کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۳ مرداد ۹۷، ۰۵:۰۴ - یه بنده خدا
    بله؟

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برهان» ثبت شده است

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

در دهه «پیشرفت و عدالت» و در شرایطی که بیداری اسلامی حتی تا قلب اروپا هم پیش رفته است و همگان شرایط آینده را همراه با لبخند به آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانند، فرمایشات مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال امام خمینی (ره) بیدارباش و هشداری جدی به نظر می‌رسید. ایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند: «بله، ما رکورد زدیم، ما پیشرفت کردیم؛ اما اگر دلمان را به آنچه که تاکنون به دست آوردیم، خوش کنیم، شکست خواهیم خورد؛ اگر توقف کنیم، به عقب پرتاب خواهیم شد... در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگرى ممنوع است؛ لذت‌جوئى ممنوع است.»

بیان این جملات در کنار سخنانی راجع به «عزت» قطعا معنی‌دار است. معظم له عزت را دلیل نفوذناپذیری در برابر دشمن سیاسی و همچنین دشمن درونی یعنی شیطان دانستند و فرمودند: «کار به جائى میرسد که همچنان که انسان از نفوذ و غلبه‌ى دشمن سیاسى و دشمن اقتصادى محفوظ می‌ماند، از غلبه و نفوذ دشمن بزرگ و اصلى، یعنى شیطان هم محفوظ باقى می‌ماند.»

در واقع می‌توان با این استفاده از این دو موضوع بگوییم که در صورت وجود عزت، هم بر دشمن بیرونی و هم بر دشمن درونی غلبه خواهیم کرد و راه پیشرفت ادامه می‌یابد. اما سوال این است که این دشمن درونی و بیرونی دقیقا چیست، چگونه اثرگذاری می‌کند و چه راهی برای مقابله با آن وجود دارد؟ قصد ما این است که با شناخت دشمن درونی و دشمن بیرونی راه پیشرفت هموارتر و بدون توقف ادامه یابد. به همین دلیل نگاهی داریم به سخنان رهبر معظم انقلاب در رابطه با «دشمن درونی و دشمن بیرونی».

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۱ ، ۱۶:۵۴
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

* اینفوگرافیک این منشور را می‌توانید از اینجا ببینید.

 

 

در روزهایی به سر می‌بریم که هر چند بقایای فتنه 88 وجود دارد اما مردم با حماسه 9 دی نشان دادند که از آن عبور کردند. از طرف دیگر علما و بزرگان خبر از فتنه‌ای پیچیده‌تر و بزرگ‌تر می‌دهند که به گفته برخی از این بزرگواران فتنه دینی است. یکی از مواردی که موجب تقویت فضای ابهام آلود جامعه می‌شود، موضع‌گیری شخصیت‌های دینی و سیاسی است که بعضا ممکن است عمل یا سخن آنان بر اساس «تقوای سیاسی» نباشد.
تقوای سیاسی یکی از کلیدواژگان رهبر معظم انقلاب است که آن را برای باقی ماندن مسئولین و مردم در صراط مستقیم ضروری می‌دانند. به این دلیل تصمیم گرفتیم کمی بیشتر در باب معنی و نکات پیرامون تقوای سیاسی تحقیق کنیم.
تقوای سیاسی چیست؟
-    پایه‌ى همه‌ى خیرات در جامعه، تقواست.
-    تقواى فردى؛ یعنى هر کس بین خود و خدا سعى کند از جاده‌ى صلاح و حق تخطى نکند و پا را کج نگذارد.
-    تقواى سیاسى؛ یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند.
-    سیاست به معناى پشت هم اندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست.
-    سیاست یعنى اداره‌ى درست جامعه؛ این جزو دین است.
-    تقوا و پرهیزکارى، یعنى گستره‌ى وسیع عملهاى خوب، اقدامهاى خوب، فعلهاى خوب و ترک‌هاى خوب. [1]
تقوا در سیاست هم اثر می‌کند
-    دشمن و نهادهاى دشمن، بر اثر تجربه فهمیده‌اند که انسان، آسیب‌پذیر است. مى‌گویند: «هر انسانى، قابل فاسد شدن است. هر کس باشد، مى‌توان فاسدش کرد.» البته راست مى‌گویند؛ با یک استثنا: «الّا المتّقین».
-    متّقین را نمى‌توان فاسد کرد. آنها این را؛ یعنى معناى تقوا را دیگر نمى‌فهمند. بله؛ انسانها را مى‌توان فاسد کرد و مى‌توان زیباییهاى دنیا را از طرق نامشروع در جلوِ چشم آنها به رژه در آورد و دلهایشان را بُرد؛ طورى که همه‌ى ارزشها را دور بریزند و در مقابل جلوه‌هاى مادّى قربانى کنند. اما اگر تقوا نباشد: «الّا المتّقین».
-    تقوا در قیامت هم اثر مى‌کند، در دنیا هم اثر مى‌کند، در سیاست هم اثر مى‌کند، در حفظ نظام هم اثر مى‌کند، در جنگ هم اثر مى‌کند. و این را خودِ شما، درک و لمس کردید و دیدید. [2]

