کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۷۸ مطلب با موضوع «فرهنگی :: مناسبت» ثبت شده است

روزی که مجروح از زخمی که به ظاهر خودی‌ها، ناجوانمردانه به پایش زده بودند به کوشک مدائن آمد و ابن مسعود افتخار میزبانی از امام عالمین را داشت، به اصرار ابن مسعود، برادرزاده‌اش مختار ثقفی برای اضافه شدن به لشگر امام حسن علیه السلام جهت جنگ با معاویه به مدائن آمد. مختار پس از صحبت با جعده، همسر امام، دست از حمایت امامش برداشت و به عمویش گفت: «سخنی را که از زبان عمر بن سعد شنیده بودم، از زبان بانو جعده نیز شنیدم. حسن بن علی حتی در خانه خویش نیز تنهاست و جنگ ثمری ندارد.»

مختار درست تشخیص داده بود که دختر اشعث، دشمن امام است نه همسر امام، اما درست تشخیص نداد که فرمان جنگ یا صلح را امام می‌دهد نه خودش! که پیغمبر نیز فرموده بودند حسن و حسین وصی من هستند، چه بنشینند و چه قیام کنند. همین تشخیص اشتباه هم باعث شد که دنیا به او اثبات کند دار مکافات است، ولو اینکه توبه او را به سمت عاقبت بخیری رهنمون کرده باشد. وقتی 7 هزار نفر در روزی که تزویر -همان سلاح معاویه- به جنگ مختار آمده بودند، او را یاری نکردند و مختار با عده اندکی از یاران خود به شهادت رسید، با تمام وجود درک کرد آنچه را باید درک می‌کرد.

------------------

پ.ن: 8 سال پیش کتاب الکترونیکی «پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» در مورد صلح امام حسن را در وبلاگم قرار داده بودم. توصیه می‌کنم از اینجا آن را دریافت کنید و مطالعه نمایید.

 

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۱۴:۵۳
قاسم صفایی نژاد

سلام ارباب کریمم

همیشه درب خانه‌ات به روی هر غریب و مسکین و حاجتمندی باز بود؛ گویی خانه نه، بلکه مهمان‌خانه بود. اما چه شد که تنهاترین سردار شدی، به بی‌وفایی مردمان برمی‌گردد. ما نمی‌خواهیم شبیه مردمان دوره شما باشیم، پس حتی موقع ورود به بقیع هم اجازه می‌گیریم: «أ أدخل یا موالیّ، أ أدخل یا اولیاءالله...» آیا داخل شوم؟ یقین دارم که تو کریمی و اذنم می‌دهی. همانطور که برخلاف مردمان زمانت، یقین دارم که «اشهد انکم قد بلغتم و نصحتم و صبرتم فی ذات الله» گواهی دهم که شما بخوبی تبلیغ و خیرخواهی کردید و در امر خدا شکیبایی نمودید. تو را «معز المؤمنین» می‌دانم و می‌دانم که اگر صلح کردی به این دلیل بود که در صورت جنگ «یک شیعه بر روی زمین باقی نمی‌ماند.» چه جهادی بالاتر از این که صبر و سکوت و صلح کنی به دلیل نامردی و بی‌بصیرتی امتت اما همان امت «مذل المؤمنین» ات بخوانند. «و انکم دعوتم فلم تجابوا، و امرتم فلم تطاعوا» به راستی شما مردم را به خدا دعوت کردید ولی اجابت نکردند و دستور دادید ولی اطاعت نکردند...

آقای من!

هر چند زمانی که به جدت زخم زبان می‌زدند، به دنیا نیامده بودی اما در سکوت 25 ساله پدرت، در کنارش بودی و صبوری را جرعه جرعه نوشیدی تا کاری کنی که صبر در برابر تو صبرش را از دست دهد. صبر و صلح تو بود که قیام حسین را بنا کرد و اولین جوانه «زنده ماندن شیعه» 72 پروانه بود که گرد شمع اباعبدالله سوختند و امروز 20 میلیون زائر اربعینی دارد. آن روز صلح کردی تا شیعه زنده بماند و امروز با عنایت خداوند شیعه در حال تمدن سازی نوین اسلامی است...

