۲۱۰ مطلب با موضوع «فرهنگی :: کتاب» ثبت شده است

نظر تعلیم و تعلم به قرآن

فرهنگی :: کتاب

این که استفاده ما از این کتاب بزرگ [قرآن] بسیار کم است، براى همین است که یا به آن نظر تعلیم و تعلم نداریم- چنانچه غالباً این طوریم- فقط قرائت قرآن مى‏کنیم براى ثواب و اجر، و لهذا جز به جهت تجوید آن اعتنائى نداریم. مى‏خواهیم قرآن را صحیح بخوانیم که ثواب به ما عنایت شود، و در همین حد واقف مى‏شویم و به همین امر قناعت مى‏کنیم؛ و لهذا چهل سال قرآن شریف را مى‏خوانیم و به هیچ وجه از آن استفاده‏اى حاصل نشود جز اجر و ثواب قرائت. و یا اگر نظر تعلیم و تعلّم داشته باشیم، با نکات بدیعیّه و بیانیّه و وجوه اعجاز آن، و قدرى بالاتر، جهات تاریخى و سبب نزول آیات، و اوقات نزول، و مکّى و مدنى بودن آیات و سور، و اختلاف قرائات و اختلاف مفسرین از عامّه و خاصه، و دیگر امور عرضیّه خارج از مقصد که خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذکر الهى است، سر و کار داریم. بلکه مفسرین بزرگ ما نیز عمده همّ خود را صرف در یکى از این جهات یا بیشتر کرده و باب تعلیمات را به روى مردم مفتوح نکرده‏اند.

به عقیده نویسنده تا کنون تفسیر براى کتاب خدا نوشته نشده. به طور کلّى معنى تفسیر کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید؛ و نظر مهم به آن، بیان منظور صاحب کتاب باشد. این کتاب شریف، که به شهادت خداى تعالى کتاب هدایت و تعلیم است و نور طریق سلوک انسانیّت است، باید مفسِّر در هر قصه از قصص آن، بلکه هر آیه از آیات آن، جهت اهتداء به عالم غیب و حیث راه‏نمایى به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیّت را به متعلّم بفهماند. مفسِّر وقتىمقصد از نزول را بما فهماند مفسر است، نه سبب نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است.

 

آداب الصلوه؛ صفحه 191 و 192

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

سرچشمه گل آلود!

فرهنگی :: کتاب

تو سرچشمه را باید صافى کنى تا آب صافى از آن بیرون آید، و الّا با سرچشمه گل‏‌آلود توقّع صفاى آب نداشته باش. تو اگر قلوب بندگان خدا را در تحت تصرّف حق بدانى و معنى یا مقلّب القلوب را به ذائقه قلب بچشانى و به سامعه قلب برسانى، خود با این همه ضعف و بیچارگى در صدد صید قلوب برنیایى. و اگر حقیقت بِیَدِهِ مَلَکوتُ کُلِّ شَى‏ء وَ لَهُ المُلْکُ وَ بِیَدِهِ المُلْک را به قلب بفهمانى، از جلب قلوب بى‏‌نیاز شوى، و به قلوب ضعیفه این مخلوق ضعیف خود را محتاج ندانى، و غناى قلبى براى تو رخ دهد. تو در خود حسّ احتیاج کردى و مردم را کارگشا دانستى، پس محتاج به جلب قلوب شدى؛ و خود را به قدس فروشى متصرّف در قلوب انگاشتى، پس محتاج به ریا شدى؛ اگر کارگشا را حق مى‏‌دیدى و خود را نیز متصرّف در کون نمى‌‏دیدى، بدین شرکها احتیاج پیدا نمى‏‌کردى.

اى مشرک مدّعى توحید و اى ابلیس در صورت آدمزاده، تو این ارث را از شیطان لعین بردى که خود را متصرّف مى‏‌بیند و فریادلَاغْوِیَنَّهُمْ‏ مى‏‌زند. آن بدبخت و شقىّ در حجابهاى شرک و خودبینى است؛ و آنان که عالم و خود را مستقل دانند نه مستظلّ و متصرّف دانند نه مملوک، از شیطنت ابلیس ارث برده‏اند. از خواب گران برآى، و به قلب خود برسان آیات شریفه کتاب الهى و صحیفه نورانى ربوبى را. این آیات با عظمت براى بیدار کردن من و تو فرو فرستاده شده، و ما جمیع حظوظ خود را منحصر به تجوید و صورت آن کردیم و از معارف آن غفلت ورزیدیم تا شیطان بر ما حکومت کرد و حکمفرما شد و در تحت سلطه شیطان واقع شدیم.