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۰۲
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.
* اینفوگرافیک این منشور را می‌توانید از اینجا ببینید.

 


همزمان با سی و سومین گرامیداشت انقلاب اسلامی ایران، تصمیم گرفتیم آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی از منظر رهبری را بررسی کنیم و به بیان آسیب‌های احتمالی انقلاب و مسئولین آن از زبان معظم له بپردازیم. همچنین سعی کرده‌ایم تمامی راه‌های آسیب‌ناپذیری انقلاب را از دیدگاه ایشان بازبینی نماییم. به امید آنکه شناخت آسیب‌های احتمالی و راه‌های جلوگیری از آن، مصونیت‌بخش انقلاب اسلامی ایران شود.
* پیش‌فرض‌های آسیب شناسی:
- نباید این طور تلقى کرد که آنچه به‌عنوان آسیب‌شناسى انقلاب مطرح مى‌شود، حتماً به آنچه که امروز تحقق و وقوع یافته است، نگاه مى‌کند. نه، شما باید آسیبهاى ممکن را بررسى بکنید.
- آسیب‌شناسى هر موجود، باید با توجه به بنیه‌ى آن موجود انجام بگیرد. بنیه‌ى بعضیها ضعیف است، کمترین ویروسى هم ممکن است آنها را از بین ببرد.
- آسیب‌پذیرى این انقلاب، از همه‌ى انقلاب‌هاى بزرگ دنیا بمراتب کمتر بوده است.
- یک نکته‌ى دیگر این است که در آسیب‌شناسى انقلاب، باید نقش عوامل درونى و بیرونى، هر دو ملاحظه بشود. [1]
* معنای آسیب شناسی انقلاب چیست؟
- آنچه مهم است براى مجموعه‌هاى گوناگون این است که مراقبت کنند، آسیب‌شناسى کنند، نگذارند نقشه‌هاى دشمن در آسیب زدن و آفت وارد کردن توفیق پیدا کند.
- در همه‌ى حرکتهاى موفق، دو کار لازم است: یک کار، پیش‌بینى‌هاى راه براى پیشرفت؛ کار دوم، ملاحظه‌ى نقصها و آفت‌زدائى‌ها و شناخت آسیبها، براى اینکه ضعفها برطرف شود. [2]
- معناى آسیبها هم که مى‌گوییم، مطلقاً خیانت نیست؛ که بگوییم همه جا خیانت است. نه، منظورمان تنبلى، بى‌دقتى، بى‌اهتمامى، دلسوزى و تلاش لازم را نکردن، کار علمى انجام ندادن و متناسب با نیاز، پیش نرفتن است؛ همه‌ى اینها سوء عملکرد است. [3]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۰۴
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

