پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۵۶ مطلب با موضوع «رسانه :: رسانه‌ها» ثبت شده است

رسانه :: رسانه‌ها

مصوبه‌ای برای اجرا نشدن؟!

* این یادداشت در شماره 12 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

جلسه شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهور شنبه این هفته برگزار شد. جلسه‌ای که طی چند ماه گذشته بیشتر به آن توجه می‌شود و رئیس دولت یازدهم نسبت به آن مهربان‌تر از دو سال ابتدایی ریاست خود است!

مهم‌ترین خبری که از این جلسه و مصوبه آن بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت، عبارت بود از: «شرکت‌های خارجی پیام‌رسان فعال در داخل برای ادامه فعالیت خود ملزم خواهند شد تا ظرف یک سال همه اطلاعات و فعالیت مرتبط با شهروندان ایرانی را به داخل منتقل کنند.» مصوبه‌ای که اگر زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم آن فراهم آید، گامی رو به جلو در عرصه‌های مختلف فرهنگی، امنیتی و اقتصادی است.

«کاهش قابل توجه فعالیت‌های غیرقانونی و ضدفرهنگی در پیام‌رسان‌ها»، «امکان ردیابی راحت‌تر جرایم مبتنی بر فضای مجازی» و «کاهش هزینه‌های استفاده از اینترنت به دلیل استفاده از اینترانت داخلی کشور» از مهم‌ترین مزایای چنین اقدامی برای کشورمان است.

پرسش اینجا است که آیا زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم برای چنین امری فراهم شده است؟ به عنوان نمونه، آیا زیرساخت‌های فنی کشور چنین امکانی را فراهم می‌کند؟ آیا مراکز داده‌ای (دیتاسنتر) در کشور متناسب با چنین کاری وجود دارد؟ با توجه به فراگیر نبودن اینترانت ملی و ابهام در کیفیت آن، کیفیت نازل اینترنت، قیمت گران پهنای باند در ایران و مواردی از این دست، انگیزه‌ای برای صاحبان پیام‌رسان‌ها برای این جابجایی باقی می‌گذارد؟ فرض می‌کنیم که مدیران «تلگرام» به دلیل اینکه بیش از نیمی از مخاطبان آن ایرانی هستند، تن به این شرایط دهد، آیا سایر پیام‌رسان‌ها مانند واتس‌اپ، وایبر، لاین و ... چنین اقدامی می‌کنند؟

به عنوان نمونه‌ای دیگر از عدم آمادگی زمینه‌های لازم، آیا فرهنگ‌سازی جهت ایجاد «حس اعتماد» مردم به چنین اقدامی صورت گرفته است؟ آیا پاسخ اقناع کننده‌ای برای تردید مردم در استفاده نادرست از اطلاعاتشان یا ورود به حریم شخصی‌شان آماده شده است؟ در مورد چگونگی تولید این پیام و اثرگذاری روی مردم فکر شده است؟ فرض کنیم که تولید چنین پیامی یا کانال توزیع آن به مردم دچار مشکل شود یا به هر دلیل دیگری «پاسخ صحیح» دولت به تردید مردم، روی مردم اثر نگذارد؛ در آن صورت واکنش مردم چه خواهد بود؟ حتی اگر «تلگرام» به این شرایط تن داده باشد، در صورت عدم وجود حس اعتماد، مردم از خدمات پیام‌رسانی استفاده می‌کنند که داده‌های آن در داخل کشور نباشد و به این صورت عملا این قانون اجرا نمی‌شود و احیانا تلگرام هم برای حفظ سود خود از چنین توافقی خارج می‌شود.

سخن این است که نمی‌توان با گذراندن «مصوبه‌های سخت» بدون توجه به زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم و اقناع مردم، انتظار اجرایی شدن قانونی را داشت؛ لااقل مصوبه‌های سخت در امور فرهنگی و مواردی که به زندگی روزمره مردم به درست یا غلط گره خورده است، پاسخگو نیست. تأثیر بر یک پدیده فرهنگی، راه‌حلی از جنس فرهنگ دارد که یکی از بخش‌های آن می‌تواند قانونگذاری باشد اما این بخش به تنهایی کافی نیست.

