پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۱۱۲ مطلب با موضوع «فرهنگی :: یادداشت» ثبت شده است

فرهنگی :: یادداشت

تغییرات مشهدی!

جمعه هفته پیش به زیارت امام رئوف رفتم و چند روزی نایب الزیاره همه دوستان بودم. دو سالی می‌شد که توفیق زیارت حاصل نشده بود و امسال با مشاهدات تغییرات شهر مشهد -لااقل اطراف حرم- متعجب شدم.

تعداد زائرین عرب چندین برابر سال‌های گذشته بود، آنقدری که با پیاده روی در خیابان‌های اطراف حرم بیشتر مکالمات مردم به زبان عربی بود تا فارسی. خب مایه مسرت و خوشحالی است که برادران عرب و شیعه ما مهمان ما هستند و حتی بعضا ساکن مشهد شده‌اند. اما لطفا فراموش نکنیم که افزایش تعداد زائر و گردشگر و مهاجر در هر شهر و کشوری، نیازمند یک پیوست فرهنگی و یک پیوست اقتصادی است که باید سیاستگذاری درست در این خصوص صورت پذیرد.

در صحبت‌های درون تاکسی، برخی از مردم مشهد از این قضیه خوشحال بودند. اعراب به دلیل کاهش ارزش پول ملی ما، راحت‌تر می‌توانند خرید کنند و به قول همان شهروند مشهدی، کیلو کیلو زعفران می‌خرند و اکثر شیشلیک‌های شاندیز را آنها می‌خورند و این موجب رونق کسب و کار در مشهد شده است. برخی دیگر از این کثرت مهاجرت اعراب نگران بودند و می‌گفتند با این همه ملکی که اینها در حال خرید هستند، تا چند سال دیگر قضیه اسرائیل و فلسطین در مشهد تکرار می‌شود! برخی دیگر از مردم نگران تغییرات فرهنگی بودند که مثلا نوع پوشش دختران بصره‌ای و بغدادی روی دختران مشهدی اثرگذار باشد یا سبک زندگی چندهمسری اعراب در میان مردان ایرانی هم رایج شود.

قضاوتی ندارم که کدام نگرانی مردم بحق است و کدام توهم است. سخن این است که این حرف‌ها نگرانی مردم است و باید به آن پرداخت و مردم را از نگرانی خارج کرد. مردم باید بتوانند به دولت اعتماد کنند و مطمئن باشند که دولت در کنار آنها صیانت از فرهنگ و اقتصاد را در دستور کار دارد.

فرهنگی :: یادداشت

مراقب ناخبرنگاران باشیم!

امروز روز خبرنگار است و از چند روز قبل، دوستان رسانه‌ای برای خبرنگاران مراسمات ویژه اجرا کرده‌اند. این روز را به همه خبرنگاران سختکوش تبریک می‌گویم.

خبرنگاری، حرفه‌ای است که با سخت‌کوشی، خطر کردن، هوش سرشار، قلم دلنشین و تپیدن قلب برای مردم گره خورده است. کسی که خبرنگار است یا دوست خبرنگاری داشته است متوجه تک تک این واژه‌ها می‌شود.

این پست را به عنوان یک پست روتین برای تبریک روز خبرنگار ننوشتم. این پست را نوشتم تا به دوستان خبرنگارم یادآوری کنم که مراقب افرادی باشند که در سالیان اخیر به دلیل سکوی پرش بودن رسانه‌ها به حرفه آنها روی آورده‌اند و باعث پدیده‌هایی شده‌اند که در شأن خبرنگار نیست. پدیده‌هایی مثل پشت میز نشینی خبرنگاران که به جای اینکه دنبال سوژه بروند، پشت میز می‌نشینند و از سایر خبرگزاری‌ها کپی می‌کنند. یا مثل اینکه خبرنگار برای وظیفه ذاتی خود که پوشش خبر است، بدون کارت هدیه حاضر نمی‌شود و فراتر از حقوق خود به دنبال درآمدهای این‌چنینی است. حتی اگر حقوق خبرنگار کم باشد، چاره‌اش چنین درآمدهایی نیست. اتفاقات دیگری هم هستند که چون هنوز فراگیر نشده‌اند، گفتنش جایز نیست اما خود خبرنگاران احتمالا از آن مطلع هستند. مراقب باشیم که فراگیر شدن راه‌های کج، کم کم منجر به این می‌شود که خشک و تر با هم بسوزند و ممکن است چند سال آینده برسد که دیگر روز خبرنگار انقدر از شأن و جایگاه خبرنگار نگویند. 

فرهنگی :: یادداشت

ماشینت خیلی دود می‌کنه!

