دلنوشتهای در وداع با رمضان
ای کاش همه سال تو بودی به بر ِ من دلسوخته در حسرت دیدار تو باشم آهسته برو تا دلم از غصه نمیرد این آرزوی عبد گنهکار تو باشد یک لیله قَدرت…
خواندن نوشتهدستهبندی
ای کاش همه سال تو بودی به بر ِ من دلسوخته در حسرت دیدار تو باشم آهسته برو تا دلم از غصه نمیرد این آرزوی عبد گنهکار تو باشد یک لیله قَدرت…
خواندن نوشتهسلام بر تو ای کریم دیدم کریمیات بر غریبیات افضل است. یه سال منتظر بودم که دوباره شب تولدت بیاد. چه شب مهتابی و قشنگی! چقدر ستاره در آسمان غریب هست. این…
خواندن نوشتهبه ایام فاطمیه اول رسیدیم. چقدر زود گذشت آن روزها که بزرگان میگفتند: قدر بدانید، شاید سال بعد فرصت درک فاطمیه را نداشته باشید. اما درک کردن فاطمیه یعنی چه؟ چه کسانی…
خواندن نوشتهچهارشنبه، در مسیر تهران، اتوبوس برای نماز ظهر توقفی داشت. وارد نمازخانهی مجتمع مهتاب شدم. روحانیای توجهم را جلب کرد؛ نمیدانستم کیست، اما وقتی جامهری را دید، جلو رفت تا شماره شرکت…
خواندن نوشتهاز خرابه می گذشتم منزلم آمد به یاد دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد خیلی جالبه، وقتی به این حدیث امام علی (ع) در مورد عدالت فکر…
خواندن نوشته