۴۶۹ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

محتوای عمیق یا عامه‌پسند؟

فرهنگی :: یادداشت

برنامه سازی تلویزیونی، کار آسانی نیست. آن هم در دوره‌ای که تلویزیون، به معنی تخصصی تلویزیون، در دنیا رو به افول است. از سویی تولید برنامه‌های عمیق یا فاخر، نمی‌تواند مخاطبان زیادی را با خود همراه کند و از سوی دیگر تولید برنامه‌های عامه‌پسند از سوی بخشی دیگر از جامعه به عنوان برنامه‌های زرد، مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

همراه کردن مردم با برنامه‌ای خاص در دوره‌ای که انواع محتوا در قالب‌های گوناگون و رسانه‌های متفاوت در دسترس آنها است، کار بسیار دشواری است. ذات محتوا هم طوری است که همیشه موافقان و مخالفان جدی دارد و هر کدام هم تا قسمتی حق دارند.

عصر جدید در این دوره توسط احسان علیخانی شروع به کار کرد. در دوره‌ای که صداوسیما توان سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر روی برنامه‌های درجه الف ندارد و اسپانسر تا حدودی دست تهیه کننده‌ها را برای محتوای عمیق‌تر می‌بندد.

احسان علیخانی در عصر جدید، سعی کرد تا حدودی به عمق محتوا در کنار عامه‌پسند بودن آن فکر کند. حضور دکتر سید بشیر حسینی به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته رسانه به عنوان داور، یکی از این اقدامات بود. یا مثلا شاید حضور یک خواننده مشهور به جای آریا عظیمی‌نژاد می‌توانست مخاطبان برنامه را بیشتر کند اما او سعی کرد در حوزه موسیقی هم تخصصی‌تر به موضوع نگاه کند. البته عصر جدید دارای ضعف‌هایی در محتوا هست که با توجه به نو بودن برنامه طبیعی است و امیدوارم به مرور حل شود.

در روزهای گذشته، تخریب عصر جدید و به‌ویژه سید بشیر حسینی آغاز شده است. می‌دانیم این شروع یک فضاسازی رسانه‌ای بزرگتر است و به همین کلیپ بسنده نمی‌شود. دقیقا تخریب را از جایی شروع کرده‌اند که احتمال واکنش کمتر و تقابل کمتری می‌دادند. یک استاد دانشگاه اخلاق‌مدار و علمی که همیشه سعی کرده به دور از حاشیه به افزایش آگاهی مردم کمک کند.

سید بشیر حسینی را از سالها قبل توسط رسانه می‌شناسم اما آشنایی و دوستی ما به حدود دو سال قبل برمی‌گردد که در دفتر ایشان در دانشگاه صداوسیما با هم جلسه داشتیم. چیزی که توجه مرا در آن جلسه جلب کرد، این بود که درِ اتاق مدیر گروه علوم نوین رسانه همواره به روی دانشجویان باز است. با اینکه جلسه رسمی بود، اما مدام دانشجویان به اتاق ایشان مراجعه می‌کردند و راجع به پروژه‌های مختلفی که برای ساخت مستند، تولید کلیپ یا انواع دیگر محتوا برای شب یلدای ۹۵ داشتند از ایشان مشورت می‌گرفتند؛ همینقدر مردمی و کاری.

البته ایشان نیاز به تمجید من ندارند و حتما روزی که قبول کردند در چنین برنامه‌ای حضور داشته باشند، می‌دانستند که از جهات گوناگون مورد حمله قرار خواهند گرفت؛ از سویی طبیعتا افراد مرتبط با حوزه علم و اندیشه به ایشان خرده می‌گیرند که چرا در چنین برنامه عامه‌پسندی شرکت کرده‌ای و از سوی دیگر افرادی که عادت به هجونویسی دارند، حتی شده با تقطیع کردن کلیپی، هجو خواهند نوشت.

برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم در راه ارتباط علم و عمل و البته افزایش آگاهی مردم از طریق ارائه محتوای عمیق‌تر به آنان گام‌های بهتری بردارند.

 

چگونه نو شویم؟

فرهنگی :: یادداشت

سال، نو شده و همه به دنبال نو شدن هستیم. خرید کرده‌ایم و خانه‌تکانی و .... دلمان می‌خواهد در سال جدید اتفاقاتی بیفتد که خوشحالی و آرامش بیشتری تجربه کنیم. برخی از ما دل دریایی‌تری دارند و امیدوارند که برای همه اتفاقات خوب بیفتد.

