پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۱۲۲ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

شخصی

عمودهای راه

السلام علیک یا کریم اهل بیت

عمودهای پیاده روی اربعین برادرت را که مردم می‌پیمودند، به این فکر می‌کردم که عمودهای رسیدن به تو چگونه است؟ چند عمود باید طی کنم تا به تو برسم؟ چند عمود باید با دلم بروم و چند عمود را باید با عقلم بروم. عمودها چگونه قرار گرفته‌اند؟ آیا در پیاده روی برای رسیدن به تو هم فاصله عمودها یکسان است؟ عمودها شبیه هم هستند؟

فکر می‌کنم اولین عمود برای رسیدن به تو باید «صبر» باشد. صبر کردی در مصیبت، صبر کردی در زخم زبان‌ها، صبر کردی در دشنام‌های روی منبر به پدرت و جنگ‌های روانی، صبر کردی در...

هنوز فاصله دارم تا عمود صبر؛ یا منصفانه‌تر به درون خودم بنگرم دارم دور می‌شوم از عمود صبر.

عمود دوم شاید «کرامت» باشد. کرم و بخشندگی تو که بارها همه اموالت و بارها نیمی از اموالت را در راه خدا دادی. بخشندگی تو که به دشمنت هم می‌رسید. کرم و جود تو که شامل حیوانات هم می‌شد.

اگر در صبر روزگاری وضعیت خوبی داشتم، اما در مورد کرامت و بخشندگی، اصلا حتی بذر آن را در درون خود نکاشته‌ام.

عمود سوم باید «شجاعت» باشد. شجاعت جهاد در راه خدا. روزی به دستور امام زمانت به دفاع از خانه خلیفه سوم می‌روی، روزی شخص اول نبرد جمل می‌شوی و روز دیگر صلح با معاویه را می‌پذیری. در هر سه هم جانت را به خطر انداختی و هم آبرویت را. هم فداکاری کردی و هم زخم زبان شنیدی. برخی روایت‌ها نوشته‌اند حتی صحابی بزرگ پیامبر، جابر بن عبدالله انصاری، که آغازگر پیاده روی اربعین برادرت بوده، در رسیدن به عمود شجاعت تو به بیراهه رفت. ای کاش دروغ باشد این روایت که او هم پس از صلح تحمیلی به تو، تو را مذل المومنین خواند یا در کار صلح تو شک کرد!

عمود شجاعتت جذاب است اما برای من که آلوده‌ام ترسناک نیز هست.

عمود چهارم شاید «آینده نگری» باشد. کیست که نداند چگونه پی تک تک عمودهای راه حسین علیه السلام به دست تو آماده شده؟ کیست که نداند در آن روزهای سخت، حتی تا هزاران سال بعد و تا ما را می‌دیدی که حفظ‌مان کنی. که به تاریخ نشان بدهی شیعه، همزمان هم عاقل است و هم عاشق. 

عجله من تناسبی با آینده‌نگری ندارد اما از درون من با خبری که همیشه دنبال این بودم که ماموریت‌م در این زندگی را بیابم و ابزارهای آن برای تحقق در آینده را فراهم کنم.

امام مهربانم

کمکم کن گام بردارم. کمکم کن لااقل به سمت این عمودها نزدیک شوم. کمک کن..

 

شخصی

تغییر نعمت

تغییر نعمت شاید به خودی خود اصطلاح دارای بار ارزشی منفی نباشد. به هر حال نعمتی از دست رفته است و نعمتی دیگر جایگزین آن شده است. اما گاهی اوقات نعمات بزرگی از ما گرفته می‌شود و نعمات کوچکی داده می‌شود. گاهی اوقات نعمات آرام بخشی گرفته می‌شود و نعمات پردردسری داده می‌شود که به هر حال انجامش می‌دهی اما باید چند برابر تلاش کنی تا به آرامش گاها کوتاه‌تر برسی.

این همان‌جایی است که در کمیل می‌خوانیم: اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم؛ خدایا ببخش گناهانی را که باعث تغییر نعمت من می‌شوند.

این چه گناهانی است که باعث تغییر نعمت می‌شوند؟ چه کنیم که نعمات بهتر و بزرگتر را از دست ندهیم و به نعمات کوچکتر دل‌خوش نکنیم؟

جایی می‌خواندم به نقل از خداوندگار مناجات، امام سجاد علیه السلام، که گناهانی که باعث تغییر نعمت می‌شوند عبارتند از:

- ظلم و ستم کردن به مردم

- از دست دادن عادات به کار خیر و نیکو.

- ترک عمل معروف و خیر.