 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۱۵:۰۸
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 87 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

روز 19 آذر هر سال، روز تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی است. شورای مبارکی با اختیارات گسترده که جهت سیاستگذاری کلان امور علمی و فرهنگی کشور در سال 1362 تأسیس شد. حضور سران سه قوه و شخصیت‌های برجسته در این شورا و ملزم بودن اجرایی شدن تمامی مصوبات این شورا توسط سایر دستگاه‌ها جایگاه ویژه‌ای به این شورا بخشیده است.

همانطور که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند، خط کلی نظام جمهوری اسلامی، ایجاد تمدن نوین اسلامی است که طی 5 مرحله «انقلاب اسلامی»، «نظام اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن اسلامی» قابل دستیابی است. مرحله انقلاب اسلامی و نظام اسلامی سپری شده است و از دهه قبل در مرحله دولت اسلامی هستیم. البته در هر مرحله قطعا بقیه مراحل هم پیشرفت دارند اما پیشرفت یک مرحله برجسته‌تر است.

مطالبات رهبر معظم انقلاب در تحول سبک زندگی به سوی سبک زندگی اسلامی – ایرانی از دو سال گذشته و در سفر ایشان به خراسان شمالی بسیار جدی‌تر و همراه با جزییات مطرح شد. ایشان با مطرح کردن این‌که تمدن دارای دو وجه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است، سبک زندگی را وجه نرم‌افزاری تمدن اسلامی خواندند و آن را مهم‌تر از وجه سخت‌افزاری دانستند. البته مبرهن است که از ابتدای انقلاب تا کنون کشور ما در وجه سخت‌افزاری پیشرفت مناسبی داشته است اما قطعا در بخش نرم‌افزاری تمدن، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای وجود نداشته است. در این راه قطعا باید آسیب‌شناسی‌های مناسب صورت گیرد و عوامل آن مشخص شود و راهکارهایی برای پیاده‌سازی سبک زندگی اسلامی – ایرانی ارائه شود. به نظر می‌رسد این وظیفه بیشتر از همه به عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است که باید با سیاستگذاری‌های مناسب و استفاده از اختیارات خود، این مطالبه رهبر معظم انقلاب را جامه عمل بپوشاند و نهادهای فرهنگی از حوزه و دانشگاه گرفته تا مساجد و رسانه‌ها را جهت اجرایی شدن تدریجی این مطالبه، بسیج نماید.

متأسفانه گویا پس از مطرح شدن این مطالبه، به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی، انتخابات ریاست جمهوری و ... کمتر در این حوزه کار شده است و نیاز است تا با مطرح شدن مجدد این مطالبه از سوی رسانه‌ها، حوزه سبک زندگی به بوته فراموشی سپرده نشود.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۳ ، ۱۵:۲۴
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 450 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

جنبش دانشجویی در تمامی زمان‌ها از بدو ایجاد تا به امروز، در تمامی کشورها یکی از پیشروترین جنبش‌ها جهت حرکت کشور به سمت و سویی خاص بوده است. حرکت‌هایی که اغلب به سمت و سوی مثبت برای عموم مردم جامعه گرایش دارد، زیرا روحیه دانشجو عدالت‌خواه، بدون ملاحظه جریانات سیاسی، آرمانگرا و متمایل به پیشرفت است. تا آنجا که شهید بهشتی فرمودند: «دانشجو مؤذن جامعه است؛ اگر خواب بماند، نماز امت قضا می‌شود.»

