۱۵۶ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

تعطیلی وطن امروز؟!

سیاسی

دیشب خبری منتشر شد که روزنامه وطن امروز به دلیل مشکلات مالی دیگر منتشر نخواهد شد. اگر اشتباه نکنم سال ۸۷ بود که این روزنامه شروع به کار کرد و از همان ابتدا مواضع شفاف و البته کار هنری دلچسب آن به همراه نیروی انسانی جوان با انگیزه، وجه تمایز این روزنامه شد. روزنامه‌ای که ۲۷۸۰ شماره منتشر شد و حداقل نیم صفحه اول روزنامه، آن را به یکی از اثرگذارترین روزنامه‌های تاریخ کشور تبدیل کرد.

کار روزنامه کلا کار طاقت‌فرسایی است. روزهای کاری شلوغ و مستمر یکی پس از دیگری می‌آیند و زمان کمی برای بستن صفحات آن هم در تعداد واژه‌های تقریبا از پیش مشخص شده وجود دارد. حتما این کار حدود ۱۱ ساله هم خدا قوت لازم دارد. خدا قوت و ذکر این نکته که ای کاش می‌شد با حذف هزینه‌های کاغذ و چاپ و توزیع، نسخه الکترونیک این روزنامه را حفظ کرد.

داشتم به این فکر می‌کردم واقعا وطن امروز تعطیل شده یا تعطیل می‌شود؟ دیدم وطن امروز علاوه بر انتشار روزنامه، یک کار با ارزش دیگر نیز انجام داده است. پرورش روزنامه‌نگارانی که حالا هر کدامشان می‌توانند در فضای رسانه‌ای کشور نقش‌آفرینی کنند. افرادی که یاد گرفته‌اند به دور از محافظه‌کاری‌های موجود و البته به دور از برخی تندروی‌های بی حاصل، حنجره مکتوب انقلاب باشند. البته که حتما در کار پرشتاب و حجیم، اشتباهاتی هم وجود دارد، اما برآیند وطن امروز، از آن روزنامه‌ای دوست داشتنی ساخته بود که امید است ریشه‌های آن در سایر رسانه‌ها تکثیر شود.

 

معامله قرن

سیاسی

اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که کشورتان را تا آخر عمر ترک کنید، قبول می‌کنید؟ شاید برخی قبول کنند.

حالا اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که دیگر کشورتان را بیگانه‌ها اداره کنند، قبول می‌کنید؟ باز شاید عده بسیار کمتری باشند که قبول کنند. بخصوص اگر پولش وسوسه انگیز باشد.

حالا اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که علاوه بر اینکه کشورتان را بیگانه‌ها اداره می‌کنند، اسم کشورتان هم عوض شود، و شما مثل یک مهاجر فقط در این کشور زندگی کنید، قبول می‌کنید؟ بعید است حتی یک نفر هم حاضر باشد کلا کشورش تا ابد توسط بیگانه‌ها حذف شود.

چنین پیشنهادی به فلسطینی‌ها داده شده است ذیل عنوان «معامله قرن». وعده داده‌اند به شما دلار می‌دهیم، رفاه می‌آوریم ولی دست از فلسطین بردارید و بگذارید فقط اسرائیل بماند با پایتختی قدس!

چه دشمنان احمقی! برای اولین بار در طی چند دهه گذشته، همه فلسطینی‌ها را متحد کرده‌اند. از طرفداران مقاومت گرفته تا دولت خودگردان. آنقدر پیشنهاد وقیحانه و عریان است که دیگر جای حمایتی نمی‌ماند. دیگر حق و باطلی در هم آمیخته نشده که بتوان با آن حتی توجیه کرد.

----------------------

پ.ن ۱: امروز در منامه نشسته‌اند که راجع به این موضوع صحبت کنند و هیچ فلسطینی‌ای در این نشست نیست!

