۲۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقل قول» ثبت شده است

چرا در رسانه‌ها ستاره‌پروری می‌شود؟

فرهنگی :: کتاب

علت وجودی نظام ستاره‌پروری تثبیت تقاضای متغیر است؛ و از آنجا که تغییر تقاضا تا حدودی، ارتباطی منطقی با سطح درآمد دارد، این نظام در کشورهای ثروتمند به نسبت کشورهای فقیر از اهمیت بیشتری برخوردار است. کار این نظام ساده است. عرضه‌کنندگان نمی‌دانند و نمی‌توانند بدانند که آیا محصول تازه موفق خواهد بود یا خیر؛ زیرا اطلاعی از تمایل و سلیقه‌ی مصرف‌کنندگان ندارند. اما اگر نوعی رابطه‌ی عاطفی میان اجراکننده و مصرف‌کننده ایجاد شود، پیش‌بینی تقاضا به علت ثبات بیشتر آن آسان‌تر خواهد بود. 

 

صنایع فرهنگی، صفحه ۷۴

ناشر: یونسکو، مترجم: مهرداد وحدتی

پیروزی واقعی

فرهنگی :: کتاب

پیروزی در جنگ چیزی است ابلهانه؛ پیروزی واقعی آن است که به طرف حقیقتی را بفهمانیم و او را قانع کنیم. پس سعی کنید بلکه بتوانید چیزی را ثابت کنید. شما هم وقتی در زد و خوردی یا در جایی پیروز شدید، خوشحالی می‌کنید؟ چه خوشحالی مبتذلی! 

بینوایان؛ صفحه ۱۲۲۸

نویسنده: ویکتور هوگو

 

اخلاق، فراتر از قانون است

فرهنگی :: کتاب

اخلاق فراتر از قانون است. مصداق‌های این جمله پرمعنا را، گوینده‌اش هر که باشد، همه ما به گونه‌های مختلف در زندگی روزمره‌مان می‌بینیم و به خوبی حس می‌کنیم؛ می‌توان به قانون عمل کرد و به آن عقیده نداشت، اما نمی‌توان بدون عقیده به اصلی اخلاقی، اخلاقی عمل کرد.

 

آشنایی با ویراستاری و نشر، صفحه ۱۲۲

نویسنده: عبدالحسین آذرنگ

عملکرد جالب مغز

فرهنگی :: کتاب

آزمایش‌ها نشان می‌دهند که اگر کسی در اثر حادثه‌ای کور شود، آن بخش از مغز که پردازش محرک‌های دیداری را به عهده داشته (قشر دیداری مغز) تاریک و بی‌مصرف نمی‌شود، بلکه به سرعت توسط مدارهای پردازش صدا مورد استفاده قرار می‌گیرد. حال اگر فرد خط بریل یاد بگیرد، این بخش از مغز مجددا برای پردازش اطلاعات منتقل شده از طریق لامسه، به کار گرفته می‌شود...

راماچاندران عصب شناس، در آزمایش بدن نوجوانی که بازوی چپش را در تصادف خودرو از دست داده بود، کشف کرد که وقتی از او می‌خواست چشمش را ببندد و بعد نقاط مختلفی از صورتش را لمس می‌کرد، بیمار تصور می‌کرد که بخش‌هایی از بازوی قطع شده‌اش لمس می‌شود. یک بار راماچاندران نقطه‌ای زیر بینی پسر را لمس کرد و پرسید «حس می‌کنی کجا را لمس می‌کنم؟» و او پاسخ داد «انگشت کوچک دست چپم سوزن سوزن می‌شود.» به وضوح، نقشه مغزی پسر در فرآیند بازسازمان‌دهی بوده و نورون‌ها برای کاربردهای جدید آرایش جدیدی می‌یافتند...

اگر چه انعطاف سیستم عصبی راهی برای فرار از جبرگرایی ژنتیک پیش رو می‌گذارد، روزانه‌ای برای تفکر آزاد و اراده آزاد، با این حال جبرگرایی خاص خودش را هم به ما تحمیل می‌کند. با قوام گرفتن مدارهای خاصی در مغزمان از راه تکرار فعالیت‌های فیزیکی یا ذهنی، فعالیت‌ها تبدیل به عادات می‌شوند. بنابر اظهار دویچ، تناقض انعطاف سیستم عصبی، با تمام انعطاف ذهنی‌ای که به ما می‌بخشد، در این است که می‌تواند ما را در «رفتارهایی صلب» قفل کند.

کم‌عمق‌ها؛ اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟

نویسنده: نیکلاس کار

 

 

نقطه مقابل «گذشته»، «آینده» نیست!

فرهنگی :: کتاب

ویران کردن کار خوبی است به شرط آنکه چیزهای تازه‌ای در جای ویرانه‌ها ساخته شود. و ما در انتظار این بازسازی، چیزهایی را مطالعه می‌کنیم که دیگر وجود ندارد. و به این مطالعات نیاز داریم تا در آینده از این چیزها پرهیز کنیم. نقطه مقابل «گذشته» به غلط «آینده» نام گرفته است. ما وقتی گذشته را می‌بینیم که با گذرنامه جعلی قصد بازگشت دارد، نباید بگذاریم که بازگردد و دوباره چنین دامی برای ما بگستراند؛ باید از آن پرهیز کنیم. گذشته چهره‌ای دارد آلوده به خرافات و با نقابی به نام ریا چهره‌اش را پنهان می‌کند. نقاب از چهره‌اش برداریم تا آشکارا او را ببینیم.

