کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۵۴ مطلب با موضوع «علمی» ثبت شده است

یادداشت من در مورد «کمپین و جنبش‌های اجتماعی» که در صفحه 46 شماره 84 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۸
قاسم صفایی نژاد

برنامه ششم توسعه از ابتدای سال 1393 در معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری آغاز به کار کرد و سندی تحت عنوان «نظام تهیه، تدوین و تصویب برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران» در مرداد 1393 منتشر شد. پس از ابلاغ سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه در 9 تیر 1394 از سوی رهبر معظم انقلاب، سند فوق‌الذکر در مرداد 1394 دارای تغییراتی شد که مهم‌ترین آنها، تحدید برنامه به «احکام برنامه ششم» است که در آن تصویب تصویر کلان برنامه و جداول کمّی به هیئت وزیران سپرده می‌شود که مورد اعتراض بسیاری از نخبگان و همچنین نمایندگان مجلس نهم قرار گرفت. کلیات برنامه ششم توسعه در مجلس رد شد و برنامه پنجم توسعه برای یک سال دیگر تمدید شد تا دولت فرصت اصلاح لایحه برنامه ششم توسعه را داشته باشد. اصلاحیه برنامه ششم توسعه اوایل مرداد ماه 1395 با تغییرات اندکی به مجلس تقدیم شد.

در خصوص بخش فرهنگی برنامه ششم توسعه نیز رابطه این برنامه (در امور فرهنگی) با سیاست‌های کلی ابلاغی رهبر معظم انقلاب مشخص نیست. در حالی که رهبر معظم انقلاب در سیاست‌های کلی تأکید بر «سبک زندگی اسلامی – ایرانی»، «اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور»، «تبیین ارزش‌های انقلاب اسلامی» و «حضور مؤثر نهادهای فرهنگی در فضای مجازی» دارند، توجه دولت در برنامه ششم توسعه در بُعد فرهنگی به سه مقوله «امنیت»، «آزادی» و «خصوصی‌سازی» است.

در این گزارش راهبردی، پس از بیان تاریخچه برنامه‌های توسعه در کشور، به چگونگی تدوین برنامه ششم توسعه پرداخته شده است. لایحه برنامه ششم توسعه با اسناد بالادستی تطبیق داده شده و این لایحه با لایحه برنامه چهارم و پنجم توسعه مقایسه شده است. در پایان نیز نقدها و پیشنهادهایی جهت تکمیل و اصلاح عرضه شده است.

 

این گزارش راهبردی را می‌توانید از سایت مرکز پژوهشی آرا دریافت نمایید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۲۰
قاسم صفایی نژاد

همراه کردن مخاطبان با خود، یکی از اصلی‌ترین مأموریت‌های رسانه‌ها به شمار می‌رود. رسانه‌ها بدون تأثیر بر فکر یا رفتار مخاطبان هدف، رسانه‌ای زنده نیستند و فقط شمایل یک رسانه را دارند. جریان‌سازی یکی از اهم کارهایی است که یک رسانه می‌تواند برای رسیدن به این مقصود، انجام دهد. نگارنده در این مقاله با ارائه تعریف «جریان‌سازی» و «رسانه‌های اجتماعی» به صورت خلاصه، به ارائه ابعاد مختلف جریان‌سازی و تاکتیک‌های آن می‌پردازد؛ «جنگ روانی»، «شایعه»، «انگاره‌سازی»، «اقناع» و «کمپین» از جمله تکنیک‌های جریان‌سازی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است. پژوهشگر سعی کرده است در سراسر مقاله از زاویه «رسانه‌های اجتماعی» به موضوع بنگرد.

واژگان کلیدی

جریان‌سازی، فضای مجازی، رسانه‌های اجتماعی

 

این مقاله در شماره 26 ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه منتشر شده است. نسخه الکترونیک این ماهنامه را می‌توانید از اینجا خریداری نمایید.

 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۲
قاسم صفایی نژاد

حوادث اتفاق می‌افتند و منتظر ما نمی‌مانند. چاره‌ای هم نیست جز اینکه کاری کنیم که این حوادث کمتر شود اما هیچوقت حوادث به صفر نمی‌رسند؛ باید این را هم بپذیریم. 

