پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۱۱۷ مطلب با موضوع «فرهنگی :: یادداشت» ثبت شده است

یادداشت فرهنگی :: یادداشت

تفاوت سال جدید

بهار شد، در میخانه باز باید کرد 

به سوی قبله عاشق، نماز باید کرد

نسیم قدس به عشاق باغ، مژده دهد

که دل ز هر دو جهان بی‌نیاز باید کرد

نوروزتان مبارک. ان شالله که در سال جدید ظهور مهدی موعود (عج) را جشن بگیریم.

سال ۹۸ با همه سختی‌های آن تمام شد. همه امیدواریم سال جدید سال خیر و برکت و خوشی و شادمانی باشد. هر چند که همه معتقدیم سال ۹۸ علیرغم همه سختی‌ها، جلوه‌های شکوهمندی از پیشرفت فرهنگ عمومی را شاهد بودیم. کمک مردمی در سیل، حضور مردمی در تقابل با دشمنی که با نامردی سردارمان را به شهادت رساند، مراعات و کمک مردم در مقابله با بیماری کرونا، ارتقای نظارت اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر،‌چه مردم با مردم و چه مردم با مسئولین و البته کمرنگ شدن دورویی و نقاق به نظرم نمونه‌هایی از این پیشرفت فرهنگ عمومی است. این پیشرفت‌ها معمولا در سایه ناملایمات و سختی‌ها تسریع می‌شود. اتفاقاتی که ملت ایران برای نقش آفرینی جهانی نیازمند این آزموده شدن‌ها است که به لطف خدا از آنها موفق بیرون خواهد آمد.

اما تفاوت سال ۹۹ با سال ۹۸ در چیست؟ 

سه نفر را فرض کنید که برایشان اتفاقات سخت مشابهی می‌افتد. نفر اول اراده می‌کند و با آن اتفاق مبارزه می‌کند و آن تهدید محیطی را به فرصت تبدیل می‌کند. نفر دوم آن اتفاق را جدی نمی‌گیرد و تمسخر می‌کند و نفر سوم افسردگی می‌گیرد و مدام از روزگار و زمانه شکایت می‌کند. سرنوشت هر کدام از این سه مشخص است. 

سال ۹۹ هم در صورتی خوب و همراه با خیر است که ما بخواهیم. تا ما مردم نخواهیم، پیشرفتی صورت نخواهد گرفت. «اراده» و ارتقای توانایی خود برای بهتر کردن اوضاع باید در تک تک بوجود بیاید و هر کدام هر وظیفه‌ای که داریم را بهتر از گذشته انجام دهیم.

امیدوارم که سال جدید، با غلبه فوری بر ویروس کرونا به شرایط عادی برگردد و شاهد اتفاقات خوب و خوشایند باشیم.

نورزتان باز هم مبارک.

 

یادداشت فرهنگی :: یادداشت

تداوم انقلاب در گام دوم

تنها سه روز دیگر باقی مانده به سالروز انتشار بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی. بیانیه‌ای که پس از چهار دهه پر فراز و نشیب و همراه با فداکاری ملت ایران، قرار است ما را قدمی به سوی تحقق آرمان‌ها نزدیک‌تر کند.

بیانیه گام دوم به وضوح بیان می‌کند که تداوم انقلاب تا بی‌نهایت است. اینطور نبوده و نیست که انقلاب با پیروزی تمام شود. ایران پس از پیروزی انقلاب، ضربات سختی بخاطر غفلت عده‌ای خورد که فکر کردند حالا انقلاب پیروز شده است و کار تمام شده! چه مسئولین و چه مردم. تعدادی از مسئولینی که فکر کردند با پیروزی انقلاب، دشمنی دشمن تمام می‌شود و بخشی از مردمی که با وجود اینکه انقلاب کردند ولی فکر کردند حال در بامداد پیروزی باید به زندگی روزمره رو بیاورند و روزمرگی که بیماری خطرناک هر انقلابی است را ارزش دانستند.

البته لطف خدا و دست قدرت الهی با مردم یار بود. در طول این چهل و یک سال، هر بار به ما القا شد که دیگر وقت استراحت و آسایش است، حادثه‌ای باعث شد شور انقلابی زنده شود و هر زمان خمودگی و یأس سراغ مردم و فعالان انقلاب آمد، اتفاقی باعث شد که خودآگاهی انقلابی زنده شود. 

مرور کنیم تاریخ انقلاب‌مان را. مرور کنیم که در گام اول انقلاب، شهادت مطهری و بهشتی و باهنر و چمران و رجایی با همه سختی فقدان‌شان، چه برکاتی داشت تا بدانیم ۲ یوم الله تشییع پیکر شهید عزیزمان حاج قاسم سلیمانی و شکست ابهت نظامی آمریکا در منطقه، در سال اول گام دوم انقلاب اسلامی چه برکاتی می‌تواند داشته باشد.