پ.ن ۲: فکر کنیم به اینکه حالا کمی هم حق به آن بیامیزند چطور می‌شود؟ مثلا بگویند دلار می‌دهیم و رفاه می‌آوریم ولی استقلال‌تان را زیر سؤال ببریم و برای فلان مسئله‌تان ما تصمیم بگیریم. مثلا ما بگوییم که در کدام حوزه‌های علمی پیشرفت کنید و در کدام حوزه‌های علمی پیشرفت نکنید؟! ما بگوییم که چه برنامه‌ای در حوزه سلامت داشته باشید، ما بگوییم چه برنامه‌ای در آموزش و پرورش داشته باشید، ما بگوییم توان نظامی‌تان چقدر باشد، ما بگوییم... همان شد، نه؟ یا دقیق‌تر بگویم به همانجا ختم می‌شود، نه؟ چقدر شرم‌انگیز!

نیازمند تغییر همزمان فرم و محتوا هستیم

سیاسی

سال ۱۳۵۸ که پس از فوت مرحوم طالقانی، آیت الله خامنه‌ای امام جممعه تهران شد، ۴۰ ساله بودند. در آن روزها هیچ کسی از انتخاب ایشان به عنوان امام جمعه شگفت زده نشد و کسی نگفت که یک جوان ۴۰ ساله امام جمعه تهران شده است. 

کمی کمتر از ۴۰ سال از آن روزها می‌گذرد. سال گذشته حجت الاسلام حاج علی اکبری به عنوان رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه انتخاب شدند (+) و چند روز پیش به عنوان امام جمعه موقت تهران اعلام شدند. اولین نماز جمعه توسط ایشان امروز خوانده شد و بسیاری خوشحال شدند که یک جوان به عنوان امام جمعه موقت انتخاب شده است و کم کم جوانان به نماز جمعه برمی‌گردند. او ۵۴ ساله است و شاید برای جوان دانستن ایشان کمی دیر شده باشد اما به هر حال میان سایر ائمه موقت جمعه تهران، جوان‌تر است!

همین جوان‌تر بودن کافی بود تا در اولین نماز جمعه ایشان، دو ردیف از نرده‌ها حذف شود (+) تا مردم بتوانند اندکی مسئولین خود را از نزدیک ببینند. حاج‌علی‌اکبری وعده داده است که این اصلاحات تکمیل خواهد شد. 

خوانده‌ایم که شهید بهشتی در ابتدای انقلاب چگونه از وجود تشریفات زائد بر امنیت، به عنوان یک انحراف جدی یاد می‌کرد (+)؛ قدم عملی در راه تحقق این سخنان را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم که همزمان با تغییرات در فرم، تغییرات در محتوا نیز آغاز شود. نماز جمعه باید تبدیل به پایگاهی شود که از حق و عدل پاسبانی کند و به دور از مصلحت‌سنجی‌های خسته کننده و بدون کارکرد، ضعف و قوت مسئولین و فعالیت‌های آنان را تبیین نماید. آن وقت می‌توان امیدوارم بود که پرچم مطالبه پیشرفت توسط ائمه جمعه بلند شود و در میان مدت، فاصله میان مردم و مسئولین کاهش یابد. 

برای ما که روزهای اول انقلاب را ندیده‌ایم و فقط عطری از گلزار رفتارهای امام و حلقه اول یارانش را استشمام کرده‌ایم،‌ تحقق این سخنان بسیار جذاب است. 

آتش به اختیار و ترقه بازی؛ درست یا نادرست؟

سیاسی

در دیدار 17 خرداد رهبری با دانشجویان برخی کلیدواژه‌ها دستمایه مباحثه و حتی اختلاف شده است؛ از جمله «آتش به اختیار» و «ترقه بازی». کلیدواژه‌هایی که شاید اگر همان افرادی که آن را دستمایه بحث قرار داده‌اند در آن جلسه حضور داشتند و زمینه سخنان پیش آمده در آن جلسه و صحبت‌های دانشجویان را می‌شنیدند، انقدر برایشان مبهم نبود. افرادی که عموما حتی سخنرانی ایشان را کامل ندیده‌اند یا نخوانده‌اند چه برسد که سخنان دانشجویان را شنیده باشند. در این چند روز از افرادی که چنین پست‌هایی در فضای مجازی منتشر می‌کردند، می‌پرسیدم که سخنان کامل یا لااقل چند جمله قبل و بعد از آن را دیده‌اید یا خوانده‌اید؟ و عموما پاسخ این بود که خیر. 

