کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۶۱ مطلب با موضوع «علمی :: رسانه» ثبت شده است

یادداشت من در مورد «کمپین و جنبش‌های اجتماعی» که در صفحه 46 شماره 84 ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۸
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 28 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

آزادی آرمان شکوهمند بشری است. هنگامی که افراد از آزادی صحبت می‌کنند، تفاسیر و مفاهیم مختلفی از آن را مدنظر قرار می‌دهند. طیف گسترده مفهوم انتزاعی آزادی، سبب شده است که پیرامون آن از اقوال گوناگون بحث‌هایی صورت پذیرد. آزادی بیان و آزادی مطبوعات ضمن آنکه درگیر همین مسئله است، در جوامع گوناگون به اشکال مختلف مورد مواجهه قرار می‌گیرد: جوامعی که ادعای آزادی کامل برای مطبوعات دارند، جوامعی که گاهی دچار اختناق مطبوعاتی می‌شوند و غالبا میان این دو و البته خودسانسوری مطبوعاتی!

 تاریخ بحث آزادی مطبوعات با تاریخ صنعت چاپ و نوع مواجهه دولت‌ها و اقتصاد حاکم بر نظام‌ها در جوامع غربی شروع می‌شود. از آنجا که کشورهای غربی در توسعه مطبوعات پیشکسوت بوده‌اند، تجربیات و تعاریف «آزادی مطبوعات» بیشتر یک گفتمان غربی است.

از جنبه نظری، سال‌ها آزادی مطبوعات در غرب با آزادی ناشران، روزنامه‌نگاران،‌ نویسندگان و صاحبان شرکت‌های بازرگانی در بیان و انتشار عقاید و اخبار مدنظر مترادف بود. در ابتدای قرن بیستم، آزادی مطبوعات با مشکل بزرگی مواجه شد و آن خود آزادی بیان و اندیشه نبود، بلکه عدم توانایی شهروندان در تکثیر و به ویژه توزیع عقاید و افکار و اندیشه‌هایشان بود که تحت وضعیت سیاسی، اقتصادی و فناورانه روز محدود شده بود. در واقع کسی می‌توانست آزادی بیان داشته باشد که یا صاحب رسانه‌های بزرگ باشد یا با آنان همفکر باشد وگرنه نمی‌توانست حرف خود را حتی به بخشی از مردم برساند.

غربی‌ها بیکار ننشستند و با انتشار گزارش «کمیسیون آزادی مطبوعات» در آمریکا در سال 1947 خود را نقد کردند؛ گزارشی که می‌توان آن را در سه نکته خلاصه کرد:

1. این سروصدا، سروصدای مردم نیست. 2. مطبوعات در خدمت مردم نیستند، بلکه در خدمت صاحبان و جناح‌های سیاسی و اقتصادی هستند. 3. آزادی مطبوعات، آزادی و حق انتشار روزنامه و مجله نیست، بلکه حق مردم در سودمند بودن محتویات آنها در جامعه است.

در دهه‌های اخیر دانشمندان غربی با ایجاد فناوری‌های جدید تولید و توزیع پیام راه‌های جدیدی برای آزادی بیان باز کردند که البته از بعضی جهات به آن نقدهایی وارد است. اما سؤال اینجا است که حتی اگر قرار باشد از آنها الگوپذیری کنیم، آیا وضع آزادی مطبوعات در کشور ما به حال کشور مفید است؟ به نظر می‌رسد که طرح چند پرسش می‌تواند در این راه به ما کمک نماید:

