کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۸ مطلب با موضوع «علمی :: یادداشت» ثبت شده است

دقیقا ۵ سال پیش در تاریخ ۳ دی، مجوز فعالیت ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه صادر شد. مهدی قصمریان با دغدغه بسیار این مجوز را گرفت و با پشتکار و صبوری آن را تا به امروز که شماره ۳۶ آن منتشر می‌شود پیش برد. چگونگی روند آن را سال گذشته و در افتتاح سایت مرجع مدیریت رسانه اینجا نوشتم و قصد تکرار گفته‌های قبلی را ندارم.

دی ماه سال ۹۲ بود که پس از ۳ شماره جانشین سردبیر وقت (جناب آقای دکتر مهدی‌پور) بودن، شماره ۴ را به عنوان سردبیر منتشر کردم و تا امروز که ۴ سال از آن تاریخ می‌گذرد، شماره ۳۶ آن به لطف خدا منتشر می‌شود. 

دانشجویان و علاقه‌مندان به مدیریت رسانه می‌دانند که این رشته نوپا با کمبود مقالات علمی مواجه است و منابع برای یادگیری دانشجویان به شدت کمیاب است. در این ۴ سال سردبیری، با انتشار ۳۳ شماره، توانستیم به لطف همکاری حدود ۱۷۰ نویسنده، بیش از ۳ هزار صفحه تولید مقاله فارسی را طی ۲۶۵ مقاله انجام دهیم و نزدیک به ۵۰۰ صفحه مقالات به روز انگلیسی این حوزه را بازنشر نماییم.

سعی کردیم به راحتی در دسترس مخاطبان باشیم بنابراین علاوه بر نسخه چاپی، به صورت دیجیتال در فیدیبو و کتابراه نسخه کامل را با قیمت نیم‌بها در اختیار مخاطبان گذاشتیم و در نورمگز و مگیران نمایه شدیم. همزمان راه‌های دسترسی مختلفی در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کردیم تا صدای مخاطبان را نیز بشنویم.

سعی کردیم راهی برای علاقه‌مندان این رشته باز کنیم تا با این رشته، ظرفیت‌های دانشگاه‌ها، منابع کنکور، اساتید بزرگوار آن و دروس دانشگاهی آن آشنا شوند که این نیاز از طریق ایجاد سایت مرجع مدیریت رسانه تا حد قابل قبولی پاسخ داده شده است.

مقدمات کارهای بزرگ دیگری نیز آماده شده است که به مرور و طی ماه‌های آتی به علاقه‌مندان معرفی خواهد شد. 

این ۴ سال تجربه خوبی بود که می‌توان با کمترین هزینه، یک نشریه را زنده نگه داشت و ثابت‌قدم پیش رفت. چند هفته قبل تصمیم گرفتم که پس از ۴ سال، فکر و ایده و توان جدیدی اضافه شود تا شاید تحولات به سمت پیشرفت، از راه‌های دیگری نیز آزمایش شود و زودتر به موفقیت برسد. هر چند از سردبیری ماهنامه استعفا دادم اما ان شالله در کنار تیم مدیریت رسانه می‌مانم تا همه بتوانیم در حد وسع و توان خود برای پیشبرد این رشته بکوشیم.

از همه افرادی که در طول این مدت، مرا یاری کردند سپاسگزارم و طلب حلالیت بابت تقصیرات دارم و برای همکار ارجمندم، سرکار خانم دکتر حق شناس که سردبیری این ماهنامه را پذیرفته‌اند، آرزوی موفقیت می‌کنم.

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۶ ، ۱۲:۴۰
قاسم صفایی نژاد

امیدوار بودم بعد از اینکه پروپوزال ارشدم در دوره کارشناسی ارشد خیلی دیر تصویب شد، دیگر در دوره دکتری به این بلا دچار نشوم. به خاطر همین از همون ترم 2 دوره دکتری دنبال موضوع بودم که پروپوزال رساله دکتری رو بعد از آزمون جامع تصویب کنم.

اما امروز در واپسین روزهای ترم 8 دوره دکتری توانستم از پروپوزالم دفاع کنم. نه اینکه فقط مشغله‌های فوری و ضروری برام پیش میومد که عقب میفتاد، بلکه عدم رضایت از موضوع هم دلیلی برای این تأخیر هست. موضوعی که چندین بار عوض شد و بالاخره میان بنده و اساتید معظم به مفاهمه رسید.

طراحی و تبیین مدل خط مشی گذاری توسعه صنایع خلاق (مورد مطالعه: صنعت کتاب الکترونیک) 

عنوان رساله دکتری بنده است که ان شالله با راهنمایی جناب آقای پروفسور فرهنگی و مشاوره جناب آقایان دکتر شریفی و دکتر قربانی‌زاده و با داوری جناب آقایان دکتر نرگسیان و دکتر صلواتیان پیگیری خواهد شد. 

از دوستان عزیزم خواهشمندم چنانچه منابع خوب و از آن مهمتر خبرگان و زبدگان عالمی می‌شناسند، به بنده معرفی بفرمایند.

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۸:۴۹
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 17 ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه منتشر شده است.

 

در تعریف اولیه کتاب آمده است «به مجموعه‌ای از لوح‌های چوبی یا عاجی، یا مجموعه‌ای از ورق‌های کاغذ، پوست آهو و یا ماده‌ای مانند آن، اعم از دستنویس یا چاپی که با هم به نخ کشیده یا صحافی شده باشند، کتاب می‌گویند.» با این تعریف، کتاب قدمتی 5 هزار ساله دارد و در دوره‌های مختلف با فراز و نشیب‌های گوناگون ابزار ماندگاری دانش بشری و حتی یادگار حماسه‌ها و حکومت‌ها بوده است.

