کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» اثر نادر ابراهیمی در سال 1368 توسط انتشارات روزبهان منتشر شد که تا به امروز به چاپ بیست و پنجم رسیده است. در ابتدای کتاب نادر ابراهیمی اشاره می‌کند که این کتاب را در حدود سال‌های 63-65 و در حالی که تمرین خطاطی می‌کرد، برای همسرش نوشته است که در تناسب با اسمش، چهل نامه کوتاه است؛ و همسرش درباره این کتاب می‌گوید: «بنویس که رسم نامه نوشتن و از طریق نامه حدیث دل گفتن و به مسائل و مشکلات جاری پرداختن را تو از آغاز جوانی داشتی تا گمان نرود که تنها بوی تلخ مُرکب و صدای سنتی قلم به نوشتن وادارت کرده است.»

این کتاب بیشتر از اینکه حاوی جملات عاشقانه باشد، حاوی چگونه عاشق زیستن است و نادر ابراهیمی با قلمی بسیار جذاب و تفکری عمیق، تجربیات و نگرش خود به زندگی را منتقل کرده است.

زبان صمیمی، به دور از تکلف و پیچیدگی و مهم‌تر از هم باورپذیر نادر ابراهیمی این کتاب را به اثر ارزشمندی تبدیل کرده است که مخاطب نیز قدر این ارزشمندی را دانسته و تیراژ و چاپ‌های مجدد این کتاب حاوی همین نکته است. 

به عنوان نمونه، بخشی از نامه هجدم را با هم بخوانیم:

تنها به اعتبار موجود زنده و پویای توست که چیزی بد است یا چیزی خوب؛ چیزی کهنه است و چیزی نو، چیزی زیباست و چیزی نازیبا؛ و تنها بر اساس اراده، عمل، و اندیشه تو آنچه بد است به خوب تبدیل خواهد شد، آنچه نازیباست به زیبا، و آنچه مکرر است به نامکرر...

هرگز گمان مبر که زندگی، بدون انسان، یا بدون موجودی زنده که قدرت تفکر و انتخاب داشته باشد، باز هم زندگی‌ست.
عزیزمن!
هرگز از زندگی، آنگونه که انگار گلدانی‌ست بالای تاقچه یا درختی در باغچه، جدا از تو و نیروی تغییر دهنده تو، گله مکن!
هرگز از زندگی آنگونه سخن مگو که گویی بدون حضور تو، بدون کار تو، بدون نگاه انسانی تو، بدون توان درگیری و مقاومت تو، بدون مبارزه تو، پافشاری تو، سرسختی تو، محبت تو، ایمان تو، نفرت تو، خشم تو، فریاد تو، و انفجار تو، باز هم زندگی‌ست و می‌تواند زندگی باشد.
زندگی، مرده ریگ انسان نیست تا پس از انسان یا در غیابش، موجودیتی عینی و مادی داشته باشد. زندگی، کارمایه انسان است، و محصول انسان، و دسترنج انسان، و رویای انسان، و مجموعه آرزوها و آرمان‌های انسان - که بدون انسان هیچ است و کم از هیچ.

 

نسخه الکترونیکی و همچنین نسخه صوتی این کتاب را می‌توانید از اینجا به صورت رایگان دریافت نمایید و همچنین نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید با قیمت 10500 تومان از دیجی‌کالا  بخرید. همچنین می‌توانید نظر کاربران گودریدز را درباره این کتاب در اینجا ببینید.

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۳
قاسم صفایی نژاد

انسان به خوراک نیازمند است، باید غذا بخورد تا زنده و سالم بماند و به قول پزشکان علاوه بر جیره غذایی نیازمند انواع مختلف ویتامین‌ها و ... است که عدم هر کدام از این موارد باعث بیماری‌های گوناگون می‌شود.

به همین ترتیب روح هم به موازات تلاش‌ها و فعالیت‌ها و مرارت‌های زندگی نیازمند خوراک است. خوراکی که اتفاقا برای انسان عقلانی و انسانی که گام در سیر الی الله گذاشته است، فوری‌تر و ضروری‌تر است.

یکی از خوراک‌های روحی که افراد به آن نیاز دارند حفظ شأن و شخصیت‌شان است؛ انسان‌ها همواره تمایل دارند که کار و رفتارشان مورد پسند و رضایت دیگران قرار گیرد و مورد قدرشناسی واقع شوند تا از نظر روحی تغذیه شوند. در تعالیم اسلامی رضایت خداوند بالاترین حد رضایت است که روحیه افراد بدان تغذیه می‌شود اما در روایات توصیه شده است که قدر نیکی‌های افراد را بدانیم تا انسان‌ها به کارهای نیک تشویق شوند و به جامعه آرمانی نزدیک‌تر شویم. 