بر خود لازم دانستم به جهت حضور در آن جلسه نکاتی چند را بنویسم:

- آتش به اختیار:

راجع به این کلیدواژه ذکر چند نکته ضروری است:

  • مخاطب آتش به اختیار دانشجویانی هستند که به قول رهبری حرف‌های سنجیده و پخته و دقیقی زده‌اند. آنها آدم‌های نادان و کودنی نیستند تا اهل عمل غیرقانونی و افراطی باشند. آنها تندترین نقدها از عملکرد اکثر دستگاه‌های کشور را به صورت قانون‌مند در حضور شخص اول کشور بیان کردند اما افراطی‌گری نکردند و باور دارند که حرف‌هایشان در کشور اثر دارد و نیازی به عمل غیرقانونی نیست.
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به این شرط می‌دهند که ارتباط با ستاد مرکزی قطع باشد یا ستاد مرکزی مختل و تعطیل باشد نه در همه جا. دامنه آن را هم با توجه به نقدهای دانشجویان مشخص می‌کنند که در حوزه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی است. واقعا آیا اگر ستاد مرکزی پاسخگوی نیازهای کشور نبود، راه حل جز این است که مردم کمکی برای بهتر شدن شرایط کنند؟ اساسا آیا بیداری مردم و به ویژه قشر دانشجو که مؤذن جامعه است، پدیده بدی است؟ 
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به کسانی می‌دهند که افسر جوان جنگ نرم هستند و از اصطلاح فرمانده در میدان جنگ استفاده می‌کنند. طبیعتا فرمانده در میدان جنگ، اگر آتش به اختیار هم باشد، آتش را به روی مردم خودش نمی‌گشاید. در جنگ نرم هم آتش به اختیار در مورد دشمن است. یعنی اگر می‌بینید که مسئولین مقابل تهاجم فکری و فرهنگی دشمن کاری نمی‌کنند، شما در نقد خصمانه دشمن آزادید. 

- ترقه‌بازی:

در جلسه‌ای که گفته شد، قبل از سخنرانی رهبری، یکی از دانشجویان در سخنانی گفت که امنیت کشور ما پایدار است و با این ترقه‌بازی‌ها دل کسی شور نمی‌افتد. استفاده رهبری از این کلیدواژه در فرمایشات خودشان را نباید ریشخند غم مردم تصور نمود.

اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی، ریشخند ضعف تروریست‌ها است که پس از چند سال محاصره ایران در آتش ترور، فقط توانشان همین بود و خللی در امنیت کشور وارد نشده است. اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی صدور پیام آرامش به مردم عادی جامعه بود که ممکن است به دلیل این اتفاق دلشوره ناامنی گرفته باشند و با این پیام بدانند این اتفاق نه بزرگ بود و نه تکرارشدنی. عده‌ای گویا فراموش کرده‌اند که گوینده ترقه‌بازی خودش قبلا ترور شده است و بیش از آنها تلخی ترور را می‌داند.

متأسفانه در فضای روانی ایجاد شده، افراد منصف هم صحبت‌های تقطیع شده یک نفر را از رسانه‌های مخالف او می‌شنوند و قضاوت می‌کنند. کاری که حتما خودشان هم در خلوت خودشان آن را عقلانیت و روشنفکری نمی‌دانند.