ژاپنی‌ها در مدیریت، نظریه‌ای به نام شش سیگما دارند که می‌گویند نهایت هنرمان این است که بهره‌وری را به 99.99 درصد برسانیم اما هیچوقت نمی‌توانیم به صد در صد برسانیم؛ تازه آن بهره‌وری است و حوادث غیرمترقبه که نیاز به مدیریت بحران دارند از آن قاعده خارج‌اند.

همیشه اینطور نیست که حوادث تقصیر یک نفر یا یک سازمان باشد و گاهی اوقات گروه‌های مختلفی، سهم‌های مختلفی از آن دارند. همیشه هم اینطور نیست که عوامل انسانی دخیل در حوادثی باشند و گاهی اوقات خارج از کنترل انسان است.

حادثه پلاسکو همه را ناراحت کرد و وقتی حادثه‌ای اینگونه انسانی است که مرزهای ملی را درمی‌نوردد، بهتر است فراموش کنیم قبیله‌گرایی‌هایمان را و همه دست به دست هم دهیم که یار و مددکار حادثه‌دیده‌ها باشیم. پس از آن باید ببینیم چه کنیم که اینگونه قضایا تکرار نشوند و حوادث تلخ کمتری پیش آید. قانونگذاری، اجرا، نظارت، فرهنگ عمومی، تقوای شخصی، رسانه‌ها و ... همه می‌توانند در کاستن از این حوادث یاری‌گر باشند.

سوگ واقعی این است که این سوگ را فراموش کنیم و از اتفاقات مشابه جلوگیری نکنیم.

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۲۲
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 24 ماهنامه مدیریت رسانه منتشر شده است.

 

اجتماعات بشری جهت تشریک مساعی در جهت اهداف مشابه به وجود آمده‌اند. سازمان‌ها به عنوان نوعی از اجتماعات بشری نیز ایجاد شدند تا عده‌ای برای رسیدن به هدف مشترک با هم همکاری نمایند و در یک تقسیم وظایف و سازماندهی مناسب بتوانند به سمت موفقیت رهسپار شوند؛ موفقیتی که همراه با مسئولیت اجتماعی توأمان باشد.

شتاب و گستردگی تحولات جوامع بشری بخصوص در چند دهه اخیر، کار را برای سازمان‌های مختلف سخت کرده است. سازمان‌ها باید با دیدگانی تیزبین گذشته و حال و آینده جامعه هدف خود را مدنظر داشته باشند تا بتوانند حیات خود را تأمین نمایند. اثرات پدیده‌های نوین بر سازمان‌ها و همچنین خلاقیت سایر سازمان‌ها منجر به نیازمندی سازمان‌ها به یکدیگر در طی زمان شده است؛ نیازمندی برای هم‌افزایی و به اشتراک‌گذاری توانایی‌های اساسی جهت افزایش کارآیی و اثربخشی.

یکی از روش‌های ایجاد و تقویت این هم‌افزایی، ایجاد سازمان‌های هولدینگی است. موضوع‌ ایـجاد‌ یـا‌ تـوسعه هولدینگ، زمانی مطرح می‌شود که هدف سازمان، اداره بیش‌ از‌ یک شرکت است. سازمان با هدف ایجاد تنوع در فعالیت و افزایش تـعداد شـرکت‌ها، با پیوند‌ بین‌ کسب‌وکارهای شرکت‌های تابعه، حلقه‌های مفقوده این شرکت‌ها‌ را‌ رفع و زنجیره‌ ارزش‌ را تکمیل می‌کند. در چنین شرایطی شرکت هولدینگ، برای موفقیت بیشتر شرکت‌های زیرمجموعه خود بین آنان هم‌افزایی ایجاد می‌کند. 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۸:۳۹
قاسم صفایی نژاد

کتاب «برای درک رسانه‌ها» اثر مارشال مک لوهان در سال 1377 توسط مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیما و با ترجمه سعید آذری در 444 صفحه منتشر شد. در این کتاب، مک‌لوهان سعی دارد در راستای سایر نظریات خود به بررسی تعدادی از اصلی‌ترین امتدادهای حواس انسانی و برخی از نتایج روانی و اجتماعی آنها بپردازد. در مقدمه کتاب به نکته جالب توجهی اشاره شده است که سه چهارم مطالب کتاب جدید است و برای اولین بار مطرح می‌شود و از منبع دیگری اقتباس و گردآوری نشده است.