اما سخن اینجا است که جنبش دانشجویی در جهت مثبت که آن را «بیداری دانشجویی» نام نهاده‌اند، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد تا بتواند همواره پویا، شاداب و زنده و در جهت منافع عموم مردم باشد:

  1. صداقت، صفا و آرمان‌گرایی: روحیه جوانی عموما آرمان‌گرا است؛ جوان دانشجو به علت وابسته نبودن به قدرت‌های سیاسی، حزبی و جناحی و غرق نشدن در روزمرگی‌ها همواره باید ویژگی «صداقت،‌ صفا و آرمان‌گرایی» خود را حفظ نماید و خارج از مصلحت‌اندیشی‌ها و سایر قید و بندها حرف خود را بزند.
  2. مطالبه‌گر عدالت اجتماعی: در تمامی دنیا جز زورگویان و چپاولگران کسی با عدالت اجتماعی مخالف نیست. وظیفه حمایت از عدالت اجتماعی و دغدغه برپایی آن قطعا بر عهده بیداری دانشجویی است. بیداری دانشجویی همواره باید ضد فساد و ضد حاکمیت تجمل‌گرایانه باشد.
  3. الگو نگرفتن از بیرون کشور: بعضا جنبش‌های دانشجویی را به این سمت سوق می‌دهند که از جنبش‌های دانشجویی خارج از کشور الگوبرداری نمایند. در صورتی که همان جنبش دانشجویی‌ها نیز به این دلیل موفق بودند که از درون جوشیدند و خود مسیر خویش را یافتند.
  4. سطحی نشدن: خصوصیت دانشجو، تعمق و تدقیق است. بیداری دانشجویی باید به شدت از سطحی شدن پرهیز نماید و با تفکر عمیق بتواند دوست را از دشمن و مسائل اصلی را از مسائل فرعی بازشناسد.
  5. گرایش ضدآمریکایی: انقلاب اسلامی با تغییری که در هندسه جهانی به وجود آورد، به عنوان امید تمام ملت‌هایی که از سلطه آمریکا بیزارند، مطرح شد. حرکت در جهت گرایش به آمریکا، قطعا خلاف بیداری دانشجویی 16 آذر است.
  6. گفتمان‌سازی: گسترش فکر و آوردن حرف‌های نو در زمینه‌های مختلف علوم یکی از ویژگی‌های بیداری دانشجویی است که از ابزارهای تحقق آن می‌تواند برگزاری «کرسی‌های آزاداندیشی» باشد. قطعا یکی از ده‌ها خروجی این کرسی‌ها می‌تواند گفتمان‌های مختلفی باشد که در عرصه کشور ظهور و بروز پیدا می‌کند.
  7. کمک به پیشرفت کشور: بیداری دانشجویی باید چه از طریق علمی و چه از طریق متحد کردن آحاد ملت با یکدیگر، به پیشرفت کشور کمک نماید و ایجاد تفرقه و کم‌کاری از دانشجو قابل پذیرش نیست.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۳ ، ۱۷:۰۶
قاسم صفایی نژاد

سختی وداع با رمضان به کنار؛ رحمت خدا هم که تمامی ندارد اما از فردا دست شیطان دوباره باز می‌شود و به جز نفسم باید با او هم بجنگم. چقدر توشه آماده کرده‌ام برای جهاد اکبر؟ چقدر توانستم جلوی تبدیل شدن رمضان به وادی ظلمات را بگیرم؟

بعضا فکر می‌کنم چرا زندگی گاهی اوقات حسرت پشت حسرت می‌شود؟ حسرت فرصت‌های از دست رفته! گویا حسرت فرصت رمضان از دست رفته هم به کارنامه‌ام اضافه شده.

خدایا!

در روسیاهی من و زشتی اعمالم که بحثی ندارم اما جز خانه تو هم راهی نیست. ببخش؛ همه چیز را ببخش. حتی از عباداتم هم باید توبه کنم...

اگر توبه را بپذیری، آنوقت عید فطر من هم عید فطر می‌شود. آنوقت می‌شود منتظر عید واقعی بود که افضل الاعمال انتظار الفرج.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۴۸
قاسم صفایی نژاد

اگر هیچ‌وقت از تو احساس دوری نکردم، به این خاطر است که هر چه از تو دور می‌شوم، بیشتر به سمت من می‌آیی. من چیزی جز روسیاهی و جفا ندارم اما تو مثل همیشه کریمی و باوفا.

