۱۲۷ مطلب با موضوع «فرهنگی :: یادداشت» ثبت شده است

محتوای عمیق یا عامه‌پسند؟

فرهنگی :: یادداشت

برنامه سازی تلویزیونی، کار آسانی نیست. آن هم در دوره‌ای که تلویزیون، به معنی تخصصی تلویزیون، در دنیا رو به افول است. از سویی تولید برنامه‌های عمیق یا فاخر، نمی‌تواند مخاطبان زیادی را با خود همراه کند و از سوی دیگر تولید برنامه‌های عامه‌پسند از سوی بخشی دیگر از جامعه به عنوان برنامه‌های زرد، مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

همراه کردن مردم با برنامه‌ای خاص در دوره‌ای که انواع محتوا در قالب‌های گوناگون و رسانه‌های متفاوت در دسترس آنها است، کار بسیار دشواری است. ذات محتوا هم طوری است که همیشه موافقان و مخالفان جدی دارد و هر کدام هم تا قسمتی حق دارند.

عصر جدید در این دوره توسط احسان علیخانی شروع به کار کرد. در دوره‌ای که صداوسیما توان سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر روی برنامه‌های درجه الف ندارد و اسپانسر تا حدودی دست تهیه کننده‌ها را برای محتوای عمیق‌تر می‌بندد.

احسان علیخانی در عصر جدید، سعی کرد تا حدودی به عمق محتوا در کنار عامه‌پسند بودن آن فکر کند. حضور دکتر سید بشیر حسینی به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته رسانه به عنوان داور، یکی از این اقدامات بود. یا مثلا شاید حضور یک خواننده مشهور به جای آریا عظیمی‌نژاد می‌توانست مخاطبان برنامه را بیشتر کند اما او سعی کرد در حوزه موسیقی هم تخصصی‌تر به موضوع نگاه کند. البته عصر جدید دارای ضعف‌هایی در محتوا هست که با توجه به نو بودن برنامه طبیعی است و امیدوارم به مرور حل شود.

در روزهای گذشته، تخریب عصر جدید و به‌ویژه سید بشیر حسینی آغاز شده است. می‌دانیم این شروع یک فضاسازی رسانه‌ای بزرگتر است و به همین کلیپ بسنده نمی‌شود. دقیقا تخریب را از جایی شروع کرده‌اند که احتمال واکنش کمتر و تقابل کمتری می‌دادند. یک استاد دانشگاه اخلاق‌مدار و علمی که همیشه سعی کرده به دور از حاشیه به افزایش آگاهی مردم کمک کند.

سید بشیر حسینی را از سالها قبل توسط رسانه می‌شناسم اما آشنایی و دوستی ما به حدود دو سال قبل برمی‌گردد که در دفتر ایشان در دانشگاه صداوسیما با هم جلسه داشتیم. چیزی که توجه مرا در آن جلسه جلب کرد، این بود که درِ اتاق مدیر گروه علوم نوین رسانه همواره به روی دانشجویان باز است. با اینکه جلسه رسمی بود، اما مدام دانشجویان به اتاق ایشان مراجعه می‌کردند و راجع به پروژه‌های مختلفی که برای ساخت مستند، تولید کلیپ یا انواع دیگر محتوا برای شب یلدای ۹۵ داشتند از ایشان مشورت می‌گرفتند؛ همینقدر مردمی و کاری.

البته ایشان نیاز به تمجید من ندارند و حتما روزی که قبول کردند در چنین برنامه‌ای حضور داشته باشند، می‌دانستند که از جهات گوناگون مورد حمله قرار خواهند گرفت؛ از سویی طبیعتا افراد مرتبط با حوزه علم و اندیشه به ایشان خرده می‌گیرند که چرا در چنین برنامه عامه‌پسندی شرکت کرده‌ای و از سوی دیگر افرادی که عادت به هجونویسی دارند، حتی شده با تقطیع کردن کلیپی، هجو خواهند نوشت.

برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم در راه ارتباط علم و عمل و البته افزایش آگاهی مردم از طریق ارائه محتوای عمیق‌تر به آنان گام‌های بهتری بردارند.

 

چگونه نو شویم؟

فرهنگی :: یادداشت

سال، نو شده و همه به دنبال نو شدن هستیم. خرید کرده‌ایم و خانه‌تکانی و .... دلمان می‌خواهد در سال جدید اتفاقاتی بیفتد که خوشحالی و آرامش بیشتری تجربه کنیم. برخی از ما دل دریایی‌تری دارند و امیدوارند که برای همه اتفاقات خوب بیفتد.

راستی نو شدن چگونه اتفاق می‌افتد؟ فقط همین ظاهر و لباس و تزیینات؟ خب همه می‌دانیم نه؛ حرف تکراری زدن هم که هنر نیست. قصدم از این سؤال، یادآوری چنین پاسخی نبود. می‌خواهم بگویم حتی اگر اراده نو شدن داشته باشیم، تصمیم آگاهانه و منطقی و محکم بگیریم، به آن عمل هم بکنیم، ممکن است برخی اشتباهات‌مان از سال‌های قبل وجود داشته باشند که این نو شدن را به عقب بیندازند. آنجا باید مراقب باشیم که تدبیرمان به دلیل بی‌تدبیری گذشته‌مان نتیجه نداده و امیدمان به همین دلیل کمرنگ شده. مثال هم همین سیل دو استان شمالی کشور. بگذریم از اینکه هنوز هم اراده‌ای جدی از سوی بخشی از مسئولین برای حل مشکلات وجود ندارد اما آن دسته از مسئولینی هم که اراده کرده‌اند تا مشکل را حل کنند، به دلیل بی‌تدبیری آن بخش مسئولیت‌نشناس، کارهای سختی پیش رو دارند.

این در زندگی فردی ما هم می‌تواند وجود داشته باشد. اشتباه و تنبلی یا غفلتی که در گذشته دور و نزدیک کرده‌ایم و حالا که تصمیم به نو شدن گرفته‌ایم، سیلی می‌آید و زندگی‌مان را آب می‌برد. به قول شاعر:

من از رفوی گنه، از ثواب افتادم                    به باغ آمده بودم، به آب افتادم

سخنم این است که برای نو شدن، علاوه بر ظاهر و اضافه بر تصمیمات جدید مثبت، بخاطر داشته باشیم که باید اقداماتی هم برنامه ریزی کنیم که اشتباهات گذشته را جبران کنیم. اغلب، ترک کردن اشتباهات گذشته، به تنهایی کفایت نمی‌کند و جبران لازم دارد. 

نوروز مبارک.

-----------------------------

پ.ن: خروجی تلگرامی وبلاگم هم بالاخره ایجاد کردم. خوشحالم میشم دنبال کنید. اونجا علاوه بر پست‌های جدید وبلاگم، پست‌های بایگانی شده از قدیم هم به مناسبت‌های مختلف بازنشر می‌کنم. روی اینجا کلیک کنید تا وارد کانال بشید. دکمه عضویت هم فراموش نشه.

 

فردوسی چقدر در فرهنگ ما حضور دارد؟

فرهنگی :: یادداشت

اول بهمن سالروز تولد فردوسی شاعر نامی ایران زمین است. از فردوسی چه می‌دانیم جز اینکه سراینده شاهنامه است، سی سال رنج برد تا زبان پارسی را زنده نگه دارد، شخصیت‌های شاهنامه رستم و سهراب و اسفندیار هستند، مقبره فردوسی در توس است و ضرب المثل شاهنامه آخرش خوش است؟

بارها لقب فردوسی را پس از نام او شنیده‌ایم: حکیم. حکمت دانستن و به کار بردن و منتشر کردن جایگاه والایی دارد که از آن غافلیم. شعر حماسی و قوی و دقیق فردوسی که جای بحث ندارد اما تنها قوت فنی شعر نیست که یک اثر را قرن‌ها زنده نگه می‌دارد. اثر باید همزمان که نکات فنی را در بالاترین سطح ارائه می‌دهد، محتوای ماندگاری را هم عرضه کند و فردوسی چنین حکیمی بود.