  • آیا رسانه‌های غربی نسبت به اوضاع کشور خود به «روشنگری» می‌پردازند یا به «سیاه‌نمایی»؟
  • آیا «قانون اساسی» و «ارکان حکومت» مورد هجمه واقع می‌شود یا «اشخاص» و «مسئولین» در تخلفاتی که کرده‌اند مورد نقد قرار می‌گیرند؟
  • آیا در کشورهای غربی، نسبت ناروا و بدون سند دادن به مسئولین، امری رایج و روزمره است؟
  • آیا همت آنان ایجاد اختلاف و بدبینی بین مردم نسبت به نظام حاکم بر آن کشور است یا ایجاد امید؟
  • آیا قوانین مصوب مورد نقد قرار می‌گیرند یا مقابل آن هوچی‌گری راه می‌اندازند؟
  • آیا عموم رسانه‌های غربی، به یکی از جناح‌ها به صورت مستقیم از نظر مالی وابسته است و به جای حزب ایفای نقش می‌کند؟ یا فرای منافع حزبی، کمی هم به منافع ملی و مسئولیت اجتماعی خود می‌اندیشد؟

اسلام به عنوان آیین جامع زندگی، آزادی را متعلق به همگان می‌داند. در اسلام درست است که آزادی بیان وجود دارد اما آیا انتشار مطلبی «خلاف واقع» باعث سلب آزادی دیگران در انتخاب مسیر صحیح نمی‌شود؟ امام خمینی (ره) با بیان مفهومی با عنوان «غش در تیترزنی» آن را حرام می‌دانند و رهبر معظم انقلاب الگوی مطبوعاتی مطلوب را «ورع مطبوعاتی» ذکر می‌کنند و ورع را اینگونه تعریف می‌کنند: «ورع یعنى چه؟ یعنى انسان از هر چیزِ شبهه‌ناکى که بوى مخالفت با دین از آن استشمام مى‌شود، اجتناب کند.»

از برخی مطبوعات و رسانه‌ها که نمی‌توان انتظار تقید به چنین الگویی داشت اما لااقل از آنان انتظار می‌رود که به «آزادی» نگاه «مبتذل» نداشته باشند. رسانه‌هایی که شعار «ادب مرد به از دولت او می‌دادند»، در عمل منتقدین سیاستمدار محبوب خود را با بدترین توهین‌ها و کاریکاتورها به لجن می‌کشند؛ یا در جایی دیگر به دلیل کینه حزبی خود از سیاستمدار داخلی دیگری، در آن گوشه دنیا یک رئیس جمهور مردمی و ضداستکبار را مسبب روزهای شوم آن کشور می‌دانند و فراموش می‌کنند که مسبب این روزهای شوم، دشمنی به نام آمریکا است که از هیچ نوع اقدام غیرانسانی علیه مردم یک کشور مستقل دریغ نمی‌کند نه ملتی که خواست استقلال و آزادی خود را حفظ کند. طنز تلخ قضیه آنجاست که همه این تناقضات رفتاری را انجام می‌دهند و مدعی عدم آزادی بیان هستند. این همان «ولنگاری فرهنگی» و رسانه‌ای است که مرزهای دین و اخلاق که هیچ، بلکه قیود رسانه‌های غربی در مورد کشورهای خود را هم نمی‌پذیرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۹
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 21 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

انسان‌ها همواره با رسانه سروکار داشته‌اند؛ چه زمانی که به وسیله دود با هم ارتباط برقرار می‌کردند و چه حالا که رسانه‌های اجتماعی امکان برقراری ارتباط «همه مردم» با «همه مردم» و ارتباطات شبکه‌ای را فراهم کرده‌اند. از اواسط قرن پانزدهم میلادی و با اختراع ماشین چاپ، رسانه‌ها از فردی و بعضا گروهی وارد مرحله رسانه‌های جمعی شدند که در آن عده‌ای می‌توانستند برای بخش زیادی از مردم در مکان‌ها و زمان‌های مختلف پیام ارسال نمایند. سیر رسانه‌ها از «شفاهی» به «کتاب»، «روزنامه»، «مجلات»، «سینما»، «رادیو»، «تلویزیون» و دیجیتالی شدن و آنلاین شدن همه این‌ها در رایانه‌ها و اینترنت به سرعت سپری شد. هر رسانه کارکردی داشت و میزان تأثیر متفاوتی در قشرهای گوناگون مردم. تلویزیون همواره یکی از محبوب‌ترین رسانه‌ها از زمان پیدایش خود بود؛ محبوبیتی که بعضا منتقدان سفت و سختی دارد. اما این رسانه محبوب با آمدن رسانه‌های دیجیتال، آنلاین و تعاملی برای رقابت با رسانه‌های جدید و حفظ و افزایش محبوبیت خود باید روزآمد شود و خدمات بیشتری ارائه دهد. تلویزیون‌های کابلی (cable TV)، تلویزیون پروتکل اینترنت (IPTV)، تلویزیون اینترنتی (internet TV)، تلویزیون OTT (over the top) و سایر تلویزیون‌ها به همین منظور خلق شدند تا بتوانند مطابق نیازهای مخاطبان محتواهایی متفاوت خلق کنند؛ حتی محتواهایی از جنس بازی‌های تعاملی برخط یا آموزش الکترونیک.