بخش دوم منشور مداحی از منظر رهبری

 

ویژگیهای یک مداح چه باید باشد؟

•    فهماندن شعر خوب، هنر مداح است
-    مردم زبان شعر را بهتر مى‌خواهند، اما مثل زبان نثر نمى‌فهمند؛ بخصوص اگر شعر، شعر بالایى باشد.
-    شما باید این را بفهمانید. فهماندنش با این نیست که آدم با صداى خوب بخواند. خیلیها شعر را با صداى خوب مى‌خوانند؛ ولى مستمع هم نمى‌فهمد که چه گفت! شما باید بفهمانید. این فهماندن، همان هنر مداحى است.
-    شعر را همراه با هنرِ خواندن - که البته غالباً با صداى خوب هم همراه است - براى تفهیم عرضه کنید.
-    اگر با صداى خوب هم همراه نباشد، همان کیفیتِ خواندن، جبران صداى خوب را مى‌کند. گاهى ممکن است از خیلى از خوش‌صداها هم بهتر و جاافتاده‌تر و شیرینتر تلقى بشود. از این باید براى پراکندن بهترین معارف اسلامى در باب اهل‌بیت و غیر آن استفاده کنید.
-    هر آهنگ و آوازى به درد شما نمى‌خورد. آهنگ و آواز خاصى به درد شما مى‌خورد؛ آن هم با شیوه‌ى بیان خاص مداحى. اگر کار مهم نبود، من در بیان این جزییات معطل نمى‌شدم؛ اما کار خیلى مهم است.
-    اگر این کار، خوب انجام بگیرد - که بحمداللَّه ما در طول سالهاى متمادى، بسیارى از برادران را دیده‌ایم که این کار را خوب هم انجام مى‌دادند و مى‌دهند - نقش فوق‌العاده مؤثر و والایى در پیشرفت فکرى و اعتقادى و اسلامى جامعه‌ى ما خواهد داشت.[1] 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۰ ، ۱۰:۱۸
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

برای شیعیان روزهای محرم و صفر، ایام خاصی است. ایام غمناکی که به گفته امام راحل عظیم الشأنمان اسلام را زنده نگه داشته است. روزهایی که کشتی نجات اباعبدالله الحسین (ع) همه را به ساحل محبوب میرساند. در این ایام مردم برای شرکت در عزاداری ها با بلبلان گلزار حسینی بیشتر مأنوس هستند. در این یادداشت سعی کرده ایم تا اهمیت مداحی، وظایف و شرایط مداح و همچنین آفات مداحی را از منظر رهبری جستجو کنیم تا مطمئن تر به سر منزل مقصود برسیم.
اهمیت مداحی
جریان عاطفی تشیع
-    از اولِ تاریخ تشیع تا امروز، یک عنصر اصلى و اساسى در تشیع و جریان تشیع، همین جریان عاطفى است.
-    البته عاطفه‌ى متکى به منطق، عاطفه‌ى متکى به حقیقت، نه عاطفه‌ى پوچ.
-    لذا شما در قرآن هم ملاحظه میکنید که اجر رسالت، محبت و مودت در قربى است؛ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى». این خیلى نکته‌ى مهمى است که باید به آن توجه داشت.
-    خدشه‌دار کردن این محبت به هر شکلى و به هر صورتى، خیانت به جریان عظیم محبت اهل‌بیت و پیروى اهل‌بیت است. این محبت را باید حفظ کنید.
-    لذا شما مى‌بینید در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) این همه محدثین، این همه شاگردان آگاه و فقهاى بزرگ در خدمت امام صادق (علیه‌السّلام)، امام باقر (علیه‌السّلام) و ائمه‌ى دیگر بودند، معارف را نقل کردند، احکام را نقل کردند، شرایع را نقل کردند، اخلاقیات را نقل کردند، شنیدند و نقل و ثبت کردند؛ اما در کنار همه‌ى اینها، باز وقتى انسان درست نگاه میکند، مى‌بیند نگاه به دعبل خزاعى است، نگاه به سید حمیرى است، نگاه به کمیت بن زید اسدى است. در حالى که امثال زراره و محمدبن‌مسلم و بزرگانى از این قبیل در دستگاه ائمه (علیهم‌السّلام) هستند، اما امام رضا (علیه‌السّلام) دعبل را مینوازد؛ امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) سید حمیرى را مورد توجه و محبت قرار میدهد؛ این به خاطر این است که آن جنبه‌ى ارتباط عاطفى و محبت‌آمیز، در شعر شاعران، مدح مادحان و ذکر ذاکران، به نحو اتمّ و اوفى وجود دارد، اما در دیگر جاها وجود ندارد؛ یا اگر هست، ضعیف است؛ یا اینجورى بگوئیم، تأثیرگذارى آن ضعیف است. شعر، مدح، ذکر، این نقش را در تاریخ تشیع دارد. 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۰ ، ۱۳:۰۰
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