این کتاب شامل 33 فصل است:

فصل اول- پیام، خود رسانه است

فصل دوم- رسانه‌های سرد و گرم

فصل سوم- قانون رفت و برگشت در رسانه‌های گرم «فوق گرم»

فصل چهارم- عشق به وسایل «نارسیس خودشیفته»

فصل پنجم- انرژی پیوندها «رابطه‌های خطرناک»

فصل ششم- رسانه‌ها، انتقال دهنده هستند

فصل هفتم- مبارزه و سقوط؛ شکست‌ناپذیری قدرت خلاقه

فصل هشتم- کلام؛ گلی اهریمنی؟

فصل نهم- نوشته؛ چشم جایگزین گوش می‌شود

فصل دهم- جاده‌ها و امپراتوری‌های کاغذ

فصل یازدهم- اعداد؛ چهره توده‌ها

فصل دوازدهم- لباس، امتدادی از پوست بدن

فصل سیزدهم- مسکن واقعیتی نو و افق‌هایی تازه

فصل چهاردهم- پول؛ کارت اعتیاری فقرا

فصل پانزدهم- ساعت؛ رایحه زمان

فصل شانزدهم- باسمه؛ چیزی برای یافتن

فصل هفدهم- داستان‌های مصور؛ مد: پیش درآمدی بر تلویزیون

فصل هجدهم- نشریه؛ معمار ناسیونالیسم

فصل نوزدهم- چرخ، دوچرخه، هواپیما

فصل بیستم- عکس؛ تصویری از فروختن خود

فصل بیست و یکم- مطبوعات؛ افشاگری حساب شده به عنوان یک شکل حکومتی

فصل بیست و دوم- اتومبیل؛ یک دوست مکانیکی

فصل بیست و سوم- تبلیغات؛ چگونه به چشم و همچشمی با همسایه بپردازیم؟

فصل بیست و چهارم- بازی‌ها؛ امتدادهای انسانی

فصل بیست و پنجم- تلگراف؛ هورمونی اجتماعی

فصل بیست و ششم- ماشین تحریر؛ عصر خواستن برای انجام دادن

فصل بیست و هفتم- تلفن؛ شیپور یا زنگوله‌ای نمادین

فصل بیست و هشتم- گرامافون؛ اسباب‌بازی‌ای که نفس آمریکایی‌ها را گرفت

فصل بیست و نهم- سینما؛ جهانی پیچیده در حلقه

فصل سی‌ام- رادیو؛ طبق رقص قبایل

فصل سی و یکم- تلویزیون؛ غول خجالتی

فصل سی و دوم- تسلیحات؛ نبرد شمایل‌ها

فصل سی و سوم- خودکاری؛ مکتبی همیشه پابرجا

 

قبلا در این وبلاگ، یک بند خواندنی از این کتاب را در بخش «نقل قول» گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آن به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. عنوان این بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آن روی آن کلیک کنید:

- جنگ شمایل‌ها

 

نسخه انگلیسی کتاب را می‌توانید با قیمت 21 دلار از اینجا خریداری نمایید. همچنین نسخه فارسی کتاب را می‌توانید با قیمت 18000 تومان از اینجا خریداری نمایید. نسخه الکترونیکی کتاب نیز به صورت رایگان از اینجا قابل دریافت است. نظرات کاربران گودریدز در مورد این کتاب را هم می‌توانید در اینجا بخوانید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۱
قاسم صفایی نژاد

زمانی که روس‌ها در تاریخ شانزدهم ژوئن 1963 «والنتیناتروشکووا» زن جوانی را که از هر گونه اطلاعات مربوط به خلبانی بری بود، به عنوان اولین زن فضانورد در مدار زمین قرار دادند، مطبوعات و سایر رسانه‌ها به گونه‌ای عکس‌العمل نشان دادند که گویی این پرواز خدشه‌ای بر تصویر فضانوردان مرد بویژه آمریکایی‌ها وارد کرده است. روس‌ها با این حرکت به شدت از ارج و قرب فضانوردان آمریکایی کاستند و نشان دادند که فضانوردی هیچ ربطی به هوانوردی ندارد و نیازی نیست که یک فضانورد، قبلا پروانه خلبانی اخذ کرده باشد.