در ایران به جز تلویزیون خطی که به صورت یکطرفه برای مخاطبان برنامه پخش می‌کند، چند سالی است که حرف از تلویزیون پروتکل اینترنت یا با اسمی آشناتر «آی‌پی‌تی‌وی» بر سر زبان‌ها افتاده است. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۴
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 17 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

سازمان‌های رسانه‌ای مختلفی در دنیا وجود دارند. یکی از انواع اداره سازمان‌ها، اداره هولدینگی است. هولدینگ به سازمانی گفته می‌شود که چندین شرکت زیرمجموعه آن است و شرکت‌های زیرمجموعه از نظر مدیریتی توسط آن اداره می‌شوند. 90 درصد قدرت رسانه‌ای آمریکا در دست 6 هولدینگ قدرتمند این کشور است. 232 مدیر اجرایی رسانه، خوراک اطلاعاتی 277 میلیون نفر آمریکایی را کنترل می‌کنند. درآمد کل این 6 شرکت در سال 2010، برابر 276 میلیارد دلار بود، یعنی 36 میلیارد دلار بیشتر از تولید ناخالص داخلی فنلاند. آنها 70 درصد کابل‌ها و تلویزیون‌ها را در اختیار دارند و 3762 شرکت دیگر فقط 30 درصد سهم دارند.

این هولدینگ‌ها عبارتند از «کام‌کست»، «والت دیزنی»، «نیوز کورپوریشن»، «تایم‌وارنر»، «سی‌بی‌اس» و «ویاکوم» که به صورت خلاصه آنها را مرور می‌کنیم. 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۱
قاسم صفایی نژاد

هولدینگ‌های رسانه‌ای مختلفی در دنیا وجود دارند. 90 درصد قدرت رسانه‌ای آمریکا در دست 6 هولدینگ قدرتمند این کشور است. 232 مدیر اجرایی رسانه، خوراک اطلاعاتی 277 میلیون نفر آمریکایی را کنترل می‌کنند. درآمد کل این 6 شرکت در سال 2010، برابر 276 میلیارد دلار بود، یعنی 36 میلیارد دلار بیشتر از GDP فنلاند. آنها می‌توانند تمام 12 تیم لیگ NHL را 12 بار بخرند! آنها 70 درصد کابلها و تلویزیون‌ها را در اختیار دارند و 3762 شرکت دیگر فقط 30 درصد سهم دارند.

هولدینگ‌های «کام‌کست»، «سی‌بی‌اس»، «ویاکوم»، «تایم‌وارنر»، «نیوز کورپوریشن» و «والت دیزنی» که به صورت خلاصه آنها را مرور می‌کنیم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۲۹
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 12 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

جلسه شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهور شنبه این هفته برگزار شد. جلسه‌ای که طی چند ماه گذشته بیشتر به آن توجه می‌شود و رئیس دولت یازدهم نسبت به آن مهربان‌تر از دو سال ابتدایی ریاست خود است!

مهم‌ترین خبری که از این جلسه و مصوبه آن بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت، عبارت بود از: «شرکت‌های خارجی پیام‌رسان فعال در داخل برای ادامه فعالیت خود ملزم خواهند شد تا ظرف یک سال همه اطلاعات و فعالیت مرتبط با شهروندان ایرانی را به داخل منتقل کنند.» مصوبه‌ای که اگر زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم آن فراهم آید، گامی رو به جلو در عرصه‌های مختلف فرهنگی، امنیتی و اقتصادی است.

