درباره کتاب
این کتاب گزیدهای از سخنرانیها و درسگفتارهای شهید بهشتی در حوزه فلسفه دین است که در آن او به کندوکاو عمیق درباره رابطه عقل، دین، اخلاق، زیست فردی و اجتماعی و غایتمندی زندگی میپردازد. کتاب با زبان روشن، اما ژرفاندیشانه، تلاشیست برای پاسخ دادن به این پرسش بنیادین: “چرا دین؟” و “نسبت دین با آزادی، رفاه، عدالت و رشد چیست؟”
فرازی از کتاب
«رفاه کی مبتذل میشود؟ وقتی غایت کار باشد.»
این جمله کوتاه در صفحه ۵۷ کتاب، در دل خود یک نقد فلسفی عمیق دارد: وقتی رفاه از وسیلهای برای رشد انسانی به هدف نهایی زندگی تبدیل شود، از مسیر معنا خارج و به ابتذال کشیده میشود. شهید بهشتی از منظر فلسفه دین هشدار میدهد که رفاه بدون جهتگیری ارزشی، میتواند به گونهای از سطحینگری فرهنگی و افول انسانی منجر شود.
در دنیای امروز که رفاه اقتصادی، آسایش تکنولوژیک و مصرفگرایی تبدیل به غایات زندگی بسیاری شدهاند، این جمله مثل زنگ بیدارباشیست برای بازنگری در ارزشها و الگوهای زندگی فردی و اجتماعی.
نقد مفهومی
شهید بهشتی در این اثر، فلسفه دین را در خدمت بازخوانی زیست انسانی در نسبت با معنا قرار میدهد. نقد او نه به رفاه بهعنوان یک وضعیت مطلوب، بلکه به مطلقسازی آن است. از نظر او، انسان باید از رفاه عبور کند و به مرحلهای برسد که رفاه صرفاً ابزاری برای تحقق غایتهای والاتر باشد—از جمله رشد فکری، اخلاقی، ایمانی و اجتماعی.
در این نگاه، دین صرفاً مجموعهای از احکام نیست، بلکه نقشه راهی برای زندگی معنادار است که انسان را از سطح زیستی به زیست غایتمند ارتقاء میدهد.