پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۳۸ مطلب با موضوع «فرهنگی :: مناسبت» ثبت شده است

فرهنگی :: مناجات

دل بَر یا دل بُر

اگر هیچ‌وقت از تو احساس دوری نکردم، به این خاطر است که هر چه از تو دور می‌شوم، بیشتر به سمت من می‌آیی. من چیزی جز روسیاهی و جفا ندارم اما تو مثل همیشه کریمی و باوفا.

یادت هست می‌گفتم

ارباب من ز نوکر خود دل بریده‌ای          خوبان مگر که دل به گدایان نمی‌دهند

خوب یادم هست آغوش گرم تو را در اولین دیدارم از مدینه که زنده‌ام کردی. دیدم نه تنها دل نبریده‌ای که دل بَری کرده‌ای. این بار نیز قدمی از سوی من برای نزدیک شدن به تو برداشته نمی‌شد اما باز هم ندا رسید «دیدن یار میسر شده جانا، تو بیا».

شرمنده‌ام کردی از این جملات که می‌گفتم:

با من ای دوست جفا کن، ز وفا نیز بگو                           سخن تند روا دار، دعا نیز بگو

خواستم شرح کنم با تو دل خونین را                              جگرم بر دهان آمد که مرا نیز بگو

مرهمی گر به لب تیغ بمالی بد نیست                            بعدِ یک عمر «برو»، گاه «بیا» نیز بگو

دیدم تو سراسر وفایی و رحمت و بفرما!

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده‌ایم                           ای جمله همیشه «بفرما»تر از همه

سپاس که دعوتم کردی و سپاس که زنده‌ام کردی...

میلادت مبارک ارباب مهربانم.

 

فرهنگی :: مناسبت

نوروز مبارک

درود بر بهار انسان‌ها و خرمی دوران‌ها

امید داریم نوروز بعدی را با حضرت موعود جشن بگیریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

فرهنگی :: مناسبت

حقیقت انتظار

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 99 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

مسأله ولادت حضرت مهدی (عج) از جهت یادآوری مسأله انتظار و دوران موعود که در دین و مذهب ما ترسیم شده است، حائز اهمیت است. باید در این روزها وقت بیشتری برای مطالعه، دقت و بحث‌های مفید در این باره صرف کنیم. باید با بالا بردن آگاهی خود، بتوانیم زمینه ظهور را آماده کنیم؛ زیرا مؤمنان و افراد مصلح باید زمینه را آماده نمایند تا آن بزرگوار بتوانند بیایند و در آن زمینه آماده، اقدام فرمایند. نمی‌توان انتظار داشت که حکومت جهانی منجی بشریت (عج) از صفر شروع شود؛ جامعه باید با آمادگی و قابلیت پذیرای موعود باشد وگرنه سرنوشت آن مانند انبیا و اولیای طول تاریخ می‌شود.

اینکه چگونه می‌توانیم جامعه را آماده ظهور نماییم و سهم خود را در این باره ادا نماییم، مراحل مختلفی دارد. ابتدا باید باور نماییم که آینده قطعی ما، سربلندی تمدن با شکوه اسلامی در سراسر گیتی است. در واقع انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. پس از آن می‌شود که افراد، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده می‌کنند.

باید بدانیم که قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. قبل از ظهور مهدى موعود، در میدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود (عج) روزبه‌روز نزدیک‌تر مى‌شود. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست. انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد. انتظار فرج، انتظار دست قدرتمند الهى است که باید بیاید و با کمک همین انسان‌ها سیطره‌ ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند. باید براى این کار آماده بود. معنای انتظار حرکت است و نه سکون! انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست.

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید زندگی امروز را در همان جهتى که حکومت امام زمان (عج) تشکیل خواهد شد، بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم. بدانیم که بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند.

بدانیم که حکومت آینده‌ حضرت مهدى (عج)، یک حکومت مردمى به تمام معناست. امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمى‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى‌دهد.

فرهنگی :: مناسبت

مراقب دشمن درونی باشیم!

* این یادداشت، سرمقاله شماره 11 روزنامه سرخط در روز 16 بهمن 91 است.