راستی نو شدن چگونه اتفاق می‌افتد؟ فقط همین ظاهر و لباس و تزیینات؟ خب همه می‌دانیم نه؛ حرف تکراری زدن هم که هنر نیست. قصدم از این سؤال، یادآوری چنین پاسخی نبود. می‌خواهم بگویم حتی اگر اراده نو شدن داشته باشیم، تصمیم آگاهانه و منطقی و محکم بگیریم، به آن عمل هم بکنیم، ممکن است برخی اشتباهات‌مان از سال‌های قبل وجود داشته باشند که این نو شدن را به عقب بیندازند. آنجا باید مراقب باشیم که تدبیرمان به دلیل بی‌تدبیری گذشته‌مان نتیجه نداده و امیدمان به همین دلیل کمرنگ شده. مثال هم همین سیل دو استان شمالی کشور. بگذریم از اینکه هنوز هم اراده‌ای جدی از سوی بخشی از مسئولین برای حل مشکلات وجود ندارد اما آن دسته از مسئولینی هم که اراده کرده‌اند تا مشکل را حل کنند، به دلیل بی‌تدبیری آن بخش مسئولیت‌نشناس، کارهای سختی پیش رو دارند.

این در زندگی فردی ما هم می‌تواند وجود داشته باشد. اشتباه و تنبلی یا غفلتی که در گذشته دور و نزدیک کرده‌ایم و حالا که تصمیم به نو شدن گرفته‌ایم، سیلی می‌آید و زندگی‌مان را آب می‌برد. به قول شاعر:

من از رفوی گنه، از ثواب افتادم                    به باغ آمده بودم، به آب افتادم

سخنم این است که برای نو شدن، علاوه بر ظاهر و اضافه بر تصمیمات جدید مثبت، بخاطر داشته باشیم که باید اقداماتی هم برنامه ریزی کنیم که اشتباهات گذشته را جبران کنیم. اغلب، ترک کردن اشتباهات گذشته، به تنهایی کفایت نمی‌کند و جبران لازم دارد. 

نوروز مبارک.

-----------------------------

پ.ن: خروجی تلگرامی وبلاگم هم بالاخره ایجاد کردم. خوشحالم میشم دنبال کنید. اونجا علاوه بر پست‌های جدید وبلاگم، پست‌های بایگانی شده از قدیم هم به مناسبت‌های مختلف بازنشر می‌کنم. روی اینجا کلیک کنید تا وارد کانال بشید. دکمه عضویت هم فراموش نشه.

 

انتظار

فرهنگی :: مناجات

امروز هم گذشت. آمادگی ظهورت را که ندارم. نمی‌دانم اصلا بیایی و صدا بزنی، آمدنی هستم یا نه. اینها به کنار، اما انقدر اسیر دنیا هستم که حتی یادم نبود «جمعه» منتظر شنیدن خبر آمدنت باشم.

بیا که بودنت مانند دمیدن روح در زندگی‌مان می‌ماند... بودنت؟ مگر نیستی؟ تو امام زنده و حاضر مایی. چقدر حجاب ظلمانی دارم که نمی‌بینمت ای خورشید عالم افروز. انگار دور شده‌ام ولی تو که بزرگتر از آنی که به نظر نیایی، لابد کور شده‌ام. بینایی‌ام را به نور قرآن روشنی بخش ای قرآن ناطق.

 

فردوسی چقدر در فرهنگ ما حضور دارد؟

فرهنگی :: یادداشت

اول بهمن سالروز تولد فردوسی شاعر نامی ایران زمین است. از فردوسی چه می‌دانیم جز اینکه سراینده شاهنامه است، سی سال رنج برد تا زبان پارسی را زنده نگه دارد، شخصیت‌های شاهنامه رستم و سهراب و اسفندیار هستند، مقبره فردوسی در توس است و ضرب المثل شاهنامه آخرش خوش است؟

بارها لقب فردوسی را پس از نام او شنیده‌ایم: حکیم. حکمت دانستن و به کار بردن و منتشر کردن جایگاه والایی دارد که از آن غافلیم. شعر حماسی و قوی و دقیق فردوسی که جای بحث ندارد اما تنها قوت فنی شعر نیست که یک اثر را قرن‌ها زنده نگه می‌دارد. اثر باید همزمان که نکات فنی را در بالاترین سطح ارائه می‌دهد، محتوای ماندگاری را هم عرضه کند و فردوسی چنین حکیمی بود.

شاهنامه بخوانیم... بخوانیم تا بدانیم که قرن‌ها در فرهنگ اسلامی - ایرانی ما در قهوه‌خانه‌ها و نقالی‌ها مردم چه می‌شنیدند و میراث فرهنگ‌مان چیست؟ 

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که از ایرانی بودن فقط کوروش و پاسارگاد را به عنوان دو نماد و دو واژه به خاطر سپرده‌اند و در حد ۱۰ دقیقه نمی‌توانند تاریخ ایران را بازگو کنند.