 

آداب الصلوه؛ صفحه 172

نویسنده: امام خمینی (ره)

غاصب منزلگه حق

فرهنگی :: کتاب

یک طایفه آنانند که به کسب علمى پرداختند و اشتغال به تحصیل معارف علماً پیدا کردند، ولى از حقایق معارف و مقامات اهل اللَّه به اصطلاحات و الفاظ و به زرق و برق عبارات اکتفا نموده خود و عدّه‏‌اى بیچاره را در رشته الفاظ و اصطلاحات به زنجیر کشیده و از جمیع مقاماتْ قناعت به گفتار نموده‌‏اند. در اینان یکدسته پیدا شود که خودْ خود را مى‏‌شناسند، ولى براى ترأّس بر یک دسته بیچاره این اصطلاحات بى‏‌مغز را مایه کسب معیشت قرار داده‌‏اند و با الفاظ فریبنده و اقوال جالب توجّه صید قلوب صافیه بندگان خدا را مى‏‌کنند. اینها شیاطینى هستند انسى که ضررشان از ابلیس لعین کمتر نیست بر عباد اللَّه. بیچارگان ندانند که قلوب بندگان خدا منزلگاه حق است و کسى را حق تصرّف در آن نیست. اینها غاصب منزلگاه حقّند و مخرّب کعبه حقیقى هستند؛ بتهایى تراشند و در دل بندگان خدا که کعبه بلکه بیت المعمور است جاى گزین کنند؛ اینها مریضانى هستند که به صورت طبیب خود را در آورده و آنها را به مرضهاى گوناگون مهلک گرفتار کنند.

و علامت این طایفه آنست که به ارشاد اغنیاء و بزرگان بیشتر علاقه دارند تا ارشاد فقراء و درویشان. بیشتر مریدان اینان از صاحبان جاه و مال است، و خود آنها به زىّ اغنیاء و صاحبان جاه و مال هستند. اینها سخنانى بسیار فریبنده دارند، که خود را در عین حال که به قذارات دنیاویّه هزار گونه آلودگى دارند، در نظر مریدان تطهیر کنند و از اهل اللَّه قلم دهند. آن بیچارگان ابله نیز چشم خود را از همه معایب محسوسه آنها پوشیده و به اصطلاحات و الفاظى بى‏مغز دل خوش داشته‏اند.

 

آداب الصلوه؛ صفحه 168 و 169

نویسنده: امام خمینی (ره)

بعضی مراتب اخلاص

فرهنگی :: کتاب

به طریق اجمال به طورى که مناسب با وضع این اوراق است یکى از مراتب آن، تصفیه عمل است- چه عمل قلبى یا قالبى- از شائبه رضاى مخلوق و جلب قلوب آنها، چه براى محمدت یا براى منفعت یا براى غیر آن. و در مقابل این، اتیان عمل است ریائاً. و این ریاء فقهى، و از همه مراتب ریا پست‏تر و صاحب آن از همه مرائى‏‌ها بى‏‌ارزشتر و خسیس‌تر است.

مرتبه دوم، تصفیه عمل است از حصول مقصودهاى دنیوى و م‏آرب زائله فانیه، گرچه داعى آن باشد که خداى تعالى به واسطه این عمل عنایت کند؛ مثل، خواندن نماز شب براى توسعه روزى، و اتیان صلاة اوّل ماه مثلًا براى سلامت از آفات آن ماه، و دادن صدقات براى سلامتى، و دیگر مقصدهاى دنیوى. و این مرتبه از اخلاص را بعضى از فقهاء علیهم الرحمة شرط صحت عبادات شمرده‏اند در صورتى که اتیان عمل براى رسیدن به آن مقصود باشد. و این، خلاف تحقیق است به حسب قواعد فقهیّه؛ گرچه پیش اهل معرفتْ این نماز را به هیچ وجه ارزشى نیست و مثل سایر کسب‌هاى مشروعه است، بلکه شاید از آن نیز کمتر باشد.

