۱۵۴ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

انقلاب اسلامی مردم!

سیاسی
 
ایام الله دهه فجر در حال اتمام است. دهه‌ای که لااقل در چند قرن اخیر مهم‌ترین دهه‌ی تاریخ کشور عزیزمان ایران است و می‌توان آن را در دوره معاصر در کنار فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی از مهمترین اتفاقات جهان دانست. انقلابی که خیلی از تحلیل‌گران نتوانستند آن را تحلیل کنند و آن کسانی هم که تحلیل کردند شاخه‌ای از تحلیل خمینی عزیز را بیان کردند. تحلیلی که به یقین بهترین و کاملترین تحلیل هست: با کمک خدا، متن مردم جوشید. متن مردم بدون تبلیغات جوشید.
 
‌اما متاسفانه بعضی از سودجویان این انقلاب مردمی را می‌خواهند سرمایه شخصی خود بدانند و آن را حاصل زحمات و تفکرات خود بدانند. نظریه‌ای در علوم اجتماعی وجود دارد به نام «کاهش گرایی». ارل ببی در کتاب «روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی» در توضیح «کاهش گرایی» می‌نویسد که: اگر یک اتفاق بزرگ را فقط به یکی از جنبه‌های آن ربط دهیم دچار کاهش‌گرایی شده‌ایم. مثلا اگر انقلاب آمریکا را حاصل زحمات جرج واشنگتن بنامیم!
 
‌در این سی سال کسانی وجود داشتند و دارند که خود را همه کاره انقلاب می‌دانند. متاسفانه رسانه ملی امسال به این قضیه دامن زد. با تمام احترامی که نسبت به آقای ضرغامی قائل هستم و معتقدم باعث شروع تحولات خوبی در صدا و سیما شده است اما به برنامه‌های دهه فجر امسال انتقادات زیادی وارد است.
 
در برنامه‌های امسال بیشتر از اینکه نقش مردم نشان داده شود، متاسفانه به اشخاص رو آوردند. اشخاصی که شاید نشان دادن چهره قدیمی آنها در کنار امام، فرصتی شود تا آنها خود را  یار امام معرفی کنند و بخواهند کارهای غلط خود را درست جلوه دهند؛ حال آنکه چهره‌ی جدید آنها در بعضی اشخاص ممکن است متفاوت با چهره‌ی سال‌های اول انقلاب باشد. شاید فکر کنند که مردم ما فراموش می‌کنند که چه کسانی در استفاده از بیت المال تخلف داشتند، چه کسانی آرمان‌های امام و انقلاب اسلامی مردم ایران را دست‌مایه قدرت‌طلبی خود کردند و چه کسانی ... . منکر خدمات سال‌های گذشته اشخاصی که بعدا چهره عوض کردند نمی‌شوم و همچنین افرادی که به آرمان‌های مردم وفادار ماندند و هنوز در حال خدمتگزاری هستند، اما حسرت می‌خورم  که چرا در رسانه ملی نقش ملت در انقلاب کمرنگ‌تر از برخی از اشخاص است.
 
آیا متعلق دانستن انقلاب به برخی از این اشخاص باعث نشده که برخی از جوانان اهمیتی برای دهه فجر قائل نباشند؟
 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
پی نوشت ( 87/11/20) :
 
 امروز توو فرهنگسرا که بودم اتفاقی جمله هایی از امام(ره) رو در رادیو شنیدم : «بعد از اینکه این دهه را به همه مسلمانان تبریک بگم و مظلومان ؛ نباید این به ذهنمان خطور کند که این انقلاب را اشخاص انجام دادند . من همانقدر در انقلاب نقش داشتم که به عنوان عضوی از این جامعه هستم ...»
 

واقعا این جملات امام بیان کننده خیلی چیزاست.


 
 
 
 
 
 

مبارزه با تروریسم !

