۲۱۰ مطلب با موضوع «فرهنگی :: کتاب» ثبت شده است

چالش وبلاگی: ۴۵۰ درجه فارنهایت

فرهنگی :: کتاب

چالش جدید بلاگستان رو نئو تد راه انداخته. خلاصه چالش کتاب‌هایی هست که اعم از زمینه موضوعی و قالب، روی ما اثر گذاشته.

حتما کتاب‌های مختلفی که می‌خونیم اثرگذار هستند روی ما، حالا کمتر و بیشتر و مثبت و منفی داره اما اینطور نیست که کتاب هیچ اثری نذاره. اما اون کتاب‌هایی که بیشتر اثر گذاشته رو اینجا باید معرفی کنیم:

کتابی که نوجوانی و اوایل جوانی باهاش دم‌خور بودم، نهج البلاغه بود. هر روز چند صفحه از کتاب رو می‌خوندم و نکات مهمش رو یادداشت برمیداشتم که بعدا برای رجوع کردن بهش راحت‌تر باشم. بعضا برداشت خودم هم از اون جملات می‌نوشتم. این کتاب باعث شد که توحید و عدالت مفاهیم پررنگی در زندگی‌ام بشن.

کتابی که شاید بیش از همه کتاب‌های دیگه روم اثر گذاشت و اگه بیشتر بهش توجه کنم حتی مسیر زندگی‌ام رو اصلاح کنه کتاب «آداب نماز» امام خمینی بود و هست. میگم هست چون اثرات این کتاب به نظرم تموم نشدنیه. البته کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل و کتاب چهل حدیث که جفتش از امام خمینی هست هم کتاب‌های بسیار خوب و اثرگذاری هستند به ویژه در حوزه اخلاق اما آداب نماز یه جور دیگه‌ای ریشه رو اصلاح می‌کنه.

کتاب بایدها و نبایدها اثر شهید بهشتی هم کتاب بعدی هست که موقع تموم شدنش همش حسرت می‌خوردم و می‌گفتم ای کاش ادامه داشت. به جز اینکه ازش معروف و منکر و شیوه‌های شناخت اونا رو یاد می‌گیری، میشه از این کتاب شیوه طرح کردن مباحث در هر موضوعی هم یاد گرفت. شهید بهشتی به خوبی روشی شبیه مباحثه رو در مطالبش پیش می‌بره و باعث شد که من بتونم در مطرح کردن محتواها تغییر روش بدم.

کتاب بعدی کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی است که باعث شد نظر من راجع به رمان عوض بشه و با اینکه قبلا داستان و رمان خونده بودم اما از این کتاب به بعد، رمان جایگاه بهتری در ذهن من پیدا کرد و با علاقه دنبال رمان رفتم.

 

دعوت می‌کنم از: بانوچه، اتاقی برای دو نفر، معنابخشی‌های من

 

نامیرا

فرهنگی :: کتاب

نامیرا اثر صادق کرمیار توسط نشر نیستان در ۳۳۶ صفحه و در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. این کتاب تا به امروز به چاپ ۲۶ رسیده است و بیش از ۱۲۰ هزار نسخه از آن فروخته شده.

پس از مطالعه این کتاب در گودریدز نوشتم:

یه کتاب داستانی جذاب. داستان یک پسری که تازه پدر خود را از دست داده است و وقتی شریک پدر از سفر تجاری برمی‌گردد با وجود فضای ناامن اطراف کوفه و راهزنان نزدیک است که اموال خود را از دست بدهد. در این راه می‌شنود که پدرش نمرده است و کشته شده است؛ عاشق می‌شود و دچار تردید می‌شود. تردید در اینکه حق با کیست؟ حسین یا یزید؟

داستان بزرگان کوفه که به صورت افراطی خواهان جنگ با یزید هستند و آخر در سپاه ابن زیاد می‌جنگند و کسانی که مخالف جنگ بودند اما آخر دل به کاروان حسین می‌بندند.

بسیار جذاب و خواندنی.

 

دیروز عرفه بود و روز شهادت مسلم بن عقیل. بسیاری از حوادث این کتاب در همان روزهایی می‌گذرد که مسلم به کوفه رسیده است. چگونگی جمع شدن مردم به دور مسلم و چگونگی پراکندگی آنان؛ چگونگی فریب خوردن بزرگان کوفه و نیرنگ‌های ابن زیاد و چگونگی فریب نخوردن برخی دیگر.

در این ۲۰ روزی که تا محرم مانده است، خواندن این کتاب را پیشنهاد می‌کنم.

کتاب به شکل داستانی و به نثری روان و قلمی توانا نگارش شده است. 