به طنز می‌توان گفت در چنین وضعیتی، تنها راه چاره‌ای که برای غربی‌ها باقی می‌ماند و با علم به اینکه اصولا فرهنگ آنها اجازه نمی‌داد که زنی بر مدار کره زمین قرار بگیرد، این بود که گروهی کودک فضانورد را آموزش دهند تا از اطریق آنها فضانوردی را به عنوان یک بازی کودکانه جلوه دهند.

پرواز اولین «اسپوتینک» یعنی ماهواره اتحاد شوروی در واقع جز به سخره گرفتن روانی جهان سرمایه‌داری چیز دیگری نبود، آن هم به کمک یک تصویر یا شمایل تکنولوژیکی که راه مقابله با آن جز همان به فضا فرستادن کودکان، چیز دیگری نبود. وجود اولین زن فضانورد بوضوح به حرکتی عاطفی اشاره داشت و از نظر احساسی شدیدا بر غربی‌ها تأثیر گذاشت. لذا می‌توان جنگ آیکون‌ها یا شمایل‌ها که طی آن سعی می‌شود موجودیت جمعی رقبا به زیر سؤال برده شود، از مدت‌ها پیش آغاز شده است و جوهر و عکس به جای نیروهای رزمنده و ماشین‌های جنگی قد برافراشته‌اند و قلم روز به روز برنده‌تر از شمشیر می‌شود.

 

برای درک رسانه‌ها، صفحه 399

نویسنده: مارشال مک لوهان

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۵
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 22 ماهنامه مدیریت رسانه منتشر شده است.

 

تغییرات در محیط خارجی، سازمان‌ها را به نشان دادن واکنش و تغییر وادار می‌نماید. مهندسی مجدد فرایندها، تشکیل تیم‌های توسعه محصول، اجرای برنامه‌های تقویت کارکنان، حرکت به سوی سازمان‌های مجازی، افزایش توانایی پاسخگویی مؤثر به نیازهای مشتریان و تحلیل بازار به منظور پاسخ اثرگذار به تغییرات از جمله فعالیت‌هایی هستند که در این راستا انجام می‌گیرند. به منظور رویارویی با تغییرات جدیدی که در دنیای رقابت امروزی رخ می‌دهند، سازمان‌ها باید به فراتر از سازگاری با تغییرات بیاندیشند و به دنبال بهره‌گیری از فرصت‌های بالقوه باشند.

یکی از پارادایم‌هایی که به منظور افزایش انعطاف‌پذیری، سرعت و کیفیت سازمان‌ها مطرح می‌گردد، چابکی سازمانی است.  چابکی سازمانی به مفهوم قابلیت انطباق‌پذیری بسیار بالا بدون نیاز به انجام تغییرات است. در واقع سازمان می‌تواند ظرفیتی را در ساختار و روش‌های عملیاتی خود به وجود آورد که انعطاف‌پذیری، تغییر و تطبیق با شرایط متغیر را بدون نیاز به انجام یک سری تغییرات دایمی، اجباری و بنیانی ایجاد نماید.

طراحی سازمانی اساس مزیت رقابتی و عملکرد سازمان است. پژوهشها نشان دادهاند که اگر ساختار، فرآیند و نظام سازمان از زیرک‌ترین استراتژی‌ها هم حمایت نکنند، استراتژی نمی‌تواند به توانایی بالقوه خود دست یابد. با این وجود، به نظر میرسد که پیچیدگی، غیرقابل پیشبینی بودن و ناپایداری تغییرات محیطی از رویکردها و مفاهیم سنتی طراحی سازمانی پیشی گرفته است. مدیران برآنند تا سازمانی را طراحی نمایند که برای اجرای عملیات در کوتاهمدت، کارا و برای حفظ عملکرد در بلندمدت، به اندازه کافی منعطف باشند. «نُرم جدید» مستلزم سازمانهایی است که حد چشمگیری از چابکی را دارا باشند تا بتوانند صرفنظر از موفقیت، تنها به حیات خود ادامه دهند. چابکی قابلیتی پویا از طراحی سازمان است که میتواند نیاز به تغییر در منابع درونی و بیرونی را حس کرده، به صورت روزمره این تغییرات را اعمال نماید و عملکرد خود را در حد بالای متوسط حفظ نماید.

