کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۴۵۹ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

مهدی (عج) روزی می‌آید که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. شاید آن عده جاهلی که فکر می‌کنند پس ظلم کنند تا زودتر امام زمان (عج) ظهور کند به این قضیه فکر نکرده‌اند که وقتی می‌آید که زمین پر از ظلم و جور شده باشد نه پر از ظالم!

و چقدر دنیای امروز ما شبیه است به این. شاید ظالم‌ها اندک باشند اما ظلم آنها فراگیر است. چند صد نفر می‌توانند زمام یک ملت چند صد میلیونی مانند آمریکا را بدست بگیرند و به جهان ظلم کنند؛ چند ده نفر می‌توانند برای اشغال فلسطین برنامه ریزی کنند و دهه‌های متمادی باعث کشته شدن و آواره شدن میلیون‌ها انسان شوند؛ چند هزار نفر می‌توانند سال‌ها منطقه خاورمیانه را پر از ظلم و کشتار و ترور و جنگ کنند؛ و عده دیگری می‌توانند در میانمار نسل‌کشی راه بیندازند و هزاران نفر را بکشند و صدها هزار نفر را آواره کنند. 

اما نه؛ خوب که فکر می‌کنیم ظالم‌ها فقط همین چند نفر نیستند. همه کسانی که می‌دانند و سکوت کرده‌اند در این ظلم شریکند. هنوز تعداد ظالم‌ها زیاد است. 

بیایید ما ظالم نباشیم. ما راضی نیستیم به این همه قتل و ترور و نسل کشی و کودک‌کشی و خونریزی وحشیانه. 

این عدم رضایت با ما راضی نیستیم‌های قبلی که راجع به آبروی افراد بود متفاوت است. اینجا فقط اعلام عدم رضایت کافی نیست. باید کاری کرد. به نظر شما چه کاری می‌توان کرد؟ چه از دست ما برمی‌آید تا ظالم‌های دنیا کمتر شوند؟ مأموریت ما در این روزگار چیست؟ امروز روز به امامت رسیدن فردی است که برای خلخال در آوردن از پای یک زن یهودی، حق می‌داد مسلمان دق کند. چگونه است که وضع فلسطین و یمن و سوریه و میانمار و بحرین و ... از بحران هم عبور کرده و ما حرکتی نمی‌کنیم؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۳
قاسم صفایی نژاد

امروز در یکی از کانال‌های تلگرامی پستی را دیدم مبنی بر رونمایی از بزرگترین قرآن طلای جهان با حضوری آیت الله مکارم شیرازی. خبر برایم جالب شد و جستجوی کردم تا ببینم قضیه چیست و چقدر صحت دارد.

با کمال تعجب دیدم نه تنها صحت دارد، بلکه این قرآن را یک بار 20 فروردین امسال توسط آیت الله جوادی آملی رونمایی شده است، یک بار هم در 14 تیر ماه امسال توسط آیت الله مکارم شیرازی!

اینکه یک کیلو طلا در این قرآن به کار برده شده است یا بیشتر مهم نیست. نفس این عمل مهم است. به دور از تشبیه، انسان یاد سریال مختارنامه می‌افتد و عبدالله بن زبیر ملعون که آرزوی کعبه مطلا داشت!

به راستی انسان از پاسخ در‌می‌ماند که بعضی از این کارها به چه دلیلی انجام می‌شود؟

سال گذشته که مشغول خواندن صحیفه امام بودم به یک سخنرانی از امام خمینی برخوردم که به شاه اعتراض می‌کرد که وقتی مردم فقیر و گرسنه داریم و وقتی مردم در فصل سرما از سرما امان ندارند و در فصل گرما از گرما، چرا با طیاره از هلند 300 هزار تومان گل خریداری می‌کنی؟ 

آیا الان مشکلات کشور ما آنقدر ناچیز است که قرآن طلاکاری شده برایمان مهم شده است؟ و آن را هم 2 بار و با حضور دو مرجع تقلید رونمایی می‌کنیم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۵۰
قاسم صفایی نژاد

از تو اى می‌زده، در میکده نامى نشنیدم         نــزد عشّاق شدم، قامت سرو تو ندیدم

از وطـن رخت ببستم که تو را باز بیابم             هر چه حیرت‌‏زده گشتم، به نوایى نرسیدم

گفتم از خود برهم تا رخ ماه تو ببینم               چه کنم من کـه از این قید منیّت نرهیدم؟

