کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۱۵ مطلب با موضوع «فرهنگی :: یادداشت» ثبت شده است

سال گذشته دوستان خوبم در مرکز مستند سفیر، مستندی به نام «شب نامه» تولید کردند که با اینکه در جریان موضوع و تا حدی جزییات آن بودم اما توفیق تماشای مستند را پیدا نکردم.

در روزهای گذشته بالاخره موفق شدم که به صورت کامل این مستند را تماشا کنم. مستندی که به همه فعالان فرهنگی و فناوری اطلاعات یا حتی اقتصادی پیشنهاد می‌دهم به تماشای آن بنشینند.

شب نامه، روایتى است از پشت پرده اتفاقات شش ماه افشاگرى کانال تلگرامى به همین نام که در طى فعالیت خود شبکه جاسوسی را - که در بین کارآفرینان کشور نفوذ کرده - آشکار می‌کند. در طی این شش ماه چندین هزار نفر از فعالین اکوسیستم استارت آپى کشور به طور مداوم محتوای منتشر شده در کانال شب نامه را پیگیری می‌کردند و با ادمین این کانال - عرشیا کاظم زاده - مکالمه می‌کردند، در حالی که از تولید مستند شب نامه باخبر نبودند.

شاید دیدن این مستند به افراد خوشبینی مثل من توجه بیشتر به مسائل پیرامون را گوشزد کند.

آنونس این مستند را می‌توانید از اینجا ببینید و فایل مستند شب نامه را می‌توانید از اینجا خریداری نمایید.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۳۴
قاسم صفایی نژاد

دیروز برای آماده کردن چای صبحانه، سراغ کتری رفتم. کمی آب جوشیده در کتری از روز قبل باقی مانده بود. یاد یک مطلبی افتادم که جوشاندن آب جوشیده شده، ممکن است باعث بیماری شود. آمدم آب باقیمانده را در ظرفشویی خالی کنم که با خودم گفتم اسراف است هر چند اگر کمتر از یک لیوان باشد. دنبال گلدان یا لیوانی رفتم که آب را هدر ندهم. اسراف را هم جدی نگیریم، به هر حال این سالها با بحران کم‌آبی مواجهیم.

بعد با خودم فکر کردم همین خود من که فکر می‌کنم خیلی مراقب مصرف آب هستم، چقدر در روز آب را هدر می‌دهم! اینجا چون آب باقی مانده بود به چشمم آمده اما مثلا چند ثانیه موقع شستن دست‌ها آب بیشتر باز می‌ماند یا موقع استحمام و همان چند ثانیه آب شیر حتما از یک لیوان بیشتر می‌شود!

باید حواسمان را جمع کنیم. بعضی وقت‌ها کارهای ناشایستی را انجام می‌دهیم که حواسمان نیست و فکر می‌کنیم از آن دوریم!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۱
قاسم صفایی نژاد

چند روز پیش، مهمان مسجدی بودم. پس از نماز یک قاری با لحن بسیار خوب به قرائت قرآن پرداخت. قرائتی که مو به مو تقلید از محمد شحات انور قاری مصری بود. تقلید به خوبی صورت گرفته بود و با صدایی بسیار خوش قرائت می‌شد.

به این فکر می‌کردم که چرا محمد شحات انور محبوبیت و مشهوریت بین المللی دارد اما ما کمتر می‌توانیم سبک‌ساز و پیشرو باشیم. یک دلیل و شاید یکی از دلایل مهم «خلاقیت» باشد. نه فقط در قرائت قرآن که این فقط یک مثال ساده بود، در سایر صنایع فرهنگی نیز ما کمتر خلاقیت داریم و بیشتر تقلید می‌کنیم. روزنامه خوب، کتاب خوب، فیلم خوب، تئاتر خوب و موسیقی خوب وقتی خوب است که تقلید از پیشروان دنیا باشد. فکر نمی‌کنیم که چه کار دیگری می‌توان کرد و چه تدبیر دیگری می‌توان اندیشید تا لااقل در گوشه‌ای از این صنایع، ما در دنیا پیشرو باشیم. 