 

در دهه فجر انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که 34 سال از به ثمر رسیدن آن در ایران می‌گذرد و پس از گذشت چند دهه به دوران جوانی خود رسیده است و سرمنشأ بیداری اسلامی در دیگر کشورهای اسلامی و مایه امید و عزت ملت‌های تحت ستم جهان است.

پیشرفت‌های ایران اسلامی در زمینه‌های گوناگون علمی در کنار حفظ استقلال و گفتمان حق‌طلبانه مواردی بوده است که چشم انداز این انقلاب را درخشان نشان می‌دهد اما قطعا این راه، راه آسان و بدون دردسری نخواهد بود. غفلت از حیله‌های دشمن می‌تواند باعث خواب‌آلودگی و کندی این مسیر شود؛ این دشمن هم می‌تواند درونی و هم بیرونی باشد.

دشمن بیرونی با سازوکارهای پیچیده خود از فشار و تحریم و تهدید و ... گرفته تا اجیر کردن و فریب دادن عوامل خودی و حتی تا بیان سخنانش از زبان خودی‌های غافل در حال پیشبرد مقاصد خود است. اما بزرگترین دشمن این مسیر، دشمنی است که در درون خود ماست که عبارت است از خلقیات فاسد، تمایلات نفسانی، راحت‌گرایی، غفلت‌گرایی و ... اگر دل به قله نورانی انقلاب اسلامی بسته‌ایم، باید مراقب باشیم که در درون خود دچار هزیمت نشویم که اگر در درون خود شکست نخوریم، از دست دشمن بیرونی کاری ساخته نیست. خوشحالی دشمن در صورت مشاهده اختلافات بین مسئولین و دلبستگان به انقلاب به دلیل فرصت استفاده از همین دشمن درونی است. فرصتی که بعضا برخی از افراد حتی دلسوز به دلیل عدم توجه به همین دشمن درونی، در اختیار دشمن می‌گذارند و در شرایطی که نیاز به وحدت به عنوان ضروری‌ترین خواسته کشور محسوس است، موجب اختلاف‌افکنی می‌شود.

بدانیم که با احساس عزت است که انسان از نفوذ و غلبه دشمن سیاسی و اقتصادی و از غلبه دشمن بزرگ و اصلی یعنی شیطان محفوظ می‌ماند و مراقب باشیم که این احساس عزت تبدیل به خودشگفتی، غفلت و لذت‌جویی نشود که نتیجه‌ای جز توقف و پرتاب شدن به عقب نخواهد داشت.

 

روزنامه را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

فرهنگی :: مناجات

نگاه رحمت

روزهای تو که می‌رسند گویی دوباره من زنده می‌شوم. بنده‌ای که دوباره امیدوار می‌شود خدا هنوز افسارش را به گردنش نیفکنده و هنوز اربابش از او دل نبریده است. هر چند که در بقیع تو قول داده بودم دستی که به پنجره‌های بقیع رسید دیگر گناه نکند، چشمی که مزار بی‌سنگ تو را دید، دیگر گناه نبیند و پایی که داخل حرم آسمانی‌ات شد مجلس گناه را ترک کند و همه‌شان به اختیار من گناه کردند اما خوشحالم که هنوز مورد لطف تو هستم و امید دارم به پذیرش توبه و عاقبت بخیری. امیدم به خدای توست که نزدش بسیار آبرومندی و کرمت هم نسبت به من در شأن خودت.

ارباب من،

با خودم فکر می‌کردم که اگر همه زندگی‌ام با تو باشد چقدر لذت‌بخش و شیرین خواهد بود، دیدم اصلا مگر زندگی بدون تو، زندگی است؟ فکر می‌کردم که اگه به جای زیبایی‌های زودگذر، کَرَم تو را می‌دیدم چقدر دلچسب بود؛ اگر به جای خنده‌های زودگذر ناشی از تمسخر و غیبت، لذت خوشی در کنار تو را حس می‌کردم چقدر دلنشین بود و اگر به جای رسیدن به این دنیا و زخرف‌هایش، در آخرت به تو می‌رسیدم چقدر خیالم راحت‌تر بود.

این‌ها همه خوب است اما از منٍ روسیاه که کاری ساخته نیست. باید از تو نگاه رحمتی بخواهم شاید که دستگیری شوم. راستی چقدر خوب است که دست مرا تو بگیری و همه جا کنارت باشم...