«کاهش قابل توجه فعالیت‌های غیرقانونی و ضدفرهنگی در پیام‌رسان‌ها»، «امکان ردیابی راحت‌تر جرایم مبتنی بر فضای مجازی» و «کاهش هزینه‌های استفاده از اینترنت به دلیل استفاده از اینترانت داخلی کشور» از مهم‌ترین مزایای چنین اقدامی برای کشورمان است.

پرسش اینجا است که آیا زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم برای چنین امری فراهم شده است؟ به عنوان نمونه، آیا زیرساخت‌های فنی کشور چنین امکانی را فراهم می‌کند؟ آیا مراکز داده‌ای (دیتاسنتر) در کشور متناسب با چنین کاری وجود دارد؟ با توجه به فراگیر نبودن اینترانت ملی و ابهام در کیفیت آن، کیفیت نازل اینترنت، قیمت گران پهنای باند در ایران و مواردی از این دست، انگیزه‌ای برای صاحبان پیام‌رسان‌ها برای این جابجایی باقی می‌گذارد؟ فرض می‌کنیم که مدیران «تلگرام» به دلیل اینکه بیش از نیمی از مخاطبان آن ایرانی هستند، تن به این شرایط دهد، آیا سایر پیام‌رسان‌ها مانند واتس‌اپ، وایبر، لاین و ... چنین اقدامی می‌کنند؟

به عنوان نمونه‌ای دیگر از عدم آمادگی زمینه‌های لازم، آیا فرهنگ‌سازی جهت ایجاد «حس اعتماد» مردم به چنین اقدامی صورت گرفته است؟ آیا پاسخ اقناع کننده‌ای برای تردید مردم در استفاده نادرست از اطلاعاتشان یا ورود به حریم شخصی‌شان آماده شده است؟ در مورد چگونگی تولید این پیام و اثرگذاری روی مردم فکر شده است؟ فرض کنیم که تولید چنین پیامی یا کانال توزیع آن به مردم دچار مشکل شود یا به هر دلیل دیگری «پاسخ صحیح» دولت به تردید مردم، روی مردم اثر نگذارد؛ در آن صورت واکنش مردم چه خواهد بود؟ حتی اگر «تلگرام» به این شرایط تن داده باشد، در صورت عدم وجود حس اعتماد، مردم از خدمات پیام‌رسانی استفاده می‌کنند که داده‌های آن در داخل کشور نباشد و به این صورت عملا این قانون اجرا نمی‌شود و احیانا تلگرام هم برای حفظ سود خود از چنین توافقی خارج می‌شود.

سخن این است که نمی‌توان با گذراندن «مصوبه‌های سخت» بدون توجه به زمینه‌ها و زیرساخت‌های لازم و اقناع مردم، انتظار اجرایی شدن قانونی را داشت؛ لااقل مصوبه‌های سخت در امور فرهنگی و مواردی که به زندگی روزمره مردم به درست یا غلط گره خورده است، پاسخگو نیست. تأثیر بر یک پدیده فرهنگی، راه‌حلی از جنس فرهنگ دارد که یکی از بخش‌های آن می‌تواند قانونگذاری باشد اما این بخش به تنهایی کافی نیست.

شهید دکتر بهشتی به درستی معتقد بود که «برانداختن این کارهای نابجا به صرف این نیست که این آقایان [علما و مراجع] بگویند این کارها بد است. ممکن است اینها بگویند چنین کارهایی بد است، ولی مردم کار خودشان را بکنند. برای برانداختن این کار نابجا باید برنامه‌ای داشت.»  از آن شهید بزرگوار درس بگیریم که در امور فرهنگی، داشتن برنامه جهت اقناع مردم مهمتر از قانونگذاری است. مصوبه‌هایی از جنس سخت با تاریخ سررسید یکساله می‌تواند باعث مشکلات متعدد دیگری شود که یکی از آنها، کاهش اعتبار قوانین است.