باید به خلاقیت بیشتر بها داد؛ البته لازمه خلاق شدن، کسب دانش سایرین است ولی نوآوری و توسعه در آنها یا ایجاد کارها و فرآیندهای جدید نیز لازم است. ما ابایی نداریم که علم را از سایرین یاد بگیریم اما ننگمان می‌کند که همیشه شاگرد بمانیم.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۴۲
قاسم صفایی نژاد

دیروز حوالی میدان انقلاب یکی دو ساعتی را به تماشای کتاب‌فروشی‌ها سپری کردم. نو شدن برخی از کتابفروشی‌ها نسبت به سال‌های قبل جلب توجه می‌کند، چه نو شدن در ساختمان که نصیب برخی از کتاب‌فروشی‌ها شده و چه نو شدن در نوع چیدمان و چه نو شدن در محصولاتی که در کنار کتاب به فروش می‌رسد. 

بعضی‌ها یک سیستم رایانه‌ای را در اختیار مشتری قرار داده‌اند تا بتوانند به جستجو در میان انبوه کتب بپردازند. اما برخی از کتاب‌فروشی‌ها ابتکارات جالب‌تری به خرج داده‌اند. مثلا انتشارات جیهون دیواری را اختصاص داده است به نظرات مشتریان که کدام کتاب را دوست دارند و در کتاب‌فروشی موجود نیست تا برایشان فراهم شود. یک چیز شبیه کتاب درخواستی! 

یک کتابفروشی بزرگ دیگر که به صورت کتابخانه‌ای کتب را نچیده و همه کتب را به صورت ویترینی (که جلد همه آنان مشخص است) چیده، تا نزدیک سقف بلند خود کتاب چیده تا مشتری اگر خواست تورقی کند نتواند!

دستفروشان کتاب هم که گویا روز به روز در حال ازدیاد هستند. هم خودشان و هم تعدد کتاب‌هایشان. جالب است که عنوان برخی از این کتاب‌ها هم خلاف قانون به نظر می‌رسد، بماند که چاپ آن داخل ایران انجام شده است یا نه و بماند که قانون باید اصلاح شود یا نظارت یا دستفروشان!

مشتریان کتب را بیشتر جوانان تشکیل می‌دهند که برخلاف تصور عمومی، کتاب دانشگاهی نمی‌خریدند و اتفاقا دنبال رمان آن هم از نوع ترجمه بودند. البته شاید فرصت بین دو ترم این ترکیب از خرید را در این روزها باعث شده و شاید اگر دو سه هفته آینده به کتاب‌فروشی‌ها بروید به دلیل شروع ترم جدید کتب دانشگاهی طرفدار بیشتری داشته باشد.

به نظرم کتاب و بازار کتاب و مشتریان آن در حال نو شدن است. در این دوره آن کس برنده است که بتواند از شکست‌های قبلی درس بگیرد و از فرصت‌های آینده استفاده کند.

 

 

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۵
قاسم صفایی نژاد

وقتی که «ویلایی‌ها» در سینماها اکران می‌شد، تمایل داشتم که به سینما برم و این فیلم رو ببینم اما به دلایل مختلف نشد. بعدش دیگه یادم نبود که برم و از شبکه نمایش خانگی تهیه‌اش کنم و ببینمش. چند روز پیش که فرصتی دست داد برای دیدن فیلم، بدون اینکه یاد «ویلایی‌ها» باشم رفتم به مغازه تا ببینم فیلم جدید خوب چی هست. چشمم خورد به ویلایی‌ها و خریدمش.

هم داستان فیلم نو و جذابه و هم فیلم خوش ساختی هست. پیشنهاد می‌کنم ببینین فیلم رو.

