۴۷۸ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

هزار و هفتصد و هفتِ آبی لاجوردی

فرهنگی :: کتاب

مادرم وقتی سر نماز می‌ایستاد، تمام اطلسی‌های سجاده، طلاکوب می‌شدند. مادرم یک انگشتر عقیق داشت که خودش را در آن می‌دید. موهاش را در آن شانه می‌زد. او یک دوره هفت جلدی از «لالایی‌ها» را به تازگی ترجمه کرده بود. مادرم به هفت زبان فراموش شده دنیا کاملا مسلط بود: زبان پری‌های دریایی، زبان خورشید خانم، زبان خروس قندی‌ها، زبان جغجغه‌ها، زبان عروسک‌های پارچه‌ای و زبان مدادهای دورنگ (همان‌هایی که نصفش آبی و نصفش قرمز بود.) اما او بیشتر به زبان سکوت با ما صحبت می‌کرد. الفبای نگاه مادرم را به خط نستعلیق می‌شد در چشم پدرم دید. ما روزی یک صفحه از آن مشق می‌کردیم...

وقتی پدر می‌رفت، مادر کارهاش را می‌کرد؛ دیزی ظهر پدر را بار می‌گذاشت و می‌رفت انباریِ زیرزمین. چادر شب را از روی دارِ قالی کنار می‌زد و شروع می‌کرد به بافتن. قالی مادر، پر از یاکریم بود، پر از شمعدانی و پروانه‌ی زرد. انگشتان مادر «اسلیمی» شده بود. کف دست‌هاش «ختائی» بود و از نگاهش «ترنج» می‌ریخت. وقتی راه می‌رفت جای پاهاش «لچک و خشتی» سبز می‌شد. وقتی حرف می‌زد، «خامه‌های لاکی» در صداش موج می‌زد. چادر قدش پر از «گره» بود و موهاش هفتصد «شانه» داشت.

ما دو قالیچه کوچک داشتیم. مادرم هیچ‌وقت پاهاش را روی مرغ‌های قالی نمی‌گذاشت. هیچوقت با جاروی خشک، قالی‌ها را جارو نمی‌زد. جمعه‌ها قالی‌ها را در آفتاب می‌انداخت، برای مرغ‌های آبی و زردش شعر می‌خواند؛ آنقدر می‌خواند تا مرغ‌ها خوابشان ببرد، بعد آرام قالی‌ها را سرِ جایشان می‌گذاشت.

 

بند بازی روی تن آب، صفحه ۳۲ و ۳۳

نویسنده: محمدمهدی رسولی

سال‌های قحطی عطش

فرهنگی :: کتاب

کوچه‌های صفا و مروه پر از کفتر چاهی‌هایی‌ست که از دست خدا دانه ورمی‌چینند. چینه‌هاشان پر از خال ابروی کوچه‌هاست و در غیبت صدای علی در چاه، چهچهه‌ی غدیر، غدیر سرداده‌اند.

حالا کفتر چاهی‌ها می‌روند تا بشوند ساقی حلقه‌های حال.

ناگهان در بلندگوهای عصمت اعلان می‌کنند:

علی سینه‌ی آخته‌ی محمد بود به هجوم غم و شمشیر و تحقیر، عشق می‌خورد از دست‌های هاجر یقین، که حالا اسماعیلش را سیراب شده می‌بیند. حسین، تنها عکس یادگاری عطش و زمزم، مقیم صفا و مروه است در جستجوی آب، که عباس آن را در چارچوب کعبه قاب کرده است.

 

بندبازی روی تن آب، صفحه ۲۰

نویسنده: محمدمهدی رسولی

تغییرات مشهدی!

فرهنگی :: یادداشت

جمعه هفته پیش به زیارت امام رئوف رفتم و چند روزی نایب الزیاره همه دوستان بودم. دو سالی می‌شد که توفیق زیارت حاصل نشده بود و امسال با مشاهدات تغییرات شهر مشهد -لااقل اطراف حرم- متعجب شدم.