کتابخانه‌های بزرگ سراسر دنیا نشان از علاقه دانشمندان و اهالی علم و فرهنگ به کتاب برای سوار شدن بر روی شانه‌های دانشمندان پیشین جهت جلوگیری از تجربه مجدد برخی از امور است. کتاب همواره یکی از رسانه‌های مهم در تاریخ بشر به رسمیت شناخته شده است. معجزه پیامبر اسلام (ص) نیز کتابی بود به نام قرآن که با تحدی طلبیدن، اعجاز خود را در طول تاریخ پس از نزول خود اثبات کرده است. 

پس از اختراع دستگاه چاپ، نقش کتاب در پیشبرد علم و فرهنگ جوامع پررنگ‌تر از قبل دنبال شد. سرانه مطالعه کتاب به عنوان یکی از شاخص‌های مهم کشورهای مختلف شناخته می‌شود. سرانه کتابخوانی در ایران در سال 1353 به دلیل وجود تنها 35 درصد باسواد از جمعیت کشور در حدود 2 دقیقه در شبانه روز بوده است. در حال حاضر حدود 90 درصد جامعه باسواد هستند اما آمار معتبری درباره سرانه مطالعه وجود ندارد و از 2 دقیقه تا 120 دقیقه در روز گفته می‌شود! تنها آمار رسمی در سال 1382 منتشر شد که نشان دهنده سرانه 7 دقیقه‌ای در روز است؛ البته احتمالا در این سرانه کتب درسی، قرآن و ادعیه نیز در نظر گرفته شده است. سرانه مطالعه در ژاپن به عنوان کتابخوان‌ترین کشور دنیا 90 دقیقه در روز، و در کشورهای در حال توسعه‌ای مانند ترکیه و مالزی، 55 دقیقه در روز است. دلایل مختلف برای این معضل در ایران وجود دارد و قطعا راهکارهایی نیز برای حل آن وجود دارد اما مهم اراده‌ای است که باید برای حل آن بوجود بیاید. ریشه‌های نبود فرهنگ کتابخوانی هم به «مسئولین»، هم به «ناشران» و هم به «آحاد مردم» برمی‌گردد اما در این یادداشت قصد دارم از این زاویه به موضوع نگاه کنم که آیا با نشر دیجیتال –با توجه به اقبال نسل جوان به رسانه‌های دیجیتال- می‌توان تغییری در فرهنگ کتابخوانی به وجود آورد؟ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۵۶
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 19 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

«آنچه که در حال حاضر براى کشور اولویت دارد، به نظر من مسئله اقتصاد و مسئله علم است. مسئولان کلان کشور، سیاستگذاران کشور، کسانى که اداره امور اساسى را در کشور به عهده دارند، به این دو نقطه اصلى براى پیشرفت باید توجه کنند.» این جملات بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام در هفته گذشته است که به نظر می‌رسد ایشان با انتخاب چنین مخاطبانی قصد داشتند سیاست‌گذاری کلان و اولویت اصلی فعلی کشور را به صورت پررنگ نشان دهند.

اولویت داشتن مسئله اقتصاد که به دلیل توجه ویژه نظام برای رفع مشکلات معیشتی مردم در زمان کنونی طبیعی به نظر می‌رسد، اما چرا مسئله علم تا به این اندازه در برهه زمانی کنونی، مهم و حیاتی است؟

علم همواره یکی از مسائل اساسی در آموزه‌های اسلامی بوده است. اسلام عزیز همواره بزرگترین مشوق علم بوده و مسلمانان طی قرن‌های متمادی پرچمدار پیشرفت علمی در جهان بوده‌اند. متأسفانه به دلیل حاکم شدن مسئولین بی‌لیاقت طی قرون گذشته، عقب ماندگی علمی شامل حال کشورهای اسلامی از جمله ایران شده است. حال که کشور اسلامی‌مان ایران، از زیر نفوذ استکبار جهانی خارج شده است، قطعا جهاد علمی یکی از بزرگترین فرایض است که در هیچ برهه‌ای نباید فراموش شود.

می‌دانیم که نظام سلطه‌ى جهانى همیشه کوشیده است که بوسیله‌ى عوامل تبلیغى خود، احساس حقارت و ناتوانى و نیاز را در ملت‏هایى که از قافله‌ى علم و فناورى عقب مانده‌اند، تقویت کند و آنان را همیشه نیازمند خود نگاه دارد. پدیده انقلاب اسلامی توانست در مقابل این تلاش نظام سلطه بایستد و با تزریق روح خودباوری و توکل به خدا در مردم ایران، رشد پرشتاب علمی را برای کشور فراهم آورد.

جهاد علمی ضرورتی است که هیچ‌گاه و به هیچ دلیلی نباید آن را کمرنگ تصور نمود. زیرا ملت ایران تصمیم دارد به عنوان یک الگو برای سایر ملل آزاده دنیا شناخته شود و واضح است که یک ملت، با اقتدار علمى است که مى‌تواند سخن خود را به گوش همه‌ى افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمى است که مى‌تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیاى سیاسى حائز شود و با اقتدار علمی یک ملت است که می‌توان به داشتن اقتصادی رو به رشد امیدوار بود.

از آن مهم‌تر به دلیل دشمنی‌های نظام سلطه با ایران باید به خاطر داشته باشیم که وقتی توطئه‌ها علیه ملت ایران کاسته خواهد شد که کشورمان به اقتدار علمی دست یابد. آن وقت است که دشمن مأیوس خواهد شد وگرنه باید منتظر توطئه‌ها و آماده مقابله با آن‌ها باشیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۳۴
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله پیش شماره 5 هفته نامه پی‌نوشت منتشر شده است.