بخش دوم منشور آزاداندیشی از منظر رهبری

 

سه کرسی متفاوت ولی در یک راستا
· به نظر مى‌رسد که هر سه روش پیشنهادى شما یعنى تشکیل 1) «کرسى‌هاى نظریه‌پردازى»؛ 2) «کرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «کرسى‌هاى نقد و مناظره»، روش‌هایى عملى و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوى که هر چه بیش‌تر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکانداران و فریب‌کاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‌تر شود[1].
 آزادفکری در همه‌ی رشته‌ها
· من بر پیشنهاد شما مى‌افزایم که این ایده چه در قالب «مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امکان داورى» و با حضور «هیأت داورى علمى» و چه در قالب تمهید «فرصت براى نظریه‌سازان» و سپس «نقد و بررسى» ایده‌ی آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فکر دینى یا علوم انسانى و اجتماعى نیز نماند بلکه در کلیه‌ی علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پایه و علوم کاربردى و ...) و در جهت حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریه‌سازان در این علوم و در فنون و صنایع نیز چنین فضایى پدید آید.
· براى آن‌ که ضریب «علمى بودن» این نظریات و مناظرات، پایین نیاید و پخته گویى شود و سطح گفت‌وگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتى نشود، باید تمهیداتى اندیشید و قواعدى نوشت.
· این‌جانب با چنین طرح‌هایى همواره موافق بوده‌ام و از آن حمایت خواهم کرد و از شوراى محترم مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم مى‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همکارى و مشارکت «اساتید و محققین برجسته‌ی حوزه»، براى بالندگى بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینى و نیز فعال کردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارک چنین فرصتى را ببینند.
· از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و به‌ویژه ریاست محترم آن نیز مى‌خواهم که این ایده را در اولویت دستور کار شورا براى رشد تمامی علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه‌اى و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه‌ی علوم و فنون و صنایع و به‌ویژه رشته‌هاى علوم انسانى و نیز معارف اسلامى قرار دهند تا زمینه براى این کار بزرگ به تدریج فراهم گردد و دانشگاه‌هاى ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و تولید فن‌آورى و فرهنگ، قرار گیرند. بى‌شک هر دو نهاد از طرح‌هاى پیشنهادى فضلا دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه‌ی جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمى» و «نظریه پردازى روشمند» را در کلیه‌ی قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند.[2] 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۰ ، ۲۳:۳۶
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

سال 76 سالی بود که رهبر معظم انقلاب، زندگی قرآنی را زمینه ساز آزادفکری جامعه معرفی کردند و سال 81 سالی بود که برای اولین بار پیشنهاد برگزاری کرسی های آزاداندیشی را ارائه فرمودند. از آن روزها، سال های متمادی می گذرد اما آنقدر عملکرد امثال ما در اجرای آن ضعیف بود که ایشان چند هفته پیش فرمودند « من صدبار تاکید کردم...»