مدل‌های مختلفی در خصوص چابکی در دنیا ارائه شده است. «گلدمن و همکارانش» بر ساختار مناسب، فناوری اطلاعات و منابع انسانی تمرکز دارند و «کاتر» بر مأموریت، ساختار، فرآیندمحوری کسب و کار و منابع انسانی تأکید دارد. این در حالی است که در مدل « اورهلت»  بر ارزش‌های مشترک، ساختار یا فناوری اطلاعات، فرآیندهای کاری و رفتار تأکید شده است. در مدل «کروکیتو و یوسف» فناوری‌های پیشرفته اطلاعات و تولید منجر به ایجاد چابکی تولید می‌گردد و چابکی تولید نیز از طریق کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت و کیفیت، چابکی سازمانی را ایجاد می‌نماید. در مدل «گروه مشاوران آتوز» چابکی سازمانی  به وسیله تقویت دایمی امکان‌پذیر است. تقویت دایمی نیز به وسیله‌ کسب آگاهی، وجود مقدمات انعطاف‌پذیری در سازمان و در نهایت برخورداری از سیستم کنترل دقیق ایجاد می‌گردد. مدل شریفی و ژانگ نیز بر سه قسمت عمده به شرح زیر استوار است: 1. محرک‌های چابکی شامل نیاز به «چابک شدن»، «تصمیم راهبردی برای چابک شدن» و «راهبرد چابک»، 2. قابلیت‌های چابکی شامل «شایستگی»، «پاسخگویی»، «انعطاف‌پذیری» و «سرعت»، 3. فراهم سازی چابکی شامل «اقدامات، روش‌ها و ابزار» و «سازمان، فناوری، نیروی انسانی و نوآوری». ورلی و لاولر هم استراتژی قوی، طرح‌های سازگار سازمانی، هویت و رهبری مشترک و قابلیت‌های ارزش آفرینی را برای چابکی عملکرد سازمانی ضروری می‌دانند.

سازمان‌های رسانه‌ای به عنوان یکی از پیچیده‌ترین سازمان‌های عصر حاضر که محیطی به شدت متغیر دارند و واحد زمان در آن‌ها «لحظه» است، شناخته می‌شوند. برای پاسخگویی شایسته به این محیط پیچیده، رسانه‌ها نیاز دارند تا به سرعت و دقت تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایند و از آن مهم‌تر انعطاف لازم را در این تصمیمات حفظ نمایند. یک تصمیم اشتباه در تولید یا توزیع پیام می‌تواند منجر به از دست رفتن «اعتماد» مخاطبان شود که هزینه‌های هنگفت هم نتواند آن اعتماد را برگرداند. رسانه‌ها باید با استراتژی قوی، رهبری مشارکتی و انعطاف بالای سازمانی، بر دشواری‌های این محیط پیچیده غلبه نمایند تا بتوانند اثر مناسبی را در زمان مناسب بر مخاطبان هدف خود اعمال نمایند.

این روزها دیگر تغییرات مستمر و جهشی «فناوری رسانه‌ها» به امری عادی تبدیل شده است. شیوه‌های تولید و توزیع و ارتباط با مخاطبان در بازه‌های زمانی کوتاهی تغییر می‌کنند و بخصوص سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ را به چالش وا‌می‌دارد. از سویی دیگر نیازها و ذائقه مخاطبان مدام در حال تغییر است؛ فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها بر هم تأثیر و تأثر دارند؛ قوانین و تفسیر و نحوه اجرای آنان بخصوص در مواجهه با فناوری‌های جدید رسانه‌ای در حال تغییرند؛ رقبای جدید به سرعت قدرت عرض اندام پیدا می‌کنند و رقبای قدیمی نوآوری‌های گوناگون به کار می‌برند. همه این موارد «چابکی سازمانی» را به عنوان یکی از ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین ویژگی‌های سازمان‌های رسانه‌ای معرفی می‌کند که با اینکه نسبت به سایر انواع سازمان‌ها «مهم‌تر» است اما هم در تئوری به آن بسیار کم پرداخته شده است و هم در عمل رسانه‌های ما اعتنایی به آن ندارند. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۴
قاسم صفایی نژاد