به نظر می‌رسد یکی از پدیده‌های گم‌شده در جامعه ما همین حفظ شأن و شخصیت انسان‌ها و قدرشناسی از افراد است که در سطح جامعه، سازمان، محله، گروه دوستان و حتی خانواده باعث بروز مشکلاتی می‌شود که به مرور زمان آسیب جدی به روابط می‌زند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۴۶
قاسم صفایی نژاد

به بوی گل، ز خواب بی‌خودی بیدار شد بلبل         زهی خجلت که معشوقی کند بیدار عاشق را*

این بیت خیلی وقت‌ها در زندگی ما معنی و مفهوم خاصی داره. خیلی وقت‌ها یه اتفاقی که خارج از روال معمول هست و اصلا انتظارش رو نداری پیش میاد تا تو به سمت خدا برگردی؛ تا از خواب غفلت بیدار شی. خجالت‌آوره که آدم از خالق و رب خودش غافل باشه، خجالت‌آوره که آدم با این‌که همیشه از طرف معشوقش بیدار میشه، باز هم به خواب بره و چشم از معشوقش برداره اما همون لحظات کوتاه بیداری هم به غایت شیرینه.

--------

* پی‌نوشت: این تک بیت از صائب تبریزی رو یکی از بهترین اساتیدم اولین بار برام خوند به عنوان شاه بیت زندگی خودش. خدا خیرش بده و سلامت نگهش داره.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۱
قاسم صفایی نژاد

کتاب «ساختن برای ماندن» اثر جیمز کالینز و جری پوراس در سال 1380 توسط نشر فرا و با ترجمه مهندس فضل الله امینی منتشر شد. نویسندگان کتاب با پژوهشی بر روی بیش از 1000 مدیر اجرایی، به 18 شرکت موفق و ماندگار رسیدند؛ شرکت‌هایی که می‌دانستند به کجا می‌روند و مسیر موفقیت آمیزی نیز طی کرده بودند. شرکت‌هایی مانند سونی، تری ام، امریکن اکسپرس، آی بی ام، اچ پی و جانسون اند جانسون.

ویژگی‌هایی که برای شرکت‌های موفق و ماندگار در نظر گرفته بودند، عبارت بود از:

- نقشی از خود در جهان بر جا گذاشته باشند.

- در صنعت خود جزو برترین‌ها باشند.

- بیزینس‌من‌ها و مدیران دانشمند و مطلع آن‌ها را قبول داشته باشند و تضمین کنند.

- چند نسل مدیر اجرایی را تجربه کرده باشند.

- بیش از 35 سال عمر کرده باشند.

- هنوز در لایه بنیان‌گذار نباشند.

- محصولات و خدمات مختلف با سیکل عمرهای متفاوت داشته باشند.

 

از نظر نویسندگان کتاب، 12 افسانه بی‌اعتبار در مورد شرکت‌های موفق وجود دارد:

1. لازمه راه اندازی شرکت‌های بزرگ، داشتن ایده‌های بزرگ است.

2. لازمه شرکت‌های آرمانی، رهبران کبیر، آرمان‌گرا و فرهمند است.

3. اولین و مهم‌ترین هدف شرکت‌های موفق سودآوری است.

4. شرکت‌های آرمانی همگی یک مجموعه مشترک از «ارزش‌های محوری» صحیح دارند.

5. تنها چیزی که ثابت است، تغییر است.

6. شرکت‌های معتبر و سودآور، بی‌خطر حرکت می‌کنند.

7. شرکت آرمانی برای کار کردن جایی است بی‌نظیر، بی‌نظیر برای همه.

8. پیشرفت شرکت‌های موفق مرهون برنامه‌ریزی راهبردی پیچیده و بی‌نظیر است.

9. برای ایجاد دگرگونی‌های بنیادی، شرکت‌ها باید مدیرعامل خود را از بیرون انتخاب و استخدام کنند.

10. فکر و ذکر شرکت‌های موفق غلبه بر رقباست.

11. نمی‌شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

12. آرمانی شدن شرکت‌ها، اساسا مرهون بیانیه آرمان انتخابی آن‌ها است.

البته نویسندگان کتاب پس از آن واقعیت هر افسانه را هم برای خواننده شرح داده‌اند.