تصمیم گرفتیم برای اینکه طعم واقعی ولایت پذیری را بچشیم، منشوری از منظر معظم له آماده کنیم تا در زمینه کرسی آزاداندیشی هم راه را بشناسیم و هم وظایفمان را. ما بر این اعتقادیم که ولایت پذیری آن نیست که برخی ها به عنوان ابزار سیاسی از آن استفاده می کنند بلکه باید در تمامی زمینه ها به خواسته های ولی فقیه گوش سپاریم و عمل نماییم. باشد که ایران اسلامی را بر بام جهان ببینیم.
•    ضرورت آزاداندیشی
راه تعالی فرهنگ، آزاداندیشی است
-    اگر بخواهیم در زمینه‌ى گسترش و توسعه‌ى واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به این‌که از مواهب خدادادى و در درجه‌ى اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. [1]
بهترین راه علاج هرج و مرج فرهنگی
-    براى علاج بیمارى‌ها و هتاکى‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. [2]
•    آزاداندیشی چیست؟
آزادفکری و عقلانیت، مایه افتخار تشیع
•    آزاد فکرى و عقلانیت شیعه، این دو عنصرِ در کنار هم، مایه‌ى افتخار ماست. تفکرات شیعه، عقلانى است. ما از اول تشیع در تعالیم ائمه (علیهم‌السّلام) به سوى عقل، منطق و استدلال سوق داده شدیم و همین‌طور هم باید عمل بکنیم؛ حتّى در فقه.
•    شما ببینید شاگردان برجسته‌ى امام صادق و امام باقر (علیهما السّلام) در مواردى با حضرت طورى حرف مى‌زدند که حضرت با آنها استدلالى حرف مى‌زدند. «یعرف هذا و اشباهه من کتاب اللَّه عزّوجلّ: ما جعل علیکم فى الدّین من حرج»؛ یعنى به «زراره» یاد مى‌داد که این‌طورى باید از کتاب خدا استفاده کنى؛ یعنى امام روش اجتهاد و استنباط از قرآن را به او یاد مى‌دهد.
•    ما از اول این طورى رشد کردیم؛ شیعه عقلانى و با آزادفکرى رشد کرده است. این را باید قدر دانست و دنبال کرد. [3] 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۰ ، ۱۴:۰۳
قاسم صفایی نژاد

قسمت چهارم و پایانی منشور تهاجم فرهنگی

 