سیاسی
ایهود باراک وزیر دفاع!!! رژیم صهیونیستی : ما در حال مبارزه با تروریسم هستیم .
عکس هایی که مشاهده می کنید نشان دهنده مظلومیت کشوری!!! به نام اسرائیل است که ساکنان قدیمی سرزمین قدس بودند و حالا کسانی می خواهند به زور پول و اسلحه و جنگ روانی آنها را از خانه و کاشانه شان بیرون کنند و خود دولتی مستقل در آن بنا کنند . دولت غیرفانونی فلسطین !!!!!! (حماس) بدون رای مردم و به زور بر کشور فلسطین حکمرانی می کند و اصلا نشانی از دموکراسی و آزادی بشر ندارد ؛ آنها کم کم تبدیل به یک تروریسم دولتی شده اند و اینگونه زن و کودکان سرزمین اسرائیل !!! را از بین می برند .
هیچ جور دیگه ای نمی تونم خودمو توجیه کنم و این صحنه هایی رو که می بینم به راحتی ازش بگذرم مگر با جملات بالا ! وگرنه آیا میشه که کودکان چند ماهه تروریسم باشند ؟
واقعا کار به جایی رسیده که دیگه صحبت از اتحاد عرب و اتحاد مسلمانان گذشته . جدای از اینکه اگر همچین اتفاقی برای کشور دیگه ای میفتاد سران فلسطین آنها را کمک می کردند یا مثل بقیه اعراب بی تفاوت بودند ، این سرزمین جایی شده که انسانیت داره زیر سوال میره . کسانی آشکارا تصمیم حمله به مناطق مسکونی و مدارس را می گیرند و آشکارا طرح ترور را از قبل اعلام می کنند و سپس از آزادی و حقوق بشر صحبت می کنند ! آنها از مبارزه با تروریسم صحبت می کنند و از دفاع از خود می گویند !
آیا هنوز هم کسانی پیدا می شوند که بگویند مردم خودمان مهم تر هستند ؟ آیا اگر مردم ما مهم تر باشند انسانیت مهم نیست ؟ آیا می شود در دنیایی زندگی کرد که عده ای وحشیانه عمل می کنند و روشنفکرانه شعار می دهند ؟ آیا به عنوان انسان در قبال این همه اعمال ضدانسانی مسئول نیستیم ؟
یاد سفرم به مدینه میفتم که وهابی ها همیشه در حال نماز و خواندن قرآن بودند . چقدر واضح و روشن می بینیم که مسلمانی فقط به عبادت نیست و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری هم جزئی از  دین است . چقدر آشکار تاریخ در حال تکرار است که ابن ملجم ها و ابن سعد ها و شمرها حافظ و مفسر قرآن هستند ولی ذره ای به آن عمل نمی کنند .
و در آخر اینکه تنها راه نجات بشریت از وضع موجود گسترش تفکر مهدویت است تا انسان ها دیگر منفعلانه عمل نکنند و در قبال ذبح انسانیت ، درست و متفکرانه و به موقع عمل کنند . به امید روزی که همه انسان ها به دور از تکبر و حرص و سایر صفات زشت و به خصوص بی تفاوتی نسبت به سرنوشت انسانیت گام بردارند .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

دوگانگی ارزشی

سیاسی

دیروز یه گزارش از شبکه تهران دیدم که خیلی جالب بود. در چند روز پیاپی و در ساعت‌های مشخص مثلا 11 صبح (در روز گزارش) پارکینگ‌های اتوبوسرانی پر از اتوبوس بود و مردم در ایستگاه‌ها صف‌های طویل بسته بودند! گزارشکر می‌گفت که هیچ کس هم در شهرداری پاسخگو نبود!

گویا بعد از اون همه دروغ نسبت دادن قالیباف نسبت به شهردار قبلی و سپس استفاده از نام شهردار قبلی در انتخابات شورای شهر برای حزب وابسته به او با این بیلبورد که:

رئیس جمهور مانند رجایی، شهردار مانند باکری، شهردار ما قالیباف!

او این دوگانگی ارزشی را اینطور پاسخ می‌دهد که هنوز باید شهردار قبلی در کارهایی که نکرده تخریب شود تا من رئیس جمهور شوم! شاید اینگونه طرح سهمیه بندی بنزین ناکارآمد جلوه کند.

 

 

رئیس جمهور بازی !

سیاسی

خیلی ممنون از خانم روحانی که منو دعوت کردند به این بازی.

بازیه جالبیه! به نظر من مشکلات و تفکرات افراد مختلف و دغدغه‌های اساسی اونا رو نشون میده، اصلا میشه از این بازی یه پایان نامه کارشناسی ارشد نوشت.

اگه من یه روزی رئیس جمهور بشم، که خدا همچین بلایی رو برا ایران نخواد! (فرض می‌گیریم که بنده پس از طی مراحل و تجربه‌های بسیاری به این سمت نایل آمدم) سعی می‌کنم به اون برنامه‌هایی که به مردم گفتم و مردم به خاطر اون به من رای دادن عمل کنم، عمل کردنم هم به قول یارو گفتنی هردنبیلی نیست. به نظر من برنامه‌ها اونقدرها هم مشکل نداره، حتما برنامه‌ها خوب بوده که مردم بهش رای دادن یا لااقل از بین کاندیداهای ردصلاحیت نشده بهتر بوده! چه برنامه سازندگی و توسعه اقتصادی باشه، چه توسعه سیاسی و چه اجرای عدالت یا هر چیز دیگه‌ای (این مثال‌ها برای ملموس شدن بحث است و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد!). هر کدومشون به موقع خودشون خوبه. باید زمان سنجی درستی داشته باشیم و به این نکته توجه داشته باشیم که عدالت و اخلاص و آزادی میتونه زمینه کاری ما باشه تا بتونیم در همه چیز با جهش پیشرفت کنیم.