شاهنامه بخوانیم... بخوانیم تا بدانیم که قرن‌ها در فرهنگ اسلامی - ایرانی ما در قهوه‌خانه‌ها و نقالی‌ها مردم چه می‌شنیدند و میراث فرهنگ‌مان چیست؟ 

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که از ایرانی بودن فقط کوروش و پاسارگاد را به عنوان دو نماد و دو واژه به خاطر سپرده‌اند و در حد ۱۰ دقیقه نمی‌توانند تاریخ ایران را بازگو کنند.

از این دست انسان‌های سطحی نباشیم که چون فردوسی شعر را به زبان پارسی گفته، او را غیراسلامی در نظر بگیریم و به جای یکرنگی انسانی اسلام، دعوای عرب و عجم راه بیندازیم که حکمت فردوسی، حکمت اسلامی است.

خالق شاهنامه فردوسی نیست، فردوسی فقط سراینده آن است. خالق شاهنامه فرهنگ ماست که پیشینیان ما آن را سینه به سینه حفظ کرده‌اند. و چقدر خوب می‌گفت آن که آرش را همان فردوسی می‌دانست که به وسیله شاهنامه مرز فرهنگی ایران بزرگ را مشخص کرد. 

فردوسی شایسته آن است که نماد فرهنگ اسلامی - ایرانی شود اما جای سؤال است که چرا در دهه‌های اخیر فردوسی کمتر در فرهنگ ما حضور دارد؟

با کدامین دست؟

فرهنگی :: یادداشت

کوچکترین قدم مثبتی که برمی‌داریم، فراموش می‌کنیم هزاران عیب و کاستی و بی‌همتی خودمان را. فکر می‌کنیم دیگر خیلی شاهکار کرده‌ایم و دین خود را ادا کرده‌ایم. خودپسندی و بدبینی نسبت به سایرین سراغ‌مان می‌آید و فکر می‌کنیم سرمان به آسمان رسیده است. اینطور مواقع گاهی اوقات لطف خدا در قالب یک «گناه» به مؤمن ارزانی می‌شود؛ گناهی که ممکن است مفسده باشد اما به مؤمن تذکری می‌دهد تا از سرچشمه مفاسد دوری کند که در حدیث آمده است «همانا خدا دانست که گناه بهتر است برای مؤمن از عُجب، و اگر نه این بود هیچ‌گاه مؤمن را مبتلا به گناهی نمی‌کرد.» (+)

اما فقط گناه باعث خرد شدن خودپسندی نمی‌شود. گاهی رفتاری از یکی از اولیاءالله، شعله‌ای روشن می‌کند که طناب خودپسندی را می‌سوزاند؛ و خداوند اولیای خودش را در میان مردم مخفی کرده است. 

فیلمی از یک رزمنده دیدم که به تازگی دستش از مچ قطع شده ولی خوشحال است. خوشحال است که جنگیده است و خوشحال است که با آتش و خون عشقبازی می‌کند. ای کاش بتوانم از آن‌ها اخلاص بیاموزم و مردانه برای خودسازی قیام کنم (+).

----------------------------------------------

پ.ن ۱: این فیلم را از وبلاگ سنگر خاکی دیدم.

پ.ن ۲: با اینکه خودم را ملزم کرده‌ام از وبلاگ نویسی فاصله نگیرم اما چند وقتی است کمتر توانستم به وبلاگ سایرین سر بزنم. امروز تا قسمتی خواندم و نظر گذاشتم. هنوز ۲۷ ستاره در پنل وبلاگی روشن مانده است که ان شالله به زودی می‌خوانم.

 

 


 

سطح یا عمق؟!