پست مدرنیته به عنوان یکی از جدیدترین مباحث عصر ما مطرح است. همواره در علوم مختلف به خصوص علوم انسانی و به خصوص مطالعات فرهنگی و آثار هنری سخنی از پست مدرن و دیدگاه‌های پست مدرنیست‌ها به گوش می‌رسد. در این پژوهش سعی شده است که با معرفی اجمالی دوران مدرنیسم - که در واقع پس از طی این دوره، پست مدرن می‌تواند عرض اندام کند - به چگونگی شکل‌گیری نظریات پست مدرن پرداخته شود، اندیشمندان این مکتب به طور خلاصه معرفی شوند و دیدگاه‌های آنان به صورت مختصر و مفید به اطلاع خواننده برسد.

همچنین در ادامه سعی شده است به دو موضوع اساسی پرداخته شود؛ یکی نظریات مدیریتی مرتبط با پست مدرن و دیگری چگونگی استفاده از دیدگاه‌های پست مدرنیسم در رسانه‌ها.

در واقع سعی نگارنده بر این است تا بتواند از مجموع مباحث فوق، نگاه پست مدرن به مدیریت رسانه را تشریح نماید.

با توجه به نو بودن دیدگاه‌های پست مدرن بر مدیریت رسانه‌ها از تمامی اساتید، پژوهشگران و مدیران رسانه در جهت تکمیل این پژوهش خواستار یاری هستم.

 

واژگان کلیدی:

مدیریت رسانه، پست مدرنیسم، مدرنیسم، رسانه، مدیریت.

 

این مقاله در شماره بیستم ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه منتشر شده است. مقاله را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۰
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 28 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

آزادی آرمان شکوهمند بشری است. هنگامی که افراد از آزادی صحبت می‌کنند، تفاسیر و مفاهیم مختلفی از آن را مدنظر قرار می‌دهند. طیف گسترده مفهوم انتزاعی آزادی، سبب شده است که پیرامون آن از اقوال گوناگون بحث‌هایی صورت پذیرد. آزادی بیان و آزادی مطبوعات ضمن آنکه درگیر همین مسئله است، در جوامع گوناگون به اشکال مختلف مورد مواجهه قرار می‌گیرد: جوامعی که ادعای آزادی کامل برای مطبوعات دارند، جوامعی که گاهی دچار اختناق مطبوعاتی می‌شوند و غالبا میان این دو و البته خودسانسوری مطبوعاتی!

 تاریخ بحث آزادی مطبوعات با تاریخ صنعت چاپ و نوع مواجهه دولت‌ها و اقتصاد حاکم بر نظام‌ها در جوامع غربی شروع می‌شود. از آنجا که کشورهای غربی در توسعه مطبوعات پیشکسوت بوده‌اند، تجربیات و تعاریف «آزادی مطبوعات» بیشتر یک گفتمان غربی است.

از جنبه نظری، سال‌ها آزادی مطبوعات در غرب با آزادی ناشران، روزنامه‌نگاران،‌ نویسندگان و صاحبان شرکت‌های بازرگانی در بیان و انتشار عقاید و اخبار مدنظر مترادف بود. در ابتدای قرن بیستم، آزادی مطبوعات با مشکل بزرگی مواجه شد و آن خود آزادی بیان و اندیشه نبود، بلکه عدم توانایی شهروندان در تکثیر و به ویژه توزیع عقاید و افکار و اندیشه‌هایشان بود که تحت وضعیت سیاسی، اقتصادی و فناورانه روز محدود شده بود. در واقع کسی می‌توانست آزادی بیان داشته باشد که یا صاحب رسانه‌های بزرگ باشد یا با آنان همفکر باشد وگرنه نمی‌توانست حرف خود را حتی به بخشی از مردم برساند.