 

علم و علم‌جویی همواره یکی از کلیدواژگان پربسامد فضای دانشجویی بوده است. یک فرد با هر انگیزه و نیتی که دانشجو شود –خواه فعالیت سیاسی باشد و خواه گذران سال‌هایی از زندگی- با دل و جانش پذیرفته است که علم‌جویی برترین خصلی است که باید همراه یک دانشجو باشد.

به نظر نگارنده در حال حاضر و در ایران عزیزمان، کار علمی نیازمند چند پیش‌فرض اساسی است:

ابتدا اینکه باور کنیم ایرانمان نیازی ضروری به کار علمی دارد. جبران عقب‌افتادگی‌های چند قرن اخیر که تحت تسلط سیاست‌های بیگانه به مردم تحمیل شد، برای تبدیل شدن به کشور پرچمدار دانش و معرفت و پیشرفت علمی به مانند دوره پرشکوه تمدن اسلامی یکی از ضروریات است.

پیش‌فرض دوم اینکه این پیشرفت علمی باید همراه تولید جدی علم باشد. فراگیری علم از کشورها و مراکز پیشرفته‌تر علمی را تنها بخشی از کار بدانیم و توجه داشته باشیم که قرار نیست همیشه شاگرد بمانیم! ما باید علم را خودمان تولید کنیم و آن را بجوشانیم.

پیش‌فرض بعد ما خودباوری و امید به آینده است. خوشبختانه روند رشد علمی کشور در چند دهه اخیر، این باور را در ما ایجاد کرده است که می‌توانیم روزی -‌که خیلی هم دور نخواهد بود- بر بام علمی جهان بایستیم.

پیش‌فرض چهارم قطعا نیازهای کشور است. پیشرفت علمی در ابتدا باید ناظر به نیازهای کشور باشد، با نگاه بومی و با تکیه بر فرهنگ خودمان. این نوع کار علمی است که مطلوب ماست و باعث پیشرفت کشورمان نیاز خواهد شد.

پیش فرض نهایی نیز تلاش پرنیرو و خستگی‌ناپذیر در مقابل موانع پیش رو و یا به تعبیری حرکت جهادگونه است. تنبلی، تن آسایی و محول کردن کارها به یکدیگر در جهاد علمی جایز نیست.

با رعایت این پیش‌فرض‌ها در کار علمی، قطعا آینده روشنی در مقابلمان خواهد بود که اقتدار علمی ایران عزیز است. اقتداری علمی که می‌تواند سرمنشأ اقتدارهای فرهنگی، سیاسی، بین المللی و ... باشد و آن روز است که طمع بیگانه از دست‌اندازی به این مرز و بوم قطع خواهد شد. به امید آن روز در سایه مجاهدت همه ما.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۱ ، ۲۳:۵۰
قاسم صفایی نژاد

فارغ التحصیلی از قدیم برایم واژه‌ای نامأنوس بود. در دوره کارشناسی هم به این فکر کردم که فارغ التحصیلی یعنی چه؟! و تکلیف ز گهواره تا گور دانش بجوی چه می‌شود؟!

این روزها و بعد از دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد، دوباره این واژه نامأنوس سراغم آمد و شاید برای غلبه بر این نامأنوسی، مطالعه و دانش‌افزایی را بعد از این با سرعت بیشتری انجام دهم.

به هر حال این دوره از تحصیلات هم به اتمام رسید و امید داریم به آینده‌ای که اقتدار علمی کشور عزیزمان با جهاد علمی فرزندانش تأمین شود.

همنیجا از زحمات اساتید ارجمند و دوستان عزیزم که برای تکمیل این پایان نامه به من کمک کردند هم تشکر می‌کنم.

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۱ ، ۱۵:۰۰
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.
 