شهید دکتر بهشتی به درستی معتقد بود که «برانداختن این کارهای نابجا به صرف این نیست که این آقایان [علما و مراجع] بگویند این کارها بد است. ممکن است اینها بگویند چنین کارهایی بد است، ولی مردم کار خودشان را بکنند. برای برانداختن این کار نابجا باید برنامه‌ای داشت.»  از آن شهید بزرگوار درس بگیریم که در امور فرهنگی، داشتن برنامه جهت اقناع مردم مهمتر از قانونگذاری است. مصوبه‌هایی از جنس سخت با تاریخ سررسید یکساله می‌تواند باعث مشکلات متعدد دیگری شود که یکی از آنها، کاهش اعتبار قوانین است.

امید است که قانونگذاران این جلسه و اعضای حقوقی و حقیقی شورای عالی فضای مجازی و سایر دست اندرکاران فضای مجازی کشور، به چنین برنامه‌هایی فکر کرده باشند و آن را در بازه یکساله اجرای این قانون عملیاتی کنند و از این فرصت یکساله فقط به منظور رایزنی با مدیران پیام‌رسان‌ها استفاده نکنند. ضمن اینکه ایجاد چنین حس اعتمادی و چنین زیرساختی برای کشور می‌تواند باعث بروز و ظهور پیام‌رسان‌های ایرانی قوی و باکیفیت شود که با رقیبان خارجی خود به خوبی دست و پنجه نرم کنند؛ زیرا شاید دلیل اصلی عدم استقبال مردم از پیام‌رسان‌های داخلی مشکلات پیش گفته باشد نه ضعف فنی نرم‌افزارها و برنامه‌های کاربردی. با حل شدن مشکلات زیرساختی فنی و ایجاد حس اعتماد، انگیزه نوشتن برنامه‌های خوب متناسب با شرایط بومی کشور به جهت افزایش قابلیت بازاریابی آن و تحقق شعار «ما می‌توانیم» در این عرصه نیز فراهم خواهد شد.

رسانه :: رسانه‌ها

شبکه توزیع محتوا چیست؟

شبکه تحویل محتوا (Content Delivery Network) که به اختصار CDN نیز خوانده می‌شود یک شبکه بزرگ از سرورهایی است که در چندین نقطه دنیا مستقر هستند و به صورت جغرافیایی توزیع شده‌اند. با استفاده از CDN محتوا با توجه به موقعیت جغرافیایی کاربر از طریق نزدیک‌ترین سرور به کاربر ارائه داده می‌شود. این سرویس در افزایش سرعت تحویل محتوا و پهنای باند در وب سایت‌های با ترافیک بالا و وب سایت‌های جهانی مانند گوگل، یاهو، فیس بوک و … بسیار تأثیرگذار است.

هدف یک شبکه توزیع محتوا رساندن محتوا به کاربر نهایی با بالاترین کارآیی است. سرویس شبکه توزیع محتوا شامل بیشترین سهم از محتوای اینترنت می‌شود، مانند: وب (نوشتار، گرافیک و اسکریپت)، قابل دانلودها (فایل‌های صوتی و تصویری، نرم افزارها و اسناد)، اپلیکیشن‌ها (تجارت الکترونیک، پورتال‌ها)، رسانه‌های پخش زنده، رسانه‌های پخش درخواستی، و رسانه‌های اجتماعی.

شرکت‌های بزرگ اینترنتی برای کنترل ترافیک سایت و سرویس‌های اینترنتی خود از چندین سرور در نقاط مختلف جهان برای ذخیره‌سازی و تحویل اطلاعات و امکانات خود در سراسر جهان استفاده می‌کنند. این امر باعث می‌شود که کاربران مختلف در سراسر جهان در هنگام استفاده از سرویس‌های آن‌ها هیچگونه تفاوتی را حس نکنند و همگی با بالاترین سرعت ممکن از نزدیک‌ترین سرور شرکت مورد بحث استفاده کنند. این امکان بسیاری از مزایای دیگر مانند امنیت، همیشه در دسترس بودن، پخش صحیح فشار بر روی چندین سرور و … را به همراه دارد.