تعداد زائرین عرب چندین برابر سال‌های گذشته بود، آنقدری که با پیاده روی در خیابان‌های اطراف حرم بیشتر مکالمات مردم به زبان عربی بود تا فارسی. خب مایه مسرت و خوشحالی است که برادران عرب و شیعه ما مهمان ما هستند و حتی بعضا ساکن مشهد شده‌اند. اما لطفا فراموش نکنیم که افزایش تعداد زائر و گردشگر و مهاجر در هر شهر و کشوری، نیازمند یک پیوست فرهنگی و یک پیوست اقتصادی است که باید سیاستگذاری درست در این خصوص صورت پذیرد.

در صحبت‌های درون تاکسی، برخی از مردم مشهد از این قضیه خوشحال بودند. اعراب به دلیل کاهش ارزش پول ملی ما، راحت‌تر می‌توانند خرید کنند و به قول همان شهروند مشهدی، کیلو کیلو زعفران می‌خرند و اکثر شیشلیک‌های شاندیز را آنها می‌خورند و این موجب رونق کسب و کار در مشهد شده است. برخی دیگر از این کثرت مهاجرت اعراب نگران بودند و می‌گفتند با این همه ملکی که اینها در حال خرید هستند، تا چند سال دیگر قضیه اسرائیل و فلسطین در مشهد تکرار می‌شود! برخی دیگر از مردم نگران تغییرات فرهنگی بودند که مثلا نوع پوشش دختران بصره‌ای و بغدادی روی دختران مشهدی اثرگذار باشد یا سبک زندگی چندهمسری اعراب در میان مردان ایرانی هم رایج شود.

قضاوتی ندارم که کدام نگرانی مردم بحق است و کدام توهم است. سخن این است که این حرف‌ها نگرانی مردم است و باید به آن پرداخت و مردم را از نگرانی خارج کرد. مردم باید بتوانند به دولت اعتماد کنند و مطمئن باشند که دولت در کنار آنها صیانت از فرهنگ و اقتصاد را در دستور کار دارد.

مراقب ناخبرنگاران باشیم!

فرهنگی :: یادداشت

امروز روز خبرنگار است و از چند روز قبل، دوستان رسانه‌ای برای خبرنگاران مراسمات ویژه اجرا کرده‌اند. این روز را به همه خبرنگاران سختکوش تبریک می‌گویم.

خبرنگاری، حرفه‌ای است که با سخت‌کوشی، خطر کردن، هوش سرشار، قلم دلنشین و تپیدن قلب برای مردم گره خورده است. کسی که خبرنگار است یا دوست خبرنگاری داشته است متوجه تک تک این واژه‌ها می‌شود.

این پست را به عنوان یک پست روتین برای تبریک روز خبرنگار ننوشتم. این پست را نوشتم تا به دوستان خبرنگارم یادآوری کنم که مراقب افرادی باشند که در سالیان اخیر به دلیل سکوی پرش بودن رسانه‌ها به حرفه آنها روی آورده‌اند و باعث پدیده‌هایی شده‌اند که در شأن خبرنگار نیست. پدیده‌هایی مثل پشت میز نشینی خبرنگاران که به جای اینکه دنبال سوژه بروند، پشت میز می‌نشینند و از سایر خبرگزاری‌ها کپی می‌کنند. یا مثل اینکه خبرنگار برای وظیفه ذاتی خود که پوشش خبر است، بدون کارت هدیه حاضر نمی‌شود و فراتر از حقوق خود به دنبال درآمدهای این‌چنینی است. حتی اگر حقوق خبرنگار کم باشد، چاره‌اش چنین درآمدهایی نیست. اتفاقات دیگری هم هستند که چون هنوز فراگیر نشده‌اند، گفتنش جایز نیست اما خود خبرنگاران احتمالا از آن مطلع هستند. مراقب باشیم که فراگیر شدن راه‌های کج، کم کم منجر به این می‌شود که خشک و تر با هم بسوزند و ممکن است چند سال آینده برسد که دیگر روز خبرنگار انقدر از شأن و جایگاه خبرنگار نگویند. 