مرتبه سوّم، تصفیه آن است از رسیدن به جنّات جسمانیّه و حور و قصور و امثال آن از لذات جسمانیّه. و مقابل آن، عبادت اجیران است؛ چنانچه در روایات شریفه است. و این نیز در نظر اهل اللَّه چون سایر کسبها است، الّا آن که عمل این کاسب اجرتش بیشتر و بالاتر است در صورتى که قیام به امر کند و از مفسدات صوریّه عمل را تخلیص کند

کسانی که دعوت به صورت محض می‌کنند...

فرهنگی :: کتاب

عمده مقصد و مقصود انبیاء عظام و تشریع شرایع و تأسیس احکام و نزول کتابهاى آسمانى، خصوصاً قرآن شریف جامع که صاحب و مکاشفِ آن نورِ مطهّرْ رسول ختمى صلّى اللَّه علیه و آله است، نشر توحید و معارف الهیه و قطع ریشه کفر و شرک و دوبینى و دوپرستى بوده، و سرّ توحید و تجرید در جمیع عبادات قلبیّه و قالبیّه سارى و جارى است. بلکه شیخ عارف کامل، شاه‏آبادى، روحى فداه مى‏فرمودند: عبادات اجراء توحید است در ملک بدن از باطن قلب. بالجمله، نتیجه مطلوبه از عبادات تحصیل معارف و تمکین توحید و دیگر معارف است در قلب. و این مقصد حاصل نشود مگر آنکه حظوظ قلبیّه عبادات را سالک استیفاء کند، و از صورت و قالب به حقیقت و لبّ عبور نماید، و واقف نشود در دنیا و قشر که وقوف در این امور خار راه سلوک انسانیت است. و کسانى که دعوت به صورت محض مى‏کنند و مردم را از آداب باطنیّه بازمى‏دارند و گویند شریعت را جز این صورت و قشر معنى و حقیقتى نیست، شیاطین طریق الى اللَّه و خارهاى راه انسانیّتند، و از شرّ آنها باید به خداى تعالى پناه برد که نور فطرت اللَّه را که نور معرفت و توحید و ولایت و دیگر معارف است در انسان منطفى مى‏کنند و حجابهاى تقلید و جهالت و عادت و اوهام را به روى آن مى‏کشند، و بندگان خداى تعالى را از عکوف به درگاه او و وصول به جمال جمیل او بازمى‏دارند و سدّ طریق معارف مى‏نمایند، و قلوب صافى بى‏آلایش بندگان خدا را که حق تعالى با دست جمال و جلال خود تخم معرفت در خمیره آنها پنهان فرموده و انبیاء عظام و کتب آسمانى را فرستاده براى تربیت و تنمیه آن، به دنیا و زخارف آن و جهات مادّى و جسمانى و عوارض آن متوجه مى‏کنند و از روحانیّات و سعادات عقلیه منصرف مى‏کنند، و حصر عوالم غیب و جنتهاى موعوده را مى‏نمایند به همان مأکولات حیوانیّه و مشروبات و منکوحات و دیگر از مشتهیات حیوانى.

اگر قلب موافقت نکند...

فرهنگی :: کتاب

می‌فرماید: چون تکبیر گفتی، کوچک شمار در محضر کبریای آن ذات مقدس از عرش تا فرش را؛ زیرا که خداوند تبارک و تعالی اگر بنده‌ای را ببیند که تکبیر گوید ولی در قلبش علتی است از حقیقت تکبیر، یعنی آنچه به زبان آورده قلب موافقت نکند، فرماید: ای دروغگو، با من خدعه می‌کنی؟ به عزت و جلالم قسم که از شیرینی ذکر خود تو را محروم می‌کنم و از قرب خود تو را محجوب نمایم و از سرور به مناجات خویش تو را محتجب کنم.

آداب الصلوه؛ صفحه 127

نویسنده: امام خمینی (ره)