فرهنگی :: یادداشت

حرف‌های بی‌ادبانه آرش ظلی‌پور مقابل مسعود فراستی را تقریبا همه دیده‌ایم. حرف‌های عجیبی که حتی اگر روی آنتن نبود و در یک محفل چند نفره خصوصی هم زده می‌شد به اندازه کافی خارج از رسم ادب بود.

سخن تکراری و خسته کننده نگویم. فقط یک چیز به ذهنم رسید: 

اگر در شیوه تفکر و در بیان محتوا عمیق باشیم، حتی اگر منتقد بسیاری از محافل باشیم باز قابل احترام‌تر هستیم تا اینکه سطحی و پر زرق و برق باشیم. 

کم‌عمق بودن دردی است که خیلی از ما به دلیل شیوه مصرف رسانه‌ای دچار آن هستیم؛ مراقب خودمان هم باشیم.

 

تعطیلی نمایشگاه مطبوعات؛ اوضاع بد اقتصاد یا عدم خلاقیت؟

فرهنگی :: یادداشت

وزیر ارشاد امروز اعلام کرد که امسال نمایشگاه مطبوعات در سطح ملی برگزار نمی‌شود و فقط نمایشگاه‌های استانی برگزار می‌شود. وزیر ارشاد عدم برگزاری را به درخواست مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتسب کرد که به دلیل شرایط اقتصادی حاضر به شرکت در این نمایشگاه نبودند.

به نظر می‌رسد که دلیل اصلی نه مسائل اقتصادی، که عدم خلاقیت و نوآوری در برگزاری نمایشگاه‌های مختلف فرهنگی باشد. متأسفانه سال‌هاست که شاهد نوآوری خاصی در برگزاری نمایشگاه‌ها نیستیم و نمایشگاه‌ها به ویژه در حوزه مطبوعات و خبرگزاری‌ها نمی‌توانند ارزش افزوده جدی برای رسانه‌ها و علی الخصوص رسانه‌های مشهور و بزرگ خلق کنند.

باید از هم اکنون شروع کنیم و دنبال راهکارهایی باشیم که نمایشگاه‌های فرهنگی از یک اتفاق تکراری هر ساله تبدیل به مرکزی پویا و خلاق شوند.

 

آیا نظام تولید محتوا در رسانه‌های نوین مردمی‌تر می‌شود؟

فرهنگی :: یادداشت

کمیسیون اروپا امروز طرحی را تصویب کرد که قوانین حق التالیف را دستخوش تغییراتی کرد.

در این تغییرات، امثال یوتیوب موظف شدند حق بهتری برای تولیدکنندگان محتوا در نظر بگیرند. همچنین امثال خبرگزاری‌های فرانسه و سایر خبرگزاری‌های جهانی، حق بیشتری از استفاده از اخبارشان در اینترنت داشته باشند.

جدی‌تر شدن مشارکت کاربران در آینده رسانه‌های نوین و کسب درآمد از طریق نظام تولید محتوای اصلاحی شاید از نتایج این مصوبه باشد. در این میان آیا پول دیجیتال یا ارز دیجیتال نقش جدی خواهد داشت؟ به نظر می‌رسد باید تأمل جدی در این موضوع داشته باشیم.

 

داغ فرزند

فرهنگی :: یادداشت

سریال پدر با همه فراز و نشیب‌ها و ایرادات محتوایی در جهت‌گیری‌ها و در اتفاقات، توانسته است مخاطبان زیادی را پای تلویزیون بنشاند. دیشب هنگام شروع سریال تذکر داده شد که این قسمت حاوی صحنه‌های غمگین است تا کسانی که تمایل ندارند نبینند. 