 

بینوایان، صفحه ۹۲۹

نویسنده: ویکتور هوگو

حماقت بزرگ از خطاهای کوچک به وجود می‌آید

فرهنگی :: کتاب

حماقت‌های بزرگ آدمی، به طناب‌های ضخیم می‌مانند، که از رشته‌های نازک به هم تافته به وجود آمده‌اند. این رشته‌های نازک را اگر جدا جدا باشند، به آسانی از هم می‌گسلید و با خودتان می‌گویید: «این که چیزی نبود!» اما رشته‌های نازک را وقتی به هم می‌پیچید، ضخامت و قدرت می‌یابند. بنابراین، خطاهای مردان بزرگ، عظیم و سترک به نظر می‌آیند.

 

بینوایان، صفحه ۸۷۰

نویسنده: ویکتور هوگو

مرگ هراسناک کدام است؟

فرهنگی :: کتاب

در منطق علی بن ابیطالب علیه السلام، آن مرگی که تمامی افراد و اجتماعات باید از آن بهراسند، عبارت از مرگ وجدان و فطرت است. زیرا فرد یا اجتماعی که خودپرستی و عشق به شخصیت را به جایی برساند که تمامی ارزش‌های زندگی را به تراکم ثروت و امر و نهی منحصر کند، چنین فرد یا اجتماعی دو اسبه به سوی انقراض و نابودی می‌تازد. در آن فرد و اجتماعی که وجدان و فطرت اولیه می‌میرد، احساس تکلیف نابود گشته، مبادی و اصول انسانیت که انسان را از وحشی جدا می‌کند و به او علم و فلسفه و اخلاق و دین یاد می‌دهد، جای خود را برای تنازع در بقا و پامال نمودن ناتوانان خالی می‌کند.

 

نگاهی به امام علی علیه السلام، صفحه ۱۴۹ و ۱۵۰

نویسنده: علامه محمدتقی جعفری

پست فطرت میانه‌رو!

فرهنگی :: کتاب

تناردیه در همه کار و حتی در مکر و حیله، تعادل را نگاه می‌داشت. در پست فطرتی میانه‌رو بود؛ که چنین پست فطرتانی خطرناک‌ترند؛ زیرا پستی نهادشان با تزویر و ریا درآمیخته است.

بینوایان، صفحه ۷۰۹

نویسنده: ویکتور هوگو

هر دو از یک دست برنمی‌آید

فرهنگی :: کتاب

جنگ زیبایی‌های هراس‌آوری دارد که در این باره چیزهایی گفته‌ایم. اما جنگ زشتی‌هایی نیز دارد که از همه پلیدتر و نفرت‌انگیزتر به یغما بردن آسیای مردگان است پس از پیروزی؛ یعنی به هنگامی که نخستین سپیده سحری پس از پایان جنگ بر اجساد بی‌جان و بی‌دفاع می‌تابد.

چه کسانی مردگان را غارت می‌کنند؟ چه کسانی پیروزی را با پلیدی می‌آلایند؟ این دزدان چه کسانی هستند که پس از پیروزی به رزمگان هجوم می‌آورند؟ بعضی از دانایان و از جمله ولتر معتقدند غارتگران همان فاتحانی هستند که به افتخار دست یافته‌اند؛ و می‌گویند که غارتگری کار پیروزمندان است و دیگران در این میان کاره‌ای نیستند. بر اساس این نظریه، همان کسانی که در جنگ فاتح شده‌اند، و صحیح و سالم مانده‌اند، به جان کسانی می‌افتند که بی‌جان و بی‌دفاع بر خاک افتاده‌اند، و آنها را لخت می‌کنند. این فاتحان، قهرمانان روزند و خفاشان شب؛ و خود را مجاز می‌دانند که از جسدی که خود بر خاکش انداخته‌اند دزدی کنند. اما ما با این نظریه موافق نیستیم؛ به کف آوردن تاج افتخار و در آوردن کفش از پای مردگان، هر دو از یک دست برنمی‌آید.

 

بینوایان، صفحه ۶۴۵

اثر: ویکتور هوگو

مطلا به جای طلا

فرهنگی :: کتاب

موفقیت چیزی است بس مهیب که با لیاقت تشابه کاذبی دارد و آدمی را فریب می‌دهد... در روزگار ما یک نظریه تقریبا رسمی و فلسفی، در نهایت صمیمیت وارد خانه موفقیت شده و به خدمت او کمر بسته است. این نظریه می‌گوید: «موفق شدن، به هر قیمتی که باشد!» و این نظریه فلسفی عصر حاضر است. ترقی و پیشرفت به هر ترتیبی که باشد، نشانه لیاقت است؛ حتی اگر در بخت‌آزمایی برنده شوید، مرد لایقی خواهید بود. هر کس پیروز شود مورد احترام است. همه چیز در این نکته نهفته است که سفیدبخت به دنیا بیایید، خوش اقبال باشید، بقیه چیزها خود به خود درست می‌شود. اگر چند مرد بزرگ و انگشت شمار را که روشنایی بخش قرن ما هستند کنار بگذاریم، ستایش و تجلیل از معاصران به علت نزدیک بینی است. در این ایام، مطلا را به جای طلا می‌گذارند. 

 

جلد 1 بینوایان، صفحه ۱۰۳
نویسنده: ویکتور هوگو