کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۰۵ مطلب با موضوع «فرهنگی :: یادداشت» ثبت شده است

امروز یکی از دوستان لینکی از آپارات برایم فرستاد و نوشت: وقتی مردم اینطور برای سلفی گرفتن با فلان بازیگر، التماسش می‌کنند، نماینده‌‌های آنان نیز باید برای سلفی گرفتن با موگرینی دست و پا بشکنند. آن ویدئو باعث شد روی ویدئوی دیگری کلیک کنم که جشن تولد آن بازیگر در کافه بازیگر دیگری بود و به قول خودشان «فن‌پیج‌دار»های آن بازیگر هم دعوت بودند. از دختر 12 ساله تا پیرمردی که به آن جشن تولد دعوت شده بود و ...

به حال خودم افسوس خوردم که چقدر از اوضاع فرهنگی کشور بی اطلاعم و در طبقه متوسط شهری و بخصوص در بین متولدین دهه هفتاد و هشتاد چه فضاهایی که شکل نگرفته است!

اما در این میان یک ویدئو مرا امیدوار کرد. ویدئوی یک خانم که با استفاده از رسانه‌های اجتماعی از کودکان بی‌سرپرست و مردم مستضعف حمایت می‌کند. حمایتی که از پول شخصی خودش نیست و به وسیله مردم تأمین می‌شود. تا به امروز 159 هزار نفر صفحه این خانم در اینستاگرام را دنبال می‌کنند و در کارهای خیر او شریک می‌شوند. او که همه چیز را از وقتی شروع شده می‌داند که خواب امام خمینی (ره) را می‌بیند و صبح آن روز به حرم امام و قبور شهدا می‌رود و کم کم به وسیله یک اتفاق ساده به کار خیر روی می‌آورد. فعالیتی که خودش هدف آن را فرهنگ‌سازی می‌داند.

یکی از وظایف نمایندگی حتما سر زدن به مردم حوزه انتخابیه خودشان است که اگر درست انجام شود موجب برکات فراوانی خواهد شد. به نظر می‌رسد این خانم و امثال او باید وظیفه نمایندگانی را به دوش بکشند که جز تظاهر در مقابل رسانه‌ها و دعوای سیاسی و فشار دادن دکمه رأی در صورت حضور در مجلس، کار دیگری انجام نمی‌دهند.

باشد که فعالیت‌های خودجوش فرهنگی توسط مردم، مردم را از شر دستگاه فرهنگی تعطیل‌مان نجات دهد.

 

 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۸
قاسم صفایی نژاد

با فراگیر شدن تلگرام در ایران، برخی از وبلاگ‌نویسان به جای وبلاگ نویسی رو آوردند به کانال شخصی زدن و یادداشت‌های خود را در کانال نوشتن، اما من هیچوقت چنین کاری نکردم. وبلاگ‌ها همیشه امکانات بیشتری داشتند: از بایگانی، قابلیت جستجو و سایر موارد در کنار عمیق و جدی بودن محتوای وبلاگ‌ها که بگذریم، سهولت ارائه نظر مخاطب در وبلاگ که در کانال یک طرفه تلگرام وجود ندارد قابل گذشت نیست. بماند که تلگرام یک خانه اجاره‌ای است که روزی دیگر معلوم نیست باشد یا پیشرفت فناوری رسانه آن را محو کند.

اما امروز با خودم فکر کردم شاید بد نباشد که برای رونق گرفتن همین دنیای وبلاگ‌ها از این ابزار استفاده کنم و با انتشار پست‌های منتخب وبلاگ‌ها در یک کانال تلگرامی، محتوای ناب آنها هم بیشتر به دید مردم برسد. 

بنابراین یه کانال تلگرامی با عنوان بلاگرها راه انداختم و البته به عمد هیچ‌کسی را به آن اضافه نکردم. قصدم این است که این کانال خودش مخاطبان خودش را پیدا کند. کلاس زیادی هم نمی‌گذارم که اگر تعداد نفرات کم باشد هم ادامه می‌دهم و ... نه! اگر رسانه‌ای نتواند مخاطبان خود را پیدا کند همان بهتر که وجود نداشته باشد.