پدر در قبرستان به خدا شکوه می‌کرد که چرا مرا با داغ فرزند امتحان کردی؟ با پول و مال و جان امتحان میکردی. پدر در دل شب به خدا گلایه می‌کرد که چه کنم و چه کنم و ...؟

حتما کسانی که فرزند دارند می‌توانند کمی با پدری که داغ فرزند دیده است همدردی کنند اما تصور و خیال کجا و داغ کجا؟

به این فکر می‌کردم که چقدر دل و روح بزرگی دارند پدران و مادران شهدای ما که خودشان با دست خودشان فرزندشان را به آغوش شهادت می‌فرستند. قدرشان را بدانیم و آنها را تاج سر خود کنیم. به آنها که زخم زبان می‌زنند باید گفت که با زخم زبان زدن فقط خودت را کوچک می‌کنی، آنها داغ فرزند را با توکل به خدا صبوری می‌کنند، زخم زبان که کاری نمی‌کند.

 

منم یه مادرم، پسرمو دوسش دارم

ولی جوانمو به دست بی‌بی می‌سپرم

بی‌بی قبول کنه بشه مدافع حرم

ما از هم متنفر نیستیم!

فرهنگی :: یادداشت

چند سالی می‌شود که با افزایش جمعیت طبقه متوسط شهری، از این قشر بیشتر می‌شنویم. حضور پررنگ آنان در فضای مجازی و تولید محتوای زیاد آنان از تفکرات و زندگی خود و حتی علایق پیش پا افتاده خود، جلب توجه زیادی کرده است. آنان معمولا در صدر اخبار و شایعات فضای مجازی هستند و معمولا اتفاقاتی که برای اشخاص چهره شده و مشهور شده آنان میفتد، بازتاب گسترده در فضای مجازی دارد.

از سوی دیگر عده‌ای هستند که مدام بار و معنایی که برای طبقه متوسط شهری القا می‌کنند منفی است. طبقه متوسط شهری را یک سری آدم تازه به دوران رسیده و خوشگذران معرفی می‌کنند که با توجه به پول‌های بادآورده در حال خرید کالاهای تجملی هستند و وقت‌گذرانی در کافی‌شاپ و مهمانی و ... نه دغدغه درد قشر ضعیف را دارند و نه عمقی در تفکرشان. آنها را انسان‌هایی تعریف می‌کنند که دنباله روی سلبریتی‌ها هستند و تنبل و بی‌هویت ارزشی خاصی. بماند که نسل دهه هفتاد در این طبقه متوسط شهری، دارای بار معنایی منفی بیشتری نیز هستند.

اما اصل این قضیه آیا به صلاح جامعه است؟ این همان بلایی است که در فرهنگ عامه مردم در دهه چهل و پنجاه شمسی اتفاق افتاد و شهرستانی بودن داری بار معنایی منفی شد. 

آیا طبقه متوسط شهری واقعا اینگونه است؟ چند درصد از طبقه متوسط شهری که عموما در دهه هشتاد شمسی کمی اوضاع اقتصادی‌شان بهتر شد، اینگونه تعریف می‌شوند؟ آیا می‌شود بخاطر وجود درصدی از این طبقه که اتفاقا بیشتر در چشم هستند، آن را به کل این طبقه تعمیم دهیم؟ طبقه متوسط شهری در اطراف همه ما زیاد است. در بین آنان تحصیلکرده و با سواد و معقول و قانع و زحمت‌کش و باصفا و مهربان بسیار زیاد است.

چرا باید به جای اینکه از این طبقه به عنوان یک فرصت استفاده کنیم، مدام در رسانه‌ها به شکل تهدید آنان را می‌نگریم؟ به نظر می‌رسد اگر برنامه‌ای هم برای دامن زدن به این اختلافات هست، همه مردم باید با برادری و همدردی و تعریف هدف مشترک اثبات کنیم که نه تنها ما از هم متنفر نیستیم، بلکه باید در کنار هم به ساخت آینده هم فکر کنیم.

 

 

رویکرد صنایع خلاق؛ تغییر راهبردی صنعت نشر

فرهنگی :: یادداشت

این یادداشت در شماره ۵۱۵۰ روزنامه جام جم (امروز) منتشر شده است.