یکی از خبرهای مهم این روزها انتخاب دکتر فرهاد دانشجو به جای دکتر جاسبی به عنوان مدیر دانشگاه آزاد اسلامی است که پس از انتخاب توسط هیئت امنای دانشگاه آزاد، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تأیید شد و هم اکنون منتظر امضای حکم از سوی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد است. به همین دلیل برآن شدیم تا مروی مختصر بر روند دانشگاه آزاد در این سال‌ها داشته باشیم، چرایی و چگونگی این تغییر مدیر را شرح دهیم و به آینده این دانشگاه بپردازیم.
* دانشگاه آزاد چگونه تأسیس شد؟
حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در 31/2/1361 در خطبه‌های نماز جمعه تهران از طرحی به نام دانشگاه آزاد اسلامی سخن گفت که لازم است توسط متفکران تقویت شود ولی شکل کلی آن شبیه به اداره حوزه‌های علمیه است منتهی در تمامی علوم. ایشان تاکید کردند که اگر خرج دانشجو بالاست به خاطر فضای دانشگاه و اساتید و کارمندان است ولی وقتی طلبه درس می‌خواند تقریبا هیچ خرجی ندارد و آن خرج‌هایی را هم که دارد بعد از تحصیل از طریق تبلیغ به مدرسه برمی‌گرداند. این ایده که هاشمی رفسنجانی می‌گوید توسط بنده و دوستان من، جناب رئیس جمهور و نخست وزیر و بعضی از دوستان در ستاد انقلاب فرهنگی مطرح شده در واقع برای ایجاد یک حرکت جدی برای علم بیان شده بود. [1]
در مورد اتفاقات پس از آن دکتر جاسبی می‌گوید: «جناب آقای هاشمی رفسنجانی، اساسنامه این دانشگاه و طرح آن را خدمت حضرت امام رضوان ا... تعالی عرض کردند و حضرت امام در حقیقت با تأیید و کمک 10 میلیون ریالی خود، پایه اولیه و اصلی این دانشگاه را پی‌ریزی کردند.» [2]
در آذر ماه همان سال اساسنامه دانشگاه نوشته شد که بر اساس آن دانشگاه مؤسسه عام‌المنفعه‌ای معرفی گردید که همه هزینه‌های آن صرف امور مربوط به دانشگاه می‌شود. 3 ماه بعد 4/12/1361 موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی رسما اعلام می‌شود.
* رئیس دانشگاه آزاد در سال 61 چگونه انتخاب شد؟
هیئت موسس دانشگاه در 11/9/1361 در اولین اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی، ساختار سازمانی دانشگاه را بر سه رکن «شورای عالی»، «رئیس دانشگاه» و «شورای مرکزی» بنا نهادند که مواد 17 تا 21 آن راجع به اختیارات و وظایف آنها صحبت می‌کند ولی در این اساسنامه صحبتی از مدت ریاست دانشگاه آزاد به میان نیامده است. همانطور که مشخص است رئیس دانشگاه توسط هیئت امنا انتخاب و به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شده است.
چند سال بعد در این اساسنامه اصلاحاتی صورت گرفت که این اصلاحات در 12/8/1366 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. در اساسنامه اصلاحی گر چه ساختار منسجم‌تری از دانشگاه ترسیم گردید و جایگاه قانونی آن از ثبات بیشتر برخوردار شد ولی اصول کلی اساسنامه اول تغییری نیافت که از آن جمله این بود که مدتی برای ریاست این دانشگاه لحاظ نگردید. [3]
* معترضین و حامیان مدیریت جاسبی چه کسانی بودند؟
o    حامیان: جاسبی در سمت مدیریت دانشگاه آزاد حامیان مختلفی داشت؛ از حمایت هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد از روند مدیریتی دانشگاه آزاد گرفته که گاه به تندی علیه منتقدین و مخالفین سخن می‌گفت تا مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد. در این بین عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بویژه علی عباسپور تهرانی، رئیس کمیسیون آموزش مجلس هشتم نیز از حامیان جاسبی هستند.
o    معترضین به مدیریت ثابت: عده‌ای از معترضین به دانشگاه آزاد خواهان تغییر مدیریت ثابت و اصلاح اساسنامه آن به منظور پویاتر شدن دانشگاه بودند و بعضا مدیریت طولانی‌مدت را دارای پتانسیل فساد اداری می‌دانستند ولی به شخص جاسبی اعتراضی نداشتند.
o    معترضین با تلقی فساد اداری و اقتصادی و سیاسی: عده‌ی دیگری از معترضین نه تنها با معترضین ذکر شده هم‌رای بودند بلکه این فساد اداری و بعضا اقتصادی و سیاسی را بالفعل می‌دیدند و یکی از عوامل آن را هم دکتر جاسبی می‌دانستند. این عده به طور مشخص از «استخدام غیرقانونی اساتید»، «مدرک دادن به مدیران برای تاثیرگذاری دلخواه بر سازمان‌ها و شرکت‌ها و حتی مجلس»، «فضای تنگ سیاسی دانشگاه آزاد»، «زمین‌خواری» و از همه مهمتر «بازی دانشگاه آزاد در پازل فتنه 88» را مهمترین موارد تخلف جاسبی می‌دانند. [4]
* از چه زمانی تغییر رئیس دانشگاه آزاد جدی شد؟
با روی کار آمدن مجلس هفتم و پس از آن دولت نهم، روند اعتراضات به دانشگاه آزاد بالا گرفت و مطالبات دانشجویی جدی‌تر از گذشته و با امید بیشتری پیگیری شد. دکتر احمدی‌نژاد در ابتدای ریاست جمهوری و به طور مشخص در مهر 84 به طور تلویحی از شهریه بالای دانشگاه آزاد انتقاد کرد و ابراز امیدواری کرد که دانشگاه آزاد همکاری مثبتی در این زمینه با دولت داشته باشد. انتقادی که پس از مدت اندکی به هشدار رئیس جمهور مبنی بر جریمه شدن دانشگاه آزاد در صورت مناسب نبودن شهریه‌ها منجر شد.
از طرفی دیگر کمیسیون اصل 90 مجلس هفتم نیز تحت عنوان «گزارش تحقیق و تفحص از مراکز آموزش عالی» وارد عمل شد. تحقیق و تفحصی که در خرداد 86 منجر به ارائه اولین گزارش در این رابطه شد.
پس از آن روند تغییرات دانشگاه آزاد اسلامی جدی‌تر دنبال شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در آبان 87 موضوع تغییرات اساسنامه این دانشگاه را اعلام کرد که در این اصلاحیه مسایل مربوط به مدیریت از جمله شیوه انتخاب مدیران و انتخاب هیئت امنای دانشگاه مدنظر بود. بالاخره پس از تلاش‌های فراوان اساسنامه اصلاحی در آبان 89 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و قرار شد در اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد برای تعیین ریاست آن تصمیم گرفته شود. اصلاحیه‌ای که یک باعث تغییر ترکیب هیئت امنا شد و البته نکته شاخص آن انتخاب مدیر دانشگاه آزاد برای مدت 4 سال بود.
در واقع مهمترین عوامل تغییر و اصلاح دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت آن را می‌توان مطالبات دانشجویی، دولت و مشخصا شورای عالی انقلاب فرهنگی و گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی دانست.
جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد هم 13 ماه پس از اصلاح اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی در 30/9/90 تشکیل شد که در آن مقرر شد تعیین رئیس پس از تحویل رزومه کاندیداها تا 10 دی ماه، در تاریخ 21 دی ماه مشخص شود. بالاخره در جلسه 21 دی ماه دکتر فرهاد دانشجو به عنوان رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شد و مدیریت 29 ساله جاسبی به نظر تمام شده آمد. این انتخاب هیئت امنا باید به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رسید تا دارای جایگاه قانونی باشد که این امر هم در 27 دی ماه محقق شد. حال شروع به کار مدیر جدید دانشگاه آزاد در انتظار امضای حکم از سوی رئیس هیئت امنا یعنی هاشمی رفسنجانی است.
* مقاومت در برابر تغییرات
روند ذکر شده به همین سادگی به دست نیامد. مقاومت‌ها در برابر این تغییرات بسیار زیاد بود. از مقاومت گروهی از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد، تا برخی نمایندگان مجلس و حمایت همه جانبه رئیس هیئت امنا از روند فعلی مدیریت دانشگاه آزاد. در این بین اتفاقات تلخی مانند رای مجلس به وقف دانشگاه آزاد رخ داد که با هشیاری دانشجویان جبران شد. این مقاومت‌ها در روزهای اخیر شکل دیگری به خود گرفته است. امضای طومار در حمایت از جاسبی توسط برخی از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد در پی دستورالعملی از طرف سازمان مرکزی دانشگاه آزاد، [5] تشکیل ستاد عملیات روانی در ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد، [6] و اذعان برخی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی به این باور ایشان که رای‌گیری توسط جناح دولتی هیئت امنا را غیرقانونی می‌دانند [7] از جمله این مقاومت‌ها است.
البته بر خلاف تمامی این مقاومت‌ها، عملکرد شجاعانه شورای انقلاب فرهنگی در اصلاح اساسنامه و همچنین اخیرا تایید دکتر دانشجو توسط این شورا قابل تقدیر است.
* آیا تنها تغییر رئیس کافی است؟
نکته دیگری که  نباید از آن غافل ماند این است که تنها تغییر رئیس دانشگاه آزاد برای اصلاح آن کافی نیست. اساسنامه اصلاحی جدید که به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسیده قطعا راهگشای روند جدید دانشگاه آزاد خواهد بود و باید منتظر ماند و دید که آیا مدیر جدید دانشگاه آزاد قدرت تغییر و اصلاح مدنظر مخالفین جاسبی را دارد؟