بخشی از این کتاب:

ربیع گفت: «چگونه می‌شود که معاویه و علی هر دو به سنت خدا عمل کنند، اما همواره در جنگ و دشمنی با یکدیگر باشند؟!»

مادر گفت: «بهترین میزان شناخت حق و باطل، عدالت است. کسانی که عدالت علی را برنتافتند، به ستم معاویه تن دادند.»

 

در خانه مختار، جماعت به گرمی گرد مسلم را گرفته بودند. مسلم نیز گرم و گیر برای مردم سخن می‌گفت: «به خدا سوگند! اینان جز حماقت و زبونی از مردم چیزی نمی‌خواهند. من در عجبم از سکوت مردانی که به دانش و نیکی و شرف مشهورند، از نامورانی که مردم به آنها امید بسته‌اند، اما آنان در برابر ستم سکوت می‌کنند. آنها بهشت خداوند را آرزو می‌کنند، در حالی که نه مالی در راه خدا داده‌اند و نه جان خویش را به خطر انداخته‌اند. و تنها به آبروی خویش نزد امیر و خلیفه می‌اندیشند. در عجبم از دلیران و سردارانی که اگر گمان کنند حقی از خودشان ضایع شده، زمین را و زمان را به آتش می‌کشند، اما در مقابل حقی که از این مردم ناتوان و رنجور پایمال می‌شود، چشم خود را می‌بندند و سازش و سکوت خود را تدبیر و تعقل می‌نامند. به خدا سوگند! مصیبت اینان از همه مردم بیشتر است.»

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا به قیمت ۳۰ هزار تومان خریداری نمایید. نسخه الکترونیک این کتاب را نیز می‌توانید از فیدیبو به قیمت ۲۱۹۰۰ تومان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز راجع به این کتاب را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.
 

مطلا به جای طلا

فرهنگی :: کتاب

موفقیت چیزی است بس مهیب که با لیاقت تشابه کاذبی دارد و آدمی را فریب می‌دهد... در روزگار ما یک نظریه تقریبا رسمی و فلسفی، در نهایت صمیمیت وارد خانه موفقیت شده و به خدمت او کمر بسته است. این نظریه می‌گوید: «موفق شدن، به هر قیمتی که باشد!» و این نظریه فلسفی عصر حاضر است. ترقی و پیشرفت به هر ترتیبی که باشد، نشانه لیاقت است؛ حتی اگر در بخت‌آزمایی برنده شوید، مرد لایقی خواهید بود. هر کس پیروز شود مورد احترام است. همه چیز در این نکته نهفته است که سفیدبخت به دنیا بیایید، خوش اقبال باشید، بقیه چیزها خود به خود درست می‌شود. اگر چند مرد بزرگ و انگشت شمار را که روشنایی بخش قرن ما هستند کنار بگذاریم، ستایش و تجلیل از معاصران به علت نزدیک بینی است. در این ایام، مطلا را به جای طلا می‌گذارند. 

 

جلد 1 بینوایان، صفحه ۱۰۳
نویسنده: ویکتور هوگو

انتخاب ما

فرهنگی :: کتاب

این انتخاب‌های ماست که حقیقت باطنی ما را نشان می‌دهد نه توانایی ما.

 

جلد 2 هری پاتر، صفحه ۳۷۲
نویسنده: جی. کی. رولینگ

نویسندگی کتاب؛ چالش وبلاگی

فرهنگی :: کتاب

دیروز که پست چالش وبلاگی: نویسندگی کتاب رو منتشر کردم، عرض کردم که کتابی که خودم دوست دارم بنویسم رو در پستی جداگانه می‌نویسم که پست قبلی طولانی نشه. یه کم سرم شلوغ شد و فرصت نشد چراغ اول رو خودم روشن کنم و چند تا از دوستان در بخش نظرات (در وبلاگ یا حساب لینکدین یا توییتر من) خیلی خلاصه ایده‌شون رو فرمودند و یکی از بلاگرها هم اولین پست رو گذاشت. فکر کنم من دومین نفر بلاگرها باشم. در پست اصلی این چالش، به ترتیبی که از پست‌ها مطلع میشم اطلاع رسانی می‌کنم.

 

از کودکی به کتاب علاقه داشتم و هر چند در دوره‌هایی موفق به خوندن کتاب‌های غیردرسی نشدم، اما همیشه علاقه‌ام به مطالعه رو حفظ کردم. چند سالی میشه که به کمک کتاب الکترونیک تونستم نظم مطالعه‌ام هم حفظ کنم. اما در مورد نویسندگی کتاب هم ایده‌هایی دارم که با توجه به اینکه سالها در رسانه‌ها بودم، به مرور تغییر کرده یا تکمیل شده یا اولویت‌دار شده.

