۲۱۰ مطلب با موضوع «فرهنگی :: کتاب» ثبت شده است

هیچت از ما یاد می‌آید؟!

فرهنگی :: کتاب

پادشاهی پارسائی را گفت: هیچت از ما یاد می‌آید؟ گفت: بلی هر گه که خدا را فراموش می‌کنم.

هر سو دود آن کش ز در خویش براند       وآنرا که بخواند بدر کس ندواند

 

گلستان، نویسنده: سعدی

​باب دوم، حکایت شماره ۱۵

کاندرین راه خارها باشد

فرهنگی :: کتاب

 

با طایفه بزرگان بکشتی در نشسته بودم. زورقی در پی ما غرق شد. دو برادر بگردابی درافتادند. یکی از بزرگان ملاح را گفت: بگیر این هر دو را که بهر یکی پنجاه دینارت بدهم.

ملاح در آب افتاد و تا یکی را برهانید آن دیگر هلاک شد. گفتم: بقیت عمرش نمانده بود از این سبب در گرفتن او تأخیر کردی و در آندیگر تعجیل.

ملاح بخندید و گفت: آنچه تو گفتی یقین است و دیگر میل خاطر من برهانیدن این بیشتر بود که وقتی در بیابان مانده بودم این مرا بر شتر نشاند و از دست آن دگر تازیانه خورده بودم در طفلی. گفتم: صدق الله من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها

تا توانی درون کس مخراش       کاندرین راه خارها باشد

کـار درویش مـسـتـمند بـرآر       که تـرا نیز کـارها بـاشـد

 

​گلستان، نویسنده: سعدی

​باب اول، حکایت شماره ۳۵

 

آزار خود مجوی!

فرهنگی :: کتاب

پادشاهی به کشتن بیگناهی فرمان داد. گفت: ای ملک! به موجب خشمی که ترا بر من است، آزار خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند.

دوران بـقا چـو بـاد صـحـرا بـگذشـت        تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت

پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد        در گـردن او بـمـانـد و بــر مـا بــگـذشـت

ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او درگذشت.

 

گلستان، نویسنده: سعدی

باب اول، حکایت شماره ۳۰

نیاید ز گرگ، چوپانی

فرهنگی :: کتاب

ملک گفت موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد. گفت پادشه را کرم باید تا برو گرد آیند و رحمت تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست.

نکند جور پیشه سلطانی             که نیاید ز گرگ چوپانی

پادشاهی که طرح ظلم افکند       پای دیوار ملک خویش بکند

ملک را پند وزیر ناصح موافق طبع مخالف نیامد. روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنی عمّ سلطان به منازعت خاستند و ملک پدر خواستند، قومی که از دست تطاول او به جان آمده بودند و پریشان شده بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا ملک از تصرف این به در رفت و بر آنان مقرر شد.

پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست                 دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست

با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین           زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست

گلستان، نویسنده: سعدی

​باب اول، حکایت شماره ۶

همچنان در بند اقلیمی دگر

فرهنگی :: کتاب

آورده‌اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی آهنگ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید. سواران را بگفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد.

برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند. خواهر از غرفه بدید، دریچه بر هم زد. پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت محالست که هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند.

کس نیاید به زیر سایه بوم              ور همای از جهان شود معدوم

پدر را از این حال آگهی دادند برادرانش را بخواند و گوشمالی به واجب بداد پس هر یکی را از اطراف بلاد حصه معین کرد تا فتنه بنشست و نزاع برخاست که ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.

 نیم نانی گر خورد مرد خدا               بذل درویشان کند نیمی دگر

ملک اقلیمی بگیرد پادشاه                همچنان در بند اقلیمی دگر

 

​گلستان، نویسنده: سعدی

​باب اول، حکمت شماره ۳

شخصیت و قیام زید بن علی

فرهنگی :: کتاب

شخصیت و قیام زید بن علی اثر ابوفاضل رضوی اردکانی توسط مرکز انتشارات علمی و فرهنگی در ۶۱۶ صفحه و در سال ۱۳۶۱ منتشر شده است. موضوع کتاب در مورد زید (پسر امام سجاد علیه السلام) است که در دوره امام صادق علیه السلام و با اجازه تلویحی از ایشان دست به قیام علیه بنی امیه و ظلم‌های آنان زد. قیامی که باز هم با اینکه ۱۵ هزار نفر فقط از کوفه به آن پیوسته بودند باز هم با خیانت و سهل انگاری کوفیان به شکست منجر شد اما زمینه ساز قیام مردم خراسان شد و این قیام‌های پی در پی موجب براندازی رژیم بنی امیه شد.

