کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۲۴۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقل قول» ثبت شده است

احترام و محبت، غیر از مرید و مرادبازی است. آنچه ما الان داریم چیز عجیبی است. همان چیزی است که قرآن با آن مبارزه کرده است. من مکرر گفته‌ام باید میان معلم و متعلم رابطه نقادانه برقرار باشد. معلم و متعلمی که در نظام‌های پیشرفته تعلیم و تربیت زندگی می‌کنند، چه نوع رابطه‌ای دارند؟ حضرت استاد در کلاس همچون بتی است که نمی‌شود گفت بالای چشمش ابروست. خیال نکنید این انحراف در جامعه ما فقط در رابطه مردم با عالمان دین به وجود آمده. رابطه بین محصل و معلم در دبستان و دبیرستان و دانشگاه هم چیزی از همین قبیل است. استادهای دانشگاه به طاغوت‌ها خیلی بیشتر شبیه‌اند تا به معلم‌ها. عالمان دین هم به طاغوت‌ها خیلی نزدیک‌ترند تا به انسان‌های نمونه روشنگر سازنده. چرا؟ چون مردم ما طاغوت‌پرور هستند.

ما باید مردم را بیدار کنیم. مردم را از طاغوت‌پروری بر حذر بداریم. من گمان نمی‌کنم علاجی جز این داشته باشد. اگر فکر می‌کنید که ما بیاییم خودمان را نصیحت بکنیم بدون اینکه شما بخواهید ما را به راه راست بیاورید، این محال است. تا شما مردمی نشوید که مراقب به اصطلاح رهبران و راهنمایانتان باشید، تا شما در مورد مراقبت از گفتار و رفتار کسانی که بر کرسی هدایت و رهبری جامعه نشسته‌اند احساس وظیفه نکنید، تا شما با چشم باز به همه چیز ننگرید و با انصاف به هر کار چشم ندوزید و با فکر باز هر کاری و هر گفتار را ارزیابی نکنید،‌ همین آش است و همین کاسه. تا خر هست، یک خرسوار را پایین بیاورید، دیگری سوارش می‌شود.

 

پیامبری از نگاهی دیگر

صفحه 270 و 271

نویسنده: شهید بهشتی

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۳۲
قاسم صفایی نژاد

صنعت سینما در کشور ما اگر امروز از صفر بالاتر است، درجه مختصری بالاتر است. هنری بوده که دنبال کردن لازم داشته است، ولی اصلا روی آن هیچ کار حسابی نشده است. البته بعد از انقلاب، در این زمینه خیلی کار شده است، نه اینکه حالا ما در حد مطلوب هستیم؛ نه، بالاخره ما شصت، هفتاد سال عقب‌ماندگی داریم. مجموعه‌ای که بر یک کشور حکم‌روایی می‌کنند، آثار کارشان که محدود به بودن وجود نامیمون خودشان نیست. مدت‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. ما هنوز حالا، حالاها درگیر نکبت‌های ناشی از رژیم پهلوی و رژیم قاجار هستیم و تا مدت‌ها خواهیم بود. مگر کسانی که در این زمانند، همت کنند و بتوانند آن غبارهای دیرین را از سر و روی این ملت، مقداری بسترند. فرض بفرمایید، در تئاتر هیچ پیشرفتی نداریم؛ در حالی که تئاتر در جایی که زادگاه آن است، یعنی در کشورهای اروپایی و غربی، یکی از رساترین بیان‌ها را دارد. ولی اینجا هیچ خبری از این بیان نیست. مثل این است که انسان لغتی را بلد نباشد، لغت‌های هنری اینگونه است. ملتی که سینما ندارد، مثل انسانی است که زبانی از زبان‌های مورد تفاهم و تکلم را بلد نیست. فرض بفرمایید کسی که در کشور ما، همه لهجه‌های محلی زبان‌های ایرانی را بلد است، این فرد، گستره فهم و تعاطی افکارش نسبت به کسی که بلد نیست، چقدر زیاد است. با همه حرف می‌زند، با همه تفاهم می‌کند، به همه تفهیم می‌کند و از همه می‌گیرد. یا کسی که زبان‌های غیر ایرانی – بیگانه – را  بلد نیست، چقدر تفاوت دارد؟ لغت هنر هم همین است. کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی‌فهمد، راه‌های معرفت به رویش بسته است. ملتی که هر کدام از این‌ها را ندارد، دریچه‌ای به روی او بسته است.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 48 و 49