اگه الان بخوام کتابی بنویسم به جز کتب علمی و تخصصی که همیشه علاقه داشتم، به دلیل اینکه گستره مخاطبان وسیع‌تری داشته باشه حتما ژانر داستانی رو برای کتاب انتخاب می‌کردم. داستانی با موضوع عدالت.

هسته اصلی داستان هم سعی می‌کردم حول شخصیت‌هایی شکل بگیره که اقتباسی از ادبیات داستانی بومی خودمون باشه. شخصیت‌هایی مثل سیمرغ، مثل گوهر شب‌افروز یا حتی مشاهیر واقعی‌تر مثل دانشمندان بزرگ تاریخی‌مون. در واقع ترکیبی از واقعیت و تخیل با چاشنی ادبیات عارفانه برای فهم بهتر مفهوم عدالت اما در سبک کاملا داستانی.

 

دا

فرهنگی :: کتاب

دا اثر سیده اعظم حسینی توسط انتشارات سوره مهر در ۸۱۲ صفحه و در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. این کتاب تا مهر سال ۱۳۹۶ به چاپ ۱۵۶ رسید. 

دا که به زبان کردی معنی «مادر» می‌دهد، روایت یک دختر از اوضاع و احوال خانواده و زندگی‌شان در دهه ۵۰ و ۶۰ شمسی است. دختری که در زمان شروع جنگ ایران و عراق ۱۷ سال بیشتر نداشت. دختری که اصالتا جزو قومیت کرد محسوب می‌شود اما در بصره عراق بزرگ شد و به زبان عربی مسلط بود و پس از اخراج ایرانیان از عراق در زمان صدام و پیش از انقلاب، به ایران برمی‌گردند و پس از آن در خرمشهر ساکن می‌شوند. 

پس از حمله عراق به ایران که تمرکز اصلی کتاب هم بر آن است، چگونگی دفاع مردم و نحوه مواجهه مردم با این حمله، چگونگی عملکرد مسئولین دولت وقت و همچنین مقاومت مردم و انقلابیون با جزییات تشریح می‌شود. سیده زهرا حسینی در ۱۷ سالگی با احساس تکلیف در روزهای نخست جنگ به جنت آباد (قبرستان خرمشهر) می‌رود و به غسالی و دفن شهدا مشغول می‌شود و پدر و برادر خود را نیز خویش دفن می‌کند و سپس به عنوان امدادگر در جنگ مشغول می‌شود. 

سراسر کتاب پر است از این حس که جنگ چقدر تلخ و سخت است و البته اینکه اگر مقابل دشمن مقاومت نکنیم چقدر تلخ‌تر و سخت‌تر است. 

چگونگی سقوط خرمشهر تقریبا در کتاب تشریح شده است و راوی جزو اولین کسانی بوده است که پس از آزادسازی خرمشهر نیز قدم در این شهر گذاشته است و با شهری تقریبا با خاک یکسان شده مواجه شده است.

رهبر معظم انقلاب در مورد این کتاب نوشته‌اند: 

کتاب «دا» که حقاً و انصافاً کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، مربوط به بخش کوچکی از وقایع جنگ تحمیلی است و این نشان میدهد که هشت سال دفاع مقدس دارای ظرفیت تولید هزاران کتاب به منظور انتقال فرهنگ و ارزشهای اسلامی و انقلابی به جامعه و جهان است ... این کتاب در گستره کشور هنوز شناخته نشده است؛ در حالی که چند صد هزار تا حالا چاپ کردید. اگر «دا» شناخته شود، میلیون ها نسخه از این کتاب فروش خواهد رفت و میلیون ها نفر از محتوای این کتاب بهره خواهند برد... شما هزار کتاب «دا» میتوانید تولید کنید. «دا» یک رگه ارزشمند است که در معدن پیدا کردید، این راه را ادامه دهید.

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا به قیمت ۳۵ هزار تومان خریداری نمایید. نسخه الکترونیک این کتاب را نیز می‌توانید از طاقچه به قیمت ۸ هزار تومان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز راجع به این کتاب را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.

---------------------

پ.ن: این کتاب را همین چند روز پیش به اتمام رساندم و امروز که سالروز آزادسازی خرمشهر است به نظرم آمد تنبلی نکنم و خواندن آن را پیشنهاد کنم.

عقل سرخ

فرهنگی :: کتاب

دیروز خیلی اتفاقی هوس خواندن کتاب «عقل سرخ» سهروردی به سرم زد. دو سالی بود که در لیست کتاب‌هایی که قصد خواندنشان را داشتم بود، اما توفیق خواندنش نبود.

هنوز یک لیست ۱۱۱ تایی از کتاب‌هایی که در لیست انتظار هستند، دارم. اینجا کلیک کنید تا این لیست را ببینید. امید است که زودتر آنها را هم تعیین تکلیف کنم.