 

 


پاورقی:
[1]- به نقل از جلد 4 کتاب در مکتب جمعه چاپ سازمان انتشارات وزارت ارشاد
[2]- سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
[3]- کتاب شورای مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی (جلد اول)؛ سال انتشار 1386
[4]- خبرگزاری فارس http://farsnews.com/newstext.php?nn=13901030000077
[5] و [6]- به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران
[7]- به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی

 

 

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۰ ، ۰۹:۲۹
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

بخش دوم منشور آزاداندیشی از منظر رهبری

 

سه کرسی متفاوت ولی در یک راستا
· به نظر مى‌رسد که هر سه روش پیشنهادى شما یعنى تشکیل 1) «کرسى‌هاى نظریه‌پردازى»؛ 2) «کرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «کرسى‌هاى نقد و مناظره»، روش‌هایى عملى و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوى که هر چه بیش‌تر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکانداران و فریب‌کاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‌تر شود[1].
 آزادفکری در همه‌ی رشته‌ها
· من بر پیشنهاد شما مى‌افزایم که این ایده چه در قالب «مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امکان داورى» و با حضور «هیأت داورى علمى» و چه در قالب تمهید «فرصت براى نظریه‌سازان» و سپس «نقد و بررسى» ایده‌ی آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فکر دینى یا علوم انسانى و اجتماعى نیز نماند بلکه در کلیه‌ی علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پایه و علوم کاربردى و ...) و در جهت حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریه‌سازان در این علوم و در فنون و صنایع نیز چنین فضایى پدید آید.
· براى آن‌ که ضریب «علمى بودن» این نظریات و مناظرات، پایین نیاید و پخته گویى شود و سطح گفت‌وگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتى نشود، باید تمهیداتى اندیشید و قواعدى نوشت.
· این‌جانب با چنین طرح‌هایى همواره موافق بوده‌ام و از آن حمایت خواهم کرد و از شوراى محترم مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم مى‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همکارى و مشارکت «اساتید و محققین برجسته‌ی حوزه»، براى بالندگى بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینى و نیز فعال کردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارک چنین فرصتى را ببینند.
· از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و به‌ویژه ریاست محترم آن نیز مى‌خواهم که این ایده را در اولویت دستور کار شورا براى رشد تمامی علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه‌اى و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه‌ی علوم و فنون و صنایع و به‌ویژه رشته‌هاى علوم انسانى و نیز معارف اسلامى قرار دهند تا زمینه براى این کار بزرگ به تدریج فراهم گردد و دانشگاه‌هاى ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و تولید فن‌آورى و فرهنگ، قرار گیرند. بى‌شک هر دو نهاد از طرح‌هاى پیشنهادى فضلا دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه‌ی جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمى» و «نظریه پردازى روشمند» را در کلیه‌ی قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند.[2] 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۰ ، ۲۳:۳۶
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

سال 76 سالی بود که رهبر معظم انقلاب، زندگی قرآنی را زمینه ساز آزادفکری جامعه معرفی کردند و سال 81 سالی بود که برای اولین بار پیشنهاد برگزاری کرسی های آزاداندیشی را ارائه فرمودند. از آن روزها، سال های متمادی می گذرد اما آنقدر عملکرد امثال ما در اجرای آن ضعیف بود که ایشان چند هفته پیش فرمودند « من صدبار تاکید کردم...»