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۲۴
قاسم صفایی نژاد

اهمیت فرهنگ برای زمان و دوره ما، اهمیت خیلی بالایی است و باید کار فرهنگی مورد توجه جدی قرار بگیرد. البته کار فرهنگی هم، کار پیچیده‌ای است و متولیان امور فرهنگی کشور در بخش‌های مختلف باید تلاش کنند که در دو بخش پیشرفت کنند؛ یک بخش، بخش گسترش کمّی فرهنگ در داخل آحاد و نفوس مردم است. فرض بفرمایید گسترش کتاب‌خوانی در کشور، گسترش کتاب و کتابخانه، افزایش مدارس و مراکز تحقیقی و پژوهشگاه‌ها، بردن علم و سواد از مراکز شلوغ جامعه به اقصی نقاط کشور، به روستاها و به خانه‌های منزوی. این کار کمّی و بسیار لازم است که به عهده آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان تبلیغات و به خصوص به عهده صدا و سیما است. این بسیار کار لازمی است -یعنی همه آحاد مردم را در کشور، از نسیم فرهنگی برخوردار کردن و از امکان بهره فرهنگی متمکن کردن- باید همه بتوانند استفاده فرهنگی بکنند...

بخش دوم که اهمیت آن کمتر از این بخش نیست، بلکه حتی از نگاه به بلندمدت، بیشتر هم هست، گسترش و توسعه کیفی فرهنگ است؛ یعنی تولید فرهنگ، منفجر کردن سرچشمه فرهنگ در دل‌ها و روح‌ها و استعدادها. این خیلی مهم است. ما لازم است که مردم را کتاب‌خوان کنیم اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیفتد، قلم‌ها روی کاغذ بیاید، فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است.

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 46 و 47

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۳
قاسم صفایی نژاد

باید مسئله فرهنگ را با کلیتش، مسأله اول این کشور به حساب آورد. ما اگر توانستیم فرهنگ این کشور را با پایه‌های مستحکم و قویم و نهادهای صحیحی که کارآیی لازم را داشته باشند، پشتیبانی و تقویت کنیم، کار این کشور روی غلتک خواهد افتاد و پیشروی این کشور در همه زمینه‌های مورد نظر تضمین خواهد شد، چنانچه ما فرهنگ را اصلاح و دنبال نکردیم، به احتمال زیاد، برنامه‌ریزی‌هایمان ابتر خواهد بود؛ یعنی تا مدتی تلاش می‌کنیم، زحمت می‌کشیم، اما نمی‌توانیم به نتایج قطعی آن امیدوار باشیم.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 23

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/9/20

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۱
قاسم صفایی نژاد

واقعا امروز مسائل فرهنگی کشور زمین افتاده است. همه خودشان را فرهنگی می‌دانند، همه نسبت به مسائل فرهنگی اظهار شوق و علاقه می‌کنند و آن را در بیانات و اظهاراتشان مهم نشان می‌دهند، اما حقیقتا کار فرهنگی در کشور، متناسب با پیشرفت و ریشه دواندن انقلاب در جامعه نیست. ما امروز خیلی کارهای فرهنگی باید می‌کردیم که نکردیم، خیلی برنامه‌ها باید می‌ریختیم که نریختیم و حقیقتا دستمان از خیلی کارها چه در داخل و چه در خارج از کشور خالی است. لذاست که مسائل فرهنگی حقیقتا در خور این است که به آن، با سعه صدر و اهتمام و دلسوزی عمیق و همراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی بشود.

همه کارها را خبره‌ها انجام می‌دهند؛ چرا کار فرهنگی را خبره‌ها نباید انجام بدهند و هر کسی وارد میدان کار فرهنگی بشود و چیزی بگوید و نظری بدهد و اقدامی بکند؟ متأسفانه خیلی از کسانی که می‌توانند کار فرهنگی بکنند، به کارهای اجرایی و یا سیاسی مشغولند، یا حتی اگر با نام کار فرهنگی هم حضور دارند، باطن کار، کار سیاسی است. یک‌وقت در یکی دو سال قبل، یکی از این مجموعه‌هایی که در کشور با نیات خوبی تشکیل شد، برای کاری پیش من آمدند. در آن وقت به آنها گفتم که به شما توصیه می‌کنم به کار سیاسی نپردازید. کار سیاسی، الان این همه متصدی و مباشر –وارد و ناوارد- دارد و الحمدالله چون کار آسانی است، همه هم وارد می‌شوند و بعد از یکی دو روز و چند صباحی، سیاسی می‌شوند! به آنها گفتم که این خیلی طرفدار و مشتری و مرتکب و مغترف دارد، شما بروید در آن حیطه‌ای که دارید، به کار فرهنگی بپردازید.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 21