ماشینت خیلی دود می‌کنه!

فرهنگی :: یادداشت

هوا این روزها به شدت گرم است اما هر روز صبح که از خانه راه می‌افتم، پنجره خودرو را تا جایی که هر روز ترافیک شروع می‌شود پایین می‌کشم و خنکای صبحگاهی را تنفس می‌کنم. هر چند شروع ترافیک، با خود گرما را به همراه می‌آورد و مجبورم کولر ماشین را روشن کنم اما امروز صبح هوا کمی خنک‌تر بود. همین باعث شد حواسم نباشد که طبق عادت روزمره شیشه‌ها را بالا بدهم و کولر را روشن کنم.

خودروی پرشیا کنار خودروی من در ترافیک متوقف بود. کنار آن هم یک خاور متوقف بود. راننده خاور سرش را از شیشه پنجره بیرون آورد و به راننده پرشیا گفت: «ماشینت خیلی دود می‌کنهِ، بدجوری به روغن سوزی افتاده، اینطوری موتور ماشینت میاد پایین. حتما درستش کن.» راننده پرشیا تشکر کرد و گفت دقت نکرده بودم. 

داشتم با خودم فکر می‌کردم که اگر امر به معروف را به این شیوه انجام دهیم چقدر کارگر و موثر میفتد. 

- راجع به فعلی که اتفاق افتاده حرف بزنیم و شخصیت فاعل را زیر سوال نبریم. نگوییم تو بی‌عرضه هستی یا نابلدی، بگوییم ماشینت دود می‌کند.

- علت اتفاق افتاده فعل را اگر می‌دانیم بگوییم. فعل را بر اساس عمد فاعل نگذاریم و آن را سهوی بدانیم و کمکش کنیم راحت‌تر موضوع را حل کند. بگوییم به روغن سوزی افتاده.

- نتیجه عملش را دوستانه بگوییم. قصدمان از گفتن این جملات پیشگیری از اتفاقات بد بعدی باشد و از روی نوع‌دوستی امر به معروف کنیم و نه تحقیر دیگری و خودپسندی. بگوییم اینطوری موتور ماشینت میاد پایین.

- به او انگیزه بدهیم که عملش را اصلاح کند. بگوییم حتما درستش کن.

-------------------------------------

پ.ن ۱: امر به معروف از جلوه‌های رحمت خداست. قصد از امر به معروف سعادت سایر انسان‌هاست و نه تحقیر و دشمنی. جایی که نیت آمر به معروف درست نباشد، حتی ممکن است نتیجه عکس بگیریم. حواسمان جمع باشد.

پ.ن ۲: این جملات امام در کتاب آداب نماز را از دست ندهید: دل‌های سخت را برق عاطفه قلبت نرم کند

 

سیگار، فست فود، کتاب!

فرهنگی :: یادداشت

الان که داشتم میومدم سرکار، اخبار ساعت ۷ صبح رادیو ایران داشت می‌گفت:

- سن شروع به مصرف دخانیات، از بین ۱۶ تا ۱۸ سال به سن ۱۴ سالگی رسیده. خانواده‌ها و مدارس حواسشون جمع‌تر باشه.

- حدود ۲۴ درصد آقایون سیگار می‌کشن و حدود ۳ درصد خانم‌ها سیگار می‌کشن اما در مورد قلیان میشه ۴۰ درصد آقایون و ۲۰ درصد خانم‌ها!

در خبر بعدی گفت:

- دانشمندان غربی اثبات کردند که مصرف فست فود به دلیل نوع چربی‌ای که نفوذ به مغز می‌کنه، باعث کم شدن احساسات و عواطف انسانی و همینطور روان‌پریشی می‌شه.