امید است که قانونگذاران این جلسه و اعضای حقوقی و حقیقی شورای عالی فضای مجازی و سایر دست اندرکاران فضای مجازی کشور، به چنین برنامه‌هایی فکر کرده باشند و آن را در بازه یکساله اجرای این قانون عملیاتی کنند و از این فرصت یکساله فقط به منظور رایزنی با مدیران پیام‌رسان‌ها استفاده نکنند. ضمن اینکه ایجاد چنین حس اعتمادی و چنین زیرساختی برای کشور می‌تواند باعث بروز و ظهور پیام‌رسان‌های ایرانی قوی و باکیفیت شود که با رقیبان خارجی خود به خوبی دست و پنجه نرم کنند؛ زیرا شاید دلیل اصلی عدم استقبال مردم از پیام‌رسان‌های داخلی مشکلات پیش گفته باشد نه ضعف فنی نرم‌افزارها و برنامه‌های کاربردی. با حل شدن مشکلات زیرساختی فنی و ایجاد حس اعتماد، انگیزه نوشتن برنامه‌های خوب متناسب با شرایط بومی کشور به جهت افزایش قابلیت بازاریابی آن و تحقق شعار «ما می‌توانیم» در این عرصه نیز فراهم خواهد شد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۰۹
قاسم صفایی نژاد

شبکه تحویل محتوا (Content Delivery Network) که به اختصار CDN نیز خوانده می‌شود یک شبکه بزرگ از سرورهایی است که در چندین نقطه دنیا مستقر هستند و به صورت جغرافیایی توزیع شده‌اند. با استفاده از CDN محتوا با توجه به موقعیت جغرافیایی کاربر از طریق نزدیک‌ترین سرور به کاربر ارائه داده می‌شود. این سرویس در افزایش سرعت تحویل محتوا و پهنای باند در وب سایت‌های با ترافیک بالا و وب سایت‌های جهانی مانند گوگل، یاهو، فیس بوک و … بسیار تأثیرگذار است.

هدف یک شبکه توزیع محتوا رساندن محتوا به کاربر نهایی با بالاترین کارآیی است. سرویس شبکه توزیع محتوا شامل بیشترین سهم از محتوای اینترنت می‌شود، مانند: وب (نوشتار، گرافیک و اسکریپت)، قابل دانلودها (فایل‌های صوتی و تصویری، نرم افزارها و اسناد)، اپلیکیشن‌ها (تجارت الکترونیک، پورتال‌ها)، رسانه‌های پخش زنده، رسانه‌های پخش درخواستی، و رسانه‌های اجتماعی.

شرکت‌های بزرگ اینترنتی برای کنترل ترافیک سایت و سرویس‌های اینترنتی خود از چندین سرور در نقاط مختلف جهان برای ذخیره‌سازی و تحویل اطلاعات و امکانات خود در سراسر جهان استفاده می‌کنند. این امر باعث می‌شود که کاربران مختلف در سراسر جهان در هنگام استفاده از سرویس‌های آن‌ها هیچگونه تفاوتی را حس نکنند و همگی با بالاترین سرعت ممکن از نزدیک‌ترین سرور شرکت مورد بحث استفاده کنند. این امکان بسیاری از مزایای دیگر مانند امنیت، همیشه در دسترس بودن، پخش صحیح فشار بر روی چندین سرور و … را به همراه دارد.

اما شرکت‌های کوچک، سایت‌های معمولی و کاربران اینترنتی تنها بر روی یک سرور (همان هاست خود) اطلاعات خود را نگهداری می‌کنند و از آنجا به کاربران و بازدید کنندگان خود در سراسر جهان سرویس می‌دهند و تنها می‌توانند با محدودیت‌های سرور خود مثلاً مقدار پهنای باند، سرعت تبادل اطلاعات و … به کار خود ادامه دهند 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۳۵
قاسم صفایی نژاد

یکی از اصلی‌ترین مشکلات این زندگی آن است که تنوعی در آن نیست. هر روز تکرار دیروز است. اینجا است که سروکله رسانه پیدا شده و به صورت کاملا مجازی تنوعی را که انسان به دنبال آن است، ایجاد می‌کند.