 

حُسن تو همیشه در فزون باد

سیاسی

عصر امروز در دیدار دانشجویی با رهبر معظم انقلاب حضور داشتم. دیداری که تندترین نقدهای ممکن البته با نگاهی دلسوزانه نسبت به ارکان حکومت ایراد شد. نقدهایی که البته گاهی با راهکارهای عاقلانه و پیشنهادهای عملیاتی هم همراه بود. رهبر معظم انقلاب با روی گشاده و تبسمی پدرانه و گاهی با بغضی اندک تمام صحبت‌های دانشجویان را شنیدند. دانشجویانی که به قول ایشان حتما نماد همه تفکرات موجود در دانشگاه نبودند اما در نقد کم نگذاشتند. نقد آنها نه تنها سهمی را به دولت اختصاص داد، بلکه شورای نگهبان، سپاه،‌ قوه قضاییه، صدا و سیما، مجلس، نهادهای زیرمجموعه و منتصب رهبری و حتی دفتر رهبری را نیز شامل شد.

بازگویی این دردها در حضور مسئولین، خود می‌تواند تسکین دهنده باشد، زیرا همانطور که ایشان فرمودند حتما اثربخش خواهد بود و اینطور نیست که حرفی گفته شود و تمام شود. هر چند که برخی از این نقدها درست نباشد و در عین نادرست بودن، آن مسئول برای پاسخگویی عذری بجا داشته باشد.

ای کاش مسئولین سه قوه دیگر و سایر مدیران ارشد حاکمیتی و دولتی نیز نقدهای مردم را چنین صریح و صمیمانه بشنوند بی‌آنکه به آنها انگ‌های گوناگون بزنند تا هم فاصله قدرت بین مسئولین و مردم کمتر شود و هم اعتماد مردم به نظام بیشتر شود.

------------------------------------

پ.ن: آرمان‌خواهی و مطالبه‌گری، نقد با شجاعت تمام و البته نقد علاج‌جویانه، مبارزه با نظام سلطه، مبارزه برای رسیدن به آرمان و عدم یأس در فاصله زمانی رسیدن تا آرمان نکاتی بود که ایشان به دانشجویان توصیه کردند.

 

حُسن تو همیشه در فزون باد           رویت همه سال لاله‌گون باد

هر سرو که در چمن برآید                 در خدمت قامتت نگون باد *

* حافظ

 

 

وزن‌کشی رسانه‌ای

سیاسی

چند روزی که گذشت و به دلیل نگارش پروپوزال رساله دکتری فرصت به روز رسانی وبلاگ فراهم نشد اتفاقات مهمی افتاد.

- حضور ترامپ در عربستان سعودی و جلسه با چندین کشور اسلامی و متهم کردن ایران در موارد مختلف. اتفاقی که جهل حاکمان سعودی را بیش از گذشته نمایان کرد. دولت سعودی که در دشمنی با آنها اکثریت کشور ما متفق القول هستند، هر چند که دلایل‌مان با هم متفاوت باشد که به این مهم نیز باید توجه کنیم.

- شاید یکی از نتایج این حضور تعرض به شیخ عیسی قاسم در بحرین بود. اتفاقی که  قیام مردم بحرین را وارد فاز جدیدی از مبارزه کرد. اتفاقاتی که هر چند در رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های اجتماعی کشور ما کمتر بازتاب داشته باشد اما امیدوارم به زودی به نتیجه قطعی خود برسد که سنت خدا از بین رفتن باطل است.

- فروش گاز به ترکیه به قیمت تقریبا مفت که در رسانه‌ها مواضع موافق و مخالف زیادی داشت. هر کدام از طرفین دلایلی مطرح می‌کنند که هیچ ربطی به دلایل طرف دیگر ندارد! و آخر مشخص نشد واقعا این جریمه به دلیل گران فروختن گاز در سال‌ها قبل بوده یا به دلیل کرسنت؟!

- تغییرات در بالاترین سطح در دانشگاه آزاد که باید صبوری کرد و نتیجه اقدامات را دید. اقداماتی که اگر به بهتر شدن اوضاع کمک نکند، شاید به بدتر شدن آن یاری برساند!