داستان فیلم در مورد چند تا خانم هست که پشت جبهه ولی نزدیک به جبهه در یک خانه‌ای کنار هم زندگی می‌کنند و همسران رزمنده‌شون در خط مقدم مشغول جنگ هستن. دیدن مشکلات زندگی این افراد در این روزها میتونه من و نسل بعد از من رو با یه سری از واقعیات جنگ آشنا کنه. تفکرات و جهان‌بینی‌های مختلف در میان این افراد به خوبی نشون داده شده. از خانمی که عاشقانه در این راه قدم می‌زند تا کسی که به زور مادربزرگ فرزندانش و برای بردن فرزندانش به آنجام آمده و قصد رفتن به خارج دارد؛ تا خانم‌های دیگری که شرایط به آنها تحمیل کرده در آنجا باشند.

بازیگرانی مثل ثریا قاسمی، طناز طباطبایی، پریناز ایزدتبار و صابر ابر در این فیلم بازی کردند. 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۹
قاسم صفایی نژاد

امروز تبلیغات افتتاح بوستان ۷ هکتاری شهید حججی را دیدم. بوستانی که قرار بود به زودی افتتاح شود و نام آن تبسم باشد اما نام این بوستان که در نزدیکی پل جوادیه هست شهید حججی می‌شود.

برایم سؤال پیش آمد که اگر الان شهید حججی در این دنیا بود و از او می‌پرسیدند که دوست داری چه کاری انجام دهی، چند میلیاردم درصد احتمال داشت بگوید که «دوست دارم نام یک پارک را نام من قرار دهند!». 

مانند سایر امور فرهنگی، مدیران فرهنگی ما راحت‌ترین کار ممکن را انجام می‌دهند. زنده نگهداشتن نام شهدا را فقط در نام‌گذاری خیابان و پارک و بزرگراه به نام آنان می‌دانند و اصلا مهم نیست که آن شهید در زمان حیات چه دغدغه‌آی داشت که لااقل اگر هیچ‌کاری جز نامگذاری هم بلد نیستند در یک فعالیت ناظر به دغدغه‌اش نامگذاری کنند. 

هفته پیش یکی از دوستان می‌گفت که یکی از شهدای بزرگ مدافع حرم به نام مرتضی عطایی (ابوعلی) دغدغه خانواده شهدای مدافع حرم افغانستانی را داشت و رسیدگی به وضع معیشت آنان و حل مشکلات‌شان. گویا شهید بزرگوار گروهی داشت برای شناسایی و کمک به آنان. پس از شهادتش، دوستان و علاقه‌مندان به آن شهید، آن گروه را زنده نگه داشته‌اند و اسم گروه را گذاشته‌اند «به یاد ابوعلی» و همان دغدغه او را ادامه می‌دهند. زنده نگهداشتن یاد شهدا یعنی این! 

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۱۳:۵۵
قاسم صفایی نژاد

زلزله آمد. ایران عزادار شد و بسیاری از هموطنان ما، برادران و خواهران و دوستان ما دچار مشکل جدی شدند. چند صد نفر جان خود را از دست دادند و عده‌ای دیگر مجروح شدند و عده‌ای عزیزان خود را از دست دادند.

زمان، زمان اتحاد ملت است برای دست‌گیری از حادثه‌دیدگان. زمان، زمان التیام‌بخشی به زخم‌هایی است که طی یک حادثه طبیعی به وجود آمده‌اند. اما عده‌ای راه ناصوابی در پیش می‌گیریم. عده‌ای در سیاست جناح رقیب خود را تخریب می‌کنند و این یکی دیگری را مقصر می‌داند و آن دیگری طرف مقابل را. مردم هم وارد این جو رسانه‌ای می‌شوند و فراموش می‌کنند دوران رقابت نیست و دوران همدلی است.

عده دیگری پیدا می‌شوند که به جای کمک، فقط نقص‌ها و کمبودهای تیم‌های کمک رسانی را می‌بینند و مدام نق می‌زنند. عده دیگری پیدا می‌شوند و فقط نقاط مثبت را می‌بینند و مطالبه‌ای برای رفع کاستی‌ها نمی‌کنند.

بعضی دیگر رسانه‌ها را متهم می‌کنند که این جو را ایجاد کرده‌اند و وظیفه خود را درست نشناخته‌اند و فقط سوگواره‌نویسی بلد هستند و شور کردن قضیه.