فصول این کتاب عبارتند از:

فصل اول: ویژگی‌های شخصی
فصل دوم: تولد
فصل سوم: پیشگوئی‌های پیشوایان درباره زید
فصل چهارم: فضائل زید (ع)
فصل پنجم: زمینه انقلاب
فصل ششم: فلسفه قیام
فصل هفتم: مقدمات قیام
فصل هشتم: قیام و شهادت زید
فصل نهم: پس از شهادت
فصل دهم: تأثیر امام صادق در شهادت زید
فصل یازدهم: شعرایی در عزای زید شعر سروده‌اند
فصل دوازدهم: علل شکست قیام
فصل سیزدهم: نتایج قیام زید (ع ) مدعی امامت نبود
فصل چهاردهم: بررسی و رد روایات قدح و نکوهش
فصل پانزدهم: زید از دیدگاه علمای اسلام
فصل شانزدهم: فرزندان زید
فصل هفدهم: زید و زیدیه
فصل هجدهم: فهرستی از کتب زیدیه

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا خریداری نمایید. نسخه الکترونیک این کتاب را نیز می‌توانید از اینجا به صورت رایگان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز راجع به این کتاب را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.

----------------

پ.ن: این کتاب را در سال ۱۳۷۷ مطالعه کرده بودم. در آن زمان هنوز وبلاگی وجود نداشت تا به تاریخ مطالعه کتاب این پست را طبق این وعده منتشر کنم. 

بچه تهرون

فرهنگی :: کتاب

بچه تهرون اثر علیرضا اشتری توسط نشر فرااندیش در ۷۲ صفحه و در سال ۱۳۸۵ منتشر شد. این کتاب بعد از چاپ‌های مجدد توسط این انتشارات توسط انتشارات میراث اهل قلم و انتشارات کتاب سبز نیز منتشر شده است و شمارگان آن به بیش از ۱۵۰ هزار نسخه می‌رسد. موضوع کتاب خاطرات شفاهی رزمنده‌ای به نام کامران فهیم است که در نوجوانی جهت آشنایی با محیطی غیر از خانواده به جبهه می‌رود و در آنجا با انسان‌هایی با روحیاتی مختلف آشنا می‌شود.

شکل داستانی کتاب، استفاده از جملات کوتاه و زبان نوشتار تقریبا محاوره‌ای از نقاط قوت این کتاب محسوب می‌شود. 

جهت آشنایی بیشتر قسمتی از خاطره بچه تهرون را نقل می‌کنم:

از کارگزینی، معرفی‌نامه گرفته بود و آمده بود گردان. تا آمد توی محوطه، با لهجه غلیظ لاتی گفت ساملیکم. همه نگاهش کردند. من فکر کردم حتما مراجعه کننده است و مثلا گذری آمده یکی از بچه‌ها را ببیند و برود. اما پرسید «اینجا رئیس مئیس کیه؟» گفتم «بفرمایید. چه کار دارید؟» یک نیم نگاهی انداخت به من، اما باورش نشد. غیظ کرد و گفت «مگه نگفتم رئیس مئیس اینجا کیه؟ لابد خودشو کار داریم دیگه.» یکی از بچه‌ها مرا نشانش داد و گفت ایشونه. پوزخند زد و گفت «این جوجه رئیسه؟ برو بابا.» بلند شدم و گفتم «پسر خوب، ادب داشته باش. این چه طور حرف زدنه؟» گفت «ببین خوش ندارم با من اینجوری صحبت کنی. اگه راس راسی رئیس تویی، من معرفی شدم به گروهان شما. بسیجی هم هستم. تا حالام جبهه نبودم. آموزش رفتم و اومدم اینجا. اما همه‌تون رو حریفم.

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید از اینجا با قیمت ۲ هزار تومان بخرید. نسخه الکترونیک این کتاب به فروش نمی‌رسد. همچنین می‌توانید نظرات کاربران گودریدز را از اینجا بخوانید.