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

چه کسانی باید با تهاجم فرهنگی مبارزه کنند
·  مبارزه فکری با تهاجم فرهنگی وظیفه حوزه است/ دولت باید پشتیبانی کند
- هدف این تهاجم با چنین ابعادى، اسلام و انقلاب و ما هستیم. البته، شکى نیست که مقابله با این تهاجم، پول و بودجه و امکانات و پشتیبانی‏هاى سیاسى دولت را مى‌خواهد؛ اما دولت پول بدهد و پشتیبانى بکند که چه بشود؟ طبیعى است که فکرى پخش بشود. آن فکر کجا تولید خواهد شد؟ آیا آن هم در دولت است یا در حوزه؟ این‏ها انتظاراتى است که از حوزه مى‌رود.[1]
- یک وقت فرهنگى، تمدنى، عقیده‌اى و یا مکتبى بر بشر عرضه مى‌شود که ممکن است جهات خیلى خوبى هم در آن باشد. مثلا مجموعه‌ى تفکرات مکتب عرضه شده، موجب گردد که نیروهاى درونى افراد بشر به کار بیافتد؛ استعدادهایشان شکوفا شود؛ کار کنند، ابتکار کنند، سازندگى کنند، تولید ثروت کنند و دنیا را نوسازى کنند. این خصوصیات هم ممکن است در مکتب عرضه شده باشد. اما همین مکتب، عیبى هم در درون خود داشته باشد، که موجب شود همین مردمى که این بهره‌ها را از قبل این مکتب مى‌برند، زیان‏هاى سختى تحمل کنند که گاهى آن زیان‏ها، از این منافع هم بیشتر مى‌گردد. مثال واضحش، تفکر غرب و فرهنگ سرمایه‌دارى و آزادى فردى و لیبرالى رایج در غرب است.
- بنده مکرر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربى حرف مى‌زنم. معناى صحبت‏هاى بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از باى بسم‌الله تا تاى تمت، همه‌اش خراب و خرابى و بدى است. اگر این گونه بود، شهروندان ممالک غربى، از اول آن را نمى‌پذیرفتند و اصلاً تحمل نمى‌کردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتى دارد که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت و جوامع را به خود جذب کرد.[2]
- مردم را هدایت کنید؛ ذهن مردم را روشن کنید؛ مردم را به فراگرفتن دین تشویق کنید؛ دین صحیح و پیراسته را به آن‏ها تعلیم دهید؛ آن‏ها را به فضیلت و اخلاق اسلامى آشنا کنید؛ با عمل و زبان، فضیلت اخلاقى را در آن‏ها به وجود آورید؛ مردم را موعظه کنید؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانید؛ انذار کنید - انذار سهم مهمى دارد؛ فراموش نشود - آن‏ها را به رحمت الهى مژده دهید؛ مؤمنین و صالحین و مخلصین و عاملین را بشارت دهید؛ آن‏ها را با مسایل اساسى جهان اسلام و با مسایل اساسى کشور آشنا کنید. این مى‌شود آن مشعل فروزانى که هر یک از شما عزیزان این مشعل را در هرجا روشن کنید، دل‏ها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حرکت به‌وجود خواهد آمد؛ ایمان عمیق خواهد شد. مؤثرترین حربه علیه این تهاجم فرهنگى و شبیخون نامردانه‌ى دشمن همین است؛ از این به‌شدت نگرانم.[3] 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۰ ، ۱۰:۴۰
قاسم صفایی نژاد

بخش سوم منشور تهاجم فرهنگی از منظر رهبر معظم انقلاب
 

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

غرق نشدن در مباحث نظری در باب تهاجم فرهنگی
-  براى این‏که ما بتوانیم نسخه‌ى درست پیشرفت را پیدا کنیم، چه لازم داریم؟ بحث نظرى. این، یکى از آن کارهایى است که شماها باید بکنید. پیشرفت یک کشور چیست؟ البته مقصودم این نیست که در بحث‏هاى ذهنى و باز بیفتیم و همین‌طور خودمان را معطل مباحث ذهنى بکنیم؛ مباحث تئوریک بدون توجه به خارج و واقعیات؛ نه، این‏ها را نمى‌خواهم، این غلط است.
- مثل این‏که در باب تهاجم فرهنگى ما یک روزى گفتیم دارد تهاجم فرهنگى انجام مى‌گیرد. این صحبت دوازده، سیزده سال قبل است. اگر از من مى‌خواستند که تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، من که با چشم خودم کأنه دارم تهاجم فرهنگى را مى‌بینم، مى‌توانستم موارد را نشان بدهم. در چندین سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضی‏ها شروع کردند به انکار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنین چیزى وجود ندارد!
- بنده به یاد بنى‌صدر افتادم. در اول جنگ تحمیلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‌آمدند و مى‌گفتند عراقی‏ها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنى صدر مى‌گفتیم: رییس جمهور! شما چه خبر دارید؟ مى‌گویند عراقی‏ها حمله کردند؛ مى‌گفت دروغ مى‌گویند؛ این سپاه براى این‏که خودش امکانات دست و پا کند، این حرف‏ها را مى‌زند! آن‏ها را متهم مى‌کردند. بعد هم به دهلران رفت - که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‌گویند عراقی‏‏ها آمده‌اند؛ عراقی‏ها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله‌ى عراقی‏ها تصرف شد.
- بعضى این‌طورى‌اند؛ چشمشان را روى هم مى‌گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگى نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحث‏هاى ذهنى رفتند! «تهاجم یعنى چه؟»، «فرهنگ یعنى چه؟»، «فرهنگى چه چیزهایى را شامل مى‌شود و چه چیزهایى را شامل نمى‌شود؟» ما به این‏ها چه کار داریم؟!
- نقل مى‌کنند قدیم‏ها که در یک شهرى، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده‌اى رفتند پیش عالم شهر - که آدم گوشه‌گیرى بود - تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند: آقا! در این شهر سینما ساخته‌اند، شما یک اقدامى بکنید. عالم یک فکرى کرد، گفت: حالا ببینیم این سى‌نُماست یا سى‌نَماست یا سى‌نماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظرى کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند! بنده طرفدار بحث‏هاى نظرى این طورى نیستم که برویم در آنها غرق بشویم؛ اما به هر حال باید بحث‏هاى نظرى انجام بگیرد تا معلوم شود که پیشرفت به چیست.[1] 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۰ ، ۱۵:۰۹
قاسم صفایی نژاد

