داده دیگر فقط یک ابزار نیست؛ خودش به یک قدرت تبدیل شده. اما این قدرت در دستان چه کسانی است؟
ما در دورانی زندگی میکنیم که داده فقط پشتیبان تصمیمگیری نیست و خودش ساختاردهنده حکمرانی شده است. بهتازگی مقالهای در نشریه معتبر Data & Policy منتشر شده با عنوان «فناوریها و تحلیلهای داده برای سیاست و حکمرانی: مروری بر وضعیت کلان» که تلاش میکند تصویری از این سپهر در حال تغییر ارائه دهد.
این مقاله چهار فناوری را بهعنوان بازیگران اصلی حکمرانی دادهمحور معرفی میکند:
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی: ابزارهایی برای پیشبینی، طبقهبندی و تصمیمگیری هوشمند.
اینترنت اشیا: امکان پایش بلادرنگ دادههای محیطی برای تحلیلهای دقیقتر.
همزاد دیجیتال: مدلهای مجازی که رفتار و ساختار سیستمهای واقعی را شبیهسازی کرده و امکان آزمایش سیاستهای جدید را فراهم میکنند.
دفترکلهای توزیعشده (مانند بلاکچین): ثبت و به اشتراکگذاری دادهها بهصورت شفاف و امن در میان سازمانهای مختل
هر یک از این فناوریها، ظرفیتهایی دارند برای شفافسازی، پیشبینی، تحلیل بلادرنگ و حتی بازآفرینی واقعیت. مقاله نشان میدهد چگونه این ابزارها میتوانند سیاستگذاری را هوشمند، منعطف و کارآمدتر کنند. البته، از چالشهایی چون حریم خصوصی، مصرف انرژی و نبود چارچوبهای قانونی نیز سخن به میان آمده.
البته این مقاله در مورد کشورهای در حال توسعه و با زیرساختهای نامناسب توضیحی ارائه نکرده است.
پس از مطالعه مقاله، یک پرسش جدی برای من شکل گرفت:
ما در ایران چقدر با این چشمانداز همراستا هستیم؟
پاسخ ساده نیست. استفاده از هوش مصنوعی در برخی سازمانها آغاز شده، اما دادههای باز باکیفیت هنوز نایاب است. اینترنت اشیا در پروژههای مشخصی حضور دارد، اما تحلیل این دادهها در تصمیمسازی عمومی نهادینه نشده. دوقلوهای دیجیتال فعلاً در حد یک مفهوم نظری باقی مانده و بلاکچین در حد پروژههای آزمایشی است و اثری در خدمات عمومی ندارد.
در حالی که برخی کشورهای منطقه سرمایهگذاری گستردهای در فناوریهای جدید انجام دادهاند، ما هنوز در مرحله آزمون و خطا ماندهایم. درست است که میتوانیم از وابستگی آنها به غرب و شرق در فناوری سخن برانیم اما درست یا غلط تصمیم راهبردی در این عرصه در بسیاری از کشورها اخذ شده است. متأسفانه تصمیمات راهبردی ما هم دیر اخذ میشود و هم ناظر به میدان و عملیات نیست و بسیاری از آنها، درصد تحقق کمی را تجربه میکنند. اما این تصمیم راهبردی اگر سریع و دقیق و متناسب با شرایط ایران اخذ نشود، میتواند در آینده سرعت پیشرفت ایران عزیز را کندتر از نیاز کند.
مقالهای که معرفی کردم، نه فقط برای شناخت فناوریها، بلکه برای درک شکاف میان «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» ضروری است. پیشنهاد میکنم حتما آن را از اینجا بخوانید و نظر خود را در مورد آن بیان کنید.
و شاید سؤال حیاتیتر ما این باشد:
آیا ما فقط نظارهگر این تغییر هستیم یا آمادهایم بخشی از آن باشیم؟

گفتوگو پیرامون این نوشته
دیدگاهها و گفتوگو