تصمیم گرفتیم برای اینکه طعم واقعی ولایت پذیری را بچشیم، منشوری از منظر معظم له آماده کنیم تا در زمینه کرسی آزاداندیشی هم راه را بشناسیم و هم وظایفمان را. ما بر این اعتقادیم که ولایت پذیری آن نیست که برخی ها به عنوان ابزار سیاسی از آن استفاده می کنند بلکه باید در تمامی زمینه ها به خواسته های ولی فقیه گوش سپاریم و عمل نماییم. باشد که ایران اسلامی را بر بام جهان ببینیم.
•    ضرورت آزاداندیشی
راه تعالی فرهنگ، آزاداندیشی است
-    اگر بخواهیم در زمینه‌ى گسترش و توسعه‌ى واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به این‌که از مواهب خدادادى و در درجه‌ى اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. [1]
بهترین راه علاج هرج و مرج فرهنگی
-    براى علاج بیمارى‌ها و هتاکى‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. [2]
•    آزاداندیشی چیست؟
آزادفکری و عقلانیت، مایه افتخار تشیع
•    آزاد فکرى و عقلانیت شیعه، این دو عنصرِ در کنار هم، مایه‌ى افتخار ماست. تفکرات شیعه، عقلانى است. ما از اول تشیع در تعالیم ائمه (علیهم‌السّلام) به سوى عقل، منطق و استدلال سوق داده شدیم و همین‌طور هم باید عمل بکنیم؛ حتّى در فقه.
•    شما ببینید شاگردان برجسته‌ى امام صادق و امام باقر (علیهما السّلام) در مواردى با حضرت طورى حرف مى‌زدند که حضرت با آنها استدلالى حرف مى‌زدند. «یعرف هذا و اشباهه من کتاب اللَّه عزّوجلّ: ما جعل علیکم فى الدّین من حرج»؛ یعنى به «زراره» یاد مى‌داد که این‌طورى باید از کتاب خدا استفاده کنى؛ یعنى امام روش اجتهاد و استنباط از قرآن را به او یاد مى‌دهد.
•    ما از اول این طورى رشد کردیم؛ شیعه عقلانى و با آزادفکرى رشد کرده است. این را باید قدر دانست و دنبال کرد. [3] 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۰ ، ۱۴:۰۳
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

 