ضمنا با معرفی وبلاگ‌های تولید کننده محتوای ناب می‌توانید در این راه مرا یاری نمایید.

برای عضو شدن در این کانال می‌توانید اینجا کلیک کنید و عضو شوید.

 

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۰
قاسم صفایی نژاد

اگر یک زمانی از شخص احمدی‌نژاد خوشم می‌آمد اما هیچ‌وقت از شخص بقایی خوشم نمی‌آمد. تقریبا همیشه او را یک فرد نچسب به احمدی‌نژاد می‌دانستم که دلیل قرار گرفتن او کنار احمدی‌نژاد برایم مبهم بود.

الان هم دفاعی از شخص بقایی ندارم. او طبق قانون متهم است به مواردی که سخنگوی قوه قضاییه با بردن نام ایشان در رسانه‌های رسمی آن را مطرح کرده است ولو اینکه به او تفهیم اتهام دیگری شده باشد! ممکن است این اتهام تبدیل به مجرم شدن ایشان شود و ممکن است به تبرئه شدن آن بینجامد که در این فرآیند هم من نقشی ندارم.

سخن من دفاع از شخصی نیست. سخن من نقد رفتاری است که در حال انجام است. حقوقدان نیستم که بگویم بعد از گذشت 24 ساعت از بازداشت که باید مقدمات دادگاه فراهم شود، قرار بازداشت چند بار قابل تمدید هست یا نیست. اما به عنوان یک فرد از امت اسلامی در حال مشاهده رفتاری هستم که آن را تبعض‌آمیز می‌دانم.

این متهم به هر دلیلی بیمار می‌شود و به بیمارستان متهم می‌شود. رییس جمهور سابق کشور پس از آنکه می‌شنود خانواده او را برای ملاقات راه نداده‌اند، برای رفع نگرانی خانواده متهم به بیمارستان می‌رود اما او را هم راه نمی‌دهند. شاید بهانه ساعت ملاقات است اما درخواست گفتگوی تلفنی احمدی‌نژاد هم با مخالفت روبرو می‌شود؛ شاید آن هم به دلیل عدم حال مساعد بیمار بوده است. درخواست رییس جمهور سابق کشور برای گواهی مکتوب پزشک مبنی بر سلامتی بیمار هم با مخالفت روبرو می‌شود و ...

آیا اگر به جای احمدی‌نژاد، رییس سابق قوای دیگر هم بودند همین رفتار با او می‌شد؟

اصلا فرض بگیریم بقایی مجرم است و تمام اتهامات او اثبات خواهد شد. حکمش چیست؟ اعدام؟ حبس ابد؟ یا کمتر؟ هر حکمی است اجرا کنند. چرا پرونده‌ای در این سطح این همه طولانی می‌شود؟ ممکن است بگوییم روند پرونده کند است و دلایل اثبات و رد هنوز متقن نیست اما سوال اساسی این است که به کدام مجوز شرعی و قانونی در این مدت آبروی یک فرد ریخته شده است و اسمش توسط مسئولان رسمی کشور برده می‌شود؟

مانند پست قبلی تکرار می‌کنم:

استاد قرائتی ‌آیه‌ای از قرآن نقل می‌کردند که قصد گناه تا وقتی در نیت فرد است و مرتکب آن عمل نشده است، گناه نیست مگر یک گناه و آن گناه ریختن آبروی مومن است. حتی اگر در دلمان راضی باشیم به ریخته شدن آبروی یک مومن، گناه ما هم هست. 
عدم رضایت‌مان نباید فقط در دلمان بماند. باید کوشش کنیم که اوضاع اخلاقی جامعه بهتر شود. باید درخواست کنیم تا قوه قضاییه یا هر نهاد دیگری که مسئول است ملجأ و پناهگاه مظلومین باشند و مدعی عدالت و شفافیت.