--------------------------

پ.ن ۱: داشتم به این فکر می‌کردم که مدیران و سرمایه گذاران صنایع دخانیات یا صنایع مرتبط با فست فود، وقتی این همه خبر و برنامه و فیلم و مطلب در موردشون تولید میشه، چه حسی دارن؟ احساس خطر نمی‌کنند که یه وقت سرمایه‌شون از بین بره؟ احساس خطر نمی‌کنند که یه روزی مردم با هم تصمیم بگیرن که دیگه از این محصولات مضر استفاده نکنند؟ 

پ.ن ۲: چی میشه که مدیران این صنایع می‌تونن به آینده امیدوار باشند، اما صنایع فرهنگی مثل کتاب با وجود تبلیغات گسترده و سیستم آموزشی مشوق مطالعه و ... روزگار خوشی نداره؟

 

فروشگاه آزمایشی یا تغییر فرهنگ خرید؟

فرهنگی :: یادداشت

در انگلیس ۸۲ درصد مردم کتاب رو از کتاب‌فروشی می‌خرند. برعکس آمریکا که ۵۵ درصد مردم از کتاب‌فروشی میخرن و ۴۵ درصد آنلاین خرید می‌کنند.

حالا آمازون اعلام کرده یک سال آزمایشی ۱۰ کتابفروشی در انگلیس راه اندازی می‌کنه که البته فقط تحویل کتابی هست که مردم به صورت آنلاین میخرن و میتونن از اون کتابفروشی تحویل بگیرن!

تغییر ذائقه خرید مردم و تغییر فرهنگ خرید کتاب به همین راحتی!

 

 

خمینی (ره) هر سال زنده‌تر می‌شود

فرهنگی :: یادداشت

در روزگاری که زمین بین دو ابرقدرت شرق و غرب تقسیم می‌شد و مردم دنیا خود را گرفتار دو ایدئولوژی «مارکسیسم» و «لیبرالیسم» می‌دیدند، اتفاقی افتاد که چشم جهانیان را مبهوت کرد؛ یک رهبر دینی در روزهایی که نظام سلطه قصد القای جدایی دین از سیاست به مردم جهان داشت، برای خدا قیام کرد و مکتبی نو را به جهانیان ارائه کرد.

حداقل تلاش فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام برای جدایی دین از سیاست، ۱۵۰ سال قدمت داشت و سعی کرده بودند اسلام را از عرصه زندگی و جامعه به کلی بیرون کنند و دینداری را فقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی محدود کنند. نقشه دقیق و هوشمندانه طراحی شده بود؛ اسلام اگر محدود به این قفس تنگ دینداری فردی شود، راه برای غارت‌گری و تاخت و تاز نظام سلطه فراهم می‌شود.

در طول ۱۵۰ سال و بلکه بیشتر، نهضت‌های مختلف و مبارزات گوناگونی توسط علمای اسلام و مردم صورت گرفته بود. بازگو کردن نهضت مشروطه مشروعه و تحریم توتون تنباکو یا حتی نهضت ملی شدن صنعت نفت در این مقاله نمی‌گنجد اما هر کدام از آنان نقاط انحرافی داشت که پیروزی را از آن جبهه اسلام نکرد.

راز موفقیت امام راحل عظیم الشأنمان، مکتبی است که عرضه کرده و با یاری خداوند توانست آن را به صورت مجسم و به صورت یک نظام در مقابل جهانیان قرار دهد. مکتبی که «عدالت»، «عقلانیت» و «معنویت» را سرلوحه کار خود دارد و آنقدر نقش مردم در آن پررنگ است و آنقدر با استفاده از فقه پویای تشیع، منطبق با شرایط روز است که ۳۰ سال پس از رحلت این عالم عامل، علاوه بر باور مردم ایران از عمق جانشان به این مکتب، ریشه‌های این مکتب در سایر نقاط جهان و در دلهای آزادگان جهان جوانه می‌زند.

حقیقت امام، روح امام، فکر امام و مکتب امام باقی است. خمینی (ره) در هر سالروز ارتحالش، نسبت به سال قبل بیشتر زنده است. این را نه ما که همه منصفان و ناظران جهانی معتقدند.