 

دیروز تفاهم‌نامه‌ای میان «سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران» و «آموزش و پرورش» منعقد شد. بر اساس این تفاهم‌نامه که با هدف تقویت نقش‌آفرینی دانش آموزان در مدیریت فرهنگی شهر تهران امضا شد؛ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با ایجاد تسهیلات برای بازدید گروهی دانش آموزان از موزه‌ها و خانه‌موزه‌های زیرمجموعه سازمان و فضاهای فرهنگی و اماکن تاریخی و گردشگری راه را برای آشنایی دانش آموزان با فرهنگ شهر تهران هموار خواهد کرد. سازمان دانش آموزی نیز بعد از امضای این تفاهم نامه همکاری، با ایجاد تشکل درون مدرسه‌ای «پیشتاز شهریار» و تولید محتوای آموزشی و تامین مربیان و استادان برای برگزاری دوره‌های مهارت تشکیلاتی و اجتماعی در فرهنگ‌سراها و خانه‌های فرهنگ زمینه را برای نقش آفرینی دانش‌آموزان در برنامه‌های فرهنگی شهر تهران آماده می‌کند.

در میان موضوعاتی که در این تفاهم نامه وجود دارد، به نظر می‌رسد که «باغ کتاب» نقش محوری دارد که بنا بر گفته مدیر آن در آیین امضای این تفاهم نامه، قصد دارد نگاه جدیدی را جایگزین تفکر سنتی در حوزه آموزش کند و هدف باغ کتاب را «کتابفروشی» نمی‌داند بلکه «ایجاد کردن خواننده» می‌داند. در این راستا، باغ کتاب که در حال حاضر روزانه ۲ هزار نفر بازدید گروهی دانش آموزی دارد، تلاش می‌کند با در اختیار قرار دادن ۱۴ هزار متر مربع «مرکز بازی‌های علمی»، دانش آموزان را در فضای بازی‌گونه به علم و دانش علاقه‌مند کند.

ضمن قدر دانستن این اقدامات، باید گفته شود برای اینکه ما بتوانیم سرانه مطالعه کشور را متناسب با سابقه فرهنگی کشورمان افزایش دهیم، نیاز به زنجیره‌ای از اقدامات است که شاید ایجاد یک مکان به وسعت ۳۰ هزار متر مربع در پایتخت کشور، اولویت اول نباشد.

بیش از همه چیز ما نیاز داریم که نگاه‌مان به نشر را تغییر دهیم. تا زمانی که نگاه ما به نشر از جنس یک صنعت وابسته به نفت است و معتقد باشیم برای اینکه کتاب وارد سبد مصرفی خانوار شود حتما باید یارانه به آن تعلق گیرد، بقیه زنجیره هم مطابق آن پیش خواهد رفت.

نگاه به نشر به عنوان یکی از اجزای اصلی صنایع خلاق در جهان امروزی، می‌تواند گره‌گشا باشد. اگر بخواهیم با رویکرد صنایع خلاق صنعت نشر در کشور را توسعه دهیم و زنجیره ارزش آن را ایجاد کنیم، نیاز است که بخش‌های مختلف این صنعت، متناسب با هم رشد کند. اگر دانش‌آموزان را در یک شهر به باغ کتاب می‌بریم تا نگاه جدید به علم و دانش بیابند، باید همزمان اقدامات بزرگ دیگری انجام دهیم. بازیگران مختلف این عرصه باید هر کدام نقش جدید خود را بشناسند و با هم‌افزایی با سایر بازیگران، به توسعه زیست‌بوم کمک کنند تا از این توسعه خود نیز منتفع شوند.