برخی دیگر حتی آمده‌اند همه را متهم کرده‌اند به افراط و تفریط. متهم کرده‌اند که ما ایرانی‌ها کلا همدلی بلد نیستیم و اتحاد نداریم و دنبال یقه‌گیری سیاسی هستیم و ...

حتما هم زیبایی دیده می‌شود هم زشتی؛ هم برخی حرف‌ها و رفتارها مایه امید است و برخی موجب تأسف.

یادداشت یکی از روزنامه نگاران درمورد فراموشی مأموریت رسانه‌ها را که خواندم یاد یک خاطره افتادم. تابستان ۹۱ بود که در استان آذربایجان شرقی و به طور مشخص شهر ورزقان و اهر زلزله‌ آمد. چند هفته بعد و نزدیک پاییز بود که در جلسه شورای مدیران مجتمع رسانه‌ای اطلس، مدیرعامل آن به ما مدیران جوان رسانه‌ای گفت که میزان اطلاع‌رسانی و مطالبه کمک و رساندن صدای مردم به مسئولین و همچنین حجم خدمات به افکار عمومی خوب نیست و یکی از دلایل اصلی آن را عدم درک مشکلات زلزله از نزدیک دانست. به همین دلیل همه به اتفاق هم به بازدید از مناطق زلزله زده رفتیم و با میزان خرابی زلزله و درد مردم از نزدیک آشنا شدیم.

ما فهمیدیم که خرابی پدیده زلزله آنقدر هست که نشود یک روزه یا دو روزه آن را به نقطه حداقلی رساند. فهمیدیم هر چند حجم خدمات زیاد باشد اما ممکن است از برخی مناطق غفلت شود. فهمیدیم ممکن است در برخی مناطق سرعت امداد خوب باشد اما در برخی مناطق خیر. فهمیدیم در برخی مناطق و روستاها مردم به یاری نهادهای امدادی می‌شتابند تا کارها زودتر سامان یابد اما در روستایی ممکن است سر موارد بچه‌گانه کارها را متوقف کند که بسیار مایه تعجب است! فهمیدیم حتی در هنگام زلزله باید ملاحظات جامعه انسانی را در نظر گرفت که ممکن است عده‌ای مقابل برخی کارهای ضروری مقاومت نشان دهند و اما عده‌ای دیگر از راحتی خود می‌گذرند تا آسایش دیگران را فراهم کنند و ...

بسیاری از آن جوانان، الان و ۵ سال پس از آن حادثه، مدیران رسانه‌های موثری هستند که این بار در زلزله کرمانشاه حتما عملکرد بهتری هم در اطلاع رسانی مشکلات و درد مردم داشتند و هم در بیان میزان خدمات انجام شده.

سخنم این است که گاهی اوقات می‌توان بدون حرف زدن، بدون نق زدن، بدون شعار دادن، عملی کرد که میوه و ثمر آن چند سال بعد چیده شود؛ هر چند که بقیه فکر کنند سکوت کرده‌ای و مأموریت رسانه‌ای خویش را فراموش کرده‌ای اما تو بر ساخت آینده توجه می‌کنی نه دعوای روزمره.

 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۶ ، ۰۰:۵۲
قاسم صفایی نژاد

اگر در خانه و خانواده‌تان بچه کوچک دارید و فکر می‌کنید بد نیست که فیلم سینمایی «حقه باز دم دراز» را به اتفاق خانواده در سینما ببینید تا کمی بچه را شاد نمایید، کاملا در اشتباهید. حقه باز دم دراز یک فیلم بدون داستان، بدون ریتم مناسب، بدون بازی خوب، حاوی موسیقی بد، شعر بد و فضایی کسل کننده است. آنقدر که حتی حوصله بچه هم در حین دیدن فیلم سر می‌رود.

