پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۴۸۴ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

نقل قول فرهنگی :: شعر

منم آن کور که بر خلق پیامی دارم

تا که از درگه تو رزق مدامی دارم                             کی دگر چشم طمع سوی حرامی دارم

هر سحر از خم معشوق که جامی دارم                    منم آن بنده که نعمت به تمامی دارم

                                            قبله‌ای دارم و قرآن و امامی دارم

 

آنچه از عشق شود آب یقینا جگر است                    آنچه ریزد جگر از آن به خدا چشم تر است

مرغ عاشق خود از این نکته بسی با خبر است          دیدن حضرت صیاد نشاطی دگر است

                                       بی‌سبب نیست که من میل به دامی دارم

 

عده‌ای بر در تو گرم نمازند همه                              جمعی از خلق تو مشغول به رازند همه

قدر اندازه خود غرق نیازند همه                              در پس پرده تو صاحب نازند همه

                                            منم آنکه ز عصیان تو نامی دارم

 

کوری از قافله جا ماند و به راهی افتاد                      شد برادر به گروهی و به چاهی افتاد

دستش از چاه به دامان گیاهی افتاد                        زان توسل به گیاهش به گناهی افتاد

                                          منم آن کور که بر خلق پیامی دارم

 

ایها الناس در ِ خانه‌ی مردم نروید                             پیش هر کس به دو سه ناز و تبسم نروید

از خدا بر در مردم به تظلم نروید                                 جو اگر داد بگیرید و به گندم نروید

                                          من دمی رفته‌ام و درد مدامی دارم

 

سخن این است که ما جز تو نداریم کسی                درد این است که ما دور شدیم از تو بسی

تا که امروز و به فردا تو به دادم برسی                      اشک خواهم ز تو اندازه ی بال مگسی

                                       به حسین ِ تو که توفیق سلامی دارم

 

یا رب از قله‌ی کوهی شجر طور بده                         اشک با ناله بده، جنس مرا جور بده

لب شیرین به دعا زین قدح شور بده                        تا که محمود شوم دولت منصور بده

                                         من ز تو آرزوی روی امامی دارم

 

نقل قول فرهنگی :: شعر

گردن کشیده‌ام که تماشا کنم تو را

خون می‌رود به صفحه که املا کنم تو را                      نامت بزرگ گشت نشد جا کنم تو را

یاغی نیَم ترحمی ای پادشاه حُسن                            گردن کشیده‌ام که تماشا کنم تو را

آب از سرم گذشته، عصایی بزن به آب                       یک دم بیا که حضرت موسی کنم تو را

در راه کعبه خرج سفر در خطر فتاد                             دل می‌رود ز دست که پیدا کنم تو را

خون مرا بگیر به گردن، مرا بکش                               تا زیر تیغ سجده‌ی اعلی کنم تو را

کنجی برای خلوت شب‌های من بده                          تا گریه‌ای به وسعت صحرا کنم تو را

بر مردگان کوی تو باید دخیل بست                            یعنی قیاس کی به مسیحا کنم تو را

بندم بزن که چینی عمرم شکسته است                      جامم بده که ساقی دلها کنم تو را

از روزگار خیر ندیدم بدون تو                                      خیرات، جان خویش چو حلوا کنم تو را

سنگینی غمت به تغافل مرا فکند                               لعنت به من اگر ز سرم وا کنم تو را

 

نقل قول فرهنگی :: کتاب

شرف

زندگی برای همه عزیز است، اما برای مرد بزرگ شرف از آن برتر است.
 

                تولستوی

 

 
یادداشت فرهنگی :: یادداشت

حرمت نان و نمک در فرهنگ ایرانی

یکی از ویژگی‌های فرهنگی ما حفظ حرمت نان و نمک است. عباراتی چون «دستم نمک ندارد» در هنگامی که محبتمان پاداش درخوری نمی‌گیرد و «نترسید نمک ندارد» در هنگامی که غذای تعارف شده رد می‌شود، در همین رابطه به کار گرفته می‌شود.

حفظ این حرمت به تدریج و در اثر افراطی که ما در بعضی از کارهایمان پیش می‌گیریم شأن خود را از دست داده و به یک ضدفرهنگ تبدیل می‌شود.

وقتی یک نیکوکار دست کسی را می‌گیرد که شب به همراه خانواده‌اش با شکم گرسنه سر بر بالین نگذارد، از آن‌ها انتظار دارد که در حق او کار دیگری انجام دهد و جای دیگری جبران کند! قدرشناس محبت بودن بسیار زیباست و باعث تشویق نیکوکار می‌شود اما آیا این عرف درست است که نیکوکار به خاطر تشکر کردن این کار را انجام دهد ؟

امروز دیده می‌شود که حفظ این حرمت از ده‌ها بار تشکر و جبران کردن می‌گذرد و گاه به سکوت در مقابل رفتار و گفتار غیرمنطقی و حتی طرفداری غیرمنصفانه از او در یک مجادله یا معامله کشیده می‌شود!

