چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان انجام شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی میشود که روشهای سنتی افکارسنجی، نظیر پرسشنامه و مصاحبه، با محدودیتهایی همچون هزینهبر بودن، تأخیر زمانی، و عدم پوشش گسترده جغرافیایی مواجهاند. در مقابل، دادههای کلان حاصل از تعاملات دیجیتال شهروندان در شبکههای اجتماعی و فضای وب، ظرفیت بیسابقهای برای رصد لحظهای تحولات افکار عمومی و پشتیبانی از سیاستگذاری مبتنی بر شواهد فراهم میآورند.
روش تحقیق: این پژوهش از نوع توسعهای-نظری و با رویکرد کیفی-استنتاجی انجام شد. دادههای مورد استفاده از منابع ثانویه شامل مقالات علمی معتبر و گزارشهای سیاستگذاری ملی و بینالمللی گردآوری شده است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل نظری و سنتز مفهومی بود. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات برای شناسایی مفاهیم کلیدی و شکافهای پژوهشی صورت گرفت. سپس با بهرهگیری از روش استنتاج مفهومی، مولفهها و روابط اساسی فرایند افکارکاوی استخراج و در قالب یک مدل پنجلایه شامل: (۱) گردآوری داده، (۲) پاکسازی و پیشپردازش، (۳) تحلیل و خوشهبندی، (۴) تفسیر و اعتبارسنجی، و (۵) بازخورد و کاربرد، سازماندهی شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی قادر است محدودیتهای افکارسنجی سنتی را برطرف کرده و امکان رصد لحظهای، مقیاسپذیر و چندبعدی افکار عمومی را فراهم سازد. در لایه تحلیل، استفاده از الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین (تحلیل احساسات، مدلسازی موضوعی، خوشهبندی و تحلیل شبکه اجتماعی) امکان شناسایی روندهای احساسی، موضوعات غالب و بازیگران کلیدی را فراهم خواهد کرد. در لایه تفسیر، بازخورد خبرگان اخذ شد تا اعتبار مدل افزایش یابد. در نهایت، لایه بازخورد و کاربرد نشان داد که خروجی مدل میتواند بهصورت داشبوردهای تعاملی و گزارشهای سیاستی در اختیار نهادهای تصمیمگیر قرار گیرد تا برای تکمیل و تقویت افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور مورد استفاده قرار گیرد.
نتیجهگیری: مدل مفهومی افکارکاوی ملی مبتنی بر دادههای کلان، چارچوبی نوین برای گذار تدریجی در برخی کارکردها و مکملسازی افکارسنجی سنتی از طریق تحلیل دادهمحور ارائه میدهد. این مدل با کاهش هزینه و زمان، افزایش دقت و پوشش، و امکان تحلیل لحظهای، میتواند به ابزاری راهبردی برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد در سطح ملی تبدیل شود. با این حال، چالشهایی همچون نیاز به زیرساخت محاسباتی قدرتمند، رعایت اصول اخلاقی و حریم خصوصی، و بهینهسازی الگوریتمهای پردازش زبان فارسی باید مورد توجه قرار گیرد. در مجموع، نتایج این پژوهش میتواند مبنای توسعه ابزارهای بومی افکارکاوی و ارتقای ظرفیت تصمیمسازی دادهمحور در ایران باشد.
واژههای کلیدی: افکارکاوی، دادههای کلان، تحلیل احساسات، سیاستگذاری، شبکههای اجتماعی
این مقاله در شماره ۲ از دوره ۱۵ فصلنامه علوم خبری منتشر شده است.

گفتوگو پیرامون این نوشته
دیدگاهها و گفتوگو