 

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۱
قاسم صفایی نژاد

هیچوقت نه طرفدارش بودم، نه سبک مجری‌گری‌اش را می‌پسندیدم و نه اخبار مربوط به ایشان را دنبال می‌کردم؛ حتی قضیه ازدواج اول و طلاقش هم برایم جذاب نبود. اما او انسان محترمی است که دوست دارد با عقاید خاص خودش شناخته شود که یکی از آنها افتخارش به چادرش است. امروز که خبر انتشار تصاویر بی‌حجابش را شنیدم، با جستجویی دیدم نزدیک به صد در صد عکس‌های او با چادر است و کمتر عکسی حتی با مانتو دارد. این یعنی او مراقبت دارد که همه جا با چادر ظاهر شود.

اینکه یک نفر از او در یک جمع خصوصی که لااقل به شهادت خودش محارمش آنجا بودند از او تصویری بردارد و آن را پخش کند، اسمش چیزی جز نامردی نیست. 

برخی از اعضای جامعه‌مان به چه سمت و سویی می‌روند؟ مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان، جا دارد برای درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی، خلیفه مسلمین بمیرد، مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان حتی پس از دیدن گناه علنی یک فرد باید بنا را بر خوش بینی و توبه بگذاریم و آن را بازگو نکنیم، حالا با آبروی یک زن مسلمان اینگونه بازی می‌کنیم.

استاد قرائتی ‌آیه‌ای از قرآن نقل می‌کردند که قصد گناه تا وقتی در نیت فرد است و مرتکب آن عمل نشده است، گناه نیست مگر یک گناه و آن گناه ریختن آبروی مومن است. حتی اگر در دلمان راضی باشیم به ریخته شدن آبروی یک مومن، گناه ما هم هست. 

عدم رضایت‌مان نباید فقط در دلمان بماند. باید کوشش کنیم که اوضاع اخلاقی جامعه بهتر شود. باید درخواست کنیم تا پلیس فتا یا هر نهاد دیگری که مسئول است این عکس‌ها را از فضای مجازی حذف کند تا عده کمتری ببینند و هزاران باید دیگر...

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۷
قاسم صفایی نژاد

بعد از اینکه پنجشنبه هفته گذشته به تماشای فیلم «گشت 2» به سینما رفته بودم و به اندازه کافی خندیده بودم، دیروز برای دیدن یک فیلم با محتوای غنی «ماجرای نیمروز» را انتخاب کردم. 

رفتن به سینما سپیده در حالی که سانس ماجرای نیمروز هم نبود و مجبور به انتظار بودیم، منجر به تحقق نیم روز فرهنگی شد!

همانطور که می‌دانید سینما سپیده ارزانترین سینمای تهران است که در روزهای عادی 7 هزار تومان و سه شنبه‌ها 4 هزار تومان هزینه بلیط می‌گیرد. در واقع 2 بلیط جمعا 8 هزار تومان شد و البته خرید 2 چیپس و 2 آبمیوه 16 هزار تومان! 

به این فکر می‌کردم که چقدر محصولات فرهنگی ما ارزان هستند. دو برابر پولی که به تهیه کننده با تیم ساخت فیلم از قبیل کارگردان و بازیگران و سایرین و حتی سینمادار می‌دهیم، باید بدهیم به کسی که چیپس و آبمیوه می‌فروشد! در واقع صنعت چیپس و پفک فروشی درآمد بیشتری از صنعت سینما دارد! ما هم ملت متمدن و فرهنگی هستیم که باید انواع تشویق‌ها و تخفیف‌ها باشد تا برویم فیلمی را ببینیم که حاضریم برای تنقلاتش دو برابر خرج کنیم!

شاید همین نسبت بین 42 میلیارد تومانی که صرف خرید در نمایشگاه کتاب طی این چند روز شد نیز برقرار باشد. به هر حال آنجا به جز تنقلات و بستنی، غذا هم خورده می‌شود.

نمی‌دانم اینکه ما چنین مردمی هستیم هم تقصیر دولت قبل است یا نه!