 هر چقدر چند ماه پیش پیشنهاد دادم که مبارک را ببینید، الان پیشنهاد می‌کنم که این فیلم را نبینید.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۶ ، ۱۷:۴۲
قاسم صفایی نژاد

مهدی (عج) روزی می‌آید که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. شاید آن عده جاهلی که فکر می‌کنند پس ظلم کنند تا زودتر امام زمان (عج) ظهور کند به این قضیه فکر نکرده‌اند که وقتی می‌آید که زمین پر از ظلم و جور شده باشد نه پر از ظالم!

و چقدر دنیای امروز ما شبیه است به این. شاید ظالم‌ها اندک باشند اما ظلم آنها فراگیر است. چند صد نفر می‌توانند زمام یک ملت چند صد میلیونی مانند آمریکا را بدست بگیرند و به جهان ظلم کنند؛ چند ده نفر می‌توانند برای اشغال فلسطین برنامه ریزی کنند و دهه‌های متمادی باعث کشته شدن و آواره شدن میلیون‌ها انسان شوند؛ چند هزار نفر می‌توانند سال‌ها منطقه خاورمیانه را پر از ظلم و کشتار و ترور و جنگ کنند؛ و عده دیگری می‌توانند در میانمار نسل‌کشی راه بیندازند و هزاران نفر را بکشند و صدها هزار نفر را آواره کنند. 

اما نه؛ خوب که فکر می‌کنیم ظالم‌ها فقط همین چند نفر نیستند. همه کسانی که می‌دانند و سکوت کرده‌اند در این ظلم شریکند. هنوز تعداد ظالم‌ها زیاد است. 

بیایید ما ظالم نباشیم. ما راضی نیستیم به این همه قتل و ترور و نسل کشی و کودک‌کشی و خونریزی وحشیانه. 

این عدم رضایت با ما راضی نیستیم‌های قبلی که راجع به آبروی افراد بود متفاوت است. اینجا فقط اعلام عدم رضایت کافی نیست. باید کاری کرد. به نظر شما چه کاری می‌توان کرد؟ چه از دست ما برمی‌آید تا ظالم‌های دنیا کمتر شوند؟ مأموریت ما در این روزگار چیست؟ امروز روز به امامت رسیدن فردی است که برای خلخال در آوردن از پای یک زن یهودی، حق می‌داد مسلمان دق کند. چگونه است که وضع فلسطین و یمن و سوریه و میانمار و بحرین و ... از بحران هم عبور کرده و ما حرکتی نمی‌کنیم؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۳
قاسم صفایی نژاد

امروز در یکی از کانال‌های تلگرامی پستی را دیدم مبنی بر رونمایی از بزرگترین قرآن طلای جهان با حضوری آیت الله مکارم شیرازی. خبر برایم جالب شد و جستجوی کردم تا ببینم قضیه چیست و چقدر صحت دارد.

با کمال تعجب دیدم نه تنها صحت دارد، بلکه این قرآن را یک بار 20 فروردین امسال توسط آیت الله جوادی آملی رونمایی شده است، یک بار هم در 14 تیر ماه امسال توسط آیت الله مکارم شیرازی!

اینکه یک کیلو طلا در این قرآن به کار برده شده است یا بیشتر مهم نیست. نفس این عمل مهم است. به دور از تشبیه، انسان یاد سریال مختارنامه می‌افتد و عبدالله بن زبیر ملعون که آرزوی کعبه مطلا داشت!

به راستی انسان از پاسخ در‌می‌ماند که بعضی از این کارها به چه دلیلی انجام می‌شود؟

سال گذشته که مشغول خواندن صحیفه امام بودم به یک سخنرانی از امام خمینی برخوردم که به شاه اعتراض می‌کرد که وقتی مردم فقیر و گرسنه داریم و وقتی مردم در فصل سرما از سرما امان ندارند و در فصل گرما از گرما، چرا با طیاره از هلند 300 هزار تومان گل خریداری می‌کنی؟ 

آیا الان مشکلات کشور ما آنقدر ناچیز است که قرآن طلاکاری شده برایمان مهم شده است؟ و آن را هم 2 بار و با حضور دو مرجع تقلید رونمایی می‌کنیم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۵۰
قاسم صفایی نژاد