۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نمایشگاه کتاب» ثبت شده است

نمایشگاه کتاب ۹۷

فرهنگی :: یادداشت

دیروز به نمایشگاه کتاب رفتم. دقیقا در زمانی که باران یا بهتر بگویم رگبار شروع شده بود. چند سالی است که شوق و اشتیاق قبل نسبت به نمایشگاه کتاب را از دست داده‌ام، با آنکه در این سال‌ها با کتاب مأنوس‌ترم.

یکی از دلایل کم شدن این شور و اشتیاق، تکراری شدن نمایشگاه کتاب است. نمایشگاهی که برای ما ایرانیان بیشتر حکم فروشگاه کتاب را دارد تا نمایشگاه را. کمتر کتابی وجود دارد که خوب معرفی شده باشد، خوب نقد شده باشد؛ کمتر نویسنده‌ای است که شناخته شده باشد و بعد از تضارب آرا به پختگی لازم رسیده باشد و در میان مردم معروف شده باشد و...

امسال فقط به بازدید از سالن ناشران عمومی رفتم. برعکس سال‌های پیش که سعی می‌کردم به همه جا سر بزنم. چیزی که دیدم این بود که مردم نسبت به سال‌های قبل کمتر کتاب می‌خریدند (شاید به دلیل اینکه ناشران آموزشی و دانشگاهی نرفتم)، و اتفاقی که ذهنم را به خود مشغول کرد عدم معرفی کتاب‌ها به شکلی جذاب بود.

مردم معمولا نمی‌دانند چه می‌خواهند و کتاب‌ها هم معرفی خوبی ندارند که مردم را ترغیب به خرید کند. بازدیدکنندگان باید از روی جلد و پشت جلد و تورق چند دقیقه‌ای کتابی که ظاهرش آنها را جذب کرده، تصمیم به خرید یا عدم خرید بگیرند. البته هستند ناشرانی که این کار رو کرده‌آند اما به اندازه انگشتان یک دست!

ناشران یا بهتر بگویم غرفه‌داران مسلط به کتاب‌های خود نبودند و وقتی مردم سوالی می‌پرسیدند کمتر پاسخ بدرد بخوری می‌شنیدند. البته باز هم هستند غرفه‌داران مسلطی که احتمالا در کتابفروشی آن انتشارات بوده‌اند و مسلط بودند اما باز هم به اندازه انگشتان دو دست!

باید فکر کنیم و باید یک قدم به عقب برگردیم. این مردم کتاب می‌خوانند به شرط اینکه کتاب خوب تولید شود، خوب معرفی شود و خوب عرضه شود. 

رو به آینده

اگر هر کدام از مردم، سالی یک کتاب بیشتر بخوانیم، یعنی حدودا 40 میلیون کتاب در سال بیشتر خوانده می‌شود. چیزی نزدیک به 8 میلیارد صفحه، 40 میلیارد دقیقه یا حدود 670 میلیون ساعت مطالعه. آنوقت شاید چند سالی که گذشت دیگر کمتر شاهد حادثه‌ای مشابه پلاسکو و انفجار معدن و ... باشیم. به هر حال حتی اگر کتابخوانی روی همه اثر مثبت نداشته باشد، روی برخی می‌تواند داشته باشد.

چاره‌ای جز بیداری مردم برای اصلاح امور نیست.

--------

پ.ن: هر سال به نمایشگاه کتاب می‌روم بلکه ایده جدیدی ببینم که دردی را دوا کند، اما هر سال ظاهرش بهتر می‌شود نه باطنش!

 

وضعیت اسفبار نشر دیجیتال

فرهنگی :: کتاب

یک سالن و نیم سهم نشر دیجیتال یا به قول تابلوهای نمایشگاه «رسانه‌های دیجتیال» در بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران بود. یک سالن و نیمی که مشاهده آن وقت زیادی نمی‌برد زیرا چیز خاصی در آن مشاهده نمی‌شد. نشر دیجیتال در ایران کوچکتر از آن است که جدی گرفته شود. نشر دیجتیالی که در دنیا و در کشورهای پیشرفته سهم قابل توجهی از درآمدهای رسانه‌ها را به خود اختصاص می‌دهد و پیش‌بینی می‌شود این سهم تا سال 2030 بیشتر هم شود.

متأسفانه در ایران همواره چرخه معیوبی وجود دارد که از فراگیری نشر دیجتیال جلوگیری می‌کند. ناشران همواره معتقدند که مخاطبان «کتابخوان الکترونیک» ندارند و حتی آن عده‌ای که به سمت نشر دیجتیال آمده‌اند، به سمت آندروید رفته‌اند و مردم هم به دلیل اینکه کتاب‌های فارسی خوبی مخصوص کتابخوان‌های الکترونیک وجود ندارد، کتابخوان نمی‌خرند!

این چرخه معیوب تا آنجا پیش می‌رود که وقتی در غرفه «طاقچه» حرف از «کیندل» و «ایبوک ریدر» می‌زنم، غرفه‌دار می‌گوید: «واقعیتش را بخواهید نمی‌دانم چیست؟!» و غرفه‌دار دیگری با اطلاعات دست و پا شکسته می‌آید و همان دلایلی را می‌آورد که در چرخه معیوب گفتم!