--------------------------------

پ.ن: ماجرای نیمروز فیلم خوبی است اما متوجه نشدم چرا این همه جایزه برده است. به نظرم هر چند بازسازی واقعیت خوبی داشت اما خیلی هم خاص نبود. یک توصیه دیگر اینکه به اتفاق فرزند کوچکتان به تماشای این فیلم نروید. ریتم یکنواخت فیلم و فضای سردی که دارد حوصله بچه را سر می‌برد و مجبورید بخشی از زمان فیلم را با او سر و کله بزنید.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۳۹
قاسم صفایی نژاد

دیروز ظهر به نمایشگاه کتاب رفتیم؛ بله! دقیقا در زمان مناظره ریاست جمهوری و در زمان طوفان و رگبار تهران.اما با همه این اوضاع، جای پارک گیر نمی‌آمد و موقع برگشت هم ساعت‌ها در ترافیک ماندیم.

دیروز متوجه شدم چه مردم علاقه‌مند به کتابی داریم! ده‌ها و شاید صدها هزار نفر فقط در یک روز به نمایشگاه کتاب آمده بودند. پارکینگ‌ها پر و مترو و اتوبوس و سایر وسایل هم شلوغ! تقریبا همه هم موقع برگشت کتاب خریده بودند و به سمت خانه‌هایشان برمی‌گشتند.

یعنی این همه کتاب خوانده می‌شود؟!

در حال برگشت به این فکر می‌کردم که یکی از دوستان در دوره کارشناسی می‌گفت برای تکمیل رنگ‌های کتاب داخل کتابخانه‌اش نیاز به یک کتاب با جلد قرمز رنگ دارد! خودم هم کتاب‌هایی دارم که سال‌ها است از نمایشگاه کتاب خریده‌ام اما نخوانده‌ام.

ای کاش همین چند ساعتی که مردم صرف رفت و برگشت و حضور در نمایشگاه کتاب می‌کنند را صرف مطالعه کتاب در ماه کنند. ماهی چند ساعت! فقط همین.

--------------

پ.ن: یک نکته مثبت که دیروز خوشحالم کرد این بود که متوجه شدم فیدیبو در حال ارائه دستگاه کتابخوان الکترونیک است و تا چند ماه آینده روانه بازار خواهد شد.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۵۲
قاسم صفایی نژاد

دیروز اولین بخش مناظره‌های انتخاباتی سال 96 با موضوع اجتماعی فرهنگی برگزار شد. فارغ از اینکه کدام کاندیدا پیروز شد یا کدام کاندیدا شکست خورد، کسی توجهی نکرد که «فرهنگ» چه شد؟ اصلا مباحث فرهنگی کجا مطرح شد؟ بیشتر مناظره به بحث عدالت اجتماعی آن هم از نوع اقتصادی‌اش و دعواهای سیاسی گذشت اما هیچ‌کسی نگفت چه برنامه فرهنگی برای کشور دارد؛ چه در حوزه فرهنگ عمومی و چه محصولات فرهنگی و ...

انقلاب اسلامی مردم ایران یک انقلاب فرهنگی بود. رهبری انقلاب چه در زمان امام خمینی (ره) و چه در زمان حاضر بارها فرهنگ را به عنوان زیربنا و روح حاکم بر همه برنامه‌ها تصریح کرده‌اند اما گویا فرهنگ رأی‌آور نیست و همه به دنبال رأی هستند! 

درست است که شاید اولویت فوری حل مسائل، مسئله اقتصاد باشد اما حتما برای آن هم وقت مناظره هست و فرهنگ نیز اولویتی «ضروری» است. 

قصه آنجا غصه‌‌انگیز می‌شود که دو نفر از 6 نفر کاندیدا روحانی هستند و طبیعتا باید بر امور فرهنگی مسلط باشند و کاندیدایی دیگر سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد و باز هم فرهنگ مظلوم واقع می‌شود.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۰۸
قاسم صفایی نژاد

عصر جمعه به همراه خانواده به تماشای فیلم سینمایی «مبارک» نشستیم. بهانه‌مان برای انتخاب فیلم، فیلمی مناسب دخترمان بود که سر او هم گرم شود اما خود فیلم هم کیفیت قابل قبولی داشت. اولین رئال انیمیشن ایرانی انصافا فراتر از تصور من بود، از نظر انیمیشن بسیار خوب طراحی شده است و به قول سازندگان از فناوری روز استفاده شده است.