جهاد علمی یکی از کلیدواژگان مهم رهبر معظم انقلاب برای پیشرفت مادی و معنوی کشور است. بازدید شش و نیم ساعته هفته گذشته ایشان از نمایشگاه «جهاد علمی-اقتدار دفاعی» و جملات تأمل‌برانگیز ایشان در این رابطه، بهانه‌ای شد تا بیشتر راجع به این مفهوم تحقیق کنیم.
 * جهاد علمی یعنی چه؟
- جهاد یعنى مبارزه. در زبان فارسى، جنگ و ستیزه‌گرى معناى مبارزه را نمى‌دهد.
- مى‌گویى من دارم مبارزه مى‌کنم: مبارزه‌ى علمى مى‌کنم، مبارزه‌ى اجتماعى مى‌کنم، مبارزه‌ى سیاسى مى‌کنم، مبارزه‌ى مسلحانه مى‌کنم؛ همه‌ى اینها مبارزه است و معنا دارد.
- مبارزه یعنى تلاش پُر نیرو در مقابل یک مانع یا یک دشمن. اگر هیچ مانعى در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد.
- در جاده‌ى آسفالته، انسان پایش را روى گاز بگذارد و با باک پُر از بنزین سفر کند؛ این را مبارزه نمى‌گویند. مبارزه آن‌جایى است که انسان با مانعى برخورد کند، که این مانع در جبهه‌هاى انسانى، مى‌شود دشمن؛ و در جبهه‌هاى طبیعى، مى‌شود موانع طبیعى.
- اگر انسان با این موانع درگیر شود و سعى کند آن‏ها را از میان بردارد، این مى‌شود مبارزه.[1]
- جهاد فقط در میدان جنگ نیست، در میدان علم هم مثل بقیه‌ى میادین زندگى، جهاد لازم است. جهاد یعنى تلاش بى‌وقفه، همراه با خطرپذیرى - در حد معقول البته - و پیشرفت و امید به آینده.[2]
 * چرا به جهاد علمی نیاز داریم؟
-  راه پیروزى نهایى و کامل ملت ایران این است که این خط مستقیم، خط ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به خود، ایمان به قدرت ملى، اعتماد به نفس ملى و راه حرکت و مجاهدت در همه‌ى اشکالش؛ مجاهدت علمى، مجاهدت عملى - و آنجایى که لازم است، مجاهدت نظامى - و ایمان و جهاد را از دست ندهند.[3]
- وقتى این ملت به هدف‏هاى خود دست پیدا خواهد کرد و مشکلات گوناگون را از سر راه خود برخواهد داشت که ایمان و جهاد در میان مسؤولان به عنوان یک ارزش شناخته شود. این جهاد، جهاد علمى، جهاد عدالت خواهى و جهاد مدیریتى و اقتصادى است.[4]
- اسلام عزیز بزرگ‏ترین مشوّق علم است و چنین بود که در طىّ قرن‏هاى پى‌درپى، مسلمانان پرچم دانش و معرفت و پیشرفت علمى را در همه‌ى جهان در دست داشتند، و امروز که پس از دوران تلخ تسلّط سیاست‏هاى بیگانه بر کشورمان، بار دیگر ملت ایران آزادى از نفوذ استکبار جهانى را می‏آزماید، جهاد علمى یکى از بزرگ‏ترین فرایض ما است.[5]
  پیش‌فرض‌های اساسی کار علمی
. ضرورت حیاتی کشور
- ما چند پیش‌فرض داریم. یکى این است که پیشرفت علمى، ضرورت حیاتى کشور در علوم مختلف است؛ البته رتبه‌بندى علوم را بعد عرض می‏کنیم، که یکى از کارهاى مهم است.
. تولید علم
-  پیش‌فرض دوم این است که این پیشرفت علمى، اگرچه که با فراگیرى علم از کشورها و مراکز پیشرفته‌ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشک این است - اما فراگیرى علم یک مسأله است، تولید علم یک مسأله‌ى دیگر است.
- نباید ما در مسأله‌ى علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‏هائى پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله‌روى، نداشتن ابتکار، زیرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‌ى قطعىِ این چنین پیشروى‌اى است؛ و این جایز نیست.
- ما باید علم را خودمان تولید کنیم و آن را بجوشانیم.
- هر پله‌اى از پله‌ها که انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده می‏کند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به یک پله‌ى بالاتر.
- این حرکت را بایستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‌ى از منابع فکرى و ذخایر میراث فرهنگى خودمان ادامه بدهیم و داشته باشیم.
. خودباوری و امید
- سوم اینکه این پیشرفت علمى بایستى با خودباورى اولاً؛ امید به موفقیت ثانیاً؛ حرکت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد.
- پیشرفت علمى، بایستى با نگاه بومى و با تکیه‌ى به فرهنگ خودمان باشد - فرهنگ ما یعنى اسلام و مواریث ملىِ پسندیده‌ى ما - و نیز ناظر به نیازهاى کشور. این، بایستى مجموعه‌ى حرکت علمى ما را تشکیل بدهد.
. حرکت جهادگونه
-  چهارم این‏که در این حرکت، تنبلى و تن‌آسایى و محول کردن کار به یکدیگر جایز نیست؛ حرکتِ جهادگونه باید کرد.
 *  عقب افتادگی علمی
- بدیهى است که کانون‏هاى زر و زور جهان به آسانى تسلیم حق نمى‌شوند و ملت‏هاى مسلمان، راهى دراز و دشوار ولى مبارک و خوش‌عاقبت در پیش رو دارند. روندگان این راه اگر استقامت بورزند، خود و نسل‏هاى پس از خود را از ذلت عقب‌ماندگى و اسارت سیاسى و اقتصادى و فرهنگى رها خواهند ساخت و طعم گواراى زندگى در سایه‌ى اسلام را خواهند چشید. این راه، راه مجاهدت علمى، مجاهدت سیاسى و دفاع قدرت‏مندانه از حقِّ روشن است.
-  در این میدان، مسلمانان مدافع شرف و عزت و حقوق پایمال شده‌ى خویشند.
- انصاف و وجدان بشرى، قاضى آگاه و بى‌گذشتى است که این مجاهدت مظلومانه را تأیید مى‌کند و سنت الهى، پیروزى حتمى آنان را نوید مى‌دهد: اُذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان اللَّه على نصرهم لقدیر.6]
- بى‌شک بخش مهمى از گناه عقب‌ماندگى علمى کشور در دوران بیش از پنجاه سال حکومت رژیم فاسد همچون سهم بزرگى از بى‌لیاقتى کارگزاران آن رژیم که در سایه‌ى چنین تفکرى پرورش یافته بودند، بر دوش کسانى است که دانشگاه کشور را آن‏گونه مى‌خواستند و براى آن برنامه‏ریزى می‏کردند.[7]
* قطع وابستگی و خودباوری برای غلبه بر موانع جهاد علمی
- ترکیب جهاد و دانشگاه، و تلفیق جهاد که یک امر ارزشى معنوى است با علم و دانش و با دانشگاه داراى پیام است؛ نشان مى‌دهد که مى‌توان علم جهادى و نیز جهاد علمى داشت.
- علم شما علم جهادى است؛ با جهاد و با اجتهاد همراه است؛ دریوزه‌گرى و منتظر نشستن براى هدیه شدن علم از این‌سو و آن‌سو نیست؛ دنبال علم مى‌روید تا آن را به‌دست بیاورید؛ این علم جهادى و علم برخاسته‌ى از مجاهدت و اجتهاد و تلاش است.
- جهاد دانشگاهى فقط یک نهاد نیست، بلکه یک فرهنگ است؛ یک سمت‏گیرى و حرکت است. هرچه بتوانیم ما این فرهنگ را در جامعه گسترش دهیم و آن را پایدار و استوار کنیم، کشور را به سمت سربلندى و عزت و استقلال حقیقى بیشتر پیش برده‌ایم.[8]
- انقلاب اسلامى، جهت‏گیرى دانشگاه را یکسره دگرگون کرد و خودباورى، و ابتکار، و استقلال، و پایبندى به ارزش‏هاى اسلامى، و جهاد علمى، و آزادى از اسارت و تبعیت، را جهت اصلى آن قرار داد.
- امروز رسالت اول دانشگاهیان، حفظ این جهت‏گیرى و تلاش براى شکوفا شدن استعداد علمى و فکرى نسل جوانِ بالنده‌ى کشور است.
-  نظام اسلامى نشان داده است که ملت ایران، داراى ظرفیت عظیمى براى پیشرفت در همه‌ى عرصه‌هاى زندگى است. گام بلند انقلاب، در این راه طولانى، قطع وابستگى و تبعیت است.
-  محیط علمى باید در عین آن‌که بالاترین بهره‌ى ممکن را از دانش پیشرفته‌ى جهان می‏برد، متکى به خود و مبتکر و خلاق و کاوشگر باشد.
-  نظام سلطه‌ى جهانى همیشه کوشیده است که بوسیله‌ى عوامل تبلیغى خود، احساس حقارت و ناتوانى و نیاز را در ملت‏هایى که از قافله‌ى علم و فناورى عقب مانده‌اند، تقویت کند و آنان را همیشه نیازمند خود نگاه دارد.
- تأکید مکرر امام راحل بر اسلامى شدن دانشگاه، براى این بود که نسل جوانِ تحصیلکرده‌ى کشور از این احساس ناتوانى و نیاز نجات یابد و به نجات کشور از تبعات وابستگىِ دوران گذشته همت گمارد.[9]
-  مبادا کسى خیال کند که مملکت بدون فعّالیت و تلاشِ سازندگى - فقط با ذکر خدا گفتن - آباد خواهد شد؛ ابداً. باید تلاش کرد، باید مجاهدت کرد؛ هم مجاهدت علمى، هم مجاهدت عملى.[10]
- برادران و خواهران نهضت سوادآموزى بدانند که در حال جهادند. به شهرها و روستاهاى دورافتاده رفتن و درِ خانه‌ها را زدن و در مساجد کلاس تشکیل دادن و بدون چشمداشتِ احسنت و تشکرى، علم و سواد را - که ارزنده‌ترین هدیه‌هاست - به مردم دادن، یک جهاد است.
- بى‌سوادى، براى همه‌ى جوامع انسانى یک لکه‌ى ننگ است؛ اما براى یک جامعه‌ى مسلمان انقلابى، در این دوران و عصر پُرزحمت که قدرت‏هاى بزرگ از بى‌سوادى و ناآگاهى مردم استفاده مى‌کنند، بیشتر مایه‌ى ننگ است. نمى‌خواهم به بى‌سوادان اهانت بکنم؛ اما بى‌سوادى واقعاً لکه‌ى ننگى است. خود بى‌سوادان و در کنار آنان با سوادان، تلاش کنند که این لکه‌ى ننگ را بشویند.[11]
* اقتدار علمی؛ نتیجه جهاد علمی
-  قدرت پیدا کنید. اگر ایران اسلامى بتواند در زمینه‌ى علمى سخن خودش را در حد سخنان اول دنیا دربیاورد، کار شدنى است؛ چون علم، ثروت هم ایجاد مى‌کند، قدرت نظامى هم ایجاد مى‌کند، اعتماد به نفس هم ایجاد مى‌کند. من بارها گفته‌ام، باز هم مى‌گویم و باز هم بارها تأکید خواهم کرد که پایه و زیربناى اقتدار آینده‌ى شما ملت عزیز در قدرت علمى است.[12]
- امروز کسانى در دنیا زور مى‌گویند و وقیحانه‌ترین موضع را در دنیاى تعامل بین‌المللى انسان‌ها ملت‌ها و دولت‌ها - مى‌گیرند و  سرشان را هم بالا مى‌گیرند. چرا؟ چون قدرت دارند؛ قدرت اقتصادى و سیاسى (که از اقتصادى ناشى مى‌شود) و بالاتر از همه‌ى این‏ها، قدرت علمى، که منشأ همه‌ى اینهاست؛ یعنى منشأ قدرت اقتصادى و سیاسى‌شان هم قدرت علمى است.
- ما احتیاج به یک چیز دیگرى هم داریم و آن، عبارت است از «قدرت بین‌المللى»، تا بتوانیم این راه را بى‌دغدغه، درست، به طور کامل، همه‌جانبه و بى‌کم و کاست ادامه دهیم و به اهداف و آرمان‌هایمان برسیم. این قدرت را (قدرت اقتصادى، سیاسى و نفوذ فرهنگى) چطورى به دست آوریم؟ پایه و مایه‌ى همه‌ى اینها، قدرت علمى است!
- یک ملت، با اقتدار علمى است که مى‌تواند سخن خود را به گوش همه‌ى افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمى است که مى‌تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیاى سیاسى حائز شود. اقتصاد هم به دنبال اینها به دست مى‌آید؛ پول تابع توانایى‌هاست. امروز این‌طورى است؛ علم را مى‌شود به پول تبدیل کرد و از لحاظ اقتصادى هم قوى شد. این، جایگاه علم است.[13]
* مأیوس شدن دشمن از توطئه
- وقتى توانستید کشور را به اقتدار علمى و به اقتدار اقتصادى برسانید و آن وقتى که توانستید عزت علمى را براى کشور فراهم کنید، آن روز البته توطئه‌ها کم خواهد شد؛ مأیوس خواهند شد. تا وقتى به آن نقطه نرسیده‌ایم، منتظر توطئه‌ها باید بود و آماده‌ى مقابله‌ى با این توطئه‌ها باید بود.[14]