 

عناوین فصول کتاب:

فصل اول- بهترین بهترین‌ها

فصل دوم- ساعت‌سازی، نه ساعت‌گویی

فصل سوم- آن‌چه از سود مهم‌تر است

فصل چهارم- حفظ جهان‌بینی / مداومت در پیشرفت

فصل پنجم- هدف‌های بلندپروازانه

فصل ششم- فرهنگ‌های شبه دینی

فصل هفتم- انتخاب شایسته

فصل هشتم- مدیریت درون‌زا

فصل نهم- پیشرفت حد و مرز ندارد

فصل دهم- پایان آغاز

فصل یازدهم- انتخاب آرمان

 

* نسخه انگلیسی مخصوص کتابخوان‌ها را می‌توانید از اینجا با قیمت کمتر از 11 دلار دریافت نمایید. همچنین نسخه فارسی کتاب را می‌توانید از نشر فرا با قیمت 12500 تومان خرید کنید. نسخه الکترونیکی مخصوص آندروید را می‌توانید از فرا کتاب به صورت رایگان تهیه نمایید. همچنین می‌توانید نسخه پی‌دی‌اف خلاصه کتاب که توسط نشر فردا منتشر شده است را از اینجا دانلود نمایید.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۶
قاسم صفایی نژاد

در یک دسته بندی، انواع خبرها به خبرهای رویدادمدار (Event - centered news) و خبرهای فرآیندمدار (Process- centered news) تقسیم می‌شوند. یونس شکرخواه در کتاب «خبر» خود در تعریف این اصطلاحات می‌نویسد:

خبرهای رویدادمدار: خبرهای مربوط به رویدادهای مشخص و معین یا موضوعاتی چون نشست‌ها و آتش‌سوزی‌ها که نقطه مقابل خبرهای فرآیندمدار هستند.

خبرهای فرآیندمدار: خبرهای پیچیده‌ای هستند که از یک گزارش یا مسئله مجرد و منفک، فراتر می‌روند تا درکی منظم، قاعده‌مند و جامع را منتقل سازند؛ نظیر گزارش‌های مربوط به پیامدهای عملکرد یک دولت.

سخن این‌جا است که آیا وقوع سیل در رسانه‌ها باید به عنوان یک خبر رویدادمدار نگریسته و پرداخته شود یا یک خبر فرآیندمدار؟ به نظر می‌رسد که پرداخت رسانه‌ها به خصوص روزنامه‌ها که جنبه تحلیلی بیشتری نسبت به خبرگزاری‌ها دارند، شایسته یک رسانه حرفه‌ای نبود. وجه غالب رسانه‌ها پس از وقوع سیل از جنبه خبر رویدادمدار بوده است و بیشتر به تعداد کشته‌ها و مفقودی‌ها و میزان خسارات وارده پرداخته شده است. حال آن‌که سؤال اساسی این است که چرا؟

این سخن رئیس جمهور درست است که «حوادث طبیعی، یک اتفاق اجتناب‌ناپذیر است.» اما آیا برای پیشگیری جهت کمتر شدن خسارات جانی و مالی نمی‌توان اقداماتی انجام داد؟ آیا پس از وقوع سیل نمی‌توان مدیریت بهتری جهت تسریع بسامانی امور کرد؟ البته که قطعا اقداماتی انجام شده است اما آیا این اقدامات در شأن نهادهای مسئول بوده است؟ آیا رندی رئیس جمهور و خود را در مقام مطالبه‌گر -به جای پاسخگو- دیدن و توصیه‌های چندگانه برای پیشگیری و اقدامات پس از سیل شایسته است؟ ناهماهنگی، بی‌نظمی و سوءمدیریت در این حادثه مشهود بود؛ آیا رئیس جمهور دستوری برای یافتن کسانی که قصور و تقصیری داشتند یا حتی احیانا عمل شایسته تقدیری انجام داده‌اند، صادر می‌کنند؟ اگر این اتفاق بیفتد، آیا فقط در تنبیه به افراد رده پایین پرداخته می‌شود و در تشویق به افراد رده بالا پرداخته می‌شود؟ آیا رئیس جمهور با مردم در میان می‌گذارند که نهادهای مسئول از جمله سازمان مدیریت بحران کشور، سازمان هواشناسی، جمعیت هلال احمر، راهداری و سایر نهادها کدام‌یک شایسته تقدیر و کدام‌یک کوتاهی کرده‌اند؟

و سؤال مهم‌تر اینکه: همیشه پس از هر حادثه‌ای در کشور ما، همه می‌گویند این اتفاق باید موجب توجه بیشتر به این بخش و رفع کاستی‌ها شود. آیا در این حادثه به حرف بسنده می‌شود یا واقعا برای کمتر شدن خسارات سیل، فکر و اقدامی انجام می‌گیرد؟

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۱۳
قاسم صفایی نژاد