پیامی هم که در این فیلم مدنظر است استفاده از شخصیت‌های داستانی کهن و اصیل ما برای استفاده در محصولات فرهنگی رسانه‌ای جدید است بدون اینکه لزومی داشته باشد عین همان داستان را نقل کنیم. در واقع می‌توان از همان شخصیت‌ها یا از همان داستان‌ها در قالبی جذاب بهره برد. آرزویی که پیرمرد نقال شاهنامه داشت تا نوه‌اش بتواند این کار را انجام دهد و بالاخره این اتفاق افتاد.

پیشنهاد می‌کنم این فیلم را ببینید. به نظرم هر چند فیلمنامه می‌توانست خیلی قوی‌تر باشد اما برای شروع این سبک فیلمسازی، شروع خوبی است.

 

 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۵
قاسم صفایی نژاد

دیروز عصر به تماشای فیلم سد معبر در جشنواره فجر نشستم. فیلمی با بازی حامد بهداد، باران کوثری و محسن کیایی که فیلمنامه آن را سعید روستایی (کارگردان فیلم ابد و یک روز) نوشته است و محسن قرایی آن را کارگردانی کرده است.

قاسم (حامد بهداد) نقش یک مأمور شهرداری را بازی می‌کند که باید با دستفروشی مقابله کند ولی از دعواهای پی در پی و البته دیه دادن خسته شده است و می‌خواهد با پول ارثی که به همسرش نرگس (باران کوثری) رسیده است، کامیونی بخرد و وارد کار بازیافت زباله شود اما همسرش با او اختلاف نظر دارد و خرید خانه را واجب می‌داند.

در این چارچوب شخصیت‌های دیگری نیز پرداخته شده‌اند و داستان روایت خوبی دارد. کمی دعوا و مرافعه در فیلم زیاد است اما فیلم خسته کننده‌ای نیست و کنایه‌های طنز که همه را به خنده وامی‌دارد در آن به چشم می‌خورد. 

بیشتر از این فیلم را توضیح نمی‌دهم تا کسانی که تمایل به دیدن آن دارند، مزه آن را بچشند.

در سکانسی یکی از شخصیت‌ها، قاسم را از نوعی دزدی نهی می‌کند و سرنوشت نامساعد خود را مایه عبرت او قرار می‌دهد و او را به جان بچه‌اش قسم می‌دهد. قاسم قسم می‌خورد اما در دلش قصد آن دزدی را داشت که مواجه می‌شود با در خطر قرار گرفتن زندگی بچه‌اش؛ و البته پایان باز فیلم.

خوبی پایان باز فیلم‌ها به این است که می‌تواند ما را به تفکر وا دارد و در ساخت قسمت نهایی فیلم شریک شویم. من که تمایل داشتم پایان باز فیلم را اینگونه تفسیر کنم:

یَا حَبِیبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَیْکَ وَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ مَنْ لاذَ بِکَ وَ انْقَطَعَ إِلَیْکَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ و نَحْنُ الْمُسِیئُونَ فَتَجَاوَزْ یَا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ  مَا عِنْدَنَا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ 

اى دوست آن که به تو دوستى ورزید، اى نور چشم کسى که به تو پناه آورد و براى رسیدن به تو از دیگران گسست، تو نیکوکاری و ما بدکارانیم، به زیبایى آنچه نزد توست، از زشتى آنچه پیش ماست درگذر.

* فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۲
قاسم صفایی نژاد

جمعه گذشته به اتفاق خانواده پس از چند وقت به زحمت توانستیم فرصتی بیابیم و زمانی خالی کنیم و به گردشی فرهنگی - تفریحی برویم. به هر حال حضور دخترمون در انتخاب اماکن تفریحی کمی دست ما را می‌بنده و باید جایی بریم که ایشون هم اذیت نشه. کاخ گلستان را انتخاب کردیم تا هم همسرم به دیدن نقاشی‌های کمال الملک بپردازه و هم به سایر موزه‌های متعدد و ابنیه آن سری زده باشیم.