- اختلافات بر سر سند 2030 و نحوه توافق یا امضای آن خبر دیگری بود که این روزها بر زبان همه بود. یک طرف ایرادات را می‌گوید و طرف دیگر معتقد است که در چارچوب فرهنگ خودمان آن را اجرا می‌کنیم. کسی نمی‌گوید که ساز و کار قانونی و تصویب آن در کشور چگونه بود و اگه ایرادی داشته آیا برای حل این ایراد هم کسی فکر می‌کند تا دیگر چیزی بدون خبر تصویب نشود؟

- اظهارات رییس قوه قضاییه در مورد حصر و پاسخ سخنگوی دولت خبر دیگری بود که باید دید در آینده کدام طرف چه کاری انجام می‌دهد. آیا دولت از این مسئله فقط به دنبال بهره برداری سیاسی است یا موقع اقدام و عمل فرا رسیده؟ واکنش قوه قضاییه چه خواهد بود؟ باید منتظر ماند.

- حضور احمدی نژاد در مزار شهدا و اعتراض خانواده شهدای حرم اتفاق دیگری بود که مورد توجه رسانه‌های اصولگرا قرار گرفت و حتی خبرگزاری‌هایی که سالها احمدی نژاد را بایکوت کرده بودند و به جز خبر توصیه رهبری به عدم شرکت در انتخابات، حتی خبر ثبت نام او برای ریاست جمهوری را هم از سر اجبار منتشر کرده بودند به یکباره بایکوت رو کنار گذاشتند و فیلم‌هایی از این اعتراض منتشر کردند. اتفاقی که لااقل اگر برای رسانه جهت‌دار بد نباشد، برای خبرگزاری که باید بی‌طرف باشد اصلا خوب نیست. سردبیر چنین خبرگزاری‌هایی باید یک بار از خود بپرسند که آیا در این سالها احمدی نژاد فقط همین یک بار میان مردم رفت؟ آیا دفعه‌های قبل هم مورد اعتراض مردم قرار می‌گرفت یا فقط این یک بار او را دیده‌اند و بارها ابراز محبت مردم را ندیده‌اند؟

----------------------------------------------------

پ.ن: یک آفت در جامعه ما رو به رشد است: وزن‌کشی رسانه‌ای. گاهی اوقات به جای اینکه حق را از باطل تمیز دهیم،‌ بر حق پافشاری کنیم و با استدلال و تبیین به حل مسائل بپردازیم، همه چیز را در عملیات روانی و فشار رسانه‌ای و وزن کشی آن می‌دانیم. گویا اگر به شیوه‌های مرسوم خبرپراکنی کنیم به مقصود می‌رسیم! به نظر می‌رسد به جای اینکه وزنمان را در رسانه‌ها بالا ببریم باید خودمان را به حق نزدیک کنیم که این راه سعادت است.

 

تا 1400 چه کنیم؟

سیاسی

نتایج نهایی انتخابات اعلام شد و حسن روحانی رئیس جمهور ایران ماند. 

تبریک به هواداران و رأی دهندگان به روحانی.

روحانی پس از تأیید شورای نگهبان و تنفیذ رهبری رئیس جمهور همه مردم است و همه باید با هم کمک کنیم تا سطح خدمات دولت و پاسخگویی او بالاتر برود و عزت ملی ایران در سطح جهان بیشتر شود. این کمک در چارچوب همفکری، ارائه راهکار، مطالبه‌گری و نقد است نه تخریب و کارشکنی و امثالهم. بدانیم که اگر این دولت موفق نباشد همه متضرر خواهیم شد و اگر موفق باشد همه منتفع.

-------------------------------

 پ.ن: در میان کسانی که «نه به روحانی» را سرلوحه رقابت انتخاباتی خود قرار داده بودند طیف‌های گوناگونی حضور داشتند. کسانی که هوادار سید ابراهیم رییسی بودند، کسانی که در گفتمان اصولگرایی بودند و کسانی که روحانی را گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری نمی‌دانستند و در دوقطبی موجود به رییسی رأی دادند.

