تحصیل در رشته مدیریت رسانه
تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی و مقطع دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران، مسیر علمی من را بر شناخت نسبت رسانه، مدیریت، فرهنگ و حکمرانی متمرکز کرد.
منش
همه جا منزل عشق است، که یارم همه جاست
اینجا روایت کوتاهی است از مسیری که میان پژوهش، آموزش و میدان عمل پیمودهام؛ و از پرسشها و ارزشهایی که هنوز جهت این مسیر را تعیین میکنند.
مسیر حرفهای من میان دانشگاه و میدان عمل شکل گرفته است؛ از پژوهش و تدریس در مدیریت رسانه تا مدیریت و تحول سازمانهای محتوایی و فرهنگی، و در سالهای اخیر، پرداختن به مسئله حکمرانی آینده. در امتداد این مسیر، بیش از خودِ رسانه، به این پرسش علاقهمند شدهام که روایت، محتوا و نهادها چگونه بر فکر انسانها، مسیر جوامع و شیوههای حکمرانی اثر میگذارند.
در همه این تجربهها یک پرسش همراهم بوده است: چگونه میتوان مسئلهای پیچیده را روشنتر فهمید و برای آن راهی قابلعمل پیدا کرد؟ به یادگیری، آموزش و بهاشتراکگذاشتن دانش باور دارم و تلاش میکنم میان علم و عمل، و میان نگاههای متفاوت، پلی برای گفتوگو و همکاری بسازم.
در کار و یادگیری، برای صداقت، گفتوگو با دیدگاههای متفاوت و تبدیل فهم نظری به عمل مسئولانه اهمیت قائلم. تجربه به من آموخته است که بسیاری از مسائل پیچیده نه با پاسخهای فوری، بلکه با دیدن دقیقتر، شنیدن بیشتر و ساختن راهحلهای قابل اجرا پیش میروند.
چند ایستگاه از مسیری که بهتدریج میان رسانه، مدیریت، دانشگاه و حکمرانی شکل گرفته است؛ روایتی فشرده، نه فهرستی بلند از عناوین.
تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی و مقطع دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران، مسیر علمی من را بر شناخت نسبت رسانه، مدیریت، فرهنگ و حکمرانی متمرکز کرد.
تجربه مدیریت نشر جامجم، نشر صاد و انتشارات علمی و فرهنگی، فرصتی بود تا از نزدیک با زنجیره تولید و توزیع محتوا، اقتصاد نشر، مدیریت سازمان فرهنگی و ارتباط با پدیدآورندگان و مخاطبان درگیر شوم.
تدریس در دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی، برای من فرصتی برای آموختن متقابل، پیوند دادن دانش نظری با تجربه اجرایی و گفتوگو با نسل جوان بوده است. گفتوگو با نسلی که بخشی از آینده محتوا، فرهنگ و حکمرانی را شکل خواهد داد.
پژوهش در موضوعاتی مانند فناوریهای نو، هوش مصنوعی، صنایع خلاق، زبان فارسی و نبرد روایتها بهتدریج مرا از پرسشهای محدود به مدیریت رسانه به مسئلهای گستردهتر رساند: آینده چگونه شکل میگیرد و روایت، محتوا و نهادها چه نقشی در شکلگیری آن و شیوههای حکمرانی آینده دارند؟
امروز این مسیر را در سه میدان ادامه میدهم: پژوهش درباره حکمرانی آینده، تدریس و گفتوگو با نسل تازه، و فعالیت اجرایی در مؤسسه فرهنگیرسانهای بتا. تلاشم این است که میان آنچه میخوانم و میآموزم، آنچه آموزش میدهم و آنچه در میدان عمل تجربه میکنم، ارتباطی زنده باقی بماند.
آینده فقط با ابزارهای تازه ساخته نمیشود؛ به فهم روشن، گفتوگوی صادقانه و نهادهای توانمند نیاز دارد. سهمی که برای خودم میشناسم، یادگرفتن، آموزشدادن، نوشتن و مشارکت در تجربههای اجراییای است که شاید به روشنتر دیدن و مسئولانهتر عمل کردن کمک کنند.