- کفران نعمت

- ترک شکر

دقیق می‌شوم به خودم طی ۱۰ سال گذشته. هر ۵ مورد را هم به کرات هم به شدت مرتکب شده‌ام. 

اللهم الغفر لی الذنوب التی تغیر النعم... یا رب... یا رب... یا رب...

 

شخصی

توقف... بسم الله

برخی کارها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا در پروژه‌ای، مدیر می‌گفت چه اصراری هست که انقدر منظم کار کنید ولی کیفیت نداشته باشید؟ توقف کنید، بازنگری کنید، ایرادات را بیابید و دوباره با نظم ولی با کیفیت ادامه دهید. درست است که توقف آن یعنی ضربه خوردن به برند، ضربه خوردن به اعتماد مخاطب و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که کیفیت را فدا نکردیم.

برخی عادت‌ها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا بالاخره یکی از آن شنبه‌هایی باید بیاید که تصمیم می‌گیریم دیگر فلان عادت‌مان را ترک کنیم. هر چند عادت یک روزه ترک نمی‌شود، زمان می‌برد، سختی تحمیل می‌کند، تا آخرین قطره خون‌ش می‌جنگد که در وجود ما بماند، اما به هر حال باید از روزی اراده کرد. باید تا جایی که می‌توان منابع مادی یا وقت یا هر چیز مرتبط با آن را سد کرد و با آن مبارزه کرد. درست است که ترک عادت موجب مرض است و تلاطم و سختی دارد... اما نگاه بلند مدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آینده را فدا نکردیم.

برخی اوقات باید یک جایی متوقف شد؛ باید انتخاب کرد. ما هر چقدر هم توانا باشیم مهم نیست، این انتخاب‌های ماست که حقیقت باطنی ما را نشان می‌دهد (+) باید انتخاب کنیم که می‌خواهیم مطلا باشیم یا طلا؟ می‌خواهیم فقط موفق باشیم یا لیاقت آن را هم داشته باشیم؟ (+) اگر باور داریم که «انتم الاعلون ان کنتم مومنین»*، پس باید انتخاب‌مان را دور از دنیا انتخاب کنیم که «حب الدنیا رأس کل خطیئه»**. درست است که حب دنیا وجودمان را فرا گرفته، غفلت رفیق ناباب همیشگی‌مان شده و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آخرت‌مان را فدا نکردیم!

--------------------------------

* شما برترید اگر مومن باشید. / آیه ۱۳۹ سوره آل عمران

** عشق به دنیا، ریشه هر خطا است. / امام صادق علیه السلام

 

شخصی

قایم موشک

دیشب مشغول بازی قایم موشک با دخترم بودم. یک ربع که از بازی گذشت، روند بازی عوض شد.

گفت: بابا من میرم اونجا قایم میشم، تو بیا منو پیدا کن. چشم گذاشتم و شمردم. وقتی رفتم دنبالش دیدم واقعا رفته همونجا قایم شده اما وقتی پیداش کردم انگار اصلا انتظار نداشت پیداش کنم. شور و هیجان گرفتش و شروع کرد جیغ زدن و خندیدن و فرار کردن.

داشتم فکر می‌کردم که:

چقدر ما آدم‌بزرگ‌ها هم همینطور هستیم. میدانیم فلان عمل‌مان منجر به فلان پاداش یا تنبیه خواهد شد اما انجام می‌دهیم و از دیدن نتیجه‌اش شگفت‌زده هم می‌شویم. 

یا طور دیگری فکر کنیم:

یک وقت‌هایی آدم‌هایی بزرگتر از ما هستند (از نظر روحی یا از نظر تجربه و دانش) که نتیجه فلان عمل ما همانقدر برایشان شفاف است، اما ما باز هم جلوی چشم آنان، این کار را می‌کنیم و وقتی پیش بینی آنان که جلوتر از زمان خود بودند محقق می‌شود، شگفت‌زده می‌شویم.

یا حتی بزرگتر فکر کنیم:

می‌دانیم قدرتی مانند خدای تبارک و تعالی هست که از همه درونیات ما و همه نیات ما خبر دارد، از رگ گردن به ما نزدیکتر است و عالم الغیب و الشهاده است اما فکر می‌کنیم از چشمان او قایم شده‌ایم. که:

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُکَ وَ عَلاَ مَکَانُکَ وَ خَفِیَ مَکْرُکَ وَ ظَهَرَ أَمْرُکَ وَ غَلَبَ قَهْرُکَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُکَ وَ لاَ یُمْکِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُکُومَتِکَ (خدایا! فرمانروایی‌ات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان، و فرمانت آشکار، و قهرت چیره، و قدرتت نافذ، و گریز از حکومتت ممکن نیست) *

--------------------------------

* دعای کمیل