اما شرکت‌های کوچک، سایت‌های معمولی و کاربران اینترنتی تنها بر روی یک سرور (همان هاست خود) اطلاعات خود را نگهداری می‌کنند و از آنجا به کاربران و بازدید کنندگان خود در سراسر جهان سرویس می‌دهند و تنها می‌توانند با محدودیت‌های سرور خود مثلاً مقدار پهنای باند، سرعت تبادل اطلاعات و … به کار خود ادامه دهند 

رسانه :: رسانه‌ها

چرا معتاد رسانه می‌شویم؟

یکی از اصلی‌ترین مشکلات این زندگی آن است که تنوعی در آن نیست. هر روز تکرار دیروز است. اینجا است که سروکله رسانه پیدا شده و به صورت کاملا مجازی تنوعی را که انسان به دنبال آن است، ایجاد می‌کند.

 

من دیگر ما، جلد پنجم، صفحه 318

نویسنده: محسن عباسی ولدی

رسانه :: رسانه‌ها

نقد و پیشنهاد؛ کمپین «ساخت ایران» دیجی کالا

دیجی‌کالا با ارائه کمپینی تحت عنوان ساخت ایران made_in_ir# گفته:

ما در کمپین «ساخت ایران» قصد داریم با افتخار، کالاهای با کیفیت ساخت ایران و قهرمانان و ستاره‌های تولید داخلی را معرفی کنیم و با سربلندی و سرافرازی به ایرانی بودن خود ببالیم.

ضمن تشکر از توجه دیجی‌کالا به کالای ایرانی، ذکر چند نکته ضروری است:

- دیجی‌کالا در مورد چگونگی انتخاب این برندها در نظرسنجی مردمی نوشته است:

برندهای حاضر در این کمپین همگی بطور اختصاصی از شرکای تجاری دیجی‌کالا هستند و محصولات آنها در وب‌سایت دیجی‌کالا قابل بررسی و خریداری است.

اینکه دیجی‌کالا به عنوان یکی از معتبرترین و موفق‌ترین فروشگاه‌های اینترنتی ایرانی، با این تعداد کم از برندهای ایرانی شریک تجاری است، مایه تأسف است. البته می‌دانیم که دیجی‌کالا در دو سه سال اخیر اجناس غیردیجتیالی هم به فروشگاه خود اضافه کرده و شاید یک دلیل عمده همین باشد. اما انتظار می‌رود دیجی‌کالا با ایجاد مشوق‌های لازم به برندهای ایرانی، اجناس ایرانی بیشتری را در فروشگاه خود به فروش بگذارد و امیدواریم یکی از اهداف دیجی‌کالا از راه‌اندازی این کمپین همین باشد.

- نکته جالب توجه دیگر اینکه تقریبا سی درصد از برندهای ایرانی دیجی‌کالا مرتبط با «انتشارات» مختلف است که اگر محصولات فرهنگی و هنری را به انتشارات کتاب اضافه کنیم، این درصد بالاتر هم می‌رود. اینکه دیجی‌کالا به سراغ انتشارات مختلف رفته یا آنها به سمت دیجی‌کالا آمده‌اند، مهم نیست؛ مهم تفاهم دیجی‌کالا و توجه ویژه دیجی‌کالا به فرهنگ است که می‌تواند در آینده اثرات مثبت یا منفی پررنگی داشته باشد.

- دیجی‌کالا در شش دسته نظرسنجی خود را انجام می‌دهد:

  1. توان رقابتی بیشتر با کالای مشابه خارجی
  2. موفق‌ترین برند در زمینه مشتری‌مداری
  3. بهترین خدمات پس از فروش
  4. نوآوری و جذابیت برند
  5. موفق‌ترین در ایجاد سبک زندگی راحت‌تر
  6. فعال‌ترین در ترویج فرهنگ و هنر

از آنجا که ارزش‌گذاری محتوا در رسانه‌های جدید به سمت امتیازات کاربری رفته است و از آنجا که بازاریابی دیجیتال سهم عمده‌ای در فروش شرکت‌ها در آینده خواهد داشت و دیجی‌کالا نیز یکی از موفق‌ترین فروشگاه‌های ایرانی تا امروز بوده، اثر دیگری که اینگونه کمپین‌ها بر فضای تجاری دارند، سمت و سودهی به شرکت‌ها برای بالا بردن این 6 زمینه است. 

