تنگه هرمز امروز یکی از ابزارهای قدرت ایران است؛ نه صرفاً بهدلیل جغرافیا، بلکه چون بخشی از جریان انرژی و تجارت جهانی از آن عبور میکند. هر کشوری که بر یک گلوگاه راهبردی اثر بگذارد، در معادلات قدرت نیز وزن بیشتری پیدا میکند.
اما ابزارهای قدرت همیشگی نیستند. جغرافیا باقی میماند، ولی فناوری میتواند مسیرهای تجارت، انرژی، امنیت و حتی تصمیمگیری را دگرگون کند. در آینده نزدیک، برخی از مهمترین گلوگاههای جهان نه در دریا، بلکه در زیرساختهای فناورانه شکل خواهند گرفت: تراشه، داده، رایانش ابری، مدلهای هوش مصنوعی، سیستمعاملها، پلتفرمها و شبکههای ارتباطی.کشوری که مدلهای هوش مصنوعی دیگران را مصرف میکند، دادههایش را در زیرساخت دیگران نگه میدارد و برای خدمات حیاتی خود به پلتفرمهای خارجی وابسته است، حتی با برخورداری از منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی ممتاز، بخشی از قدرت تصمیمگیری خود را واگذار کرده است.
از این منظر، هوش مصنوعی فقط یک فناوری تازه یا ابزار افزایش بهرهوری نیست؛ یکی از زیرساختهای قدرت در نظم آینده جهان است. همانگونه که تسلط بر مسیرهای انرژی قدرت میآفریند، تسلط بر مسیرهای داده، محاسبه و تصمیم نیز قدرت خواهد آفرید.
«حکمرانی آینده» یعنی فهم همین جابهجایی: شناسایی ابزارهایی که قدرت فردا را میسازند و ایجاد توان ملی برای هدایت، تنظیم و بهرهبرداری از آنها.
اگر امروز درباره تنگه هرمز بهعنوان ابزار قدرت سخن میگوییم، باید همزمان بپرسیم: گلوگاههای فناورانه آینده کداماند و سهم ایران از آنها چیست؟
قدرت آینده فقط در جغرافیا نیست؛ در توان شکلدادن به فناوری و قواعد استفاده از آن است.

با سلام
به نظرم دیدگاهتان درست است. البته هوش مصنوعی و اطلاعات و انرژی چرخهای به هم پیوسته است.
در هر صورت از دیدگاه درست جنابعالی تشکر میکنم.
عالی بود