می‌دانیم انقلاب وارد دومین مرحله خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی شده است. مرور کنیم نهادسازی‌ها و خدمات آنها در ابتدای انقلاب چه برکاتی داشت و فکر کنیم که سطح خدمات به مردم در گام دوم چگونه و چه میزان باید باشد و چه نهادسازی‌های جدیدی برای این سطح خدمات مناسب است و کدام نهادها دیگر کارکرد گذشته خود را ندارند؟

این درست است که باید گام اول انقلاب را مبتنی بر آرمان‌ها و خواسته‌های مردم ارزیابی کنیم اما حواسمان جمع باشد یک سال از گام دوم انقلاب هم سپری شد. مراقب باشیم گام دوم انقلاب، ضعف‌های گام اول را نداشته باشد در حالی که نقاط قوت آن را حفظ کند. ارزیابی گام دوم انقلاب را از همین حالا شروع کنیم. مایی که نسلی هستیم که باید بار مسئولیت گام دوم انقلاب را به دوش بکشیم و چند سال بعد به مردم و تاریخ پاسخگو باشیم. گامی که لزوما چهل ساله نیست و با تلاش بیشتر می‌توان زودتر به گام سوم رسید.

یک به یک رصد کنیم، فکر کنیم، حرکت کنیم و پیشرفت کنیم که در علم و پژوهش، در معنویت و اخلاق، در اقتصاد، در عدالت و مبارزه با فساد، در استقلال و آزادی، در عزت ملی و در بهسازی سبک زندگی راه‌های نرفته و دشوار بسیاری پیش رو داریم. 

 

یادداشت فرهنگی :: یادداشت

سخنی در مورد تولید محتوا

در مورد تولید محتوا زیاد شنیده‌ایم و خوانده‌ایم؛ از تولید محتوای حرفه‌ای گرفته تا نیمه‌حرفه‌ای و مبتدی. سرویس‌های مختلف فضای مجازی و رسانه‌ای هم در بین مردم و نخبگان بسیار مورد کنکاش قرار گرفته‌اند. اما به یک نکته شاید کمتر توجه کرده باشیم. بارها شده که در مورد موضوعی تخصصی یا موضوعی که در زندگی روزمره به آن نیاز داریم، جستجو کرده‌ایم و به نتیجه مطلوبی نرسیده‌ایم. حال این محتوا ممکن است کتاب، مستند، فیلم سینمایی، پویانمایی یا سایر قالب‌های محتوایی باشد. موتورهای جستجو به ما نشان داده‌اند که انبار بزرگ اطلاعاتی که در جهان فراهم آمده است، هنوز به اندازه نیازهای بشر نیست و شاید بهتر است بگوییم آن اندازه که انسان فکر می‌کرد از نظر علمی پیشرفت کرده است، واقعیت ندارد. 

با توجه به رشد سرعت اینترنت در جهان طی سالیان اخیر و ارزان شدن آن، دغدغه اصلی در حال حاضر «تولید محتوا» است. ما با شاهراه‌های اطلاعاتی‌ای مواجهیم که در آن محتوا به اندازه کافی وجود ندارد. دنیا به نقطه‌ای رسیده است که باید برای فناوری‌های خلق شده، تولید محتوا کنیم! 

البته این بحث منافی بارش اطلاعاتی در دنیای رسانه‌های جدید نیست. ما همزمان هم مورد هجوم بارش اطلاعاتی هستیم و هم به تولید محتوا نیاز داریم، به دلیل اینکه بخش زیادی از این بارش اطلاعاتی یا مورد نیاز ما نیست یا خواسته ما نیست یا به پیشرفت ما کمکی نمی‌کند. ما نیازمند تولید محتوای غنی هستیم که در مواقع لزوم به آن دسترسی پیدا کنیم. از نگاه کارآفرینی هم این تولید محتواست که ارزش و ثروت بیشتری می‌آفریند؛ همیشه تولید کنندگان فیلم‌های سینمایی نسبت به تولیدکنندگان دوربین‌های فیلمبرداری سود بیشتری کسب می‌کنند!

یادداشت فرهنگی :: یادداشت

واگذاری ساختمان قدیمی روزنامه اطلاعات؟!

ساختمان قدیمی روزنامه اطلاعات در حال واگذاری است. حاج آقا دعایی گفتند که فقط سرقفلی این ساختمان متعلق به موسسه اطلاعات هست و مالک نیستند اما اگر خریدار جدید قصد تخریب داشته باشد، باید از شهرداری و میراث فرهنگی مجوز بگیرد. این ساختمان قدیمی و خاطره انگیز نیاز به توجه و اهمیت بیشتری دارد و به نظرم همان تصمیم قبلی مبنی بر تبدیل شدن به موزه مطبوعات تصمیم عاقلانه‌ای بود. خاطرات زیادی مرتبط با این ساختمان وجود دارد که شاید یکی از مهم‌ترین آنها آتش گرفتن در ورودی ساختمان در کودتای ۲۸ مرداد است.