به نظر می‌رسد در سال‌های آتی با بیشتر شدن خرید اینترنتی مردم، شرکت‌ها به سمت همین بروند که تطابق بیشتری با معیارهای نظرسنجی‌های مردمی داشته باشند و خوب یا بد (در این یادداشت قصد قضاوت ندارم) این کمپین‌ها بر تولیدات ایرانی اثر خواهد گذاشت.

- با یک پیشنهاد این یادداشت را به پایان می‌برم: بهتر بود دیجی‌کالا این کمپین را منوط به شرکای تجاری خویش نمی‌کرد؛ بلکه در یک فضای باز اجتماعی، به کاربران اجازه اضافه کردن برندهای محبوب ایرانی خود را می‌داد. شاید اینگونه هم رقابت جذاب‌تر می‌شد و هم برندهای دیگر تشویق به حضور در بازار تجارت الکترونیک می‌شدند و شاید اینگونه سمت و سودهی به خرید و توجه مردم کمرنگ‌تر می‌شد.

 

رسانه :: رسانه‌ها

خسته نباشید به تیم خندوانه

فصل دوم خندوانه هم به اتمام رسید. خندوانه یکی از برنامه‌های موفق تلویزیونی ایران است که دلایل موفقیت آن می‌تواند دلایل عدم موفقیت سایر رسانه‌ها یا برنامه‌ها باشد.

به نظرم تیم خندوانه با شناخت درست مخاطبان خود، ارزش‌ها، فرهنگ و ذائقه آن‌ها به طراحی این برنامه اقدام کرد. اما این همه کار نبود؛ خندوانه توانست پس از ایجاد هوادارانی برای خود، آن‌ها را در خصوصیات فرهنگی گوناگونشان ارتقا دهد. به طور مثال تشویق به کتاب‌خوانی، تشویق به مصرف بهینه آب و ... از سویی دیگر همه این موارد با استفاده از جریان سازی اجتماعی به وقوع پیوست و فقط ایده و بستر از سوی خندوانه در اختیار مردم قرار می‌گرفت تا مردم تأثیر مثبت خود را بر روی اجتماع خود بگذارند. طرح‌هایی مانند همسفره، جمع آوری امضای برای فاجعه منا و شنبه‌های خندان، نگاه مردم به جامعه خود را مسئولانه‌‌تر کرد.

نوآوری مستمر و تولید حرف نو، یکی دیگر از ویژگی‌های دائمی خندوانه بود که هیچوقت اجازه افت به این برنامه از منظر مخاطب را نداد. به محض اینکه چرخه حیات بخشی از برنامه در حال نزدیک شدن به افول بود، با پردازش مجدد آن و ارتقای آن، امکان جذاب شدن دوباره آن فراهم می‌شد. نکته‌ای که بسیاری از برنامه‌ها و رسانه‌ها را به سمت مرگ برد؛ چه بسیار مجلات و روزنامه‌ها و برنامه‌های رادیو و تلویزیونی که به دلیل ایده خوب، ابتدا مخاطب قابل توجهی کسب کردند اما به دلیل عدم ارتقای آن در گذر زمان یا تمام شدن حرفشان رو به زوال و افت مخاطب رفتند و بعضا یا چادر مرگ شدند یا فقط با حمایت‌های مالی بی‌چشم‌داشت زنده ماندند.

تبلیغات کالاهای فرهنگی از دیگر مواردی بود که در خندوانه بسیار خوب مدیریت شد. هر چند تبلیغات بخشی از برنامه خندوانه بود، اما این تبلیغات آنقدرها در ذوق مخاطب نزد که یک دلیل عمده آن می‌تواند این باشد که خندوانه اکثر مواقع کالای فرهنگی را تبلیغ کرد و نه هر چیزی را.

توجه به تمام مردم ایران نکته دیگری بود که خندوانه به آن اصرار داشت. حضور در شهرهای مختلف، حضور قومیت‌ها و اقلیت‌های گوناگون ایران عزیز در برنامه و حضور تفکرهای سیاسی، اجتماعی مختلف و استفاده از آهنگ و شعر در مورد ایران در این برنامه نمود فراوان داشت.

خسته نباشید می‌گویم به رامبد جوان و سایر تیم خندوانه که توانست با کار علمی دقیق و ایده قوی به ما آموزش هم بدهد.