۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطمیه» ثبت شده است

پروانه مدار خود...

فرهنگی :: شعرفرهنگی :: مناسبت
 
فاطمه پروانه مدار خودش بود                           منحصرا تحت انحصار خودش بود
 
فاطمه مخدوم خویش و خادم خویش است          کعبه خود بود و پرده دار خودش بود
 
نان کسی بر لبش حلال نباشد                      فاطمه هر روز نان بیار خودش بود
 
روح خودش را گرفت و در تن خود ریخت             خلقت زهرا در اختیار خودش بود
 
گفت انا من فاطمه، فاطمه منی                     فاطمه پس سالها کنار خودش بود
 
اینکه ولایت چنین به نام علی شد                  کار علی هم نبود، کار خودش بود
 
هیچ زمان رو نزد به غیرت شمشیر                    تکیه زهرا به ذوالفقار خودش بود
 
نه که بخواهد نبی مقام بگیرد                       بوسه به دست تو افتخار خودش بود
 
نیست عجب گر علی به خاک تو افتد               چون که مزار تو، مزار خودش بود
 
 
 
* این شعر در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در سال 89 توسط حاج منصور خوانده شده است.
 
 
 
 

 
 

مادری‌اش روز محشر تازه گل خواهد نمود

فرهنگی :: شعرفرهنگی :: مناسبت
 
شکر می‌گویم خدا را خلقتم زهرایی است              شد گواهم اشک جاری طینتم زهرایی است
گر گناهی هم نمایم دست من خواهد گرفت             من نخواهم شد ذلیل و عزتم زهرایی است
فاطمیه از محرم بیشتر گریه کنم                             بر جهان تاثیر دارم، قدرتم زهرایی است
من حسینی بودنم را خرج مادر می‌کنم                    شاهدم باشد خود او، هیئتم زهرایی است
عاشقی گفتا خدایا قبر می‌خواهم چه کار                بی نشانم کن ببینند تربتم زهرایی است
مادری‌اش روز محشر تازه گل خواهد نمود                 تازه می‌فهمم خدایا قیمتم زهرایی است
آن زمانی که زند تکیه به کعبه مهدی‌اش                  فاش می‌گوید به عالم دولتم زهرایی است
شد به یک سیلی تمام چهره‌های ما کبود                غصه‌هایم، گریه‌هایم، غربتم زهرایی است
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فرهنگ فاطمیه

فرهنگی :: مناسبت

سلام من به مدینه به آستان رفیعش                 به مسجد نبوی، به لاله‌های بقیعش

سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش         سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش

نشسته باز دلم پشت درب بسته آنجا                گرفته باز دلم بهر قبر مخفی زهرا

تو ای مسافر شهر مدینه در دل شب‌ها               نبود هر چه که گشتم نشان ز مرقد زهرا

سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی              ز غیر هر چه که دیدی به یار شکوه نکردی

سلام من به بازو و کبودی رویت                        به سرخ فامی اشک تو و سپیدی مویت

به ایام فاطمیه اول رسیدیم. چقدر زود گذشت که بزرگان می گفتند قدر بدانید شاید سال دیگه نتونید فاطمیه رو درک کنید.

درک کردن فاطمیه؛

چه کسانی فاطمیه را درک می‌کنند؟ درک کردن فاطمیه بستگی به چه چیزهایی دارد؟ آیا درک کردن فاطمیه فقط به لباس مشکی پوشیدن و روضه گرفتن و سینه زدن است، بی آنکه به فرهنگ فاطمیه نزدیک شویم؟

عده کمی در فاطمیه و به خصوص فاطمیه اول به عزا می‌نشینند اما همان عده کم هم به این موضوع توجه نمی‌کنند که فاطمیه چه درس‌هایی برای ما دارد!

چه می‌شود که خانمی که جهان به خاطر او خلق شده است این گونه خود را فدای ولایت و مهم‌تر از آن فدای حق می‌کند؟

به خودمان فکر کنیم، در کجای فرهنگ فاطمیه ایستاده‌ایم؟ چگونه خود را شیعه کسانی می‌دانیم که فقط در حرف می‌توانیم بگوییم به اعمال آنها عشق می‌ورزیم ولی در عمل خود را به آنها نزدیک نمی‌کنیم؟

چقدر حقیرند کسانی که به اسم مصلحت همه کم کاری‌های خود را توجیه می‌کنند و از ترس اینکه مردمان کوچک این زمانه از دور آنها پراکنده شوند، حاضرند حق را پنهان کنند اما غافل از آنکه حق هیچگاه پنهان نمی‌ماند و این انسان‌های حقیر روزی در انبوه برگ‌های درخت زیبا و تنومند حق و عدالت گم می‌شوند.

چقدر ساده لوحند کسانی که به دنبال خشنودی همگان هستند و خشنودی خالق خود را فراموش کرده‌اند. خشنود بودن مردم از انسان چیز بدی نیست، یکی از دعاهای پیامبر اسلام هم این بود که: «خدایا مرا در میان مردم خوشنام قرار بده»، اما چه نکاتی که در این زمینه نگاشته نشده است و چقدر کار انسان سخت شده است! کتاب‌های بسیاری که در این زمینه نوشته شده است در یک حکمت نهج البلاغه خلاصه شده است و بسیار آسان هدف و وسیله ما را مشخص می‌کند:

«رابطه خود را با خدا اصلاح کن، آنوقت خداوند رابطه تو با همه را اصلاح خواهد کرد.»