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که چون فردوسی شعر را به زبان پارسی گفته، او را غیراسلامی در نظر بگیریم و به جای یکرنگی انسانی اسلام، دعوای عرب و عجم راه بیندازیم که حکمت فردوسی، حکمت اسلامی است.

خالق شاهنامه فردوسی نیست، فردوسی فقط سراینده آن است. خالق شاهنامه فرهنگ ماست که پیشینیان ما آن را سینه به سینه حفظ کرده‌اند. و چقدر خوب می‌گفت آن که آرش را همان فردوسی می‌دانست که به وسیله شاهنامه مرز فرهنگی ایران بزرگ را مشخص کرد. 

فردوسی شایسته آن است که نماد فرهنگ اسلامی - ایرانی شود اما جای سؤال است که چرا در دهه‌های اخیر فردوسی کمتر در فرهنگ ما حضور دارد؟

میلیونر معرفت یا میلیونر ثروت؟!

فرهنگی :: کتاب

فقر در موسم جوانی، اگر به توفیق و پیروزی منجر شود، این فایده را دارد که آدمی را به کار و کوشش عادت می‌دهد و او را به مرحله بالایی می‌رساند. فقر زندگی مادی را عریان می‌کند و همه زشتی‌هایش را به انسان نشان می‌دهد و او را وامی‌دارد که بکوشد و خود را از تنگنا برهاند و به سوی زندگی ایده‌آل صعود کند. معمولا جوان مرفه ثروتمند که همه چیز برایش فراهم است، اوقاتش را با تفریحات گوناگون می‌گذراند؛ به اسب دوانی و شکار می‌رود، انواع سگ‌ها را دارد، با دود توتون و قمار خود را سرگرم می‌کند. جنبه‌های حیوانی روح چنین موجودی در خدمت ابعاد لطیف و عالی آن قرار می‌گیرد؛ اما چون فقیر با هزار زحمت نانش را در می‌آورد و نانی را که از دسترنج خود به دست آورده می‌خورد و در افکار و رویاهای خود فرو می‌رود، به سیر و سیاحت تماشاخانه الهی مشغول می‌شود،‌ آسمان را تماشا می‌کند و ستارگان را و گل‌ها را و کودکان را و اجتماعی را که خود جزیی از آن است و در آن رنج می‌برد؛ دستگاه خلقت را سیر و سیاحت می‌کند که خود در آن نور می‌افشاند و آن قدر به جامعه بشری خیره می‌شود که باطن و عمق آن را می‌بیند و آن قدر به دستگاه خلقت چشم می‌دوزد که خدا را می‌بیند و آن قدر در فکر و رؤیا فرو می‌رود که خود را بزرگ و با شکوه احساس می‌کند و همچنان در عالم رویاییش می‌رود تا جایی که فضای سینه‌اش را پر از مهر و دوستی می‌یابد و در این میان خود را که رنج می‌برد فراموش می‌کند و به همه مردم می‌اندیشد و به آنها مهر می‌ورزد و احساس مطبوعی در او رشد می‌کند.

این همه چیزی نیست جز خودفراموشی، و دلسوزی برای دیگران. او با تفکر درباره طبیعت که زیبایی‌هایش را به پاکدلان نثار می‌کند و از ارواح آلوده دور نگاهشان می‌دارد، به مقامی می‌رسد که خود را میلیونر معرفت می‌بیند و برای میلیونرهای ثروت دلسوزی می‌کند. هر چه بیشتر روشنایی‌ها در جان او نفوذ می‌یابد، کینه‌ها از دل او بیرون می‌رود. با این اوصاف، او را باید موجود بدبختی به حساب آورد؟ نه! فقر و نداری یک جوان، بینوایی نیست. 

 

بینوایان، صفحه ۱۲۶۵ و ۱۲۶۶

نویسنده: ویکتور هوگو

با کدامین دست؟

فرهنگی :: یادداشت

کوچکترین قدم مثبتی که برمی‌داریم، فراموش می‌کنیم هزاران عیب و کاستی و بی‌همتی خودمان را. فکر می‌کنیم دیگر خیلی شاهکار کرده‌ایم و دین خود را ادا کرده‌ایم. خودپسندی و بدبینی نسبت به سایرین سراغ‌مان می‌آید و فکر می‌کنیم سرمان به آسمان رسیده است. اینطور مواقع گاهی اوقات لطف خدا در قالب یک «گناه» به مؤمن ارزانی می‌شود؛ گناهی که ممکن است مفسده باشد اما به مؤمن تذکری می‌دهد تا از سرچشمه مفاسد دوری کند که در حدیث آمده است «همانا خدا دانست که گناه بهتر است برای مؤمن از عُجب، و اگر نه این بود هیچ‌گاه مؤمن را مبتلا به گناهی نمی‌کرد.» (+)

اما فقط گناه باعث خرد شدن خودپسندی نمی‌شود. گاهی رفتاری از یکی از اولیاءالله، شعله‌ای روشن می‌کند که طناب خودپسندی را می‌سوزاند؛ و خداوند اولیای خودش را در میان مردم مخفی کرده است. 