 

یادداشت فرهنگی :: یادداشت

از آینده بترسیم

احتمالا فیلم کودک آزاری که پسربچه زباله‌گردی را داخل سطل زباله می‌اندازد و به همراه فیلمبردار می‌خندد و بعد با افتخار این فیلم را پخش می‌کنند، دیده‌اید. گویا هر دو نفر بازداشت شده‌اند و امیدوارم متناسب با وقاحت جرم با آنها برخورد شود.

این اتفاق یک روی کم‌عمق شدن و سطحی شدن جامعه‌ است. این اتفاق مربوط به یک فرد نبود، این یک فرهنگ در حال رشد در جامعه ماست که در حال عادت به سرخوشی لحظه‌ای است. فرهنگی که به جای آنکه دنبال معنی زندگی باشد، فقط روزمرگی می‌کند تا زندگی بگذرد و به جای آنکه فکر کند چگونه می‌تواند انسان بهتری باشد، دنبال مسکن موقتی است که لحظه‌ای سرخوش باشد و برایش مهم نباشد که این سرخوشی چه بلایی بر سر دیگران و یا در آینده بر سر خودش می‌آورد.

نشانه‌های این فرهنگ را بارها و بارها دیده‌ایم و به راحتی از کنار آن گذشته‌ایم.

اینکه انسان برایمان مهم نیست و مثلا اگر در کشور دیگری چندین سال بمب و موشک بر سر کودکان بریزد، کک‌مان هم نمی‌گزد و تازه اگر برخی در حد شعار و حرف واکنشی نشان دهند، مابقی جامعه آنها را متهم می‌کنند به اینکه به فکر کودکان کشور خودشان نیستند! حال آنکه اینها منافی هم نیستند و اتفاقا در کنار هم هستند.

اینکه بارها دیده‌ایم که کودکان کار در سردترین و گرم‌ترین روزهای سال یا در مترو و معابر شلوغ، مشغول گدایی و فروش اجناس و شیشه پاک کردن هستند و هیچوقت عزم جدی نداشته‌ایم که باندهای سودجو از این معضل را دستگیر کنیم. به واقع مگر گرفتن لااقل چند خرده‌باند آنها سخت‌تر از دستگیری ریگی در آسمان است یا به طراحی عملیاتی پیچیده‌تری از دستگیری روح الله زم نیاز است؟ اطلاع رسانی دستگیری این باندها می‌تواند تلنگری باشد برای جمع شدن این باندها و مایه امیدواری مردم باشد برای همیاری با دستگاه‌های نظارتی.

اینکه بارها دیده‌ایم کودکان، جوانان و حتی زنانی که زباله‌گرد هستند و صدای‌مان به هیچ جا بلند نشده است و کم کم پذیرفته‌ایم که این هم لابد شغلی است! با این سکوت‌مان، کمی که بگذرد، احتمالا خودمان هم پسربچه زباله‌گرد را درون سطل زباله هدایت کنیم! مگر نه این است که انحراف از ذره‌ای شروع می‌شود و کم کم به جایی می‌رسد که خودمان هم باورمان نمی‌شود ما چنین کاری کرده‌ایم!

دیده‌ایم بارها آبروی افراد بازیچه سرخوشی دیگران شده است، دیده‌ایم عزت یک پدر، لگدمال سرخوشی یک طمع‌کار شده است و دیده‌ایم عفت یک مادر، قربانی هوسبازی یک صاحب قدرت و ثروت شده است. سکوت کرده‌ایم و فقط وقتی اعتراض کرده‌ایم که یک رسانه سیاسی دنبال هم‌صدا بوده که رقیب خود را بنوازد یا یک سلبریتی دنبال یار بود تا شهرت خود را بیشتر کند. 

کمتر پیش آمده قضیه‌ای مثل بنیتا -همان کودک ۸ ماهه‌ای که به همراه خودرو دزدیده شده و در گرما جان داد- و همین پسربچه زباله‌گرد، خارج از بازی‌های سیاسی و سلبریتی، جامعه به موضوعی واکنش نشان دهد. این فرصت‌ها را قدر بدانیم و به مقابله با این فرهنگ در حال رشد بپردازیم که آینده را برایمان وحشتناک می‌کند. دقت کنیم که نیت‌ها و رفتارمان در قبال ظلم‌های رفته بر جامعه و افراد مستضعف به کدام سو می‌رود. اگر به سمت عادی شدن ظلم است، خودمان را اصلاح کنیم و همه با هم به مقابله با ظلم بپردازیم که منشأ اصلاح جامعه، اصلاح خودمان است.