بدین ترتیب اگر این طرفداری ناحق انجام نشود فرد متهم به «نمک خوردن و نمکدان شکستن» می‌شود! اتهامی که افراد طرفدار حق را از «نمک گیر شدن» می‌هراساند؛ چرا که می‌دانند این نان و نمک از سر مهر صادقانه تعارف نمی‌شود بلکه آنها را در قید جبرانی غیر منصفانه قرار خواهد داد! طبیعتا اینگونه حفظ مبالغه آمیز حرمت نان و نمک عده‏اى را بر آن مى‏دارد که با دادن یک شام و نهار و یا پیشکش یک هدیه و یا دادن رشوه، دهان افراد را بسته و آرا و عقاید آنها را خریده و به اهداف خویش برسند. و بسیاری از ما غافلیم که «عقیده» بالاترین بهایی است که در ازای خوردن یک وعده غذا که در خانه خود نیز یافت می‌شود، می‌توان به دیگری پرداخت!

با کمی دقت می‌توان دید که بسیارى دیگر از توصیه‌های فرهنگى ما چون مراعات دوست و همسایه، حفظ شان فامیل، احترام به بزرگ ‏تر و نگهداشتن حرمت موى سپید و ... که همه در راستای یک قدر شناسی ساده و صادقانه بوده است، به نوعى دچار همین سرنوشت شده‏اند. بدین معنی که در طول زمان، با افراطى که در راه انجام آنها در پیش گرفتیم، تغییر ماهیت داده و به زیر پا گذاشتن حق و عدالت در جامعه منجر شده اند. و چنین است که امروزه مخالفت با درخواست یک دوست، به زیر پا گذاشتن حرمت دوستى تعبیر می‌شود و سرپیچى کردن از فرمان غیر اصولى پدر یا معلم، به شکستن حرمت پدر و معلم و اعتراض به حرف ناحقى که از دهان سالمندى در آمده است به شکستن حرمت موى سفید!!! و اینها همه جامعه را بسوی خفقان و سکوت سوق می‌دهد، راه اعتراض و انتقاد را می‌بندد و در نهایت انسانها را تبدیل به انبار باروتی می‌کند که با اندک تلنگری منفجر می‌شوند. رفتار‌های خشونت بار، عدم صبر و تحمل، حساسیت بیش از حد و اندازه و. . . در جامعه ما ناشی از همین ویژگیهای فرهنگی ماست که هیچکس جز خودمان یعنی آشنایان، دوستان و فامیل به یکدیگر تحمیل نمی‌کنیم.

و نکته جالب توجه این‏جاست که اگر کسى از ما به خاطر همسایگی یا دوستی و یا به هر دلیل دیگرى به ناحق دفاع کند، کار او را نوعی مروت و مردانگى می‌دانیم، و آن را از خصوصیات خوب ملى و فرهنگى خود تلقى کرده و به آن می‌بالیم، اما وقتی همین کارها براى اثبات دوستى به دیگرى و در تضاد با منافع ما قرار گرفت، آنرا پستى و نامردى نام می‌دهیم.

بسیار افرادی که در ادارات و سازمان‏هاى دولتى و غیردولتى اشتغال دارند اگر بتوانند دست آشنایان و دوستان نزدیک خود را به کاری بند می‌کنند و به خاطر این عمل بر خود مى‏‌بالند، کاری که در بسیاری از موارد با زیر پا گذاشتن حق ناآشنایی صورت می‌گیرد. اما اگر همین عمل توسط افراد رده‌‏هاى بسیار بالاتر صورت گیرد، فریادشان به هوا مى‌‏رود که مملکت دارد نابود مى‏‌شود! غافل از این‏که این یک خصوصیت ملى است و مسئولین نیز در راستاى حفظ حرمت نان و نمک و حق دوستى و فامیلى دست به انجام این کارها مى‌زنند!

نقل قول فرهنگی :: کتاب

12 تیر 1386

ای اهل ایمان در راه خدا پایدار و استوار بوده و شما گواه عدالت و راستی و درستی باشید و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن بدارد که از طریق عدل بیرون روید ، عدالت کنید که عدل به تقوی نزدیکتر از هر عمل است و از خدا بترسید که خدا البته به هر چه می کنید آگاه است.

سوره مائده، آیه 8