البته به غرفه فیدیبو هم سر زدم. به غرفه‌دار گفتم که یک سال و نیم پیش به فیدیبو رایانامه ارسال کردم و گفتم فکری به حال کسانی که کیندل یا سایر کتابخوان‌ها را دارند بکنید و گفتید در دست اقدام است. خبر خوش اینکه غرفه‌دار گفت تا دو سه ماه آینده برنامه مخصوص کتابخوان هم عرضه می‌شود. باید منتظر بمانیم و ببینیم فیدیبو که نشان از یک کار حرفه‌ای نشر دیجیتال دارد، در این حوزه هم پیشرو خواهد بود؟

 

 

دلایل پایین بودن سرانه مطالعه کتاب و راهکارهای افزایش آن

فرهنگی :: کتابفرهنگی :: یادداشت

این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 6 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

در تعریف اولیه کتاب آمده است که «به مجموعه‌ای از لوح‌های چوبی یا عاجی، یا مجموعه‌ای از ورق‌های کاغذ، پوست آهو و یا ماده‌ای مانند آن، اعم از دستنویس یا چاپی که با هم به نخ کشیده یا صحافی شده باشند، کتاب می‌گویند.» با این تعریف، کتاب قدمتی 5 هزار ساله دارد و در دوره‌های مختلف با فراز و نشیب‌های گوناگون ابزار ماندگاری دانش بشری و حتی یادگار حماسه‌ها و حکومت‌ها بوده است.

کتابخانه‌های بزرگ سراسر دنیا نشان از علاقه دانشمندان و اهالی علم و فرهنگ به کتاب برای سوار شدن بر روی شانه‌های دانشمندان پیشین جهت جلوگیری از تجربه مجدد برخی از امور است. کتاب همواره یکی از رسانه‌های مهم در تاریخ بشر به رسمیت شناخته شده است. معجزه پیامبر اسلام (ص) نیز کتابی بود به نام قرآن که با تحدی طلبیدن، اعجاز خود را در طول تاریخ پس از خود اثبات کرده است.

پس از اختراع دستگاه چاپ، نقش کتاب در پیشبرد علم و فرهنگ جوامع پررنگ‌تر از قبل دنبال شد. سرانه مطالعه کتاب به عنوان یکی از شاخص‌های مهم کشورهای مختلف شناخته می‌شود. سرانه‌ای که در سال 1353 به دلیل وجود تنها 35 درصد باسواد از جمعیت کشور در حدود 2 دقیقه در شبانه روز بوده است و در حال حاضر با وجود بیش از 90 درصد جمعیت باسواد کشور چیزی حدود 20 دقیقه است. این سرانه مطالعه نسبت به کشورهای پیشرفته فاصله بسیار دارد. دلایل مختلف برای این معضل در ایران وجود دارد و قطعا راهکارهایی نیز برای حل آن وجود دارد اما مهم اراده‌ای است که باید برای حل آن بوجود بیاید. قطعا سه دسته «مسئولین»، «ناشران» و «آحاد مردم» در این میان نقش اساسی دارند.

شاید دلایل اصلی پایین بودن سرانه مطالعه را بتوان به «تنبلی در مطالعه و اقبال به سمت سایر رسانه‌ها»، «گران بودن کتاب و عدم توان مالی خانواده‌ها برای خرید و خواندن کتاب»، «عدم جذابیت موضوعات کتاب‌ها برای مردم»، «مضر بودن محتوای برخی کتاب‌ها»، «عدم وجود تبلیغات مناسب در سایر رسانه‌ها» و «توزیع نامناسب کتاب» نسبت داد. دلایلی که برای هر کدام می‌توان راهکارهای متنوعی که توسط سه دسته اشاره شده اجرا می‌شود، ذکر کرد.

مسئولین در این امر باید از طریق سیاست‌گذاری از دوران دبستان، جامعه را به مطالعه و آشتی با کتاب رهنمون سازند. با استفاده از ظرفیت سایر رسانه‌های جمعی می‌توان شیرینی خواندن کتاب در جامعه را رواج داد. از سوی دیگر برای ارزانتر کردن مطالعه کتاب مسئولین باید به تقویت کتابخانه‌های عمومی کشور و مدیریت تولید و بازیافت کاغذ جهت انتشار کتاب بپردازند. مسئولین همچنین وظیفه دارند با جلوگیری از انتشار کتاب‌های مضر، نویسندگان و ناشران متعهد را تکریم و تقویت نمایند.

ناشران نیز به نوبه خود باید با شناسایی نیاز و خلأهای موجود جامعه و همچنین برجسته کردن موضوعات دینی مرتبط با زمان حاضر، با استفاده از نثر هنری و قابل فهم، مردم را به سمت استفاده از کتاب‌های مفید تشویق نمایند. در کنار این موارد استفاده از کاغذهای ارزان قیمت، می‌تواند به سوی افزایش فروش کتاب تا تیراژ 300 هزار نسخه که با توجه به جمعیت 75 میلیونی ایران مطلوب است، راه را هموار نماید.

آحاد مردم هم باید با اراده جمعی، برای مطالعه کتاب ارزش قائل شوند و حتی از وقت‌های بلااستفاده در اوقات فراغت برای مطالعه بهره برند. کتاب خواندن افراد خانواده برای یکدیگر جهت تشویق به مطالعه یکی از راه‌هایی است که می‌تواند کتاب را در سبد نیازهای ضروری خانوار قرار دهد.

به امید آن‌که کتاب فراتر از جشنواره و نمایشگاه، در زندگی روزمره مردم احساس شود.