طاغوت‌پروری

احترام و محبت، غیر از مرید و مرادبازی است. آنچه ما الان داریم چیز عجیبی است. همان چیزی است که قرآن با آن مبارزه کرده است. من مکرر گفته‌ام باید میان معلم و متعلم رابطه نقادانه برقرار باشد. معلم و متعلمی که در نظام‌های پیشرفته تعلیم و تربیت زندگی می‌کنند، چه نوع رابطه‌ای دارند؟ حضرت استاد در کلاس همچون بتی است که نمی‌شود گفت بالای چشمش ابروست. خیال نکنید این انحراف در جامعه ما فقط در رابطه مردم با عالمان دین به وجود آمده. رابطه بین محصل و معلم در دبستان و دبیرستان و دانشگاه هم چیزی از همین قبیل است. استادهای دانشگاه به طاغوت‌ها خیلی بیشتر شبیه‌اند تا به معلم‌ها. عالمان دین هم به طاغوت‌ها خیلی نزدیک‌ترند تا به انسان‌های نمونه روشنگر سازنده. چرا؟ چون مردم ما طاغوت‌پرور هستند.

ما باید مردم را بیدار کنیم. مردم را از طاغوت‌پروری بر حذر بداریم. من گمان نمی‌کنم علاجی جز این داشته باشد. اگر فکر می‌کنید که ما بیاییم خودمان را نصیحت بکنیم بدون اینکه شما بخواهید ما را به راه راست بیاورید، این محال است. تا شما مردمی نشوید که مراقب به اصطلاح رهبران و راهنمایانتان باشید، تا شما در مورد مراقبت از گفتار و رفتار کسانی که بر کرسی هدایت و رهبری جامعه نشسته‌اند احساس وظیفه نکنید، تا شما با چشم باز به همه چیز ننگرید و با انصاف به هر کار چشم ندوزید و با فکر باز هر کاری و هر گفتار را ارزیابی نکنید،‌ همین آش است و همین کاسه. تا خر هست، یک خرسوار را پایین بیاورید، دیگری سوارش می‌شود.

 

پیامبری از نگاهی دیگر

صفحه 270 و 271

نویسنده: شهید بهشتی

 

دیدگاه ها (۶)

//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/P7xGMWmQcGfEgE3nt9Zp8M2WwUE%3D/ دچــ ــــار
از اینروست که سقراط ترجیح داد
خرمگس یونان باشد
تا سرور آنها :)
۲۶ بهمن ۹۵، ۱۷:۳۵
پاسخ:
عجب
چقدر عالی گفتن ...
و هنوز هم طاغوت پروری داریم...
۲۶ بهمن ۹۵، ۱۷:۳۵
پاسخ:
بله
ما رسم انتقاد را هم بلد نیستیم آخر... خیلی وقت‌ها گستاخی و اعتراض خارج از چهارچوب را معادل انتقاد گرفته‌ایم. بعدتر اینکه اصلا چند تای ما صلاحیت انتقاد داریم؟ مردم بیدار، مردمی اهل مطالعه هستند. غالب مردم ما صلاحیت انتقاد ندارند.
۲۵ بهمن ۹۵، ۱۴:۴۵
پاسخ:
این قضیه مرغ و تخم مرغ هست. مردم تا انتقاد نکنند به مطالعه هم احتیاج فراوان ندارند. باید انتقاد کنند و تکمیل شوند.
این مطلب هم بخوانید:
مرز انتقاد و تخریب کجاست؟
http://safaeinejad.ir/1390/08/28

این روزها اتفاقا سوالی داشتم در مورد اینکه یک دانشگاه اصیل بومی خط قرمزهاش چیه و اولویتهاش مخصوصا برام سوال بود . این نوشته ی شما بسیار رروشنگر بود

۲۵ بهمن ۹۵، ۱۷:۳۳
پاسخ:
ادامه هم داره. وقت کنم یه پست مجزا میذارم ادامه‌اش هم جالبه.
خدا رحمت کنه شهید بهشتی را.
ممنون.
۲ اسفند ۹۵، ۱۶:۰۹
پاسخ:
ای کاش امثال ایشان زیاد داشتیم.
خواهش میکنم
من گفته شما رو کاملا قبول دارم جز در برخی اساتید جدید.
و به نظرم اساتید قدیم در مدارس و دانشگاه بیشتر اینطورند.

مردم و انسان ها بالذات دنبال سود و منفعت سریع هستند.
برای توضیح حرفم باید بگم دانشجو نمره میخواد و استاد دنبال بله و چشم شنیدن.
اغلب دانشجویان سعی در پاچه خاری و احترام افراطی و ابراز علاقه بدون دلیل اند
و چون راه ممتاز شدن و نمره گرفتن و یا قبول شدن را در این می بینند این طور اند.
حال آن که جامعه بی سواد و بی بازده را خود همین متربیان تشکیل خواهند داد.:(
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.