 

من دیگر ما، جلد پنجم، صفحه 318

نویسنده: محسن عباسی ولدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۰۸
قاسم صفایی نژاد

دیجی‌کالا با ارائه کمپینی تحت عنوان ساخت ایران made_in_ir# گفته:

ما در کمپین «ساخت ایران» قصد داریم با افتخار، کالاهای با کیفیت ساخت ایران و قهرمانان و ستاره‌های تولید داخلی را معرفی کنیم و با سربلندی و سرافرازی به ایرانی بودن خود ببالیم.

ضمن تشکر از توجه دیجی‌کالا به کالای ایرانی، ذکر چند نکته ضروری است:

- دیجی‌کالا در مورد چگونگی انتخاب این برندها در نظرسنجی مردمی نوشته است:

برندهای حاضر در این کمپین همگی بطور اختصاصی از شرکای تجاری دیجی‌کالا هستند و محصولات آنها در وب‌سایت دیجی‌کالا قابل بررسی و خریداری است.

اینکه دیجی‌کالا به عنوان یکی از معتبرترین و موفق‌ترین فروشگاه‌های اینترنتی ایرانی، با این تعداد کم از برندهای ایرانی شریک تجاری است، مایه تأسف است. البته می‌دانیم که دیجی‌کالا در دو سه سال اخیر اجناس غیردیجتیالی هم به فروشگاه خود اضافه کرده و شاید یک دلیل عمده همین باشد. اما انتظار می‌رود دیجی‌کالا با ایجاد مشوق‌های لازم به برندهای ایرانی، اجناس ایرانی بیشتری را در فروشگاه خود به فروش بگذارد و امیدواریم یکی از اهداف دیجی‌کالا از راه‌اندازی این کمپین همین باشد.

- نکته جالب توجه دیگر اینکه تقریبا سی درصد از برندهای ایرانی دیجی‌کالا مرتبط با «انتشارات» مختلف است که اگر محصولات فرهنگی و هنری را به انتشارات کتاب اضافه کنیم، این درصد بالاتر هم می‌رود. اینکه دیجی‌کالا به سراغ انتشارات مختلف رفته یا آنها به سمت دیجی‌کالا آمده‌اند، مهم نیست؛ مهم تفاهم دیجی‌کالا و توجه ویژه دیجی‌کالا به فرهنگ است که می‌تواند در آینده اثرات مثبت یا منفی پررنگی داشته باشد.

- دیجی‌کالا در شش دسته نظرسنجی خود را انجام می‌دهد:

  1. توان رقابتی بیشتر با کالای مشابه خارجی
  2. موفق‌ترین برند در زمینه مشتری‌مداری
  3. بهترین خدمات پس از فروش
  4. نوآوری و جذابیت برند
  5. موفق‌ترین در ایجاد سبک زندگی راحت‌تر
  6. فعال‌ترین در ترویج فرهنگ و هنر

از آنجا که ارزش‌گذاری محتوا در رسانه‌های جدید به سمت امتیازات کاربری رفته است و از آنجا که بازاریابی دیجیتال سهم عمده‌ای در فروش شرکت‌ها در آینده خواهد داشت و دیجی‌کالا نیز یکی از موفق‌ترین فروشگاه‌های ایرانی تا امروز بوده، اثر دیگری که اینگونه کمپین‌ها بر فضای تجاری دارند، سمت و سودهی به شرکت‌ها برای بالا بردن این 6 زمینه است. 

به نظر می‌رسد در سال‌های آتی با بیشتر شدن خرید اینترنتی مردم، شرکت‌ها به سمت همین بروند که تطابق بیشتری با معیارهای نظرسنجی‌های مردمی داشته باشند و خوب یا بد (در این یادداشت قصد قضاوت ندارم) این کمپین‌ها بر تولیدات ایرانی اثر خواهد گذاشت.