به چهارراه گلوبندک که رسیدیم زمان ناهار شده بود، جای شما خالی رفتیم رستوران مسلم و ناهار میل کردیم. یه توصیه در پرانتز که هر وقت مسلم رفتید، یک پرس غذا سفارش بدید و دو نفری میل کنید، وگرنه اگر مثل ما دو پرس غذا سفارش بدید، مجبورید اندازه 2 پرس رستوران‌های دیگه، غذا با خودتون ببرید خونه! خیلی اندازه پرس‌های غذا زیاده.

خلاصه اینکه به کاخ گلستان رسیدیم. بلیط تمامی موزه‌ها و جاهای دیدنی کاخ رو تهیه کردیم که بعد از مدت‌ها گردش نرفتن، چیزی به دلمان نماند. بعد از رؤیت تخت مرمر و خلوت کریمخانی که در حیاط کاخ هستند و «ورودی» ندارند، وارد نگارخانه شدیم و نقاشی‌های بی‌نظیر کمال الملک را دیدیم و لذت بردیم. از نگارخانه که بیرون آمدیم، دومین سالن، سالن اصلی کاخ بود که گویا بهترین جای دیدنی کاخ نیز هست. تا آمدیم وارد شویم، کارمند جلوی در گفت: «صبر کنید برق همین الان رفت، داخل تاریکه!» بقیه سالن‌ها و موزه‌ها هم به همین ترتیب تاریک بود. خلاصه بعد از یک ساعت صبر و قدم زدن در حیاط کاخ، مسئول کاخ گلستان تصمیم گرفتند یک ساعت باقیمانده تا پایان ساعت بازدید را نیز به دلیل قطعی برق تعطیل اعلام نمایند! و به ما گفتن که می‌تونید برید بلیط‌هایی که استفاده نکردید رو پس بدید و پولتون رو بگیرید. 

پس دادن بلیط‌های استفاده نشده به کنار، اما چقدر مدیریت چنین مکانی باید ضعیف باشد که از این دست اتفاقات رخ دهد؟ به هر حال برخی به زحمت زمان خود را می‌توانند هماهنگ کنند تا چنین روزی برسد، و عملا با همین برق رفتن ساده 2 ساعته، کل روز ما خراب شد. ما به کنار، آن روز در کاخ بیش از 15 توریست از کشورهای مختلف دیدم که معلوم نیست دوباره بتوانند این کاخ را ببینند یا خیر. 

یعنی اداره برق منطقه نمی‌داند لااقل در زمان بازدید کاخ نباید برق منطقه را قطع کند یا مثلا مدیر کاخ نمی‌تواند چنین تفاهمی با اداره برق منطقه نماید؟ یا مثلا اگر اداره برق منطقه بی‌کفایت است، مدیر کاخ نمی‌تواند برق اضطراری برای کاخ تهیه نماید؟

-------------------------------

پ.ن: ما به شدت از وجود مدیران سنتی در کشور رنج می‌بریم. مدیرانی که همانطور که از دهه 60 تا به حال وزیر و مدیر مانده‌اند، همان تفکرات را هم دارند و نمی‌دانند امروزه «زمان» برای بسیاری از مردم خیلی مهم شده است و صرفا با پس دادن بخشی از هزینه بلیط، مشتری راضی نمی‌شود. هنوز فکر می‌کنند دهه 60 هست و می‌توان کشور را به شیوه حجره‌های قدیمی خود اداره کنند. ای کاش لااقل به شیوه‌های اداره حجره پایبند بودند و کمی به فکر از دست ندادن مشتری بودند. به این فکر نمی‌کنند که مثلا آن 15 توریست که میان آنها هم از آسیای شرقی بودند و هم از اروپا، چه حسی راجع به کشورمان پیدا می‌کنند. 

به امید اینکه بازنشستگان را به جای مصدرهای مدیریت اجرایی، در سمت‌های مشاوره‌ای ببینیم.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۵
قاسم صفایی نژاد