کوچ کردند حریفان و رسیدند به مقصد            بى نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم

لطفى اى دوست که پروانه شوم در بر رویت    رحمى اى یار که از دور رســانند نویدم

اى که روح منى، از رنج فراقت چه نبردم؟        اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟

دیوان امام

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۹
قاسم صفایی نژاد

امروز یکی از دوستان لینکی از آپارات برایم فرستاد و نوشت: وقتی مردم اینطور برای سلفی گرفتن با فلان بازیگر، التماسش می‌کنند، نماینده‌‌های آنان نیز باید برای سلفی گرفتن با موگرینی دست و پا بشکنند. آن ویدئو باعث شد روی ویدئوی دیگری کلیک کنم که جشن تولد آن بازیگر در کافه بازیگر دیگری بود و به قول خودشان «فن‌پیج‌دار»های آن بازیگر هم دعوت بودند. از دختر 12 ساله تا پیرمردی که به آن جشن تولد دعوت شده بود و ...

به حال خودم افسوس خوردم که چقدر از اوضاع فرهنگی کشور بی اطلاعم و در طبقه متوسط شهری و بخصوص در بین متولدین دهه هفتاد و هشتاد چه فضاهایی که شکل نگرفته است!

اما در این میان یک ویدئو مرا امیدوار کرد. ویدئوی یک خانم که با استفاده از رسانه‌های اجتماعی از کودکان بی‌سرپرست و مردم مستضعف حمایت می‌کند. حمایتی که از پول شخصی خودش نیست و به وسیله مردم تأمین می‌شود. تا به امروز 159 هزار نفر صفحه این خانم در اینستاگرام را دنبال می‌کنند و در کارهای خیر او شریک می‌شوند. او که همه چیز را از وقتی شروع شده می‌داند که خواب امام خمینی (ره) را می‌بیند و صبح آن روز به حرم امام و قبور شهدا می‌رود و کم کم به وسیله یک اتفاق ساده به کار خیر روی می‌آورد. فعالیتی که خودش هدف آن را فرهنگ‌سازی می‌داند.

یکی از وظایف نمایندگی حتما سر زدن به مردم حوزه انتخابیه خودشان است که اگر درست انجام شود موجب برکات فراوانی خواهد شد. به نظر می‌رسد این خانم و امثال او باید وظیفه نمایندگانی را به دوش بکشند که جز تظاهر در مقابل رسانه‌ها و دعوای سیاسی و فشار دادن دکمه رأی در صورت حضور در مجلس، کار دیگری انجام نمی‌دهند.

باشد که فعالیت‌های خودجوش فرهنگی توسط مردم، مردم را از شر دستگاه فرهنگی تعطیل‌مان نجات دهد.

 

 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۸
قاسم صفایی نژاد

با فراگیر شدن تلگرام در ایران، برخی از وبلاگ‌نویسان به جای وبلاگ نویسی رو آوردند به کانال شخصی زدن و یادداشت‌های خود را در کانال نوشتن، اما من هیچوقت چنین کاری نکردم. وبلاگ‌ها همیشه امکانات بیشتری داشتند: از بایگانی، قابلیت جستجو و سایر موارد در کنار عمیق و جدی بودن محتوای وبلاگ‌ها که بگذریم، سهولت ارائه نظر مخاطب در وبلاگ که در کانال یک طرفه تلگرام وجود ندارد قابل گذشت نیست. بماند که تلگرام یک خانه اجاره‌ای است که روزی دیگر معلوم نیست باشد یا پیشرفت فناوری رسانه آن را محو کند.

اما امروز با خودم فکر کردم شاید بد نباشد که برای رونق گرفتن همین دنیای وبلاگ‌ها از این ابزار استفاده کنم و با انتشار پست‌های منتخب وبلاگ‌ها در یک کانال تلگرامی، محتوای ناب آنها هم بیشتر به دید مردم برسد. 

بنابراین یه کانال تلگرامی با عنوان بلاگرها راه انداختم و البته به عمد هیچ‌کسی را به آن اضافه نکردم. قصدم این است که این کانال خودش مخاطبان خودش را پیدا کند. کلاس زیادی هم نمی‌گذارم که اگر تعداد نفرات کم باشد هم ادامه می‌دهم و ... نه! اگر رسانه‌ای نتواند مخاطبان خود را پیدا کند همان بهتر که وجود نداشته باشد.