اشتغال به عیب خود پیدا کن

فرهنگی :: کتاب

و چون لباس ظاهر را پوشیدی، به یاد بیاور که حق تعالی با پرده رحمت خود گناهان تو را ستر فرموده. و چنانچه ظاهرت را به لباس ظاهر ملبس نمودی، از لباس‌های باطنی غفلت مکن و باطن خود را به لباس راستی ملبس نما. و باید باطن خویش را در ستر خوف و رهبت و ظاهر خود را در ستر طاعت قرار دهی؛ و از فضل حق تعالی عبرت گیری که لباس ظاهر را لطف فرموده که عیوب ظاهره خود را به آن مستور کنی، و ابواب توبه و انابه را به روی تو مفتوح فرموده تا عورت‌های باطنیه را که گناهان و خلق‌های بد است به آن بپوشانی. و رسوا مکن احدی را، چنانچه حق تو را رسوا نفرموده در چیزهایی که اعظم است. و اشتغال به عیب خود پیدا کن تا در اصلاح به تو باز شود؛ و صرف نظر کن از چیزهایی که اعانت نکند تو را. و بر حذر باش از اینکه عمر خود را فانی کنی برای عمل دیگران، و نتیجه اعمال تو به دفتر دیگران نوشته شود، و با رأس المال تو دیگران تجارت نمایند، و خود را به هلاکت اندازی؛ زیرا که فراموشی گناه خویش از بزرگترین عقوبانی است که حق تعالی در دنیا انسان را مبتلا کند، چه که به اصلاح نفس قیام نکند.

آداب الصلوه؛ صفحه 99 و 100

نویسنده: امام خمینی (ره)

حب به خود!

فرهنگی :: کتاب

و همان طور که لباس‌هاى خیلى فاخر را در نفوس تأثیر است، لباس‌هاى خیلى پست را چه در مادّه و جنس و چه در هیئت و شکل در نفوس تأثیر است؛ و چه بسا باشد که فساد این به مراتب بالاتر از آن لباس‌هاى فاخر باشد؛ زیرا که نفس را مکایدى است بسیار دقیق، همین که خود را از نوع ممتاز دید به اینکه خود لباس خشن و کرباس پوشیده و دیگران لباس‌هاى نرم و لطیف پوشیدند، از معایب خود به واسطه حبّ به خود غفلت مى‏کند؛ و این امر عرضى غیر مربوط به خود را مایه افتخار شمارد؛ و بسا باشد که به خود اعجاب کند و تکبّر بر بندگان خدا کند و سایرین را از ساحت قدس حق دور داند و خود را از مقرّبین و خلّص عباد اللَّه داند؛ و چه بسا مبتلا به ریا و دیگر مفاسد بزرگ شود.

آداب الصلوه؛ صفحه 89

نویسنده: امام خمینی (ره)

ذره‌ای از حب دنیا...

فرهنگی :: کتاب

دیلمى در ارشاد القلوب از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت کند که رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «در شب معراج خداى تعالى فرمود: «اى احمد، اگر بنده‏اى نماز اهل آسمان و زمین را بخواند و روزه اهل آسمان و زمین را بگیرد و چون ملائکه طعام نخورد و جامه عابدان را بپوشد پس از آن در قلب او ببینم ذرّه‏اى از حبّ دنیا یا سمعه آن یا ریاست آن یا اشتهار آن یا زینت آن، با من مجاورت نمى‏کند در منزلم و از قلب او محبّت خود را بیرون مى‏کنم و قلب او را تاریک مى‏کنم تا مرا فراموش کند و نمى‏چشانم به او شیرینى محبّت خود را.» پر واضح است که محبّت دنیا با محبّت خداى تعالى جمع نشود. و احادیث در این باب بیشتر از آن است که در این اوراق بگنجد.

آداب الصلوه؛ صفحه 50

نویسنده: امام خمینی (ره)

راضی شود از او به کم...

فرهنگی :: کتاب

بر سالک راه آخرت «مراعات» احوال ادبار و اقبال نفس لازم است؛ و چنانچه از حظوظ نباید مطلقاً جلوگیرى کند که منشأ مفاسد عظیم است، نباید در سلوک از جهت عبادات و ریاضات عملیّه به نفس سخت‏گیرى کند و آن را در تحت فشار قرار دهد؛ خصوصاً در ایّام جوانى و ابتداء سلوک که‏ آن نیز منشأ انضجار و تنفّر نفس شود و گاه شود که انسان را از ذکر حقّ منصرف کند.

و در احادیث شریفه اشاره به این معنى بسیار است، چنانچه در کافى شریف است که حضرت صادق فرمودند: «من در ایّام جوانى جدیت و اجتهاد در عبادت نمودم، پدرم به من فرمود: «اى فرزند کمتر از این عمل کن، زیرا که خداى عزّ و جّل وقتى که دوست داشته باشد بنده‏‌اى را، راضى شود از او به کم.»» 

آداب الصلوه، صفحه 27

نویسنده: امام خمینی (ره)