فیلمی از یک رزمنده دیدم که به تازگی دستش از مچ قطع شده ولی خوشحال است. خوشحال است که جنگیده است و خوشحال است که با آتش و خون عشقبازی می‌کند. ای کاش بتوانم از آن‌ها اخلاص بیاموزم و مردانه برای خودسازی قیام کنم (+).

----------------------------------------------

پ.ن ۱: این فیلم را از وبلاگ سنگر خاکی دیدم.

پ.ن ۲: با اینکه خودم را ملزم کرده‌ام از وبلاگ نویسی فاصله نگیرم اما چند وقتی است کمتر توانستم به وبلاگ سایرین سر بزنم. امروز تا قسمتی خواندم و نظر گذاشتم. هنوز ۲۷ ستاره در پنل وبلاگی روشن مانده است که ان شالله به زودی می‌خوانم.

 

 


 

چرا در رسانه‌ها ستاره‌پروری می‌شود؟

فرهنگی :: کتاب

علت وجودی نظام ستاره‌پروری تثبیت تقاضای متغیر است؛ و از آنجا که تغییر تقاضا تا حدودی، ارتباطی منطقی با سطح درآمد دارد، این نظام در کشورهای ثروتمند به نسبت کشورهای فقیر از اهمیت بیشتری برخوردار است. کار این نظام ساده است. عرضه‌کنندگان نمی‌دانند و نمی‌توانند بدانند که آیا محصول تازه موفق خواهد بود یا خیر؛ زیرا اطلاعی از تمایل و سلیقه‌ی مصرف‌کنندگان ندارند. اما اگر نوعی رابطه‌ی عاطفی میان اجراکننده و مصرف‌کننده ایجاد شود، پیش‌بینی تقاضا به علت ثبات بیشتر آن آسان‌تر خواهد بود. 

 

صنایع فرهنگی، صفحه ۷۴

ناشر: یونسکو، مترجم: مهرداد وحدتی

پیروزی واقعی

فرهنگی :: کتاب

پیروزی در جنگ چیزی است ابلهانه؛ پیروزی واقعی آن است که به طرف حقیقتی را بفهمانیم و او را قانع کنیم. پس سعی کنید بلکه بتوانید چیزی را ثابت کنید. شما هم وقتی در زد و خوردی یا در جایی پیروز شدید، خوشحالی می‌کنید؟ چه خوشحالی مبتذلی! 

بینوایان؛ صفحه ۱۲۲۸

نویسنده: ویکتور هوگو

 

سطح یا عمق؟!

فرهنگی :: یادداشت

حرف‌های بی‌ادبانه آرش ظلی‌پور مقابل مسعود فراستی را تقریبا همه دیده‌ایم. حرف‌های عجیبی که حتی اگر روی آنتن نبود و در یک محفل چند نفره خصوصی هم زده می‌شد به اندازه کافی خارج از رسم ادب بود.

سخن تکراری و خسته کننده نگویم. فقط یک چیز به ذهنم رسید: 

اگر در شیوه تفکر و در بیان محتوا عمیق باشیم، حتی اگر منتقد بسیاری از محافل باشیم باز قابل احترام‌تر هستیم تا اینکه سطحی و پر زرق و برق باشیم. 

کم‌عمق بودن دردی است که خیلی از ما به دلیل شیوه مصرف رسانه‌ای دچار آن هستیم؛ مراقب خودمان هم باشیم.

 

اخلاق، فراتر از قانون است

فرهنگی :: کتاب

اخلاق فراتر از قانون است. مصداق‌های این جمله پرمعنا را، گوینده‌اش هر که باشد، همه ما به گونه‌های مختلف در زندگی روزمره‌مان می‌بینیم و به خوبی حس می‌کنیم؛ می‌توان به قانون عمل کرد و به آن عقیده نداشت، اما نمی‌توان بدون عقیده به اصلی اخلاقی، اخلاقی عمل کرد.

 

آشنایی با ویراستاری و نشر، صفحه ۱۲۲

نویسنده: عبدالحسین آذرنگ