بین این گروه‌ها دنبال مقصر نباشیم. هر کسی فلش را به سمت خودش ببرد و به جای فرافکنی خود را اصلاح کند.

مردم را هم مقصر ندانیم. مردم ما عزیز و فهیم و عاقلند. معنی ندارد که اگر مردم با تفکر ما موافق باشند پس خوبند و اگر با تفکر ما موافق نباشند، فریب خورده یا بد. این تفکر استکباری است.

مردم ما به کسی رأی می‌دهند که خودش باشد نه نقش دیگری را بازی کند؛ به کسی رأی می‌دهند که کارآمد باشد و از متخصصین استفاده کند؛ مردم ما به کسی رأی می‌دهند که واقعا میان مردم باشد نه اینکه فقط شعارش را بدهد. در غیراینصورت ترجیح می‌دهند به کسی رأی بدهند که اگر میان مردم نیست، شعارش را هم نمی‌دهد؛ ایضا برای صفاتی مانند ساده زیستی، ضداستکبار و ...

خودمان و مردم را درست بشناسیم. بیایید به جای شعار، زندگی را انسانی‌تر کنیم. مراقب باشیم که آدرس خدا را از عدل جدا نکنیم که در آن صورت یک مذهبی خام و بی‌مخ بیشتر نیستیم.

 

پ.ن 2: روی واژه‌های آبی کلیک کنید و از نقل قول‌ها لذت ببرید.

باید کاری کرد

سیاسی

حال و هوای انتخاباتی در جمع کثیری از مردم ایجاد شده است. همه شش کاندیدای تایید صلاحیت شده محترم هستند. همه آن‌ها از نظر شورای محترم نگهبان، امین، باتقوا، مدیر، مدبر و ملتزم عملی به ولایت فقیه تشخیص داده شده‌اند. دو نفر از این 6 نفر تا الان انصراف خود را اعلام کرده‌اند و به هر کدام از 4 نفر دیگه رأی بدهیم مأجوریم.

اما به هر حال مردم سلیقه‌های گوناگونی دارند. همیشه هم اینطور نیست که گزینه آرمانی و صد در صد مطلوب افراد در انتخابات حضور داشته باشد. اما به هر حال نزدیک‌ترین گزینه بین گزینه آرمانی و گزینه‌های موجود راه حل اثرگذاری تک تک مردم بر سرنوشت کشور است.

به نظر می‌رسد اوضاع کشور با تمام زحماتی که کشیده شد، مورد رضایت مردم نیست و مردم گله‌مندند. اگر بخواهیم رویکرد و عملکرد را مدنظر قرار دهیم، احتمالا دولت در رویکرد خود از نظر بخش قابل توجهی از مردم نمره بالایی نمی‌گیرد. 

رویکرد اشرافی مدیران، دوری از مردم، محرمانه بودن بسیاری از اطلاعات، نگاه بالا به پایین، کم کاری و خستگی، عدم توجه واقعی به نقش جوانان در مدیریت و اعمال تصمیمات کشوری ولو در قابل شعارهای زیبا را مردم نمی‌پسندند. هر چند ممکن است برخی از رویکردهای این دولت مانند تنش‌زدایی در سیاست خارجی مورد اقبال بخش قابل توجهی از مردم باشد.

به نظر من، ادامه دولتی که بسیاری از مدیران آن همیشه در مسند قدرت بوده‌اند و در 38 سال گذشته، 30 سال وزیر و معاون وزیر و وکیل بوده‌اند و حالا همه تقصیرات را به گردن یک دوره 8 ساله می‌اندازند کار درستی نیست. انتخاب امثال نعمت زاده که حتی اگر دوره وزارتش را حساب کنیم، باید بازنشسته شوند به ریاست وزارتخانه بزرگی مانند صنعت، توهین به نسل دوم و سوم انقلاب است. 