در مشکلات و گرفتاری‌هایی که پیش می‌آید، نقد و اعتراض و مطالبه این است که چرا از مکتب امام فاصله گرفته‌ایم؟ چرا مسئولین خود را خادم مردم نمی‌دانند و در مقابل مردم متواضع نیستند؟  مگر امام نمی‌فرمود: «تلطف کنید به مردم؛ تواضع کنید به مردم. آقا دولت مال مردم است؛ بودجۀ مملکت از جیب مردم است؛ شما نوکر مردم هستید؛ دولت‌ها خدمتگزار مردمند. هی لفظاً نگویید من خدمتگزار، و عملاً تو سر مردم بزنید و این ارباب‌های بیچاره‌‏تان را پایمال کنید.» (۱) چرا مقابل مستکبران عالم، عزت خود را دنبال نمی‌کنیم؟ چرا مسئولین بعضا فراموش می‌کنند که «جز اسلام کشور را نجات نمی‌دهد»؟ (۲)؛ چرا فراموش کرده‌ایم این جمله از امام را که «گمان نکنید زیادی افراد هر چه باشد شما را به هدف نزدیک می‏‌کند» (۳) و برای پیروزی چشم به دیگرانی داریم که نیت الهی ندارند؟؛ مردم حتی از مسئولین دلسوز و صادق سؤال دارند که چرا به این جمله امام که «من از آن آدم‌ها نیستم که اگر یک حکمی کردم بنشینم چرت بزنم که این حکم خودش برود؛ من راه می‏افتم دنبالش» (۴) عمل نمی‌کنند؟ چرا میدان را مقابل غربزدگان و ریاکاران خالی می‌کنند؟

امید است که سالروز ارتحال این بزرگمرد تاریخ، بهانه‌ای باشد که هر سال مرور کنیم نقشه‌ای که او برای مردم ترسیم کرد و به آن هم مسئولین و هم مردم پایبند باشیم که اسلام موجبات سعادت دنیا و آخرت را فراهم میکند.

------------------------------------------------------

۱- ۲۶ فروردین ۱۳۴۳

۲- ۴ فروردین ۱۳۵۷

۳- ۲۴ بهمن ۱۳۵۶

۴- ۲۶ فروردین ۱۳۴۳

 

لزوم بایگانی تولیدات محتوایی مرتبط با کتاب

فرهنگی :: یادداشتنشر

همه می‌دانیم که هم‌اکنون در کشور، تولید محتواهای گوناگونی در حوزه کتاب در حال انجام است. از کلاس‌های مختلف آموزشی در حوزه‌های داستان‌نویسی و خاطره‌نویسی و ویراستاری و ... گرفته که توسط مؤسسات مختلف آموزشی و فرهنگی در حال اجراست، تا جلسات رونمایی کتاب و نقد کتاب و معرفی آن و ...

محتواهای ارزشمندی که بایگانی آنها و دسترس‌پذیر کردن آنها برای عموم مردم در فضای مجازی، می‌تواند حرکت در حوزه کتاب را شتاب بخشد. 

به طور مثال در همین ماه مبارک رمضان، هر شب در باغ کتاب، ویژه برنامه شبگرد اجرا می‌شود که در آن هم معرفی و نقد کتاب وجود دارد، هم خوانش متن‌های کهن انجام می‌شود.

نیازمند سامانه‌ای هستیم که ویدئوهای مرتبط را از سراسر کشور با مشارکت مردم جمع آوری کنیم تا بایگانی این اتفاقات در حد مقدور انجام شود و در دسترس مردم قرار گیرد و مردم بدانند برای دسترسی به انواع محتواها نیاز به جستجوهای سخت در صفحات مختلف ندارند و می‌توانند در یک سامانه با دسته بندی مناسب به کاوش و البته تولید محتوا در این عرصه بپردازند.

منتظر خبرهای جدیدی در این مورد باشید.