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1368/10/12

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۶
قاسم صفایی نژاد

خداوندا سپاس تو را که می‌دانى و پرده می‌پوشى، و آگاهى و در می‌گذرى، زیرا هر کدام از ما به ارتکاب زشتی‌ها برخاسته و رسوایش ننمودى، و به اعمال ناروا  دست زده و او را مفتضح نکردى، و در پنهانى بدی‌ها مرتکب شده و تو سرّش را فاش ننمودى. چه بسا بدی‌ها که مرتکب شدیم، و چه فرمان‌هایى که ما را بر آنها بازداشتى و ما از آنها تجاوز کردیم، و  چه زشتی‌ها که کسب کردیم، و چه گناهان که به انجامش برخاستیم، در حالى که تو از بین  بینندگان بر آن آگاه بودى، و در افشاى آن بیش از توان‏داران توان داشتى، اما  عفو و چشم‏‌پوشى تو براى ما در برابر دیدگان ایشان پرده‏‌اى، و در مقابل گوششان سدّى بود.  پس این پوشاندن عیب‌ها، و پنهان نگاه‏داشتن فسادها  را براى ما پنددهنده و بازدارنده‌‏اى از بدخویى و ارتکاب معصیت، و وسیله پیمودن راه توبه‌‏اى که گناه را می‌زداید، و آن راهى که پسندیده است قرار ده، و زمان پیمودن این راه را نزدیک ساز، و ما را گرفتار غفلت از خود مکن، زیرا که ما به سوى تو مایل، و از معصیت تائبیم. الهى بر انتخاب شده از آفریدگانت، محمد و آلش که از سایر بندگان ممتاز و پاکیزه‌‏اند درود فرست، و ما را مطیع و گوش به فرمان آنان همان‏طور که فرمان دادى قرار ده.

 

صحیفه سجادیه

مناجات سی و چهارم

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۱:۲۵
قاسم صفایی نژاد

دل کـه آشفته روى تو نباشد، دل نیست         آنکه دیوانه خال تو نشد، عاقل نیست

مستى عاشق دلباخته از باده توست             به جز این مستی‌م از عمر، دگر حاصل نیست

عشق روى تو درین بادیه افکند مرا                چه توان کرد که این بادیه را ساحل نیست

بگذر از خویش اگر عاشقِ دلباخته‏‌اى             که میان تو و او، جز تو کسى حایل نیست

رهرو عشقى اگر، خرقه و سجاده فکن           که به جز عشق، تو را رهرو این منزل نیست

اگر از اهل دلى صوفى و زاهد بگذار                که جز این طایفه را راه درین محفل نیست

بر خَمِ طره او چنگ زنـم، چنگ زنان                که جز این حاصل دیوانه لایعقل نیست

دست من گیر و از این خرقه سالوس، رهان     که در این خرقه به‌جز جایگه جاهل نیست

علم و عرفان به خرابات ندارد راهى                که به منزلگه عشاق ره باطل نیست

 

دیوان امام
نویسنده: امام خمینی (ره)

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۴
قاسم صفایی نژاد

مردان حق و فضیلت در قتلگاه‌ها و کشتارگاه‌ها و گوشه زندان‌ها پیروز و سربلندند. باطل همواره سر به زیر و سرافکنده است، هر چند بر اریکه فرمانروایی تکیه زند. این سنت جاودانه خداست و این درسی است که حادثه کربلا به ما دوستداران حسین بن علی و همه دوستداران حق و فضیلت و راه خدا می‌آموزد.

 

مبارزه پیروز، صفحه 80

نویسنده: شهید بهشتی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۰
قاسم صفایی نژاد

گریستن و زیارت کردن باید در حد خودش باشد. انحصار و اکتفای بر گریستن و زیارت کردن مال زمانی است که راه دیگری باز نباشد. آن موقعی که راه باز است و دوستان حسین می‌توانند به راه حسین بروند، اگر نرفتند و فقط گریه و زیارت کردند، منحرف شده‌اند. باید دوستان حسین چنان تربیت شوند که به راستی در برابر هر انحراف از حق و دین به پا خیزند و قدرت قیام و نهضت داشته باشند.

 

مبارزه پیروز، صفحه 62

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۴
قاسم صفایی نژاد

اسلام دین عقیده است. چه خوش شعاری از نهضت حسینی به یادگار مانده. قف دون برأیک فی الحیاه مجاهدا ان الحیاه عقیده و جهاد. اگر به راستی زنده‌ای، اگر مرده نیستی، اگر به راستی جانی در کالبد داری، اگر به راستی از صف حیوانات بیرون رفته‌ای و به صف انسان‌ها درآمده‌ای، بیدار باش! عقیده داشته باش! هدفی انسانی و عالی داشته باش و بعد تا پای جان در راه عقیده‌ات بایست، زیرا حیات و زندگی در دو کلمه خلاصه می‌شود: عقیده و جهاد در راه آن. این مبنای اسلام است.

 

مبارزه پیروز، صفحه 45

نویسنده: شهید بهشتی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۵:۰۲
قاسم صفایی نژاد