از سیاست بگذریم و از فرهنگ هم که صحبت کنیم، نگاه دولت به فرهنگ در شأن ایران اسلامی نیست. اوج نگاه دولت به فرهنگ در احکام لایحه برنامه ششم توسعه که توسط دولت به مجلس پیشنهاد شد شامل چند رویکرد کلی بود: تعمیر ابنیه تاریخی، حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی، امنیت برگزاری فعالیت‌های فرهنگی مانند کنسرت و ... همین! فرهنگ در این دولت در همین حد دیده می‌شود.

اوضاع علم و فناوری هم در کشور در این 4 سال رشد گذشته را نداشته است. هر چند معاونت علمی ریاست جمهوری توانست در حوزه کسب و کار فناوری‌های نوین تغییرات خوبی را ایجاد نماید اما سرعت رشد علمی کشور کاهش یافت و صنایع های‌تک افول کردند و دیگر خبری از پیشرفت فناوری هسته‌ای، فناوری فضایی و ... نبود.

همه این شرایط ما را به یک سخن می‌رسانند: باید کاری کرد.

باید کاری کرد تا سرنوشت کشور در چارچوب قانون اساسی به سمتی برود که گلایه‌های مردم کمتر شود.

البته هر تصمیمی مردم در روز جمعه بگیرند محترم است. بعد از اعلام نتایج، باید همه کمک کنیم تا ایران اسلامی به سمت تعالی، پیشروی کند.

ارتباط یک‌طرفه یا دوطرفه؟!

سیاسی

بین وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کنم و می‌خوانم، اگر ببینم قسمت نظرات پستی بسته است، آن پست را اغلب اوقات نمی‌خوانم.

دیگر برای چون منی اصلا معنا ندارد کسی تا به حال با مردم تعامل نکرده باشد و بین مردم نبوده باشد و به جای شنیدن سخن آنان در اتاق‌های در بسته نشسته باشد و رئیس جمهور خوبی برای مردم شود؟

مشایی یعنی احمدی‌نژاد؟!

سیاسی

بعد از تسری شایعات پیرامون نهی احمدی‌نژاد برای حضور در انتخابات 96 توسط رهبر معظم انقلاب و شفاف شدن موضع ایشان با اعلام پشت بلندگوی عدم نهی و توصیه خیرخواهانه به برادر مؤمن با توجه به مصلحت موجود، احمدی‌نژاد نامه‌ای نوشت و به ایشان اعلام کرد که قصد شرکت در انتخابات سال 96 را ندارد. 

یک ماه بعد در تاریخ 13 آبان در شورای بازخوانی خط امام (ره)، باز هم احمدی‌نژاد در این خصوص صحبت کرد و گفت:

دوستانی که می خواهند در انتخابات کار کنند و در انتخابات نظری دارند، بروند و در این مجموعه نباشند. چون آسیب می‌بیند. من می‌دانم در این انتخابات حساسیت و فشار زیاد است. می‌آیند فشار می‌آوررند، وادار می‌کنند که آقا حمایت کن و اطلاعیه بده! من گفتم هیچ برنامه‌ای در رقابت ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک‌ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم می‌شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست. بگویند آقا خودت نباش، اعتبارت بیاید پشت این آقا، خب خنده دار است دیگر! اگر با من مشورت کنند که می‌گویم حتما نروید چون ضرورتی ندارد و در این صحنه نمی توانید کاری کنید و موفق نمی شوید. حضورتان نمی تواند مفید باشد. دلایلش هم موجود است. ما خیالمان راحت است. از اول هم راحت بود. ماب این دغدغه را نداریم.

 


پس از آن نیز در تاریخ 23 بهمن، دوباره احمدی‌نژاد با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که از هیچ فرد یا گروه یا جناحی در انتخابات 96 حمایت نخواهد کرد.