غربی‌ها بیکار ننشستند و با انتشار گزارش «کمیسیون آزادی مطبوعات» در آمریکا در سال 1947 خود را نقد کردند؛ گزارشی که می‌توان آن را در سه نکته خلاصه کرد:

1. این سروصدا، سروصدای مردم نیست. 2. مطبوعات در خدمت مردم نیستند، بلکه در خدمت صاحبان و جناح‌های سیاسی و اقتصادی هستند. 3. آزادی مطبوعات، آزادی و حق انتشار روزنامه و مجله نیست، بلکه حق مردم در سودمند بودن محتویات آنها در جامعه است.

در دهه‌های اخیر دانشمندان غربی با ایجاد فناوری‌های جدید تولید و توزیع پیام راه‌های جدیدی برای آزادی بیان باز کردند که البته از بعضی جهات به آن نقدهایی وارد است. اما سؤال اینجا است که حتی اگر قرار باشد از آنها الگوپذیری کنیم، آیا وضع آزادی مطبوعات در کشور ما به حال کشور مفید است؟ به نظر می‌رسد که طرح چند پرسش می‌تواند در این راه به ما کمک نماید:

  • آیا رسانه‌های غربی نسبت به اوضاع کشور خود به «روشنگری» می‌پردازند یا به «سیاه‌نمایی»؟
  • آیا «قانون اساسی» و «ارکان حکومت» مورد هجمه واقع می‌شود یا «اشخاص» و «مسئولین» در تخلفاتی که کرده‌اند مورد نقد قرار می‌گیرند؟
  • آیا در کشورهای غربی، نسبت ناروا و بدون سند دادن به مسئولین، امری رایج و روزمره است؟
  • آیا همت آنان ایجاد اختلاف و بدبینی بین مردم نسبت به نظام حاکم بر آن کشور است یا ایجاد امید؟
  • آیا قوانین مصوب مورد نقد قرار می‌گیرند یا مقابل آن هوچی‌گری راه می‌اندازند؟
  • آیا عموم رسانه‌های غربی، به یکی از جناح‌ها به صورت مستقیم از نظر مالی وابسته است و به جای حزب ایفای نقش می‌کند؟ یا فرای منافع حزبی، کمی هم به منافع ملی و مسئولیت اجتماعی خود می‌اندیشد؟

اسلام به عنوان آیین جامع زندگی، آزادی را متعلق به همگان می‌داند. در اسلام درست است که آزادی بیان وجود دارد اما آیا انتشار مطلبی «خلاف واقع» باعث سلب آزادی دیگران در انتخاب مسیر صحیح نمی‌شود؟ امام خمینی (ره) با بیان مفهومی با عنوان «غش در تیترزنی» آن را حرام می‌دانند و رهبر معظم انقلاب الگوی مطبوعاتی مطلوب را «ورع مطبوعاتی» ذکر می‌کنند و ورع را اینگونه تعریف می‌کنند: «ورع یعنى چه؟ یعنى انسان از هر چیزِ شبهه‌ناکى که بوى مخالفت با دین از آن استشمام مى‌شود، اجتناب کند.»

از برخی مطبوعات و رسانه‌ها که نمی‌توان انتظار تقید به چنین الگویی داشت اما لااقل از آنان انتظار می‌رود که به «آزادی» نگاه «مبتذل» نداشته باشند. رسانه‌هایی که شعار «ادب مرد به از دولت او می‌دادند»، در عمل منتقدین سیاستمدار محبوب خود را با بدترین توهین‌ها و کاریکاتورها به لجن می‌کشند؛ یا در جایی دیگر به دلیل کینه حزبی خود از سیاستمدار داخلی دیگری، در آن گوشه دنیا یک رئیس جمهور مردمی و ضداستکبار را مسبب روزهای شوم آن کشور می‌دانند و فراموش می‌کنند که مسبب این روزهای شوم، دشمنی به نام آمریکا است که از هیچ نوع اقدام غیرانسانی علیه مردم یک کشور مستقل دریغ نمی‌کند نه ملتی که خواست استقلال و آزادی خود را حفظ کند. طنز تلخ قضیه آنجاست که همه این تناقضات رفتاری را انجام می‌دهند و مدعی عدم آزادی بیان هستند. این همان «ولنگاری فرهنگی» و رسانه‌ای است که مرزهای دین و اخلاق که هیچ، بلکه قیود رسانه‌های غربی در مورد کشورهای خود را هم نمی‌پذیرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۹
قاسم صفایی نژاد