بخش دوم منشور تهاجم فرهنگی از منظر رهبر معظم انقلاب

 

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

دشمن بیرونی با تهاجم فرهنگی، دشمن درونی را فعال می‏کند

- آن‏چه ما آن را تهاجم فرهنگى دشمن مى‌نامیم و پیوسته مردم هوشیار خود و بیش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن فرا می‏خوانیم، همانا کوشش همه جانبه‌ى دشمنان ما با استفاده از همه‌ى ابزارهاى تبلیغى و خبرى و سیاسى و امنیتى براى برانگیختن همین دشمن درونى است.[1]
- یکى از مسایلى که دشمن به‌طور جدى در کشور تبلیغ مى‌کند، مسأله‌ى اباحی‏گرى است. اباحی‏گرى اعتقادى و عملى، یعنى پایبندی‏ها و تقیدات و تکیه‌گاه‏هایى که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصى عازم و مصمم مى‌کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدى بگیرید.
- یکى از سیاست‏هاى دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند. چند سالى است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‌اند.
- بنده از همان اوایلى که این تبلیغات در رفتارهاى دشمنان کشور، اجرایى و عملیاتى شده بود - حدود ده، یازده سال پیش - متوجه‏ی این نکته شدم و به همه، بخصوص به مسؤولان فرهنگى هشدار دادم و گفتم این‏ها مى‌خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابى که یکى از افتخارات تاریخ بشرى در زمان ماست؛ انقلابى که یک ملت با دست خالى و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ على‌الظاهر تسخیرناپذیر استکبار در این منطقه آن را بر پا کرد و موفق شد؛ انقلابى به نام خدا؛ انقلابى در راه ارزش‏هاى اسلامى؛ انقلابى که ملت‏هاى مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابى که در همه‌ى نقاط جهان ملت‏ها را خودباورى بخشید و آن‏ها احساس کردند که یک ملت مى‌تواند بر بزرگ‏ترین موانع پیروز شود و فایق آید.
- دشمنان مى‌خواستند پیام آزادى، معنویت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانى‌اى را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کارى بود که به صورت برنامه‌ریزى شده و با انواع و اقسام طرق تبلیغاتى، آن را دنبال کردند.
- البته متأسفانه یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همان‏ها را تبلیغ کردند و هنوز هم مى‌کنند. این براى آن است که پشتوانه‌ى فکرى - که در واقع تکیه‌گاه اراده و عزم راسخ مردم است از آنها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالى است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهى که انسان در آن قدم گذاشته، مى‌شود آن راه را ادامه داد؟
- همه باید مسایل فرهنگى را جدى بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحیگرى است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریانهاى خلاف اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد مى‌شود. اینها چیزهایى است که همه‌ى مسؤولان کشور باید به آن بسیار توجه کنند و فقط مخصوص مسؤولان فرهنگى نیست.[2] 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۰ ، ۱۳:۱۰
قاسم صفایی نژاد