یه حکمت در نهج البلاغه هست (437) که: «عدالت هر چیزی را در جای خود می‌نهد... عدالت تدبیر عمومی مردم است...». تا عدالت تا حد معقول برقرار نشود، هیچ تضمینی برای توسعه اقتصادی و سیاسی وجود نداره، چرا که وجود دارند قدرتمندان و ثروتمندانی که دم از آزادی بیان می‌زنند ولی فقط برای کسانی که به نفع آنها حرف می‌زنند! هر کس هم مخالفت کند و انتقاد کند با رسانه‌ها و ابزاری که در دست دارند به چماق‌دار و خشونت طلب متهم می‌شود.

پس عدالت به همراه آزادی و اخلاص زمینه کاری می‌شود. اما برای هر کاری باید فرهنگ سازی مناسب اون کار انجام بشه تا اکثریت مردم یکدل و متحد به انجام اون کار رغبت پیدا کنند. شاید اینطوری بگم بهتره که به نظر من فرهنگ سازی مناسب قبل از شروع کار و در حین انجام و به خصوص پس از آن 50 درصد از کار است.

اما برنامه‌ها:

اول از همه اینکه یه فکری به حال روحانیونی که نمی‌فهمند مسئولیت یعنی چی و تو هر کاری میخان خودشون رو دخالت بدن می‌کردم! بعدش هم یه فکری برا موتوری‌ها و سیگاری‌ها. البته نه به صورت فاشیتی که بخام همشون رو محاکمه کنم، یه بازی برد-برد! به نظر من با آوردن نخبگانی که بدون دلیلی طرد شده‌اند و نخبگان فرهنگی و علمی و هنری که در خارج از کشور حضور دارند می‌توانیم نشاط و فعالیت رو به کشورمون برگردونیم. البته این امر هم مستلزم برنامه ریزی دقیق هست و همینجوری نمیشه یه دفعه همه رو برگردونیم ایران! ضمنا این به معنی این نیست که نخبگانی که در ایران زندگی می‌کنند چیزی از آنها کم دارند!

سعی می‌کنم یه خورده فرهنگ اخلاص و همرنگی رو در مردم زیاد کنم که انقدر شاهد... نباشیم! شاید این کارها خیلی بیشتر از 4 سال طول بکشه اما ما که مثل خیلی‌ها نمیخایم کارها به اسم خودمون تموم بشه، ما شروع می‌کنیم به اسم هر کی تموم شد خدا خیرش بده! باید تحمل این حرفا هم داشته باشیم که هر اشتباهی شد توسط ما انجام شده، هر کار خوبی هم انجام شده دولت‌های قبلی انجام دادن یا دولت‌های بعدی تکمیل کردند. آخه میدونید که؟ فقط اونایی خوبن که قدرت و ثروت داشته باشن و رسانه‌ها دستشون باشه، بقیه هر چقدر هم کار کنند...

یه کار دیگه که انجام نمیدم اینه که اصلا شعار اقتصادی نمیدم، چون زمانه اثبات کرده که هر کی شعار اقتصادی داده و می‌خواسته به دردهای اقتصادی مردم برسه همه چی بدتر شده! چون با این شعار آدم فقط دشمنای خودشو زیاد می‌کنه و حلقه دور خودشو تنگ‌تر می‌کنه!

به نظر من اگه تفکیک کارها بشه خیلی از مشکلات با توجه به استعدادها و منابع حل میشه؛ اگه اون کسی که برنامه ریزه برنامه ریزی کنه، اونی که مجریه اجرا کنه و اونی که ناظره نظارت کنه، دیگه انقدر کارها قاتی پاتی نمیشه! حل کردن این مشکل به دست دانشگاهی‌هاست و اونا که باید توو همه جا (با توجه به رشته شون) دخالت کنن نه یه عده دیگه...

یه فکری هم باید به حال این بوروکراسی کرد که دمار از روزگار همه در اورده!

به نظرم اگه مشکل فرهنگ کار هم در مردم ما حل بشه، خیلی می‌تونیم پیشرفت کنیم!

 

دوستای خوبم که دعوتشون می‌کنم: احمد، جاوید، مجید، علی، محمد.