در بند سوم این اطلاعیه آمده است:

۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح‌ها به خاطر منافع گروهی، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می‌نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد، خلاف واقع است و قویا تکذیب می‌شود.

پس از این اطلاعیه، چند روز پیش، حمید بقایی اعلام کاندیداتوری می‌کند و مدعی می‌شود می‌خواهد راه احمدی‌نژاد را ادامه دهد. تا اینجا مشکلی نیست و حمایتی از جانب احمدی‌نژاد صورت نگرفته است. همه بقایی را شوخی می‌گیرند و مشایی که قبلا مدعی شده بود بعد از پایان دولت تصمیم گرفته‌ است اظهار نظر سیاسی نکند، اعلام می‌کند که کسانی کاندیداتوری بقایی را شوخی می‌دانند که در سال 76 خاتمی و در سال 84 احمدی‌نژاد را شوخی می‌دانستند. تا اینجا هم می‌توان اظهار نظر مشایی را یک اظهار نظر سیاسی تلقی کرد و به احمدی‌نژاد مربوط ندانست.

اما روز گذشته مشایی در یک نشست پرسش و پاسخ رسمی، به صورت تمام قد از بقایی حمایت می‌کند و او را شبیه‌ترین فرد به احمدی‌نژاد می‌داند و می‌گوید:

آنچه از بیانات مقام معظم رهبری دریافت کردیم این است که دکتر احمدی نژاد فقط به عنوان نامزد حضور نداشته باشد.

اینها که می‌گویند بر اساس توصیه رهبری احمدی‌نژاد نباید از کسی حمایت کند، اگر ایشان از نامزد موردنظر آنان حمایت کند باز هم این حرف‌ها را خواهند زد؟!

ذکر دو نکته در اینجا لازم است:

یک نکته آنکه آیا احمدی‌نژاد جمله خودش را یادش هست که «احمدی‌نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد»؟ آیا کناره‌گیری خودش از حمایت از کاندیداها و حمایت تمام قد مشایی از یک کاندیدا را می‌توان هضم کرد؟ این تناقض آشکار را نمی‌توان با جملاتی نظیر اینکه مشایی آزاد است و به من ربطی ندارد هم توجیه کرد؛ زیرا مشایی با بقیه افراد در این جریان فرق دارد. پذیرفتن این توجیهات یعنی مشایی با احمدی‌نژاد فرق دارد و چون فرق دارد پس نمی‌تواند جریان مردمی احمدی‌نژاد را هدایت کند.

نکته دوم اینکه دریافت مشایی از بیانات رهبری با دریافت احمدی‌نژاد کاملا متفاوت است و این اظهر من الشمس است. ضمن اینکه باید پرسید منظور مشایی از جمله‌ای که نقل شد چه کسانی بودند؟ برداشت احمدی‌نژاد هم از توصیه رهبری این بوده است که نباید از کسی حمایت کند و آن را کتبی و شفاهی اعلام کرده است. باید بپذیریم احمدی‌نژاد در این موضوع مهم با «اینها» (اصولگرایان) توافق نظر دارد و با مشایی اختلاف جدی دارد؟

به نظر می‌رسد که هر چند احمدی‌نژاد قبلا گفته‌ است نزدیکان من هم اگر حرفی زدند، قویا تکذیب می‌کنم اما چون این فرد مشایی است که بارها احمدی‌نژاد تأکید به مورد وثوق بودن ایشان داشته است و ایشان در حال مصادره احمدی‌نژاد به نفع خود و جریان مدنظر خود است، یک بار دیگر نیازمند شفاف شدن موضع احمدی‌نژاد هستیم تا تصور صراحت و شجاعتی که از احمدی‌نژاد داشتیم خدشه‌دار نشود. ضمن اینکه ایشان باید به خودشان تذکر دهند که در عالم سیاست هیچوقت کسی را اینطور تمام قد مورد حمایت قرار ندهد، چون ممکن است روزهای دیگری از راه برسند.