
کتاب «حاکمیت بر رسانهها» نوشتهی نوآم چامسکی، یکی از آثار کلیدی در نقد ساختارهای قدرت رسانهای در جهان مدرن است. این کتابچهی مختصر اما تند و تیز، در سال ۱۹۹۱ منتشر شده است. چامسکی در این اثر، با زبانی صریح و تحلیلی، از مفهوم «تولید رضایت» پرده برمیدارد؛ یعنی چگونگی شکلدادن به افکار عمومی از طریق رسانهها، آموزش و فرهنگ عمومی، بهگونهای که مردم در ظاهر آزاد اما در عمل مطیع ساختارهای قدرت باشند.
نقد محتوایی:
از نگاه من، این کتاب نهفقط یک نقد رسانهایست، بلکه نوعی هشدار فلسفی دربارهی مردمسالاری نمایشی است. چامسکی با جسارت، دو تعریف متضاد از دموکراسی را کنار هم میگذارد و نشان میدهد که چگونه رسانهها میتوانند ابزار کنترل تودهها باشند، نه آگاهیبخشی. اگرچه متن کتاب کوتاه است، اما مفاهیم آن نیازمند تأمل عمیقاند. برای من، این اثر نقطهی شروعی بود برای فهم نقش رسانه در مهندسی رضایت عمومی و اینکه چرا در حکمرانی مدرن، رسانه نهفقط ابزار اطلاعرسانی بلکه ابزار مشروعیتسازی است. نقدی که میتوان به کتاب وارد کرد، نبود راهحلهای عملی یا جایگزینهای رسانهای مستقل است. چامسکی بیشتر بر افشاگری تمرکز دارد تا بر ارائهی مدلهای جایگزین. با این حال، همین افشاگریها برای من در مسیر فهم «رسانه بهمثابه قدرت» بسیار مؤثر بودند.
از صفحات اول این کتاب چند تا جمله براتون انتخاب کردم ولی بعد از این انقدر مطالب جالب میشه که بهتون پیشنهاد میکنم کتاب رو بخونید:
– نخست از طریق تقابل میان دو ادراک مردم سالاری آغاز میکنیم. یک ادراک مردم سالاری ادعا دارد که جامعه مردم سالار، جامعهای است که در آن مردم از طرق مشخصی در مدیریت امور خود شرکت میکنند و اینکه وسایل ارتباطی آزاد و در دسترساند … یک تعریف دیگر از مردم سالاری این است که میباید مردم از مدیریت مسائلشان محروم کرده و به شیوهای خشک و غیرقابل انعطاف امکانات اطلاعرسانی را تحت انقیاد قرار داد.
– این بینشی است که به صدها سال قبل باز میگردد … مبنی بر اینکه پیشتازانی از روشنفکران انقلابی به حاکمیت برسند، انقلاب تودهها را، که آنها را به قدرت رساندهاند، به کار گیرند، آنگاه تودههای ناآگاه را به سوی آیندهای رهنمون شوند که نادانتر و جاهلتر از آنند که در رویاهایشان برای خود در نظر گیرند.
– اصل اخلاقی الزامآور این است که تودهها صرفا ناآگاهتر از آنند که قادر به درک مسائل باشند. اگر برای ادارهی امور خود تلاشی ارائه دهند، فقط ایجاد دردسر خواهند کرد، در نتیجه غیراخلاقی و نامناسب خواهد بود.
– در نتیجه برای رام کردن «گله گمشده» به ابزاری نیاز داریم، و این همان انقلاب نوین در هنر مردم سالاری است: تولید رضایت، رسانه، مدارس و فرهنگ عمومی میباید تقسیمبندی شوند.
– … در بطن آنچه امروز دولت تمامیتخواه یا نظامی مینامیم این عمل ساده است. فقط یک چماق بالای سرشان نگاه میدارید و اگر از خط خارج شدند محکم بر سرشان میکوبید. ولی با گذشت زمان که جامعه آزادتر و دموکراتیکتر شد این قابلیت را از دست میدهید، از این رو میباید به فناوریهای «هیاهوی سیاسی» روی کنید.