- با یک پیشنهاد این یادداشت را به پایان می‌برم: بهتر بود دیجی‌کالا این کمپین را منوط به شرکای تجاری خویش نمی‌کرد؛ بلکه در یک فضای باز اجتماعی، به کاربران اجازه اضافه کردن برندهای محبوب ایرانی خود را می‌داد. شاید اینگونه هم رقابت جذاب‌تر می‌شد و هم برندهای دیگر تشویق به حضور در بازار تجارت الکترونیک می‌شدند و شاید اینگونه سمت و سودهی به خرید و توجه مردم کمرنگ‌تر می‌شد.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۰۷
قاسم صفایی نژاد

فصل دوم خندوانه هم به اتمام رسید. خندوانه یکی از برنامه‌های موفق تلویزیونی ایران است که دلایل موفقیت آن می‌تواند دلایل عدم موفقیت سایر رسانه‌ها یا برنامه‌ها باشد.

به نظرم تیم خندوانه با شناخت درست مخاطبان خود، ارزش‌ها، فرهنگ و ذائقه آن‌ها به طراحی این برنامه اقدام کرد. اما این همه کار نبود؛ خندوانه توانست پس از ایجاد هوادارانی برای خود، آن‌ها را در خصوصیات فرهنگی گوناگونشان ارتقا دهد. به طور مثال تشویق به کتاب‌خوانی، تشویق به مصرف بهینه آب و ... از سویی دیگر همه این موارد با استفاده از جریان سازی اجتماعی به وقوع پیوست و فقط ایده و بستر از سوی خندوانه در اختیار مردم قرار می‌گرفت تا مردم تأثیر مثبت خود را بر روی اجتماع خود بگذارند. طرح‌هایی مانند همسفره، جمع آوری امضای برای فاجعه منا و شنبه‌های خندان، نگاه مردم به جامعه خود را مسئولانه‌‌تر کرد.

نوآوری مستمر و تولید حرف نو، یکی دیگر از ویژگی‌های دائمی خندوانه بود که هیچوقت اجازه افت به این برنامه از منظر مخاطب را نداد. به محض اینکه چرخه حیات بخشی از برنامه در حال نزدیک شدن به افول بود، با پردازش مجدد آن و ارتقای آن، امکان جذاب شدن دوباره آن فراهم می‌شد. نکته‌ای که بسیاری از برنامه‌ها و رسانه‌ها را به سمت مرگ برد؛ چه بسیار مجلات و روزنامه‌ها و برنامه‌های رادیو و تلویزیونی که به دلیل ایده خوب، ابتدا مخاطب قابل توجهی کسب کردند اما به دلیل عدم ارتقای آن در گذر زمان یا تمام شدن حرفشان رو به زوال و افت مخاطب رفتند و بعضا یا چادر مرگ شدند یا فقط با حمایت‌های مالی بی‌چشم‌داشت زنده ماندند.

تبلیغات کالاهای فرهنگی از دیگر مواردی بود که در خندوانه بسیار خوب مدیریت شد. هر چند تبلیغات بخشی از برنامه خندوانه بود، اما این تبلیغات آنقدرها در ذوق مخاطب نزد که یک دلیل عمده آن می‌تواند این باشد که خندوانه اکثر مواقع کالای فرهنگی را تبلیغ کرد و نه هر چیزی را.

توجه به تمام مردم ایران نکته دیگری بود که خندوانه به آن اصرار داشت. حضور در شهرهای مختلف، حضور قومیت‌ها و اقلیت‌های گوناگون ایران عزیز در برنامه و حضور تفکرهای سیاسی، اجتماعی مختلف و استفاده از آهنگ و شعر در مورد ایران در این برنامه نمود فراوان داشت.

خسته نباشید می‌گویم به رامبد جوان و سایر تیم خندوانه که توانست با کار علمی دقیق و ایده قوی به ما آموزش هم بدهد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۷:۱۷
قاسم صفایی نژاد