فشار فزاینده تورم و بیثباتی نرخ ارز، معیشت بخشهای گستردهای از جامعه را به نقطه اعتراض رسانده است. واکنشهایی مانند تعطیلی مقطعی بازار، اعتراضهای صنفی یا حضور پراکنده در فضای خیابانی، نه پدیدهای غافلگیرکننده، بلکه شکلهای قابل پیشبینی بازخورد اجتماعی به سیاستهای اقتصادیاند. این کنشها، اگر بهدرستی شنیده و تحلیل شوند، میتوانند به اصلاح سیاستها و ترمیم اعتماد عمومی بینجامند.
با این حال، این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که کشور هنوز از پیامدهای جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی و حمله آمریکا به تأسیسات هستهای عبور نکرده است؛ وضعیتی که در آن، هر کنش اجتماعی ناگزیر در میدان حساس روایتها معناگذاری میشود.
روایتهای رقیب؛ منازعه بر سر معنا
در چنین فضایی، اعتراض اقتصادی صرفاً یک مسئله معیشتی باقی نمیماند و به موضوعی رسانهای تبدیل میشود. روایتهای دشمن میکوشند بر شکافهای واقعی اقتصادی سوار شوند و با بزرگنمایی، انتخاب گزینشی دادهها و القای پیوند میان نارضایتی معیشتی و بحران امنیتی، تصویر بیثباتی ساختاری ارائه دهند. این روایت الزاماً بر دروغ محض استوار نیست، بلکه از خلأ تحلیل داخلی و سکوت رسانهای تغذیه میکند.
در برابر آن، روایت ملی تنها زمانی اعتبار مییابد که اعتراض را نه انکار کند و نه امنیتیسازی افراطی نماید، بلکه آن را بهعنوان مطالبهای مشروع و نشانهای از نیاز فوری به بازنگری سیاستهای اقتصادی بازنمایی کند. غیبت چنین روایتی، میدان را بهطور پیشفرض در اختیار روایت رقیب قرار میدهد.
رسانهها؛ میان محدودیت و مسئولیت
نقش رسانهها، با وجود محدودیتهای مترتب بر آنها، در این میدان تعیینکننده است. رسانههای داخلی با محدودیتهای ساختاری، فشارهای سیاسی و کمبود دادههای شفاف مواجهاند؛ با این حال، این محدودیتها مسئولیت آنها را منتفی نمیکند. سکوت، کلیشهگویی یا فروکاستن اعتراض به برچسبهای ساده مانند فتنه و اغتشاش، عملاً به بازتولید روایتهای دشمن کمک میکند.
در مقابل، بازنمایی واقعیتهای معیشتی، تفکیک اعتراض صنفی از پروژههای بیثباتساز، و ارائه تحلیل اقتصادی دقیق، میتواند اعتراض را از وضعیت شبه بحرانی خارج و به موضوع گفتوگوی عمومی و اصلاح سیاستی تبدیل کند. رسانهای که این پیوند را برقرار نکند، ناخواسته به حذف صدای جامعه از روایت رسمی کمک کرده است.
فرصت یا واگذاری میدان؟
اعتراضهای معیشتی را میتوان همچون بسیاری تجربههای پیشین، تهدیدی امنیتی دید، اما بهتر آن است آن را بهمثابه بازخورد اجتماعی پذیرفت و به اصلاح سیاستها پیوند زد. تفاوت این دو رویکرد، در میدان روایت تعیین میشود.
اگر روایت غالب، اعتراض را از «بحران» به «هشدار اجتماعی» تبدیل نکند، این مهم بهدست دشمن انجام خواهد شد؛ با اهدافی متفاوت و هزینههایی سنگینتر.
در چنین شرایطی، مسئولیت رسانهها تنها بازتاب صدا نیست، بلکه تبدیل آن به زبان تحلیل، پاسخگویی و اصلاح است. واگذاری این وظیفه، به معنای واگذاری میدان روایت است؛ میدانی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، تعیینکننده است.
گفتوگو پیرامون این نوشته
دیدگاهها و گفتوگو