هوا این روزها به شدت گرم است اما هر روز صبح که از خانه راه می‌افتم، پنجره خودرو را تا جایی که هر روز ترافیک شروع می‌شود پایین می‌کشم و خنکای صبحگاهی را تنفس می‌کنم. هر چند شروع ترافیک، با خود گرما را به همراه می‌آورد و مجبورم کولر ماشین را روشن کنم اما امروز صبح هوا کمی خنک‌تر بود. همین باعث شد حواسم نباشد که طبق عادت روزمره شیشه‌ها را بالا بدهم و کولر را روشن کنم.

خودروی پرشیا کنار خودروی من در ترافیک متوقف بود. کنار آن هم یک خاور متوقف بود. راننده خاور سرش را از شیشه پنجره بیرون آورد و به راننده پرشیا گفت: «ماشینت خیلی دود می‌کنهِ، بدجوری به روغن سوزی افتاده، اینطوری موتور ماشینت میاد پایین. حتما درستش کن.» راننده پرشیا تشکر کرد و گفت دقت نکرده بودم. 

داشتم با خودم فکر می‌کردم که اگر امر به معروف را به این شیوه انجام دهیم چقدر کارگر و موثر میفتد. 

- راجع به فعلی که اتفاق افتاده حرف بزنیم و شخصیت فاعل را زیر سوال نبریم. نگوییم تو بی‌عرضه هستی یا نابلدی، بگوییم ماشینت دود می‌کند.

- علت اتفاق افتاده فعل را اگر می‌دانیم بگوییم. فعل را بر اساس عمد فاعل نگذاریم و آن را سهوی بدانیم و کمکش کنیم راحت‌تر موضوع را حل کند. بگوییم به روغن سوزی افتاده.

- نتیجه عملش را دوستانه بگوییم. قصدمان از گفتن این جملات پیشگیری از اتفاقات بد بعدی باشد و از روی نوع‌دوستی امر به معروف کنیم و نه تحقیر دیگری و خودپسندی. بگوییم اینطوری موتور ماشینت میاد پایین.

- به او انگیزه بدهیم که عملش را اصلاح کند. بگوییم حتما درستش کن.

-------------------------------------

پ.ن ۱: امر به معروف از جلوه‌های رحمت خداست. قصد از امر به معروف سعادت سایر انسان‌هاست و نه تحقیر و دشمنی. جایی که نیت آمر به معروف درست نباشد، حتی ممکن است نتیجه عکس بگیریم. حواسمان جمع باشد.

پ.ن ۲: این جملات امام در کتاب آداب نماز را از دست ندهید: دل‌های سخت را برق عاطفه قلبت نرم کند

 

فرهنگی :: یادداشت

سیگار، فست فود، کتاب!

الان که داشتم میومدم سرکار، اخبار ساعت ۷ صبح رادیو ایران داشت می‌گفت:

- سن شروع به مصرف دخانیات، از بین ۱۶ تا ۱۸ سال به سن ۱۴ سالگی رسیده. خانواده‌ها و مدارس حواسشون جمع‌تر باشه.

- حدود ۲۴ درصد آقایون سیگار می‌کشن و حدود ۳ درصد خانم‌ها سیگار می‌کشن اما در مورد قلیان میشه ۴۰ درصد آقایون و ۲۰ درصد خانم‌ها!

در خبر بعدی گفت:

- دانشمندان غربی اثبات کردند که مصرف فست فود به دلیل نوع چربی‌ای که نفوذ به مغز می‌کنه، باعث کم شدن احساسات و عواطف انسانی و همینطور روان‌پریشی می‌شه.

--------------------------

پ.ن ۱: داشتم به این فکر می‌کردم که مدیران و سرمایه گذاران صنایع دخانیات یا صنایع مرتبط با فست فود، وقتی این همه خبر و برنامه و فیلم و مطلب در موردشون تولید میشه، چه حسی دارن؟ احساس خطر نمی‌کنند که یه وقت سرمایه‌شون از بین بره؟ احساس خطر نمی‌کنند که یه روزی مردم با هم تصمیم بگیرن که دیگه از این محصولات مضر استفاده نکنند؟ 

پ.ن ۲: چی میشه که مدیران این صنایع می‌تونن به آینده امیدوار باشند، اما صنایع فرهنگی مثل کتاب با وجود تبلیغات گسترده و سیستم آموزشی مشوق مطالعه و ... روزگار خوشی نداره؟

 

فرهنگی :: یادداشت

فروشگاه آزمایشی یا تغییر فرهنگ خرید؟

در انگلیس ۸۲ درصد مردم کتاب رو از کتاب‌فروشی می‌خرند. برعکس آمریکا که ۵۵ درصد مردم از کتاب‌فروشی میخرن و ۴۵ درصد آنلاین خرید می‌کنند.

حالا آمازون اعلام کرده یک سال آزمایشی ۱۰ کتابفروشی در انگلیس راه اندازی می‌کنه که البته فقط تحویل کتابی هست که مردم به صورت آنلاین میخرن و میتونن از اون کتابفروشی تحویل بگیرن!

تغییر ذائقه خرید مردم و تغییر فرهنگ خرید کتاب به همین راحتی!