان نیز دست برنداشتی چون امام باید این‌گونه باشد. گفتم دوستان و دشمنان اما مگر چند نفر کنار تو، دوست واقعی تو بودند؟ چند نفر کنارت بودند که به قول امام راحل عظیم الشأنمان «صلح تحمیلی» را پذیرفتی و گفتی اگر صلح نمی‌کردم یک شیعه بر روی زمین باقی نمی‌ماند. و شیعه را زنده نگه داشتی با زمینه سازی قیام حسین علیه السلام.

برخی می‌گویند ما شاید دوستت نباشیم اما دشمنت نیز نیستیم. یا می‌گویند ما شاید شیعه‌ات نباشیم اما محب تو هستیم؛ من این‌گونه جملات رو نمی‌پذیرم؛ مگر محب بدون عمل به خواسته‌های محبوب به چه دردی میخورد؟ حب ابن عباس به درد تو خورد یا حب سلیمان صرد خزاعی به درد برادرت حسین علیه السلام؟ پشیمانی سلیمان شاید عاقبت خودش را بخیر کرده باشد اما مگر امام زمانش را زنده کرد؟

امام مهربانم

محبتی کن که حب تو در دل من، خروجی رفتاری متناسب داشته باشد. اللهم اخرج حب الدنیا من قلبی...

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۴ ، ۱۸:۳۳
قاسم صفایی نژاد

در ساده‌ترین تعریف شرکت دانش بنیان شرکتی است که از دارایی‌های دانشی خود به عنوان منبع اصلی مزیت رقابتی استفاده می‌کند. در شرکت‌های دانش بنیان، سود نتیجه تجاری‌سازی ایده‌ها و نوآوری‌های جدید است که حاصل تعامل میان دارایی‌های فیزیکی و سرمایه‌های دانشی هستند. سرمایه‌های انسانی، ساختاری و رابطه‌ای به ترتیب مهم‌ترین سرمایه‌های یک شرکت دانش بنیان‌اند.

این شرکت‌ها معمولا با مشکل تأمین منابع مالی روبرو هستند و برای جذب و تأمین منابع مالی مدام در رقابتند. غالب نتایج و دستاوردهای شرکت‌های دانش بنیان از جنس نوآورانه و خلاق بوده و نیز نامشهود و دانشی است. بر این اساس موفقیت حال و آینده در رقابت بین سازمان‌ها تا حد کمی مبتنی بر تخصیص راهبردی منابع فیزیکی و مالی و تا حد زیادی مبتنی بر مدیریت راهبردی دانش و دارایی‌های دانشی خواهد بود. وظیفه اصلی مدیران در این سازمان‌ها فراهم نمودن محیط مناسب برای رشد و پرورش ذهن انسان در سازمان دانش بنیان است. 

 

آسیب‌زدایی از واحدهای تحقیق و توسعه سازمانی

نویسنده: مهشید قریب‌پور و دیگران، شماره 37 فصلنامه راهبرد توسعه، بهار 1393

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۶:۳۰
قاسم صفایی نژاد

بخش توسعه و تحقیق عموما اهداف زیر را مدنظر دارد:

- افزایش تولید، بهبود کیفیت، بالا بردن ارزش افزوده محصولات تولیدی.

- تولید محصولات جدید.

- رفع مشکلات مربوط به فرآیندهای تولید.

- حل مشکلات زیست محیطی به منظور حرکت در راستای توسعه پایدار.

- انتقال تکنولوژی پیشرفته منطبق با شرایط صنعتی و بومی نمودن آن در جهت کاهش وابستگی.

 

نقش تحقیقات و واحدهای تحقیق و توسعه در ارتقای بهره‌وری و بهبود کیفیت محصول

نویسنده: سید عارف حسینی، شماره 56 ماهنامه کار و جامعه، آبان و آذر 1383

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۴ ، ۱۷:۱۹
قاسم صفایی نژاد