ضمنا با معرفی وبلاگ‌های تولید کننده محتوای ناب می‌توانید در این راه مرا یاری نمایید.

برای عضو شدن در این کانال می‌توانید اینجا کلیک کنید و عضو شوید.

 

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۰
قاسم صفایی نژاد

اگر یک زمانی از شخص احمدی‌نژاد خوشم می‌آمد اما هیچ‌وقت از شخص بقایی خوشم نمی‌آمد. تقریبا همیشه او را یک فرد نچسب به احمدی‌نژاد می‌دانستم که دلیل قرار گرفتن او کنار احمدی‌نژاد برایم مبهم بود.

الان هم دفاعی از شخص بقایی ندارم. او طبق قانون متهم است به مواردی که سخنگوی قوه قضاییه با بردن نام ایشان در رسانه‌های رسمی آن را مطرح کرده است ولو اینکه به او تفهیم اتهام دیگری شده باشد! ممکن است این اتهام تبدیل به مجرم شدن ایشان شود و ممکن است به تبرئه شدن آن بینجامد که در این فرآیند هم من نقشی ندارم.

سخن من دفاع از شخصی نیست. سخن من نقد رفتاری است که در حال انجام است. حقوقدان نیستم که بگویم بعد از گذشت 24 ساعت از بازداشت که باید مقدمات دادگاه فراهم شود، قرار بازداشت چند بار قابل تمدید هست یا نیست. اما به عنوان یک فرد از امت اسلامی در حال مشاهده رفتاری هستم که آن را تبعض‌آمیز می‌دانم.

این متهم به هر دلیلی بیمار می‌شود و به بیمارستان متهم می‌شود. رییس جمهور سابق کشور پس از آنکه می‌شنود خانواده او را برای ملاقات راه نداده‌اند، برای رفع نگرانی خانواده متهم به بیمارستان می‌رود اما او را هم راه نمی‌دهند. شاید بهانه ساعت ملاقات است اما درخواست گفتگوی تلفنی احمدی‌نژاد هم با مخالفت روبرو می‌شود؛ شاید آن هم به دلیل عدم حال مساعد بیمار بوده است. درخواست رییس جمهور سابق کشور برای گواهی مکتوب پزشک مبنی بر سلامتی بیمار هم با مخالفت روبرو می‌شود و ...

آیا اگر به جای احمدی‌نژاد، رییس سابق قوای دیگر هم بودند همین رفتار با او می‌شد؟

اصلا فرض بگیریم بقایی مجرم است و تمام اتهامات او اثبات خواهد شد. حکمش چیست؟ اعدام؟ حبس ابد؟ یا کمتر؟ هر حکمی است اجرا کنند. چرا پرونده‌ای در این سطح این همه طولانی می‌شود؟ ممکن است بگوییم روند پرونده کند است و دلایل اثبات و رد هنوز متقن نیست اما سوال اساسی این است که به کدام مجوز شرعی و قانونی در این مدت آبروی یک فرد ریخته شده است و اسمش توسط مسئولان رسمی کشور برده می‌شود؟

مانند پست قبلی تکرار می‌کنم:

استاد قرائتی ‌آیه‌ای از قرآن نقل می‌کردند که قصد گناه تا وقتی در نیت فرد است و مرتکب آن عمل نشده است، گناه نیست مگر یک گناه و آن گناه ریختن آبروی مومن است. حتی اگر در دلمان راضی باشیم به ریخته شدن آبروی یک مومن، گناه ما هم هست. 
عدم رضایت‌مان نباید فقط در دلمان بماند. باید کوشش کنیم که اوضاع اخلاقی جامعه بهتر شود. باید درخواست کنیم تا قوه قضاییه یا هر نهاد دیگری که مسئول است ملجأ و پناهگاه مظلومین باشند و مدعی عدالت و شفافیت.

 

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۱
قاسم صفایی نژاد

هیچوقت نه طرفدارش بودم، نه سبک مجری‌گری‌اش را می‌پسندیدم و نه اخبار مربوط به ایشان را دنبال می‌کردم؛ حتی قضیه ازدواج اول و طلاقش هم برایم جذاب نبود. اما او انسان محترمی است که دوست دارد با عقاید خاص خودش شناخته شود که یکی از آنها افتخارش به چادرش است. امروز که خبر انتشار تصاویر بی‌حجابش را شنیدم، با جستجویی دیدم نزدیک به صد در صد عکس‌های او با چادر است و کمتر عکسی حتی با مانتو دارد. این یعنی او مراقبت دارد که همه جا با چادر ظاهر شود.