یادت هست می‌گفتم

ارباب من ز نوکر خود دل بریده‌ای          خوبان مگر که دل به گدایان نمی‌دهند

خوب یادم هست آغوش گرم تو را در اولین دیدارم از مدینه که زنده‌ام کردی. دیدم نه تنها دل نبریده‌ای که دل بَری کرده‌ای. این بار نیز قدمی از سوی من برای نزدیک شدن به تو برداشته نمی‌شد اما باز هم ندا رسید «دیدن یار میسر شده جانا، تو بیا».

شرمنده‌ام کردی از این جملات که می‌گفتم:

با من ای دوست جفا کن، ز وفا نیز بگو                           سخن تند روا دار، دعا نیز بگو

خواستم شرح کنم با تو دل خونین را                              جگرم بر دهان آمد که مرا نیز بگو

مرهمی گر به لب تیغ بمالی بد نیست                            بعدِ یک عمر «برو»، گاه «بیا» نیز بگو

دیدم تو سراسر وفایی و رحمت و بفرما!

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده‌ایم                           ای جمله همیشه «بفرما»تر از همه

سپاس که دعوتم کردی و سپاس که زنده‌ام کردی...

میلادت مبارک ارباب مهربانم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۷:۲۷
قاسم صفایی نژاد

درود بر بهار انسان‌ها و خرمی دوران‌ها

امید داریم نوروز بعدی را با حضرت موعود جشن بگیریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۲۳:۱۸
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 99 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

مسأله ولادت حضرت مهدی (عج) از جهت یادآوری مسأله انتظار و دوران موعود که در دین و مذهب ما ترسیم شده است، حائز اهمیت است. باید در این روزها وقت بیشتری برای مطالعه، دقت و بحث‌های مفید در این باره صرف کنیم. باید با بالا بردن آگاهی خود، بتوانیم زمینه ظهور را آماده کنیم؛ زیرا مؤمنان و افراد مصلح باید زمینه را آماده نمایند تا آن بزرگوار بتوانند بیایند و در آن زمینه آماده، اقدام فرمایند. نمی‌توان انتظار داشت که حکومت جهانی منجی بشریت (عج) از صفر شروع شود؛ جامعه باید با آمادگی و قابلیت پذیرای موعود باشد وگرنه سرنوشت آن مانند انبیا و اولیای طول تاریخ می‌شود.

اینکه چگونه می‌توانیم جامعه را آماده ظهور نماییم و سهم خود را در این باره ادا نماییم، مراحل مختلفی دارد. ابتدا باید باور نماییم که آینده قطعی ما، سربلندی تمدن با شکوه اسلامی در سراسر گیتی است. در واقع انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. پس از آن می‌شود که افراد، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده می‌کنند.

باید بدانیم که قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. قبل از ظهور مهدى موعود، در میدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود (عج) روزبه‌روز نزدیک‌تر مى‌شود. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست. انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد. انتظار فرج، انتظار دست قدرتمند الهى است که باید بیاید و با کمک همین انسان‌ها سیطره‌ ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند. باید براى این کار آماده بود. معنای انتظار حرکت است و نه سکون! انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست.

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید زندگی امروز را در همان جهتى که حکومت امام زمان (عج) تشکیل خواهد شد، بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم. بدانیم که بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند.

بدانیم که حکومت آینده‌ حضرت مهدى (عج)، یک حکومت مردمى به تمام معناست. امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمى‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى‌دهد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۲ ، ۱۰:۰۹
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت، سرمقاله شماره 11 روزنامه سرخط در روز 16 بهمن 91 است.

 

در دهه فجر انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که 34 سال از به ثمر رسیدن آن در ایران می‌گذرد و پس از گذشت چند دهه به دوران جوانی خود رسیده است و سرمنشأ بیداری اسلامی در دیگر کشورهای اسلامی و مایه امید و عزت ملت‌های تحت ستم جهان است.