دولت باید در عمل، نه در شعار، به کاهش تصدی‌گری خود و مردمی کردن این صنعت که خواسته انقلاب اسلامی نیز هست، پایبند باشد. دولت باید با تنظیم لوایح و قوانینی به صورت شفاف تصمیم خود را در رابطه با عضویت در کنوانسیون برن (کپی رایت)، مردمی کردن ممیزی کتاب و همچنین شفافیت یارانه‌های کاغذ و خرید کتاب اعلام کند. تصمیم هر چه باشد، اعلام آن بهتر از ابهام و تردید هر روزه آن است. دولت باید برنامه عملیاتی برای نهاد کتابخانه‌های عمومی آماده نماید تا در هر شهری بتوان امکاناتی شبیه پارک علمی باغ کتاب را برای دانش آموزان ایجاد کرد. همچنین دولت و حاکمیت باید بتوانند با اجرایی کردن قانون حمایت از مولفان در سطح ملی، از کپی‌های غیرقانونی کتب در فضای مجازی جلوگیری کند. این اقدام بزرگترین کاری است که دولت برای حمایت از کتاب الکترونیک -که در آینده رشد قابل توجهی خواهد داشت- می‌تواند انجام دهد.

بخش خصوصی و بازار باید بداند اگر بازگشت سرمایه در این صنعت، کمی زمان‌بر است اما سود حاصل از آن می‌تواند مانند کشورهایی که رونق بازار نشر را تجربه می‌کنند، قابل توجه باشد. بخش خصوصی باید بداند که نگاه سنتی چند دهه قبل را باید فراموش کند و به بازار نشر به عنوان یک صنعت خلاق نگاه کند. بازاری که در آن کتاب الکترونیک سهم قابل توجهی دارد و همچنین ارتباط آن با سایر صنایع خلاق مانند سینما، بازی ویدئویی و اسباب بازی جدی است.

در این میان توجه به خواست و سلیقه مردم باید در دستور کار ناشران قرار گیرد. استثناهایی که در بازار کتاب کشور پرفروش شده است، نشان داده که اگر کتاب خوبی نوشته شود و خوب بازاریابی شود، مردم به آن اقبال نشان خواهند داد. یادمان نرود که این استثناها در حالی رخ داده است که بسیاری از شهرهای کشور دارای کتابفروشی در سطح متوسط هم نیستند. ناشران باید به توسعه زیست‌بوم این صنعت بیاندیشند تا خود نیز از آن منتفع شوند. ادغام بسیاری از ناشران خرد در کشور، می‌تواند از سوی خود ناشران صورت گیرد. کشوری با جمعیت ۸۰ میلیون نفری به ۱۴ هزار ناشر نیاز ندارد در حالی که بسیاری از آنان فعالیت جدی انتشاراتی ندارند. وجود این ناشران با کتاب‌های سطح پایین که اغلب تیراژ بسیار پایینی هم دارند، نه سودی به حال آنان دارد – به جز پر کردن رزومه-  و نه به حال کشور. اما ادغام آنان و تجمیع ظرفیت‌ها و توان آنان می‌تواند مثمرثمر باشد.

قشر فرهیخته‌تر مردم نیز باید بدانند که در دنیای رسانه‌های نوین، همین مردم هستند که باید نقش رسانه را در این عرصه بازی کنند. معرفی کتب خوب، هدیه دادن کتاب در مناسبت‌های مختلف، کتابخوانی در منزل جهت ایجاد عادت کتابخوانی در کودکان، اضافه کردن کتاب به سبد مصرفی خانوار می‌تواند ساده‌ترین اقدامات باشد.

کار سختی نیست. پژوهش‌ها اثبات کرده‌اند افرادی که ۹ کتاب غیردرسی را پشت سر هم می‌خوانند، دیگر نمی‌توانند لذت کتابخوانی را ترک کنند و به آن اعتیاد پیدا می‌کنند. بیایید آن را تجربه کنیم، تا در آینده نزدیک شاهد باشیم که وقتی از دانش آموزان می‌پرسیم «در آینده چه شغلی می‌خواهی داشته باشی؟» با افتخار بگویند «نویسندگی». بدانیم برای رونق صنایع خلاق، راهی به جز در اختیار داشتن تولید کنندگان حرفه‌ای محتوا نداریم.