اینکه یک نفر از او در یک جمع خصوصی که لااقل به شهادت خودش محارمش آنجا بودند از او تصویری بردارد و آن را پخش کند، اسمش چیزی جز نامردی نیست. 

برخی از اعضای جامعه‌مان به چه سمت و سویی می‌روند؟ مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان، جا دارد برای درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی، خلیفه مسلمین بمیرد، مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان حتی پس از دیدن گناه علنی یک فرد باید بنا را بر خوش بینی و توبه بگذاریم و آن را بازگو نکنیم، حالا با آبروی یک زن مسلمان اینگونه بازی می‌کنیم.

استاد قرائتی ‌آیه‌ای از قرآن نقل می‌کردند که قصد گناه تا وقتی در نیت فرد است و مرتکب آن عمل نشده است، گناه نیست مگر یک گناه و آن گناه ریختن آبروی مومن است. حتی اگر در دلمان راضی باشیم به ریخته شدن آبروی یک مومن، گناه ما هم هست. 

عدم رضایت‌مان نباید فقط در دلمان بماند. باید کوشش کنیم که اوضاع اخلاقی جامعه بهتر شود. باید درخواست کنیم تا پلیس فتا یا هر نهاد دیگری که مسئول است این عکس‌ها را از فضای مجازی حذف کند تا عده کمتری ببینند و هزاران باید دیگر...

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۷
قاسم صفایی نژاد

فرهنگ اصیل اسلام فرهنگى است پویا نه متحجر، انقلابى -نه فقط یک بار ، نه فقط براى برانداختن یک رژیم- آیا انقلاب شما تمام شده است؟ بزرگ‌ترین مایه تأسف ما این است که دو روز بعد از در دست گرفتن قدرت و حکومت عده زیادى از مردم خیال کردند بحمداللّه انقلاب کردیم، کشته دادیم، خون دادیم، پیروز شدیم و دیگر تمام شد. واى بر آن انقلاب و انقلابى که در بامداد پیروزى بخواهد به محیط آرام و آسایش دهنده انقلاب پیروز شده دل ببندد و با شهادت و مبارزه و پیکار خداحافظى کند. واى بر آن انقلاب و انقلابى. با کمال تأسف باید بگویم، در این شش ماه که از پیروزى انقلاب مى‌گذرد، از این طریق ما ضربه‌هاى شکننده و سهمگین خورده‌ایم. خیلى از مردم را مى‌بینیم که در زندگى روزانه انگار نه انگار که ما انقلاب داریم . زندگی‌مان از نظر مصرف، زندگى مردمى است که انقلابشان را تا آخرین مرحله پیروزى تمام کرده‌اند. رو آوردن به مصرف، رو آوردن به زندگى روزمره، دچار بیمارى خطرناک روزمرگى شدن، بزرگ‌ترین خطر است براى انقلاب.

برادران و خواهران! ما تا سالها انقلاب‌مان با تمام خصلت‌هاى آن، زمان لازم دارد. دشمنان ما مى‌خواهند از این طریق که به ما الهام کنند که بروید آرام گیرید، استراحت کنید، سعادت و لذت و خوشى و شادى یکجا نصیبتان شد، دیگر چه مى‌خواهید؛ مى‌خواهند روحیه انقلابى را در جوان‌هاى ما و زن و مرد ما، در پیر و جوان ما افسرده کنند. مى‌خواهند شور انقلابى ما را بخوابانند. بیدار باشیم، هوشیار باشیم. کدام انقلاب است در دنیا که در صبح پیروزیش کار خودش را تمام شده یافته باشد . خودآگاهى انقلابى، شور انقلابى باید همچنان ادامه یابد. تا کى؟ من گفتم تا سال‌هاى سال؛ بگذارید بگویم تا بى‌نهایت، بگذارید بگویم جامعه اسلامى جامعه‌اى است که تداوم انقلاب در آن پایانِ زمانى ندارد.