 

محتوای عمیق یا عامه‌پسند؟

فرهنگی :: یادداشت

برنامه سازی تلویزیونی، کار آسانی نیست. آن هم در دوره‌ای که تلویزیون، به معنی تخصصی تلویزیون، در دنیا رو به افول است. از سویی تولید برنامه‌های عمیق یا فاخر، نمی‌تواند مخاطبان زیادی را با خود همراه کند و از سوی دیگر تولید برنامه‌های عامه‌پسند از سوی بخشی دیگر از جامعه به عنوان برنامه‌های زرد، مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

همراه کردن مردم با برنامه‌ای خاص در دوره‌ای که انواع محتوا در قالب‌های گوناگون و رسانه‌های متفاوت در دسترس آنها است، کار بسیار دشواری است. ذات محتوا هم طوری است که همیشه موافقان و مخالفان جدی دارد و هر کدام هم تا قسمتی حق دارند.

عصر جدید در این دوره توسط احسان علیخانی شروع به کار کرد. در دوره‌ای که صداوسیما توان سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر روی برنامه‌های درجه الف ندارد و اسپانسر تا حدودی دست تهیه کننده‌ها را برای محتوای عمیق‌تر می‌بندد.

احسان علیخانی در عصر جدید، سعی کرد تا حدودی به عمق محتوا در کنار عامه‌پسند بودن آن فکر کند. حضور دکتر سید بشیر حسینی به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته رسانه به عنوان داور، یکی از این اقدامات بود. یا مثلا شاید حضور یک خواننده مشهور به جای آریا عظیمی‌نژاد می‌توانست مخاطبان برنامه را بیشتر کند اما او سعی کرد در حوزه موسیقی هم تخصصی‌تر به موضوع نگاه کند. البته عصر جدید دارای ضعف‌هایی در محتوا هست که با توجه به نو بودن برنامه طبیعی است و امیدوارم به مرور حل شود.

در روزهای گذشته، تخریب عصر جدید و به‌ویژه سید بشیر حسینی آغاز شده است. می‌دانیم این شروع یک فضاسازی رسانه‌ای بزرگتر است و به همین کلیپ بسنده نمی‌شود. دقیقا تخریب را از جایی شروع کرده‌اند که احتمال واکنش کمتر و تقابل کمتری می‌دادند. یک استاد دانشگاه اخلاق‌مدار و علمی که همیشه سعی کرده به دور از حاشیه به افزایش آگاهی مردم کمک کند.

سید بشیر حسینی را از سالها قبل توسط رسانه می‌شناسم اما آشنایی و دوستی ما به حدود دو سال قبل برمی‌گردد که در دفتر ایشان در دانشگاه صداوسیما با هم جلسه داشتیم. چیزی که توجه مرا در آن جلسه جلب کرد، این بود که درِ اتاق مدیر گروه علوم نوین رسانه همواره به روی دانشجویان باز است. با اینکه جلسه رسمی بود، اما مدام دانشجویان به اتاق ایشان مراجعه می‌کردند و راجع به پروژه‌های مختلفی که برای ساخت مستند، تولید کلیپ یا انواع دیگر محتوا برای شب یلدای ۹۵ داشتند از ایشان مشورت می‌گرفتند؛ همینقدر مردمی و کاری.

البته ایشان نیاز به تمجید من ندارند و حتما روزی که قبول کردند در چنین برنامه‌ای حضور داشته باشند، می‌دانستند که از جهات گوناگون مورد حمله قرار خواهند گرفت؛ از سویی طبیعتا افراد مرتبط با حوزه علم و اندیشه به ایشان خرده می‌گیرند که چرا در چنین برنامه عامه‌پسندی شرکت کرده‌ای و از سوی دیگر افرادی که عادت به هجونویسی دارند، حتی شده با تقطیع کردن کلیپی، هجو خواهند نوشت.

برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم در راه ارتباط علم و عمل و البته افزایش آگاهی مردم از طریق ارائه محتوای عمیق‌تر به آنان گام‌های بهتری بردارند.