در توصیف این کتاب در گودریدز نوشتم:

تعداد صفحات محدود است ولی دریایی از معارف در آن نهفته. چقدر جای بسط و تشریح داره. حتی به نظرم میشه چندین رمان ازش نوشت.

این پست را در وبلاگم نوشتم تا در ادامه فعالیت خودم در نشر یادم باشد که در فرهنگ اسلامی ایرانی‌مان کتبی داریم که می‌تواند مبدأ و منشأ بسیاری از ایده‌های نو در ادبیات‌مان شود.

چقدر کم گفته‌ایم در رمان‌ها و داستان‌های خودمان از کوه قاف، از گوهر شب افروز، از تیغ بلارک و یا از چشمه زندگانی. چقدر خوب می‌توان حتی رستم و اسفندیار و زال و سیمرغ را پیوند زد به مفاهیم عرفانی‌مان. چقدر گنجینه داریم که قدرش را نمی‌دانیم.

پیشنهاد می‌کنم این کتاب کوتاه اما غنی را بخوانید.

کتاب الکترونیک؛ ۲۵ سال قبل!

فرهنگی :: کتاب

امروز اطلاعات یک کتابخانه‌ی عظیم، در حجم بسیار کوچکی جا می‌گیرد. گفته‌اند ابوالفرج اصفهانی، کتابهایش را چهل شتر بار می‌کرد و با خودش از این‌جا به آن‌جا می‌برد. کجایی؟ از خواب بیدار شو ابوالفرج! ببین چهل هزار کتاب - بلکه بیشتر: چهارصد هزار کتاب - را می‌شود روی یک صفحه، با یک دستگاه کوچک به همراه داشت و هر مطلبی را که خواست از آن بیرون آورد! امروز دنیا این‌گونه است و باید از دستاوردهای جدید استفاده کرد و بهره برد. ما متأسفانه هنوز یادنگرفته‌ایم؛ هنوز عادت نکرده‌ایم و دستمان روان نیست. بیشتر دلمان می‌خواهد همین‌طور این کتابها را ورق ورق بگردیم.

مرحوم والد ما، آن اوایل، کتابهایی را که چاپ حروفی داشت و کوچک بود، رغبت نمی‌کرد بردارد نگاه کند؛ خوشش نمی‌آمد. از همان کتابهای بزرگ خط کلیشه‌ای چاپ سنگی خوشش می‌آمد. مثلاً «مکاسب» چاپ شده بود و در خانه داشتیم؛ اما خوشش نمی‌آمد استفاده کند. ایشان همان «مکاسب» قدیمی چاپ سنگی را دلش می‌خواست ورق بزند! ببینید این انس، چه چیز عجیبی است و آدم را چطور می‌کشاند! ما امروز تقریباً همان حالت را داریم! ما خیلی حاضر نیستیم از این وسایل جدید استفاده کنیم. باید یاد بدهید و یاد بگیرند. باید عادت کنند و دستشان روان شود. وقتی که دست روان شد، آن‌وقت از آن وسیله، بهره‌های فراوانی گرفته خواهد شد.

 

رهبر معظم انقلاب ۱۴ دی ۱۳۷۱

 

هر که نان از عمل خویش خورد...

فرهنگی :: کتاب

حاتم طائی را گفتند: از خود بزرگ همت‌تر در جهان دیده‌ای یا شنیده‌ای؟ گفت: بلی روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را.

پس به گوشه صحرائی به حاجتی برون رفتم. خارکنی دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش: به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده‌اند. گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد               منت حاتم طائی نبرد

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

 

​گلستان، نویسنده: سعدی

​باب سوم، حکایت شماره ۱۴

 

فامیل بیگانه!

فرهنگی :: کتاب

بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان الصفا. گفت: کمینه آنکه مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدم دارد که حکما گفته‌اند:

برادر که در بند خویش است                      نه برادر و نه خویش است

 

همراه اگر شتاب کند همره تو نیست          دل در کسی مبند که دلبسته تو نیست

چـون نـبـود خـویش را دیانت و تـقـوی          قــطــع رحــم بـــهــتــر از مــودت قــربـــی

یاد دارم که مدعی در این بیت بر قول من اعتراض کرد و گفت: حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده و آنچه تو گفتی مناقض آنست.

گفتم: غلط کردی! که موافق قرآنست و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما.

هزار خـویش که بـیگانه از خـدا بـاشد          فـدای یـکـ تــن بــیـگـانـه کـاشــنـا بــاشــد

 

گلستان، نویسنده: سعدی

​باب دوم، حکایت شماره ۴۴