 

تداوم انقلاب تا بی‌نهایت

فرهنگی :: کتاب

فرهنگ اصیل اسلام فرهنگى است پویا نه متحجر، انقلابى -نه فقط یک بار ، نه فقط براى برانداختن یک رژیم- آیا انقلاب شما تمام شده است؟ بزرگ‌ترین مایه تأسف ما این است که دو روز بعد از در دست گرفتن قدرت و حکومت عده زیادى از مردم خیال کردند بحمداللّه انقلاب کردیم، کشته دادیم، خون دادیم، پیروز شدیم و دیگر تمام شد. واى بر آن انقلاب و انقلابى که در بامداد پیروزى بخواهد به محیط آرام و آسایش دهنده انقلاب پیروز شده دل ببندد و با شهادت و مبارزه و پیکار خداحافظى کند. واى بر آن انقلاب و انقلابى. با کمال تأسف باید بگویم، در این شش ماه که از پیروزى انقلاب مى‌گذرد، از این طریق ما ضربه‌هاى شکننده و سهمگین خورده‌ایم. خیلى از مردم را مى‌بینیم که در زندگى روزانه انگار نه انگار که ما انقلاب داریم . زندگی‌مان از نظر مصرف، زندگى مردمى است که انقلابشان را تا آخرین مرحله پیروزى تمام کرده‌اند. رو آوردن به مصرف، رو آوردن به زندگى روزمره، دچار بیمارى خطرناک روزمرگى شدن، بزرگ‌ترین خطر است براى انقلاب.

برادران و خواهران! ما تا سالها انقلاب‌مان با تمام خصلت‌هاى آن، زمان لازم دارد. دشمنان ما مى‌خواهند از این طریق که به ما الهام کنند که بروید آرام گیرید، استراحت کنید، سعادت و لذت و خوشى و شادى یکجا نصیبتان شد، دیگر چه مى‌خواهید؛ مى‌خواهند روحیه انقلابى را در جوان‌هاى ما و زن و مرد ما، در پیر و جوان ما افسرده کنند. مى‌خواهند شور انقلابى ما را بخوابانند. بیدار باشیم، هوشیار باشیم. کدام انقلاب است در دنیا که در صبح پیروزیش کار خودش را تمام شده یافته باشد . خودآگاهى انقلابى، شور انقلابى باید همچنان ادامه یابد. تا کى؟ من گفتم تا سال‌هاى سال؛ بگذارید بگویم تا بى‌نهایت، بگذارید بگویم جامعه اسلامى جامعه‌اى است که تداوم انقلاب در آن پایانِ زمانى ندارد.

 

مبانی نظری قانونی اساسی، صفحه 71 و 72

نویسنده: شهید بهشتی

کدام زیربنای اجتماعی، انسانی‌تر است؟

فرهنگی :: کتاب

در مورد زیربناى نظام اجتماعى آینده ما، که نظامى است اسلامى نه ملى و ناسیونالیستى، از ما مى‌پرسند که آیا این انقلاب درباره گروه‌هاى ملى، مثلاًجبهه ملى و گروه‌هاى مشابه آن، موضعش چیست؟ شما چه جواب مى‌دهید؟ آیا براى پاسخ به این سؤال جواب روشن و فشرده‌اى تهیه کرده‌اید؟ آیا با عناصر ملى و گروه‌هاى ملى، انقلابمان و رهبریمان مخالف است؟ نه، چه مخالفتى. آیا کوشش‌ها و زحمت‌هایى را که عناصر ملى در طول ده‌ها سال در راه مبارزه با برخى از عوامل ضد مردمى داشته‌اند نادیده مى‌گیرد و آنها را بى‌ارزش تلقى مى‌کند؟ نه، پس به اینها چه مى‌گوید؟ : به اینها مى‌گوید آقایان، برادران و خواهرانى که بر پایه تفکرات ملى مبارزه مى‌کردید، مبارزه‌تان محترم، ولى تِز مبارزه‌تان براى ملت ما ناقص است. امیدوارم که این مطلب باعث بد آمدن و رنجش کسى نشود. چون اگر ما نتوانیم بگوییم آقا تز مبارزه‌ات ناقص است، پس دیگر چه بگوییم؟ چه آزادى داریم در تبادل نظر و برخورد آراء و افکار. گروه‌هاى ملى در حد نقشى که در پیشبرد مبارزه ملت ما با استبداد و استعمار داشته‌اند مورد قدردانى و احترام و ارجگذارىِ ما هستند، ولى با کمال برادرى و همراه با صراحت اسلامى مى‌گوییم تز این گروه‌ها براى انقلاب کنونى ما ناقص است.

انقلاب ملى به هر حال از نوعى تفکر ناسیونالیستى مایه مى‌گیرد، و انقلاب اسلامى از تفکر جهانى مایه مى‌گیرد. چه نصیحت مى‌فرمایید؟ ما بیاییم در یک چهارچوب تنگ ملیت خودمان را محصور کنیم، یا در فراخناى جهان به مردم زمین از کران تا کران بیندیشیم؟ کدام اولى است؟ کدام متعالى‌تر است؟ کدام انسانى‌تر است؟ کدام با اومانیسم و مردم دوستى مترقى سازگارتر است؟

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 66

نویسنده: شهید بهشتی