 

 

پی نوشت‏ها:

[1]- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیأت دولت 20/8/1383
[2] - دیدار جمعى از برجستگان و نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‌ها 01387/7/3
[3] - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروى هوائى ارتش 19/11/1387
[4] - بیانات در صحن جامع رضوی 1/1/1384
[5] - پیام به مناسبت بازگشایى دانشگاه‌ها 1/1/1384
[6] - پیام به حجاج بیت‌الله الحرام 18/11/1381
[7] - پیام به گردهمائى ویژه‌ى دانشگاهیان و دانشجویان در تجلیل از حضرت امام خمینى 12/3/1378
[8] - بیانات در دیدار هیأت علمى و کارشناسان جهاد دانشگاهى 1/4/1383
[9] - پیام به گردهمائى ویژه‌ى دانشگاهیان و دانشجویان در تجلیل از حضرت امام خمینى 12/3/1378
[10] - بیانات در اولین روز ورود به سارى 22/7/1374
[11] - سخنرانى در دیدار با مسؤولان دفاتر نهضت سوادآموزى 04/07/1369
[12] - بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکل‌هاى دانشجویى 24/7/1384
[13] - بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) 29/10/1384
[14] - دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت 24/9/1387

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۰ ، ۱۶:۴۸
قاسم صفایی نژاد