 

مبانی نظری قانونی اساسی، صفحه 71 و 72

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۶
قاسم صفایی نژاد

در مورد زیربناى نظام اجتماعى آینده ما، که نظامى است اسلامى نه ملى و ناسیونالیستى، از ما مى‌پرسند که آیا این انقلاب درباره گروه‌هاى ملى، مثلاًجبهه ملى و گروه‌هاى مشابه آن، موضعش چیست؟ شما چه جواب مى‌دهید؟ آیا براى پاسخ به این سؤال جواب روشن و فشرده‌اى تهیه کرده‌اید؟ آیا با عناصر ملى و گروه‌هاى ملى، انقلابمان و رهبریمان مخالف است؟ نه، چه مخالفتى. آیا کوشش‌ها و زحمت‌هایى را که عناصر ملى در طول ده‌ها سال در راه مبارزه با برخى از عوامل ضد مردمى داشته‌اند نادیده مى‌گیرد و آنها را بى‌ارزش تلقى مى‌کند؟ نه، پس به اینها چه مى‌گوید؟ : به اینها مى‌گوید آقایان، برادران و خواهرانى که بر پایه تفکرات ملى مبارزه مى‌کردید، مبارزه‌تان محترم، ولى تِز مبارزه‌تان براى ملت ما ناقص است. امیدوارم که این مطلب باعث بد آمدن و رنجش کسى نشود. چون اگر ما نتوانیم بگوییم آقا تز مبارزه‌ات ناقص است، پس دیگر چه بگوییم؟ چه آزادى داریم در تبادل نظر و برخورد آراء و افکار. گروه‌هاى ملى در حد نقشى که در پیشبرد مبارزه ملت ما با استبداد و استعمار داشته‌اند مورد قدردانى و احترام و ارجگذارىِ ما هستند، ولى با کمال برادرى و همراه با صراحت اسلامى مى‌گوییم تز این گروه‌ها براى انقلاب کنونى ما ناقص است.

انقلاب ملى به هر حال از نوعى تفکر ناسیونالیستى مایه مى‌گیرد، و انقلاب اسلامى از تفکر جهانى مایه مى‌گیرد. چه نصیحت مى‌فرمایید؟ ما بیاییم در یک چهارچوب تنگ ملیت خودمان را محصور کنیم، یا در فراخناى جهان به مردم زمین از کران تا کران بیندیشیم؟ کدام اولى است؟ کدام متعالى‌تر است؟ کدام انسانى‌تر است؟ کدام با اومانیسم و مردم دوستى مترقى سازگارتر است؟

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 66

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷
قاسم صفایی نژاد

در بند دوم از اصل چهل و سوم، بخش اقتصاد قانون اساسى، براى ایجاد یک حرکت خلاق در مردم در شهر و روستا گفته‌ایم که باید به همه کسانى که توانایى کار دارند اما سرمایه و وسایل کار ندارند ابزار و وسیله و امکانات کار بدهیم. این استعدادها را به کار بگیریم. این استعدادها را نمى‌شود در تنگنا قرار داد. در جمهورى اسلامى نباید استعداد سرگردان وجود داشته باشد. براى همین منظور در هفته گذشته اولین گام برداشته شد و مبلغ سه میلیارد تومان وام بدون بهره با حداقل کارمزد که از یک درصد بیشتر نخواهد بود و شاید هم کمتر از یک درصد، از ساده‌ترین راه ممکن و کم‌تشریفات‌ترین ولى قابل اعتمادترین، که شاید شبکه‌هاى صندوق‌هاى قرض الحسنه باشند، تصویب شد که در سرتاسر کشور در اختیار همه افراد و گروه‌هایى قرار داده شود که مى‌خواهند فعالیت‌هاى سالم و سازنده کشاورزى، دامى، خدماتى و صنعتى داشته باشند. این اولین گامى است که شوراى انقلاب برداشته است.

قبلاً این طرح به شکلى دیگر مطرح شده بود و شور ا تصویب کرده بود ولى دو اشکال داشت: یکى این که در پیچ و خم‌هاى ادارى افتاده بود. دوم این که براى این وام کارمزدى برابر چهار یا شش درصد منظور کرده بودند که این با انقلاب اسلامى ما نمى‌خواند. ما نمى‌خواهیم دو مرتبه همان کارى را بکنیم که رباخوارهاى مقدس‌مآب بازار و غیر بازار مى‌کردند و رباى آب نکشیده و آب کشیده مى‌خوردند.  اگر اسم بهره را کارمزد هم بگذاریم، بهره بهره است. به این دلیل بود که این تغییرات را دادیم و هم بهره را برداشتیم و هم راه دادنِ وام را ساده کردیم تا بتواند ان شاءالله زودتر در میدان عمل قرار بگیرد.

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 54

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۶
قاسم صفایی نژاد