پیشرفت‌های ایران اسلامی در زمینه‌های گوناگون علمی در کنار حفظ استقلال و گفتمان حق‌طلبانه مواردی بوده است که چشم انداز این انقلاب را درخشان نشان می‌دهد اما قطعا این راه، راه آسان و بدون دردسری نخواهد بود. غفلت از حیله‌های دشمن می‌تواند باعث خواب‌آلودگی و کندی این مسیر شود؛ این دشمن هم می‌تواند درونی و هم بیرونی باشد.

دشمن بیرونی با سازوکارهای پیچیده خود از فشار و تحریم و تهدید و ... گرفته تا اجیر کردن و فریب دادن عوامل خودی و حتی تا بیان سخنانش از زبان خودی‌های غافل در حال پیشبرد مقاصد خود است. اما بزرگترین دشمن این مسیر، دشمنی است که در درون خود ماست که عبارت است از خلقیات فاسد، تمایلات نفسانی، راحت‌گرایی، غفلت‌گرایی و ... اگر دل به قله نورانی انقلاب اسلامی بسته‌ایم، باید مراقب باشیم که در درون خود دچار هزیمت نشویم که اگر در درون خود شکست نخوریم، از دست دشمن بیرونی کاری ساخته نیست. خوشحالی دشمن در صورت مشاهده اختلافات بین مسئولین و دلبستگان به انقلاب به دلیل فرصت استفاده از همین دشمن درونی است. فرصتی که بعضا برخی از افراد حتی دلسوز به دلیل عدم توجه به همین دشمن درونی، در اختیار دشمن می‌گذارند و در شرایطی که نیاز به وحدت به عنوان ضروری‌ترین خواسته کشور محسوس است، موجب اختلاف‌افکنی می‌شود.

بدانیم که با احساس عزت است که انسان از نفوذ و غلبه دشمن سیاسی و اقتصادی و از غلبه دشمن بزرگ و اصلی یعنی شیطان محفوظ می‌ماند و مراقب باشیم که این احساس عزت تبدیل به خودشگفتی، غفلت و لذت‌جویی نشود که نتیجه‌ای جز توقف و پرتاب شدن به عقب نخواهد داشت.

 

روزنامه را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۱ ، ۱۸:۰۰
قاسم صفایی نژاد

روزهای تو که می‌رسند گویی دوباره من زنده می‌شوم. بنده‌ای که دوباره امیدوار می‌شود خدا هنوز افسارش را به گردنش نیفکنده و هنوز اربابش از او دل نبریده است. هر چند که در بقیع تو قول داده بودم دستی که به پنجره‌های بقیع رسید دیگر گناه نکند، چشمی که مزار بی‌سنگ تو را دید، دیگر گناه نبیند و پایی که داخل حرم آسمانی‌ات شد مجلس گناه را ترک کند و همه‌شان به اختیار من گناه کردند اما خوشحالم که هنوز مورد لطف تو هستم و امید دارم به پذیرش توبه و عاقبت بخیری. امیدم به خدای توست که نزدش بسیار آبرومندی و کرمت هم نسبت به من در شأن خودت.

ارباب من،

با خودم فکر می‌کردم که اگر همه زندگی‌ام با تو باشد چقدر لذت‌بخش و شیرین خواهد بود، دیدم اصلا مگر زندگی بدون تو، زندگی است؟ فکر می‌کردم که اگه به جای زیبایی‌های زودگذر، کَرَم تو را می‌دیدم چقدر دلچسب بود؛ اگر به جای خنده‌های زودگذر ناشی از تمسخر و غیبت، لذت خوشی در کنار تو را حس می‌کردم چقدر دلنشین بود و اگر به جای رسیدن به این دنیا و زخرف‌هایش، در آخرت به تو می‌رسیدم چقدر خیالم راحت‌تر بود.

این‌ها همه خوب است اما از منٍ روسیاه که کاری ساخته نیست. باید از تو نگاه رحمتی بخواهم شاید که دستگیری شوم. راستی چقدر خوب است که دست مرا تو بگیری و همه جا کنارت باشم...

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۱ ، ۱۴:۳۷
قاسم صفایی نژاد